اصلاحات سیاسی و انسجام داخلی، گامی به سوی امنیت
اگرقرار باشد تخم صلح کاشته شود باید در خاکی کاشته شود که گیاهان هرزه اختلافات داخلی ازاین زمین بر چیده شده باشد. این خاک با وجودگیاهان هرز اختلاف و پراگندگی تخم صلح را بارور نخواهد کرد.
اولین گام ونخستین قدم برای ایجاد صلح در کشور بوجود آمدن فضای اعتماد میان حکومت گران است. افزون بران که جناح های حکومت هنوز بر سر تقسیم قدرت به تفاهم نرسیده اند، و بسیاری ازمسند های قدرت بدون مقام رسمی باقی مانده است، مدتی است که از حضور جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری خبری نیست. خبر های جسته وگریخته حاکی ازآنست که میان رئیس جمهورغنی ومعان اول او اختلافات پررنگ ودامنه داری بروز کرده است، که جنرال دوستم از حضور در کابینه ودر کنار اشر فغنی خود داری می کند. این که اختلاف میان سران حکومت روی چه مبنا صورت گرفته است، هنوز اظهار نظر رسمی صورت نگرفته ولکن خبر هایی جسته وگریخته حاکی ازآنست که با طرح جنگی جنرال دوستم موافقت صورت نگرفت ازاین جهت اواز حکومت دل ناخوش است. نقل قول هایی که از جانب او صورت گرفته او حکومت را متهم داشته زمانی که طرح اورا قبول نکردند، قندز سقوط کرد . این گفته ها نشان می دهد که شخص اشرفغنی با طرح ها ویا پیشنهادهای عملیاتی جنرال موافق نبوده که این بی توجهی جنرال را ازکنار حکومت بیرون برده واکنون رغبتی به باز گشت او در کنار حکومت دیده نمی شود.
این خبر ها زمانی به بیرون درز می کند که تیم های تشکیل دهنده حکومت ملی هنوز به مفاد تفاهم نامه ای که امضا کرده عمل نکرده اند. از جمله کمیسیون های انتخاباتی بعد از یک سال هنوز اصلاح نشده است.
یکی از مفاد تفاهم نامه میان هردوتیم تغیر قانون اساسی وتغیر سیستم حکومتی است که با مقدماتی همراه است..از جمله انتخابات شوراهای ولایتی و ولسوالی ها تا زمینه تشکیل لویه جرگه را فراهم کند. هنوز این برنامه های مهم وحیاتی روی دست گرفته نشده است . وعده هایی که هم رئیس جمهور اشرف غنی داده که انتخاات در سال آینده بر گزار می گردد با وجودموانع ومشلات فراروی کنونی، هیچ معلوم نیست که عملی شود یا خیر؟
به هر صورت حکومت وحدت ملی وارث یک حکومت فاسد و باند باز وقوم گرای بود.
حکومتی که برنابسانی های سیاسی افزود. بعد ازچهار ده سال دست آورد قابل ملاحظه ای ازان حکومت بر جای نماند. کاستی های عمده حکومت کرزی را،سران حکومت وحدت ملی می دانستند وباید برای جبران آن تلاش می ورزیدند. اما علی رغم این آگاهی وگذشت زمان نه تنها گامی درجهت بهبود گذشته برداشته نشده است که مشکلات بیشتری بوجود آمده واختلافات زیادتری بروز کرده است.
اقای اشرفغنی می داند که یکی ازشانس های حضوراو در مسند ریاست جمهوری حضور جنرال دوستم ودر مجموع حضور قوم ازبیک در انتخابات بود. اما اختلاف او با معاون اول به معنای آنست که رئیس جمهور در ادامه حکومت دید گاه های معاون خود را لحاظ نکرده و بدیدگاه های جنرال وقعی ننهاده است . این گونه تک روی ها و واستغنای کاذب، هم باعث بروز نوعی دیکتاتوری می گردد وهم بر وضعیت کنونی واینده کشور تاثیر منفی برجای می گذارد.
مقام های حکومتی لابدمی دانند که هیچ کس دراین کشور از چنان توان ودرایتی کافی ووافی برخوردار نیست که یک تنه وبه تنهایی بتواند بر مشکلات و دشواری های کنونی کشورفایق آید.
لذا می طلبدکه رئیس جمهور با هاضمه فراختر وچشمان گشوده تر، همه طرف ها را در گرد حکومت جمع کند و از سخن و یاعملی که اتحاد وهماهنگی ملی رادچار خدشه کند پرهیز نماید.
بویژه درشرایط کنونی و درآستانه نشست دوم مقدمات صلح با طالبان ،بر حکومت بیش از پیش لازمست که رقابت های داخلی رابه فرصت های همگرایی وتحمل تبدیل کند تا وحدت وهمبستگی دردرون نظام سیاسی کشور هرچه بیشتر تحکیم پیدا کند.
اگر بدون حضور دوستم وامثال او مذاکره صورت گیرد و به نتایج مطلوب هم برسد،بازهم حضور قدرت مند دوستم درتسهیل روند صلح سهم ونقش عمده ای خواهد شد، وعدم حضوراو می تواند خلای قابل توجهی رابوجود آورد.
بهرحال حکومت داری درافغانستان با تنگ نظری ها وخود مداری ها وحذف دیگران امکان پذیر نیست. بویژه در شرایطی که افغانستان قرار دارد،هیچ جناحی با هرتوان وقدرتی که حایز باشد به تنهایی از عهده مشکلات نمی تواند موفق برون اید. لذا همه آگاهان ودلسوزان وسیاسیون کشور بدین باور اند که نمی توان با مشکلات دست وپنجه نرم کرد مگر اینکه انسجام درونی در حکومت وجود داشته باشد وهمه نیروها یک دیگررا تحمل کنند.صلح وایجاد امنیت سرتاسری وتحکیم وتثبیت آن بدون هماهنگی وایجادانسجام درمیان حکومت گران بسی دشواراست.
بنابراین اصلاحات می تواند هم وسیله مبارکی برای بهبود وضعیت انتخابات وحضور مردم در صحنه باشد وهم می تواند به مثابه یک هدف مقدس مورد توجه قرار گیرد.