. سخن گوی وزارت خارجه افغانستان گفته است که طرح حکومت موقت، افغانستان رابه سوی ثبات وصلح نمی برد.هم چنان گفته است که راه مصالحه از سوی حکومت افغانستان قبلا اعلام شده است وشرایطی رابرای پیوستن گروه طالبان به روند صلح پیشنهاد کرده است . طرح  حکومت موقت از سوی نماینده ی حزب حکمت یار در نشست پاریس مطرح شده است . خارجی ها وبه ویژه غربی ها نیز ازاین نشست تمجید با احتیاط کرده اند وبرخی اظهارداشته اند ،با آن که این نشست  دست آوردی نداشت؛ اما همین که افغان ها توانستند دور هم جمع شوندونقطه نظرات یک دیگررا بشنوند خود می تواند گامی به سوی مصالحه باشد. برخی باز خورد ها به صورت تحلیل های نوشتاری نیز به نشر رسیده است از جمله در وبسایت بی بی سی که چندان اهمیت کاربردی وعملی ندارد وصرف یک دید گاه آفاقی وبه دوراز واقعیت های عینی افغانستان می تواندباشد. این نشست با استقبال شرکت کنندگان غیر دولتی نیز همراه با حزم واحتیاط بوده است.   پرسشی که مطرح می شودآنست که ایا واقعا آن چه طالبان خواستار آن بودند خواسته های آنها است یا آن که نمایندگان طالبان خواسته های پاکستان را مطرح کردند؛ زیرا  هیئات طالبان بر سه نکته تاکید گذاشتند . با حکومت افغانستان مذاکره نمی کنند؛با پیمان امنیتی افغانستان وامریکا مخالف هستند ؛ونیرو های خارجی باید افغانستان را ترک کنند. این پیشنهادها دوعلت عمده می تواند داشته باشد. یکی این که واقعاطالبان خواستارمصالحه نیستند واگرقصد ونیتی در کار باشد وآنان واقعا خواستار مصالحه باشند و به این واقعیت دست یافته باشند  که راهی جز مصالحه نیست به جای این گونه پیش نهاد ها ازمیکانیز م شرکت خود درقدرت سخن می گفتند ونوعی سازو کاری راپیش نهاد می کردند که جایگاه آنها درآن تعریف شده باشد. در صورتی که اصلا سخنی از ساختارقدرت اینده  وجایگاه خود نگفته اندواز شرایط شرکت خود درقدرت سخنی به میان نیاورده اند. مورد دومی که از نماینده های طالبان انتظار برده می شد سازوکار مصالحه است . طالبان می دانند که در شرایط کنونی آنان تنها با حکومت افغانستان طرف نیستندوبا حکومت افغانستان نمی جنگند؛ بلکه با مردم افغانستان سر ستیز دارند درحملات انتحاری آن گروه اگر دو درصد نیروهای وابسته به حکومت تلف می شود باقی آن مربوط به مردم افغانستان است. گروهی که سر میز مذاکره می نشیند ومی خواهند راه صلح را پیش گیرند باید به این امور مهم اندیشیده باشند.    از یک سوی با حضور نیرو های خارجی در افغانستان مخالف  اندوخواهان خروج آنها از افغانستان می باشند وهم چنان حکومت افغانستان را به رسمیت نمی شناسند چون دست نشانده خارجی ها می دانند؛ اما از سوی دیگر گفته اند که با امریکا می خواهند  مذاکره کنند. این گونه برخورد ها وموضع گیری ها تناقض اشکار است. اگر حکومت افغانستان به زعم طالبان حکومت دست نشانده است اما به هرحال یک نیروی داخلی واز افغانستان است، چگونه می توان این تناقض  راحل کرد که گروهی با حکومتی نتواند مذاکره کند که صبغه وجه داخلی دارد اما با خارجی ها بر سر میز مذاکره بنشیند که جز به منافع کشور خود نمی اندیشند. چگونه می توان توجیه کرد که حکومت دست نشانده( به قول طالبان)مشروعیت مذاکره را نداشته باشد اما حامیان این حکومت مشروع باشد وطالبان حق خودرا ازآنها مطالبه کند وبرخاک افغانستان حکم برانند؟

   به دید نگارنده نشست پاریس ازاین جهت مهم نیست که طالبان حاضر شده اند با گروه های مختلف افغان وارد مذاکره شوند؛ بلکه ازاین جهت اهمیت دارد که فشارهای غرب وامریکا تاثیر مطلوبی بر تغیر مواضع پاکستان داشته است  وآن  کشوررااوادار کرده که طالبان را به پاریس بفرستند.اگر چنانچه فشار های ایالات متحده بر حکومت وساز مان استخبارات پاکستان افزایش یابد، بی گمان این آمادگی بیش از پیش خواهد شد وپاکستانی ها اجبارا تن به مصالحه خواهند داد. دست آورد دیگری که می تواند داشته باشد آنست که رسا نه های حکومت می تواند تناقض گویی های طالبان را برجسته کند تا برخی عناصر نادان ونا آگاه طالبان دست از جنگ وخشونت بر ضد هم وطنان خود بردارند وبدانند که رهبران طالبان جز تزویر ودروغ چیزی در چنته ندارند . آمارت اسلامی ودفاع از اسلام هم لایه نازکی است که برروی دروغ های وابستگی های خود کشیده اند.از جهت  دیگرجنگ طالبان بر ضد نیرو های خارجی نیز فریبی بیش نیست،انها حاضر هستند با خارجی ها یی بر سر میز مذاکره بنشینند که آنها راکافر می نامند؛اما با داخلی ها وحکومت افغانستان حاضر نیستند مذاکره کنند پس معلوم می شود که روحیه خارجی ستیزی طالبان وآنها راکافر خواندن بیشتربازی کردن با ذهن افراد دون پایه این گروه وانان را در نا آگاهی قرار دادن است .

   گرچه خوش بینی هایی به وجود آمده است؛ اما به نظر می رسد که دردل این گونه نشست ها صلح پرورده نمی شود. برای ایجاد صلح باید بندناف وابستگی طالبان به پاکستان بریده شود واین امر وقتی اتفاق می افتد که پاکستان بیش از پیش تحت فشا ر قرار گیرد وحکومت افغانستان نیز با رفتار های غیر عاقلانه زمینه های تنش میان افغانستان وکشور های غربی به ویژه ایالات متحده امریکارا فراهم نکند. متاسفانه فرافگنی هایی که حکومت آقای کرزی در پیش گرفته است  نه تنها مشکل کشوررا حل نمی کند که زمینه های برگشت نا امنی وخشونت را بیش از پیش فراهم می آورد . اگر آقای کرزی می دانست ودر گفتار خود صداقت داشت بایدزبان به دندان می گزید از گفتن برخی سخنان پرهیز می کردتا افغانستان به قدری قوی ونیرو مند شود که بتواند از منافع خود دفاع کند ونیروهای افغان به قدری قدرت بیابند که بتوانند امنیت کشور را تامین کنند. سخنان اقای کرزی اگر حق هم باشد همانند تولد کودک قبل از وقت است که نه تنها امیدی برای پدرو مادربه ارمغان نمی اورد که بسا زحمت هایی را تحمیل می کند.