لویه جرگه قومی به جای پارلمان مدرن!
آقای کرزی بعد ازسفر به آمریکا در یک نشست خبری شرکت کرد ومذاکرات خود با سران ایالات متحده امرکارا با خبر نگاران در میان گذاشت.رئیس جمهور کرزی طبق معمول از هر دری سخن گفت ودر باره همه چیز اظهار نظر کرد. از پیمان امنیتی کابل- واشنگتن نیز سخن گفت وبه پرسشی که در باره پیمان امنیتی کابل -واشنگتن مطرح شد نیز پاسخ گفت . اقای کرزی گفت که امریکایی ها خواستار امضای این پیمان هستند واین حکومت افغانستان است که باید این امررا با مردم افغانستان در میان بگذارد تا مردم در باره آن اظهار نظر کنند. این سخنان در حالی بیان شد که رئیس جمهور کرزی در نشست خبری ای که در واشنگتن داشت، گفت که مردم افغانستان خواهان امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند.پرسشی که درذهن متباردر می شود آنست که اگر اقای کرزی می دانست که مردم افغانستان خواهان امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند پس چرا به امضای آن مبادرت نورزید وبا دیگر آن را به تشکیل لویه جرگه موکول کرد. اگر از دید گاه مردم افغانستان آگاهی ندارد چرا او در اظهارات خود گفت که مردم افغانستان خواهان امضای آن پیمان می باشند. این تناقض گویی ها ی اوکه پرسش های فراوانی را مطرح کرده است . نخستین پرسش آنست که وقتی اقای کرزی در امریکا سخن از موافقت مردم گفت به معنای آنست که او خواهان امضای آن پیمان است اما بیم ازآن دارد که با امضای پیمان نامی بدی از خود بر جای بگذارد؛ زیرا او می داند که امضای آن پیمان بدون پذیرفتن امنیت قضایی سربازان امریکایی در افغانستان نا ممکن است وبا پذیرش این امر او دست سربازان امریکایی را در عملکرد خود باز می گذارد وقدرت خودرا محدود می کند لذا نمی خواهد این نام را بعد از دوران ریاست جمهور با نام خود گره خورده ببیند؛ازاین روی می کوشد یک رئیس جمهور باز نشسته خوش نام باشد و کمترین نقطه ضعفی درزندگی او نباشد!. این تمهیدات در حالی به کار بسته می شود که که عمل کردحکومت اقای کرزی دریازده سال گذشته آکنده از اشتبا ه بوده وحکومت او از فاسد ترین حکومت های جهان نام گرفته است .هم نهادهای داخلی وهم مجامع بین المللی حکومت اورا بد نام ترین حکومت دانسته اند. لذا اگراو بخواهد نام او به نیکی برده شود نباید به طفره رفتن از پیمان امنیتی اکتفا کند بلکه تلاش ورزد تا اندکی از سیاهی های بسیاررا از حکومت خودبشوید.اما برخی تحلیل گران تنها نگرانی آقای کرزی را ازآینده شخصی او نمی دانند بلکه بدین نظر اند که اقای کرزی با در نظر گرفتن فشار های بیرونی دست به تدویر لویه جرگه خواهد برد زیرا تدیر لویه جرگه باری از دوش رئیس جمهو رکمتر می کند واو خواهد توانست در برابر منتقدان داخلی وخارجی ایستادگی کند وبه استناد های لویه جرگه توسل جوید. عمده فشا رها یی که ممکن است بر حکومت افغانستان وارد شود واومی خواهد از لویه جرگه به مثابه یک چتر حمایتی استفاده کند. یکی فشار های همسایگان افغانستان است که ازهنگامی که پیمان امنیتی مطرح شده است، کوشیده اند ذهنیت هارا آماده کنند تا پیمان امنیتی با ایالات متحده امریکا امضا نشود. همسایگان بیم ازاین دارند که حضور دراز مدت امریکا در افغانستان ممکن است امنیت وثبات آن کشور هارا مختل کند ودر نتیجه ناامنی افغانستان در آن کشور ها نیز سرایت کند. لذااقای کرزی با تدویر لویه جرگه می کوشد به همسایگان افغانستان نشان دهد که امضای پیمان ناشی ازاراده مردم افغانستان است، اگر مصئونیتی هم به نیرو های امریکا داده است نه خواست او وحکومت تحت امر او، بلکه خواست مردم افغانستان بوده است. اوچون تسلیم خواسته های مردم کشور است پذیرش شرایط امریکارا نیز بر اساس خواست مردم افغانستان قبول کرده است .وفشار دیگری که بر حکومت افغانستان وارد خواهد شد،باز هم فشار همسایگان افغانستان خواهد بود اما نه این بار به صورت مستقیم، بلکه این بار توسط طالبان اعمال خواهد شد. بدین صورت که درآستانه سفر آقای کرزی به امریکا، اعلامیه ی از سوی طالبان صادر شد وبا پیمان امنیتی مخالفت شده بود وگفته بود که با پذیرش پیمان امنیتی، مخالفت طالبان(امارت اسلامی!) با حکومت ادامه خواهد یافت اما طالبان تصریح نکرده بود که اگر پیمانی امضا نشود آنها حاضربه پذیرش شرط های حکومت افغانستان خواهند بود یانه؟ در صورتی که قبل ازاین حکومت ا قانون اساسی افغانستان مورد قبول آنها واقع نشد. به هرروی گرچه تدویر لویه جرگه ودر خواست راه حل همه دشواری های کنونی کشور ازآن جرگه ،امر صواب ومطلوبی نیست واگر اقای کرزی می کوشید مشروعیت امضای پیمان امنیتی را از پارلمان کشور طلب می کرد بسیارمطلوب ترومطبوع تر بود تا تدویر لویه جرگه ، که هم هزینه های گزاف مالی وپولی به همراه دارد وهم زمان فراوان می طلبد. ولیکن به نظر می رسد که اقای کرزی بر پارلمان کشور نیز اطمینان ندارد. ازاین روی است که می کوشد امضای پیمان ر ا از طریق لویه جرگه رسمیت دهد. قابل یاد اوری است که طالبان با آن که به ظاهر مخالف امضای پیمان امنیتی با امریکا هستند ولیکن واقعیت آنست که سماجت طالبان در خشونت پراگنی واستمرار وضعیت کنونی سبب شده است که حکومت افغانستان راه های تحقق امضای پیمان راهبردی با امریکارا بررسی کنندواگر طالبان واقعا خواستار ختم جنگ وخشونت در کشور بودند وبه نتایج وپی آمد های جنگ وقوف داشتند که تداوم خشونت باعث می شود که راه های مقابله با خشونت نیز مورد توجه قرار گیرد بی تردید راه سماجت را کنار می نهادند وبه سوی صلح وثبات درافغانستان گام می نهادند. اما متاسفانه آن گروه از درک شرایط کنونی دنیا وافغانستان چنان بی بهره هستند که حتا تمام پستی ها وپلشتی هارا به جان می خرند ،زندان ها وتحقیر های پاکستانی هارا تحمل می کنند اما نشستن در کنار مردم خود وزندگی با شرافت را قبولدار نیستند. باید طالبان این درس را نیز یاد گرفته باشند که تداوم خشونت، می تواند سبب گزینه های دیگری نیز شود وکار به جایی برسد که با کمترین امتیازی شرایط حکومت برای دست کشیدن از خشونت را بپذیرند .این امر دشواری نیست فقط اگر به وضعیت اشفته حاکومت پاکستان بنگرند بی تردید به این نتیجه خواهند رسید که زمانی مانور آنها روز به روز کوتاه می شود وزمینه های معامله بیشتر می گردد.