استراتژی جدید؛ نیاز یا گمراه کردن مردم؟
. آقای کرزی نیز با همین شگرد ها توانسته است در ده سال حکومت خود گاهی افکار عمومی را به خود مشغول دارد تا هم مودر تحسین واقع شود وهم این گونه القا کند که او نسبت به کشور وجامعه خود دل می سوزاند. سخنانی که در چند روز گذشته بر زبان راند یکی از ده ها سخنان بی قاعده ودهان پرکن اودریازده سال گذشته است. رئیس جمهور کرزی اظهار داشت که خارجی ها باید هر چه زودتر مسئولیت های امنیتی را به ینرو های افغان بسپارد تااو سیاست های استراتژیک خود در قبال کشورهارا تدوین کند. این سخنا ن به معنای آنست که او تا هنوزسیاست های ملی -استراتژیکی نداشته است وبار دیگر سخنان آقای کرزی آنست که حضور خارجی ها باعث گشته است که حکومت او نتواند به تدوین این سیاست بپردازد . منظورغیر مستقیم او دراین سخنان مردم افغانستان از یک سو وجامعه جهانی وکشور های منطقه از سوی دیگراست. حال این پرسش مطرح می شود که واقعا افغانستان نیاز مند یک سیاست استراتژیک است یا این که این گونه سخن راندن به معنای فریب افکار عمومی است که گهگاهی بیان می شود؟
بدون تردید افغانستان نیازمند یک سیاست مدون واستراتژیک است ؛ اما این که تدوین این سیاست را خارجی ها مانع شده باشند جای تردید جدید وجود دارد. آنچه در حکومت آقای کرزی درمدت یازده سال گذشته وجود نداشته است دید گاه استراتژیک سیاسی بوده است. اگر تلاش های حکومت دراین راه معطوف می گشت وحکومت خودرا موظف به تدوین یک برنامه استراتژیک می کرد بدون شک افغانستان در سیاست خارجی خود این قدردچار سر در گمی نمی بود. دریاز ده سال گذشته بیش از چهل کشور دنیا در افغانستان حضور نظامی وسیاسی پررنگ داشتند.شعار محوری این کشورها،مبارزه با تروریزم وکمک به حکومت افغانستان برای ایجاد نهاد های دموکراتیک ومدنی وحکومت داری مطلوب بود وباید بعد ازیاز ده سال یک حکومت مطلوب وقابل قبول برای مردم افغانستان به وجود می آمد. حد اقل این انتظار برده می شد که حکومت افغانستان رکورد دارفسادنباشد وهمچنان حد اقل مطالبات مردم با کار کرد حکومت برآورده می شد وزمینه های توسعه وتحکیم حکومت داری مطلوب برای حکومت های آینده فراهم می گردید. اما متاسفانه حضور قدرت مند کشورهای خارجی در افغانستان، گاه چنان مورد تحسین وتمجیدقرار گرفت واین گونه وانموده شد که حضور نیرو های خارجی حلال همه مشکلات کشور خواهد بود ازهمین دید گاه نا درست ونا سخته با کشور های گونا گون از جمله همسایگان افغانستان سخن گفته شد. اگر با کشور های همسایه رجز خوانی شد نیز ازهمین پایگاه بود وحکومت می پنداشت که با حضور کشور های خارجی وبه ویژه غربی ها، افغانستان از چنان جایگاه وموقفی برخوردار است که می تواند سر ستیز با هر کشوری داشته باشد ونا حق را حق کندوازان ها بستاند. این هیجان های سیاسی دیردوام نکرد وسر حاکمان ما به سنگ لحدواقعیت خورد ومعلوم شد که کشور های بیرونی برای به دست آوردن منافع خود در افغانستان هستند؛ وکمتر کسی یاحکومتی به اندیشه بهروزی مردم افغانستان وتقویت حکومت داری مطلوب است باروشن شدن این واقعیت برای حاکمان کشور ماروش های برخورد حکومت بتغیر کرد وسازهای دیگری نواخته شد؛ در مجموع سیاست حکومت اقای کرزی درصدد یک رابطه سالم سیاسی وبا در نظر گرفتن همه زمینه وها وپیش فرض ها وتفسیر ها نبود. بلکه حضور خارجی ها نه یک فرصت برای بدست آوردن ، بسط وتحکیم منافع که یک زمینه تمرین سیاسی آزمون وخطا بود.همین دیدگاه غیر راهبردی بود که بعد ازده یازده سال هم اکنون آقای کرزی به فکر یک راهبرد سیاسی افتاده است وگمان می برد که با رفتن نیرو های خارجی یا کمرنگ شدن حضور آنهامی تواند به این مهم دست یابد. همین دید گاه منفی نسبت به گذشته است که برخی گمان می برند وبدین نظر اند که آنچه اقای کرزی انجام می دهد نه تدوین یک سیاست راهبردی بلکه فریب مردم است . وحکومت می پندارد که با در انداختن این گونه سخنان، می تواند ذهنینت مردم رااز نا کامی های ده سال گذشته منحرف کند وبه سوی دگری معطوف دارد.ده سال گذشته فرصت مغتنم وپرارجی بود وباتکیه برحضور نیروهای خارجی به ویژه حضورایالات متحده امریکا، حکومت می توانست یک سیاست راهبردی تدوین کند واز حضور خارجی ها در کشور سود ببرد. مثلا درده سال گذشته می شد مشکلات مرزی میان پاکستان وافغانستان با پوتانسیل های حضور خارجی ها در افغانستان حل وفصل شود و این استخوان گلو گیر برای همیشه به دور انداخته شودومشکلی باقی نماند. اما این کار صورت نگرفت بیرون شدن نیرو های خارجی از افغانستان یاکم تاثیر شدن حضور آنها باز هم مشکلات به صورت حادتری ایجاد خواهد شد چه بسا مشکلات بیشتری نیز خلق شود. با سایر کشور ها نیز می توانست با تدوین یک سیاست راهبردی رابطه متوازنی ایجاد گردد کما این که این گونه نشده است . دورویی ها یی که برخی همسایگان ما دارد این باوررا به وجود آورده است که بسیاری مترصد هستند تا نیروهای خارجی خاک افغانستان را ترک گویند وآنها بارد دیگر به تسویه حساب های گذشته بپردازد. برخی ها گمان دارندکه سخنا ن دلگرم کننده مقام های پاکستانی برای وقت کشی وفرصت سوزی است تا زمانی که نیروهای خارجی از افغانستان خارج شوند، آنگاه روز از نو وروزی ازنو. آسیاب اختلافات بار دیگر به چرخش در خواهد آمد وبار دیگر توان وظرفیت های فراوانی طعمه خواهد شد. به هر حال اگرچنانچه آقای کرزی درصدد تدوین یک راهبرد سیاسی برای کشور باشد لازمست که با همه نیرو های ملی تماس بگیرد؛ سیاستی را اتخاذ کند که دید گاه های همه گروه های سیاسی را برآورده کند وبتواند توازن وتوافقی حاصیل گردد.