. آخرین تلاش ها ازاین دست، نشست پاریس بود که حدود یک ماه قبل درشهر پاریس فرانسه بر گزار گردید. وبراین محور می چرخید که میان گروه های متخاصم تبادل نظر صورت گیرد وراه های تفاهم هموار تر گردد.رهایی سران طالبان از زندان های پاکستان گرچه با تردید هایی همراه است اما گفته می شود که با میانجیگری حکومت افغانستان صورت گرفته است ومی ر ساند که افغانستان در گفت وگوی صلح حسن نیت دارد واز هر بهانه ای سود می برد تا مذاکرات صلح به نتیجه برسد. در مجموع آنچه قابل تامل است ومی تواند سال آینده را بهتر از سال گذشته ترسیم کند ،قراین وشواهدی است که در سیاست های کشورهایغربی تا ثیر گزار درمنطقه ایجاد شده است .در هفته های اخیر اعلام شد که طالبان پاکستان نیز آماده مذاکره با حکومت آن کشورشده اند اما اعلام این خبر نیز می تواند سر اغاز یک فرایند جدید تلقی گردد. هم برای مردم افغانستان وهم برای مردم پاکستان.برای مردم افغانستان  ازاین جهت مهم است که طالبان پیوند وپیوستگی سیستمی با هم دارند،صلح آن گروه بر جنگ این گروه نیز بی تاثیر نخواهد بود. این اعلام قبل ازان که ناظر به نتایج آن باشد،به نفس این رویکرد معطوف است واین معنارا می رساند که پاکستان درفرازی دیگری از سیاست های خود قرار گرفته است که ممکن است پیروزی دراین سیاست سبب تداوم حکومت حزب مردم در پاکستان نیزشود . سپری شدن سال گذشته کشورهای غربی را نیز به تکاپوی بیش از گذشته اواداشته است که بیرون شدن از افغانستان توام با دست اوردی مهم وقابل قبول برای شهروندان آن کشور ها باشد. ازاین روی است که رها شدن طالبان اززندان های پاکستان ورویکرد صلح خواهانه  حکومت وسران اردوی پاکستان، پیروزی فشارغرب برآن کشورتلقی می گردد وچنین گفته می شود که فشار سیاسی ونظامی غرب به ویژه ایالات متحده امریکا نسبت به پاکستان به بار نشسته است وسران حکومت آن کشوررا وادار ساخته است که تن به مصالحه دهند واز برخی امتیاز های نا موجه پرهیزکنند.بر اساس گفته های برخی کار شناسان، اگر پاکستان سیاست های خود در قبال طالبان را تغیر ندهد وهم چنان بر مواضع ضدیت با غرب پا ی بفشارد ممکن است که تجزیه پاکستان به واقعیت تبدیل شودوفرایندی که بر گشت آن برای حکومت پاکستان هزینه های فراوانی به همراه خواهد داشت .بنابراین این فشارهای پیدا وپنهان امریکا باعث گشت که سازمان استخبارات پاکستان را به سرعقل آورد وراه مذاکره را در پیش گیرد. اگر مجموعد این تحولات را با دیده مثبت بنگریم این گونه می توان داوری کرد که افغانستان در سال آینده به سوی صلح وثبات گام بر خواهد داشت، گرچه که پیش بینی درسیاست امر دشواری است. طالبان نیز اگر سررشته از سیاست می داشتند وتحولات دنیارا گام به گام تعقیب می کردند ، می دانستند که سرنوشت سیاسی آنها نیز گره خورده با مجموع تحولاتی است که در حال رخ دادن است . اگر چنانچه اراده های سیاسی  کشور های درگیربا طالبان بر این قرار گیرد که صلح در افغانستان بر قرار گردد  این امر تحقق خواهد یافت وطالبان اگر بر مرکب لجاجت سوار باشند وروی از صلح بر تابند بی گمان درزیر گام تحولات لگد مال منافع کشورهای ذی دخل خواهند گشت. اگرامروزنیز زنده هستند ونفس می کشند به معنای آنست که هنوز اختلاف برسرمنافع میان کشورذی نفع وجوددارد. اگر این اختلاف ها حل شود کما این که شواهد حاکی ازانست ،طالبان بدون گرفتن هیچ امتیازی به سرد خانه تاریخ سپرده خواهند شد. اگر شرط های ایالات متحده امریکا از سوی پاکستان پذیرفته شود بی درنگ کمک های آن کشور به پاکستان سرازیرمی شود وپاکستان حاضر خواهد بود که بدون خواست طالبان آنان را در معرض معامله سیاسی قرار دهندوبرای همیشه درد سر طالبان را از خود دور کنند. با توجه به این که وزیر خارجه ی جدید دولت اوباما -که ممکن ست روز های آینده بدین سمت گمارده شود - پاکستان را ازنزدیک می شناسد ونقطه ضعف های آن را خوب می داند با تطمیع وتهدید  پاکستان را وا خواهد داشت تا باسیاست های آمریکا در منطقه خودرا هماهنگ کند. اگر چنین امری صورت گیرد طالبان در معرض تهدید بیشتر قرار خواهد گرفت . این که زمام داران پاکستان دریک دهه ی گذشته خواستند باایجاد تقابل میان آمریکا وچین منافعی به کسب کنند گویا به این نتیجه دست یافته اندکه چین ممکن است از نظر اقتصادی جایگاه بلندی در منطقه داشته باشد اما  چینی ها حاضر نیستند ازرشد اقتصادی خود صرف نظر کنند وخودرا در تنش با کشورهای دیگر قرار دهند. آن گونه که در ماه های اخیر سال گذشته رو نما شده است اگرروند سیاست به همین سمت وسوی ادامه یابد، درسال آینده طالبان با دورویکرد مواجه خواهند شد.یا به روند مصالحه با حکومت افغانستان می پیوند وکج قلقی هارا به یک سو خواهند نهاد یا آن که فشار سنگین نظامی بر این گروه چنان شدت یابد که این گروه بدون دست آورد سیاسی تسلیم شوند . نگارنده تصور می برد که طالبان به نوعی توهم دچار شده اند، چنین تصور می برند که تمام مجاری قدرت دردست آنها است وآنها می توانند به هر نحوی عمل کنند؛ اما اگر نیک نگریسته شودکه این گونه نیست که آنان تصور می برند بلکه فعالیت های آنها بسته به مجموع گزاره های سیاسی بین المللی است. حکومت افغانستان ،نیرو های سیاسی خارج از حاکمیت همه به دنبال راه حل سیاسی هستند و می خواهند بخشی از شهروندان کشور بدون کمترین آسیبی به دامن کشور برگردند، دست از خشونت بردارند وبه زندگی عادی خود ادامه دهند. هر گروهی که از متن مردم بر نخاسته باشدوپشتیبانی مردم را نداشته باشد وصرف حمایت بیرونی ها آنهارا فعال نگاهد اشته باشد ؛بی درنگ ودریغ روزی مورد معامله قرار خواهند گرفت .وآنگاه بدون هیچ دست آوردی رویبه  نابودی خواهند گذاشت.

 به هرروی اگر اینده در آئینه سال گذشته دیده شود چندان امیدی نمی رود اما تحولاتی که در کشورهای بزرگ جهان رخ داده است، شکل گیری روندی جدید ی را نوید می دهد. اگر این روند کماکان ادامه یابد بی تردید که بر سرنوشت صلح وثبات در افغانستان تاثیر مثبت بر جای خواهد نهاد.