حکومت قومی ذاتا فاسد است
فاسد خواندن حکومت یکی از آسان ترین نقد هایی است که تا هنوز بر حکومت اقای کرزی رفته است . هم نهاد های مدنی افغانستان ،حکومت را فاسد می دانند ومورد نقد قرار می دهند وهم نهاد های بین المللی، این حکومت را فاسد ترین حکومت دانسته اند . همه انگشت ها به سوی حکومت وشخص رئیس جمهور کرزی نشانه رفته ومقصر اصلی اورا وحتی المقدور تیم کاری اورا دانسته اند. راه حل هایی هم که ارایه شده است متناسب با شعاع دید انتقاد کننده ها بوده است.یعنی هم جامعه ی مدنی افغانستان ورسانه های گروهی بر اقای کرزی فشار وارد کرده اند که با فساد گسترده در سازمان حکومت مبارزه کند وهم نهاد های بین المللی رئیس جمهور کرزی را مورد خطاب قرار داده اند که با فساد مقابله کند. دراین دید گاه شخص اقای کرزی مسئول دانسته شده است بدون آن که به ساختارحکومت توجه شود یا آن که ساختاروبنیاد تشکیلات حکومت را فاسد بدانند.کسانی که راه حل هم ارایه داده اند یا آنست که پاک بی راهه رفته اند. یا آن که فساد حاکم دردستگاه حکومت را ازدید سیاسی نگریسته وکوشیده اند شاخه های فساد رااشکار سازند واصل وریشه های فساد مغفول بماند. حکومت نیز برخورد عکس العملی داشته است ،کوشیده که فساد را یابه خارج از افغانستان وبه نیرو های خارجی نسبت دهد ومقصر اصلی آنهارا بشمارد. یا آن که به برخی نهاد نا کار مد ساخته است که چندان کار آیی نداشته است.این نحوه برخورد سر انجام راهی به دهی نگشوده وفساد بر سر جای خود هم چنان پا برجای باقی مانده است.
این که فساد در کجا است وچگونه ایجاد شده است وچگونه می توان با آن بر خورد کرد ممکن است منابع گونا گون نشان داده شود وسازوکار های گونا گونی نیز پیشنهاد شود که هر کدام می تواند قسمتی از فساد را نشانه رود وریشه های فساد هم چنان باقی بماند در حالی که ریشه های فسادبسته به ریشه هاو ساختار حکومت کنونی افغانستان است واگر چنانچه این ساختار فساد آلود نتواند تغیر یابد، بی تردید که این بیماری مزمن به حکومت اینده نیز سرایت خواهد کرد وویروس فساد،مدیران آینده را نیزبیمار خواهد ساخت. وقتی خطاب منتقدان متوجه شخص رئیس جمهور کرزی شده است واو هم متناسب با درک خود میکانیزم هایی ایجاد کرده است تا بتواند با فساد مقابله کند در نتیجه دیده شده است که دارو خود فاسد شده بیمار بیمار تر شده است. کمیسیون های مبارزه با ارتشا وفساد اداری نمونه های گویای این تلاش های ناکام است . بخشی از فساد به گفته ی رئیس جمهور کرزی به خارجی ها بر می گردد واگر این خوش بینی وجود داشته باشدکه با رفتن خارجی ها فساد نییز خواهد رفت به نظر می رسد که امید های واهی بیش نیست . دراین که فساد کنونی در افغانستان ریشه های روان شناختی ، جامعه شناختی واخلاقی دارد هیچ تردید نیست واشکار شدن این پارامتر ها می طلبد که مبارزه دوام دار وهماهنگ واکادمیک با این پدیده ی زشت صورت گیرد تا فساد کنونی ریشه کن شد. اما آنچه به نام ساختار حکومت نامیده می شود به دید نگارنده "نگاه" به حکومت وتشکیل حکومت بر اساس این "نگاه" است که فساد آلود است . کانونی ترین نگاه،نگاه یا دید قومی به حکومت است . البته بدین معنا نیست که بانی ومبدع این دید حکومت افغانستان باشد یا آن که شخص رئیس جمهور کرزی آن رااختراع کرده باشد. بلکه ریشه های این دید به حکومت های ماقبل کرزی بر می گردد. آن زمان که مجاهدین از کوه هابه شهر آمدند وبنای یک حکومت را گذاشتند. بهترن ومناسب ترین گزینه برای ایجاد میکانیزم مورد قبول همه طرف ها،حکومتی بود که همه اقوام افغانستان دران آئینه خودرا بنگرد . سرانجام آن آئینه شکست اما آن دیدمتاسفانه به عنوان دید غالب باقی ماند. در نشست بن گرچه از دموکراسی سخن رفت؛ اما نگاه به حکومت نگاه سنتی وقوم مدارانه بودوحکومت کنونی برآن دید گاه بنایافت. آنچه که حکومت کنونی را قابل نقد می سازد آنست که در بیش از ده سال گذشته نتوانست این پارادایم نا مطلوب و غیر دموکراتیک را به سوی اصول وارزش های دموکراتیک سوق دهد. واین کانون فساد را به یک میکانیزم نیمه مدرن ارتقا دهدتا فساد کاهش یابد. لذا می توان بیان داشت که مادرهمه فساد ها ساختارحکومت کنونی است وبرای آن که فساد کاهش یابد باید ساختار تغیر کند. آما چگونه می توان این ساختاررا تغیر داد؟آیا قدرتی است که با این شیر بی یال ودم پنجه درافگند وآن را از حیات ساقط کند ؟به دید نگارنده ازبین بردن فساد موجود دردستگاه حکومت به صورت آنی امکان پذیر نیست. اگر اراده ای وجودداشته باشد می تواند دردو مرحله ی زمانی با فساد مبارزه کند.نخست آنست که یک مدیریت قوی وتوانمند در کشور به وجود آید تا درصدد پیاده کردن قانون اساسی در کشور باشد توان مند ی به معنای آنست که هم مدیران ملزم به رعایت قانون اساسی در کشور باشند وهم بخواهند قانون را بر زیر دستان وپیروان خود پیاده کند. مدیرانی که خود باور مند به قانون نباشند اما بخواهند قانون را بر دیگران عملی کنند هیچ گاه به مقصد نمی رسند، قانون عملی نمی شود، فساد کاهش نمی یابد. وقتی درآموزه های دینی واخلاقی هم نگاه می کنیم. اولین گام را آن می داند که شخص به ان چه فرمان می دهد عمل کند . توصیه دین آنست که می فرماید مردم را با عمل دعوت کنید. بهترین توصیه اخلاقی ازآن سعدی علیه الرحمه است که گفته است "آنچه بر نفس خویش نپسندی"" نیزبرنفس دیگری نپسند" . باید شخص مسئول خود به قانون پای بند باشد وآنگاه دستورعمل کردن به قانون را صادر کند. اگر حاکمی خود در صدد ایجاد باند های ویژه برای خود باشد وبخواهد ازطریق ایجاد دسته های نزدیک به خود قدرت را قبضه کند وبر دیگران نیز عملی کند در نتیجه خود قانون را شکسته است. دوم آنست که سایر زیر دستان وبه اصطلاح مدیران پائین رتبه به قانون گردن نخواهند نهاد.باز از سعدی بگویم که گفت :"اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی" برآورند غلامان او درخت از بیخ .این راهکار ها می تواند به عنوان راهکارکوتاه مدت مورد توجه قرار گیرد ولیکن چو ن این راهکار بر خوب بودن افراد می چرخد در نهایت نمی تواند به مثابه یک پارادایم حکومتی مورد توجه همیشگی ودایمی قرار گیرد. به دید نگارنده وبا توجه به تجربه های گرانسنگ کشور های دموکراتیک مدرن؛ بهترین گزینه تقویت احزاب سیاسی نیرو مند در کشور است.که انتخابات بر اساس تحزب صورت گیرد وحکومت بر مبنای دید گاه حزبی تشکیل شود. حکومت حزبی دو فایده مهم وکانونی دارد. نخست این که هر حزب سیاسی راهکار هایی برای حکومت داری خوب دارد ؛وقتی که بر مسند قدرت می نشیند چون آبروی حزبی آن تشکل سیاسی با عملکرد او گره خورده است؛ می کوشد کار نامه ی درخشانی از خود به نمایش بگذارد وتلاش ها دراین جهت است که خطاهای کمتری مرتکب شود تا تداوم قدرت را در حزب مورد نظر خود تضمین کند. فایده ی دوم آنست که ایجاد حکومت بر مبنای دید گاه حزب سیاسی آنست که از رنگ وبار تشکل های قومی،مذهبی وملیتی می کاهد وافراد دارای منافع مشترک را گردهم می آورد، در حالی در تشکل های کنونی این قومیت ،ملیت ومذهب است که افراد راگرد هم آورده نه منافع مشترک اقتصادی وسیاسی .واین تشکل های غیر مدنی وماقبل مدرن فساد آفرین ترین نهاد هایی است که در افغانستان تهداب گذری شده است وازذهنیت کسانی تراوش کرده است که با تحزب به معنای مدرن آن نا آشنا بوده اند.ازاین گونه تشکیلات های غیر مدنی جز قانون شکنی، عدالت گریزی وقوم گرایی وتفرق مذهبی چیزی حاصیل نمی شود.زیان دیگری که این گونه تشکیلات ها دارند،آنست که بازی به نام قوم ، مذهب صورت می گیرد اما امتیاز هارا یک فرد نصیب می بردواین بدترین معامله ای است که متاسفانه درسالیان گذشته با مردم افغانستان صورت گرفته است وجایگاه انسانی آدم ها در حد یک کالا کاهش پیدا کرده ومردم به عنوان یک کالای مورد معامله در معرض خرید وفروش قرار گرفته اند . تااین دید بدوی وغیر مدنی وجودداشته باشد علاوه برپلشتی های فراوانی که دارد یکی هم آنست که دامن حکومت های قومی هیچ گاه از فساد پاک نه خواهد شد.بد ترین فساد وبدوی ترین آن همین معامله با نام مردم است که تا کنون صورت گرفته ومی گیرد.