فتن و آمدن آقای کرزی به ایالات متحده امریکا این بار
بیش از گذشته خبر ساز بود. پیمان امنیتی که قرار بود با ایالات متحده امریکا امضا
کند وتاثیر آن بر اوضاع سیاسی و امنیتی کشور وهمسایگان وبرخورد های احتمالی آنها نسبت
به این پیمان از محوری ترین بحث های هفته گذشته دررسانه های گروهی افغانستان بود.
مواضع ودید گاه های منفی هردو طرف نسبت به یک دیگر این بحث هارا کمی داغتر وتامل
برآنگیزتر کرده بود. سیاست خارجی آقای کرزی اززمان به قدرت رسیدن دمواکرات ها در
ایالات متحده امریکا با فراز وفرود فراوانی همراه بوده است . اقای کرزی گاهی چنان
موضع گرفته است که انگارحکومت افغانستان دارای هیچ نقطه ضعفی نیست، هر کمی وکاستی
است از جانب ایالات متحده امریکا است که بر افغانستان تحمیل شده است . از نا امنی های
گسترده در کشورتا فساد افسار گسیخته دردستگاه های اداری افغانستان. حکومت ایالات متحده
امریکا نیز چندان کوتاهی نکرده است هر بار که سخنی از زبان آقای کرزی بیرون شده
است با شدت بیشتر همه مشکلات را به حکومت افغانستان نسبت داده واقای کرزی را ناکام
درایجاد حکومت داری خوب ومطلوب دانسته است.همین دید گاه منفی دوطرف به یک
دیگربود که گفته می شد این بارهردو رئیس جمهور نشست چندان گرموموفقی نداشته باشند؛ اما به رغم آن انتظارها،نیازهای
متقابل سبب شد که این نشست چندان سرد نیز نباشد. هردو طرف تلاش کردند مواضع نزدیک
به هم اتخاذ کنند . اقای کرزی به نحو تلویحی قرار داد امنیتی را تائید کرد بدین
معنا که گفت مردم افغانستان خواهان امضای قرارداد امنیتی با ایالات متحده امریکا
است.از طرف مردم سخن گفتن به معنای
پذیرفتن ضمنی قرارداد امنیتی است. در حاشیه این نشست آنچه که برای نگارنده قابل
توجه بود، در خواست اقای کرزی از زمام داران کاخ سفید، مداخله نکردن در انتخابات
آتی ریاست جمهوری در افغانستان بود.این گونه اظهارنگرانی آقای کرزی دارای معانی
متفاوت وگاه تردیدآمیز است .یک دید گاه آنست که اقای کرزی دراین اواخر می کوشد از
موقف یک آدم ملی سخن بگوید وچنان وانمود کند که تمام نگرانی او،حاکمیت ملی
واستقلال سیاسی کشور است واین اموررا وقتی فراهم می بیند که دست خارجی ها در امور
کشور کوتاه باشدوهیچ کسی در روندانتخابات
دست دراز یومداخله نکندو ودرخواست آقای کرزی
نیز ناشی ازهمین نگرانی اواست و تصور می برد که اگرمقامات امریکا در امور انتخابات
افغانستان مداخله کند، ممکن است بر نتایج انتخابات تاثیر بگذارد ونتیجه ی مطلوب
حاصیل نشود. چنانچه پا فشاری اوبر سپردن سرنوشت زندان بگرام نیز با همین ژست بیان
شد وگفت که اداره زندان توسط نیرو های خارجی درداخل خاک افغانستان به معنای نقض
حاکمیت ملی افغانستان است واو این امرر ا نمی پذیرد! کما این که مذاکرات پنهانی
مقامات ایالات متحده امریکا با گروه طالبان در قطررانیز رد کرد اما در خواست اقای
کرزی از مقامات امریکایی مبنی بر عدم مداخله در انتخابات آیندههمراه با حسن ظن تعبیر نمی شود ؛زیرا آقای کرزی
در موضع گیری های اخیر خود ثابت کرده است که باور مند به یک انتخابات سالم ، شفاف
ودور از تقلب نیست . زیرا اگر حکومت افغانستان خواهان انتخابات آزاد ومستقل بود؛
اولین گام آن بود که قانون وظایف، تشکیلات وصلاحیت های کمیسیون سمع شکایت انتخابات
را که از سوی مجلس نماینگان اصلاح شده بود توشیح می کرد. دومین گام آن بود که کمیسیون سمع
شکایات انتخاباتی به رسمیت شناختهمی شدوتلاش
صورت می گرفت تا این نهاد بیش از پیش از استقلال وتصمیم گیری آزاد ومستقلانه
برخوردار باشد وبه عنوان حافظ رای مردم شمرده شود.سومین اصل آن بود که با تثبیت
ناظران بین المللی در پروسه انتخابات مخالفت صورت نمی گرفت. بنابراین سه اصلی که از شرط های اولیه وابتدایی یک انتخابات ازاد
وشفاف است متاسفاته مورد پذیرش اقای کرزی قرار نگرفته است. لذا چگونه می توان
باورکرد که در خواست اقای کرزی همراه با حسن نیت بوده باشد.حتا در خواست سپردن امنیت
تمام کشور قبل از 2014 نیز می تواند ابهام آمیز باشد؛ زیرا اگر اقای کرزی با مردم
صداقت می داشت ومردم را همراز وهمراه خود می دانست ،باید قبل ازاین که این در خواست
را با مقات ایالات متحده امریکا در میان می گذاشت با مردم ونمایندگان مردم در میان گذاشته می شد تا روی
این موضوع بحث و بررسی های کار شناسانه انجام می گرفت .شتاب رئیس جمهور کرزی دراین
مورد بیانگر نادیده گرفتن مردم از یک سوودور ساختن نیروهای خارجی از روند انتخابات
از سوی دیگر است بنابراین ماحصل وبرآیند این تحلیل ها آنست که غرض اقای کرزی ازاین
در خواست،نگرانی او از نقض حاکمیت ملی نیست بلکه نگرانی از نتایج انتخابات اینده
است که کسی برخلاف رای ونظر او در مسند ریاست جمهوری کشور تکیه زند. گرچه آقای
کرزی گفته است که یک رئیس جمهور باز نشسته خواهد بود ولیکن خواهد کوشید که به
عنوان یک فرد تا ثیر گزار در سیاست های اینده کشور نیز باشد واین تاثیر زمانی می
تواند نمود واقعی پیدا کند که یکی از نزدیکان او بر مسند ریاست جمهور نشسته باشد.
ازان جایی که نه شخص او ونه هم تیم اوهیچ یک از نام نیک ومدیریت سالم برخوردار
نبوده اند ومردم افغنستان نیز هیچگاه به او اعتماد نه خواهند کرد .بنابراین نگرانی
های او ازاین بابت است که عوامل موثر در سلامت انتخابات را کم رنگ تر کند تا دست
او در تقلب های انتخاباتی گشوده باشد.لذاتمهیدات او درباره ی قانون انتخابات ودر
خواست های او از ایالات متحده امریکا مبنی بر عدم مداخله به معنای نگرانی او از
حاکمیت ملی نیست؛ بلکه می خواهد این زمینه فراهم گردد تا ناظران بین المللی در
انتخابات حضور نداشته باشند ونیرو های بین المللی نیز در امنیت انتخابات کمرنگ
وغیر موثر باشند. اقای کرزی می داند که گذشت آن دوران که استقلال سیاسی وحاکمیت
ملی ،با بستن مرز ها تعریف می شد. وقتی اقای کرزی به امریکا می رود با سران امریکا
مذاکره می کند، لیست بلند بالایی از در خواست هارا با خود می برد، موافقت نامه
راهبردی با امریکا امضا می کند ،وده ها در خواست دیگر مطرح می شود؛ اما زمانی که انتخابات
وسلامت انتخابات مطرح می شود به یک باره
حس وطن پرستی آقای کرزی گل می اندازد وسخن از حاکمیت ملی به میان می اید؟
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی ۱۳۹۱ ساعت 14:7 توسط سید مظفر دره صوفی
|