. دلایل این تغیردیدگاه آقای کرزی هنوز آشکار نشده است. معرفی داکترزلمی رسول  به عنوان نامزد ریاست جمهوری وفراخوانی دوتن از چهره های مطرح اتحاد انتخاباتی برای پست معاونیت  او،پرسش های بی شماری را در اذهان تحلیل گران بر انگیخته است. اول این که چراآقای کرزی ازآن دوتن دعوت کرده است که معاونیت آقای رسول را بپذیرند؛این در خواست این گمان را ایجاد می کندکه حکومت آقای کرزی ممکن است درو جود وحضور آقای رسول تداوم یابد. به سخن دیگر گویارای به زلمی رسول رای مجدد به اقای کرزی است. این که چراازاین دو تن دعوت کرده است که معاونیت اورا بپذیرند باز هم یک معنا بیشتر ندارد، این که اقای کرزی خواسته است با این در خواست اتحادا نتخاباتی را بشکند ورقیبان جدی انتخاباتی خودرااز سرراه بردارد وهم چنان امکان برد را برای اقای رسول فراهم آورد.پرسش دیگر آنست  که چرا آقای کرزی استاد سیاف وبرادر خودقیوم کرزی را پشت سرگذاشت واینک دردامن داکتر رسول چنگ انداخته است ؛آیازلمی رسول از وجهه مناسب تری نسبت به سایرین برخوردار است ، یا این که احتمال پیروزی او بیشتر است ، یاهم آن که ذهنیت دیگری اورا وادار ساخته است که اقای رسول را بهترین گزینه بداند؟

   این که زلمی رسول مناسب این سمت نیست، تردید نباید کرد،اما سخن مهم تر، انگیزه های پیدا وپنهان رئیس جمهور کرزی است که از میان همه کاندیدای ریاست جمهوری، کسی را بر گزیده است که عضو تیم کاری او بوده دراین سالهای بلند به نحوی از اوفرمان برده است . در حالی که هیچ ابتکارعمل و خلاقیتی درعمل ونظرازاو سر نزده  وهیچ ویژگی خاصی اورا برتر وبالاتر از سایرین نه نشانده است  . از نظر اجتماعی نیز او درسطح نازلی قرار دارد، برای بسیاری ها شخصیت نا شناخته ای است . اودر بحران های ده های گذشته همراه مردم نبوده، مرارت ها وتلخ کامی های مردم را نه دیده وهمراه مردم نه زیسته است . او رنج مردم را نبرده ودرد مردم را نمی داند .کسی که درد مردم را نداند به رنج مردم پی نبرد، بی تردید دوای درد را نیز نه خواهد دانست . از نظر تیوریک نیز او درسطح برتر قرار ندارد که بر اسا س تیوری های اندوخته درذهن خود، راه حل ارایه کند. در مجموع آقای رسول گزینه ی گزیده ای نیست. این که چرا اقای کرزی بر او انگشت نهاده است فقط یک پاسخ می تواند داشته باشد؛ آن این که آقای کرزی به آینده شخص خود می اندیشد. او قبل ازاین نیز، در تماس تیلفونی ای که با رئیس جمهور امریکا داشته، نسبت به آینده سیاسی خود ابراز نگرانی کرده بودوحال می خواهد با گزینش فرد مورد نظر خود تضمینی برای آینده خود فراهم آورد. رئیس جمهور کرزی ممکن است با خود اندیشیده باشد که نه آقای سیاف ونه هم برادر او، هیچ یک  واجد شرایط رای آوردن نیستند، بردیگران نیز نمی توان اعتماد کرد. لذا او برداکتررسول سرمایه گزاری کرده است تا در سایه حکومت او به آرامش مطلوب خود برسد وچون ولادیمیر پوتین تصمیم گیرنده مهم امادرسایه باشد وهم زندگی شخصی او تضمین شود. این که کسی به فکر آینده خود باشد وتضمینی تدارک بنگردهیچ جای پرسش نیست، هر فردی برای بقای خود تلاش می کند. اگر چنانچه این محاسبه آقای کرزی درست ازآب درآید در سایه ریاست جمهوری آقای رسول هم زندگی او حفظ خواهد شد ،هم از اقتدار لازم برخوردار خواهد بود.اما پرسش اساسی و اصلی اینست که دراین گونه انگیزه ها جایگاه ومنزلت مردم در اندیشه آقای کرزی درکجا است؟ محوری ترین اصل در انتخابات تغیر ودگرگونی در وضعیت معیشت وزندگی مردم است.   این که چگونه می توان مردم را ازاین وضعیت نکبت بار نجات بخشید. چه کسی با چه ویژگی هایی باید بر قدرت تکیه زند که بتواند درد وآلام مردم را درک کند وحد اقل این درد هارا التیام بخشد؟

  اما برای رئیس جمهور کشورما، تنها خود او مطرح است نه کشور ومردم.