اگر پاکستان واقعا خواهان صلح وثبات درافغانستان باشند چرا گروه های تروریستی مخالف حکومت افغانستان را در خاک خود جای داده وهیچ فشاری بر آنها وارد نمی آورد، دوم آنکه شورای کویته طالبان درخاک پاکستان قرار دارد برخی حلقات نزدیک به طالبان در جغرافیای آن کشور فعالت می کند هم چنان گروه های تروریستی از مرز های آن کشوروارد افغانستان می شوند. این تناقض آشکار است که از یک سوی ندای صلح طلبی از سوی پاکستانی ها به گوش می رسد از سوی دیگر گروه های تروریستی گسیل داشته می شود؟ اما پیش گویی های مولانا سمیع الحق دارای کدام وجهه وجنبه است؛ تصور می رود اعلام مواضع این فرد هم زمان با رفت آمد های دپلماتیک به معنای آنست که به مقامات پاکستان بفهماند که تصمیم گیرنده ی اصلی در مورد طالبان نه حکومت پاکستان،بلکه کسانی یا گروه هایی است که در پشت صحنه حضور دارند وتابع سیاست های حکومت رسمی نیستند. در واقع این گفته هوشداربر حکومت هردو کشوراست .برای حکومت پاکستان این هشداررا می دهد که تعین سیاست آن کشور در قبال افغانستان نه دردست حکومت بلکه در دست نظامیان وگروه های مرتبط با استخبارات آن کشور است. آنچه به نام منافع پاکستان ازسوی حکومت ملکی عنوان می شود به هیچ عنوان از سوی نظامیان واستخبارات آن کشور پذیرفتنی نیست .لذا تلاش دیپلماتیک پاکستان درجهت صلح در افغانستان وپاکستان نیا زمند هماهنگی بیشتر بااستخبارات آن کشور است . بیش از همه وپیش  ازهمه باید با استخبارات آن کشور هماهنگی صورت گیرد آن گاه سخن از صلح رود.

    هشداری که به حکومت افغانستان است آنست که نباید فریب سیاست های حکومت پاکستان را خورد؛ زیرا گر حکومت آن کشور حسن نیت نیز داشته باشد باز هم تعین کننده استراتژی آن کشور در قبال افغانستان نیست؛ بلکه نیرو های پشت پرده است که راهبرد های سیاسی آن کشور راتدوین و تعریف می کنند. ممکن است دیپلماسی پاکستان جهت دیگر نیز داشت باشد آن منصرف کردن حکومت افغانستان ازامضای پیمان امنیتی با ایالات متحده امریکا است. گفته های سمیع الحق در واقع آشکار می کند که پاکستانی ها منتظرو مترصد 2014 هستند تا نیرو های خارجی خاک افغانستان را ترک کنند، آن گاه با حملات بیشتر زمینه های حضور طالبان وتسلط آن گروه را فراهم آورد.بنا براین حکومت افغانستان باید نسبت به امضای پیمان امنیتی وحضورقانون مند ودراز مدت نیروهای امریکا با دید جدی تر بنگرد وبه عنوان یک گزینه باز دارنده در برابر زیاده خواهی های همسایگان به این پیمان امنیتی بنگاه کند ونسبت به امضای پیمان از تعلل های غیر منطقی بپرهیزد. این که سمیع الحق گفته است که مردم افغانستان از طالبان پذیرایی خواهند کرد ،ناشی از جهل این ملانمای متعصب است . آنگاه که طالبان با وجهه دین در افغانستان حضور یافته بودندوهنوز دست شان به خون این همه عالم وروحانی ومردم مسلمان آلوده نشده بود آن همه  مورد نفرت وانزجار قرار داشتند؛ امروز که طالبان به عنوان جنایت کاران حرفوی شناخته می شوند و از جنایت وآدم کشی لذت می برند،چگونه می توانند مورد پذیرایی مردم قرار گیرند ودراین کشور حکومت کنند؟

   شاید یک هشدار نا نوشته برای سیاست مداران وگروه های قومی در افغانستان نیز باشد که این همه بر طبل تفرقه نکوبند ، این همه میان مردم دوئیت ایجاد نکنند، آنان که در کمین این مردم نشسته اند،تیغ برای کشتن مردم تیز می کنند به هیچ قومی رحم نه خواهند کرد. ملاامام هشتاد وپنج ساله پشتون را کشتند. جوان پانزده ساله هزاره نیزبه قتل رسانده اند. ملای میانه  سال تاجک تباررا نیز سر بریده اند. به نظراین گروه هرکه چون آنهانمی اندیشد دشمن آنها است. پس مردم افغانستان باید با مشت واحد ومشیت یگانه در کنار هم باشند وبا ایجاد وحدت وهمدلی گفته های این ملای نادان را خنثی کنند ودست رد به سینه طالبان بزنند.  گفته هایی ازین دست گرچه ناشی از جهل ونادانی این گروه است امانوعی نیات آن گروه را آشکار می سازد.