کثرت ناپسند
کثرت ها دردنیای کنونی امر نا زدودنی خوانده شده است . از قبول آن گزیری نیست .باید با آن ساخت گرچند نا پسند باشد . در دور کنونی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اما کثرت ناپسند ظهور یافته است . کسانی در عرصه انتخابات آمده اند که برخی ناشناخته اندوبرخی هم بی هیچ برنامه ی روی صحنه حضور یافته اند ومدعی رسیدن به مسند ریاست جمهور ی هستند. تعدد وکثرت نامزد ها ی انتخاباتی هم نگرانی هایی را به بار آورده وهم خوش بینی هایی را ایجاد کرده است. نگرانی ازاین جهت که نفس افزایش تعداد نامزد ها خبر از نا هنجاری های سیاسی در کشور می دهد. معنای این سخن اینست که در بیش از یک دهه ای که ازعمر حکومت کنونی می گذردوفضای نسبتا آزادی وجود داشته وامکان شناسایی نحله های فکری فراهم بوده. کنشگران سیاسی باید رفیق ورقیب خودرادراین مدت از هم باز می شناختندویارگیری ها بر اساس اندیشه ها،خواسته ها ی سیاسی ومنافع اقتصادی صورت بندی می شد.در نتیجه از تششت وپرا گندگی ها کاسته می شد، انسجام وهماهنگی های سیاسی بیش از پیش صورت می گرفت، گرایش های گونا گون سیاسی برای کار آیی بهتر به گرد محور هایی فراهم می آمدند،صف آرایی ها متمایز از گذشته می شد دراین صورت نامزد های انتخابات به صورت انبوه و "کیلویی" در عرصه انتخابات حضور نمی یافتند. این تعدد وتکثر پرده از نا هنجاری های سیاسی ای کشور بر می دارد وآشکار می سازد که هنوز میان طیف های سیاسی فاصیله ها عمیق است ،هنوز فضای ذهنی جامعه ای ما آماده ایجاد احزاب سیاسی منسجم تر با اندیشه وتفکر مدرن نشده است؛هنوز گروه های سیاسی وطیف های مختلف اجتماعی یک دیگررا شناسایی نه کرده اند؛طرز دید وگرایش های سیاسی یک دیگررا نمی دانند ،از منافع یک دیگر آگاه نیستند، خواسته های یک دیگررا نمی شناسند دراین دید گاه افزایش نامزد های انتخاباتی را نباید به فال نیک گرفت وازآن استقبال کرد. گرچه ازروی نا گزیری باید تحمل کرد. تا وقتی سرپوشی روی دیگ وجود دارد نمی توان به محتوای دیگ پی برد همین که دیگ به جوش آمد وسرپوش ازروی آن برداشته شد آشکار می شود که محتوای دیگ چیست؟
افغانستان هم همان دیگی است که هراز گاهی به جوش می آید ومحتویات آن بیرون می ریزد وضعیت کنونی نشان ازآن دارد که نا هنجاری های سیاسی در درون جامعه افغانستان هم چنان متراکم است .آنگاه که مجال فوران می یابد بیرون ریخته می شود.
البته تعدد وتکثر، خوش بینی هایی رانیز به وجود آورده بدین معنا که کثرت حضوردر عرصه ریاست جمهوری را به معنای استفاده از حق شهروندی دانسته اندواین عرصه را، تبارز حق خواهی شمرده شده است وافرادی که حضور یافته اند حق خود می دانسته اند که دراین عرصه حضور به هم رسانند وخودرا اثبات کنند. به رغم اظهار نظر های خوش بینانه، آنچه که به دید می رسد نه تنها مایه آرامش نیست که نگران کننده نیزاست .اگر ازسایر جنبه ها ووجوه این کثرت بگذریم فقط نگاهی به شعار وتبلیغات انتخاباتی افگنده شود آنچه که پیش بینی می شود نتایج مثبتی در قبال نه خواهد داشت .بدین معنا که اکثریت قریب به اتفاق نا مزدان محترم نه طرحی برای آ ینده کشور دارندونه برنامه برای جبران گذشته ونه شعاری برای جذ ب آراوافکار عمومی.
اگرهر کدام ازاین افراد به احزاب سیاسی شناسنامه دار تعلق پیدا می کردند، مردم می توانستند با شناخت آن حزب از مرام ومسلک شخص وشخصیت نامزد انتخابات ریاست جمهوری آگاهی یابند وبر اساس شعارها ی حزب به آو رای دهند ازیک سوهیچ حزب پرقدرت ملی در افغانستان وجود ندارد تا شخص با انتصاب به آ ن شاخته شود ازسویی هم بسیاری ازاین افراد کار متمزکر مهمی نیز انجام نداده اند که دردید مردم مطرح می شدند وابهامی نسبت به آنها وجود نمی داشت.به نظر می رسد که اکثر مدعیان رسیدن به مسند ریاست جمهوری درروز های آخر تصمیم گرفته یا آن که خواب نما شده باشند که این گونه وبدون هیچ ضابطه ای هجوم آوردند وثبت نام کردند. بنابراین اکثریت قریب به اتفاق افرادی که حضور یافته اند،نه برنامه های مدونی برای اینده کشور دارند ونه هم شعار هایی برای جذب رای مردم. آنچه که قابل نگرانی است نداشتن شعار وهدف وبرنامه نیست بلکه استفده از برخی حسایت ها است که معمولا این گونه افراد ازآن سود می برندوبرای رسیدن به هدف که مسند ریاست جمهوری باشد می کوشند از برخی شعار هایی سود ببرند که بتوانند رای تعدادی را به دست آورند. استفاده از احساسات مردم یکی ازاین گزینه های نا مطلوب ونا موجه است که در گذشته نیز مورد استفاده قرار گرفته ودر دور کنونی بر ان تاکید خواهد رفت. تشدید تب قومیت ، مذهب ونژاد وجنگ های گذشته وبسیاری از مسایلی است که مورد استفاده بر خی ازاین چهره ها قرار خواهد گرفت ودر نتیجه فضای اجتماعی را ملتهب خواهد کرد. متاسفانه برخی رسا نه های تصویری ازاین وضعیت تب آلود سود می برند واین فضار ملتهب تر خواهند ساخت. ودر آینده می تواند اثر نا مطلوبی بر جای بگذارد. کسی که در دور آتی در مسند ریاست جمهوری خواهد نشست با قبول هزینه های گزاف نه خواهد توانست تا آرامش نسبی کنونی رابه آسانی بر گرداند.بنابراین اگر کمسیون مستقل انتخابات ونهاد های مسئول می توانستند دراین زمینه کاری انجام دهند واز میزان نامزد ها بکاهند وفضای مطمئن تر ومطبوع تری به وجود آید.یان که محدودیت هایی را نسبت به شعار های انتخاباتی وضع کنند .به هرصورت، کثرت در کثیری از عرصه ها مقبول ومطبوع است اما بی تردید که درعرصه سیاست کنونی افغانستان حضور این همه آدم در عرصه انتخابات وکاندیدا شدن هیچ مطبوع نه خواهد بود. نگارنده نه تنها حضور چنین کثرتی را نشانه دموکراسی نمی داند که آن را ناشی ازعدم بلوغ سیاسی می بیند حتا بر نسبت به برخی کاندایدا ها با دیده حیرت می نگرد که به نام پدر یا پدر کلان ثبت نام کرده بدون آن که آن که خود دارای بن مایه یی باشد. این گونه افراد آشکارا به مردم افغانستان توهین می کنند که وذهن مردم را به سخره می گیرند.فکر می کنند که افغانستان بازاری است که هرمتاع بی ارزش مشتری پیدا می کند بدون آن که بدانند که این مردم با آن که در فقر زیسته اند اما گوهر شناس اند، خرمهره را کسی دراین بازار به جای گوهر نمی خرد.