مبارزه با تروریزم پایان یافته است؟
از مدتی بدین سوی صداهایی از سوی مقام های ایالات متحده امریکا به گوش می رسد که گویا مبارزه جامعه ی جهانی با تروریزم درافغاستان پایان یافته است وآنچه در افغانستان جریان دارد،جنگ داخلی خوانده شده ومبارزه با آن نیز به دوش حکومت افغانستان گذاشته شده است. آخرین سخنان ازاین دست توسط رئیس جمهور امریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیان شد.
با توجه به ترور ها وخشونت هایی که هرروز در گوشه وکنار کشور دیده وشنیده می شود این پرسش به میان می آید که آیا مبارزه با تروریزم پایان یافته است یا آن که سران ایالات متحده امریکا با گفتن این گونه سخنا ن فقط می خواهند خواب راحتی برای خود وشهروندان خود تدارک ببینند واذهان پرسش گرمردم آمریکا را آرام وآسوده دارند؟
اگر مبارزه با تروریزم پایان یافته باشد وجنگ در افغانستان جنگ داخلی تلقی گردد؛ اولترازهمه باید هدف خشونت های طالبان مشخص و واضح شود. جنگ های داخلی برای به دست آوردن قدرت سیاسی صورت می گیردوپشت سر جنگ ها معمولا اهداف سیاسی نهفته است.در حالی که نه طالبان اهداف سیاسی خودرا بیان داشته اند نه هم نیروهای خارجی از خشونت ها در امان هستند.
دراین صورت چگونه می توان خشونت ورزی های کوررا جنگ داخلی نامید؟ واقعیت های موجود این گما ن را نقض می کند، چنانچه دیده می شود خشونت ورزی علیه نیرو های خارجی در افغانستان کماکان ادامه داشته است وهیچ کاستی درآن دیده نمی شود. اگر این خشونت علیه نیروهای خارجی کاهش می یافت ممکن بود این ادعای مقامات امریکا یی صد ق کند واین گونه گفته شود که جنگ امروز طالبان علیه حکومت افغانستان صرف برای رسیدن به قدرت سیاسی صورت می گیرد. دراین صورت باید اهداف سیاسی طالبان بیش ازپیش آشکار می شد وحکومت افغانستان را به قبول این خواسته های فرا می خواند در حالی که هیچ نشانه ای دال بر این امر دیده نمی شود. دوم این که هر جنگ قدرتی نهایت صلح ورسیدن به قدرت را مد نظر دارد ، هر خشونتی که به کار بسته می شود باید گروه های قدرت اهداف خودرا اعلام دارندومناصب مورد نظررا واضح سازند، که خواهان چه هستند د رحالی که ترورو خشونت طالبان یک خشونت کور وفاقد بار سیاسی مدون ومنضبط است. تا هنوز نه تنها اهداف سیاسی خودرا مشخص نه کرده اند بلکه هر صدای صلح خواهی را با خشونت بیشتر پاسخ گفته اند.
بنابراین هیچ دلیل وجود ندارد که خشونت ورزی های کنونی را بتوان جنگ داخلی عنوان داشت ومبارزه با تروریزم را خاتمه یافته تلقی کرد.واقعیت موجود نیز نشان می دهد که نه ترویزم خاتمه یافته است ونه جنگ با تروریزم به پایان رسیده است . از بدو ورود طالبان در افغانستان این گروه با گروه القاعده وسازمان های تروریستی منطقه هماهنگ وگره خورده بوده وتاامروز نیز سندی دردست نیست که گسست این گروه را از سایر گروه های تروریستی نشان دهد. آنچه مقامات امریکایی راواداشته تا چنین سخنان بی پایه ای بر زبان آورند؛ بیش ازآن که بر واقعیت های موجود متکی باشد، پاسخ به پرسش های بی شمار مردم آمریکا از یک سوی وتحت فشار گذشتن حکومت افغانستان از سوی دیگر است . مردم امریکا ازسران وسر دمداران خود می پرسندونسبت به هزینه های گزافی که در افغانستان تحمل کرد اند خواهان پاسخ روشن هستند.شاید این گفته ها به نحوی تاکید بر این نکته نیز باشد که مقامات امریکایی در جهان احساس غرور وسر افرازی کنند که آنها بودند که ریشه های تروریزم را از جای کنده اند وجهان مصئون از تروریزم، به نحوی وامدار تلاش های آنها می باشند. شاید نکته قابل تامل بر ای مردم افغانستان این باشد. که برای قدرت های بزرگ جهانی مهم نیست که قربانی خشونت چه کسانی هستند، بلکه مهم اهدافی است که د رمنطقه دارند، همین که به آن هدف ها دست یافتند حتامعنای وآژه هارا نیز تغیر می دهند ومطابلق میل خود تعبیر وتفسیر می کنند. برای مردم افغانستان که قربانی خشونت های بی شماردهه اخیر است هیچ فرق نمی کند که از سوی طالبان مورد تعرض و تهدید قرار داشته باشند ویا از گروه های تروریستی بین المللی .آنچه که این گروه هارا به هم پیوند می دهند یکی تاکتیک هایی است ک تا هنوز به کار بسته اندو دیگری اهدف آنانست که هم چنان تمامیت خواهانه وحذف سایرین ازقدرت وحتا زندگی است . وتا هنوز به هیچ ندای صلحی پاسخ نه گفته اند وهیچ پیشنهادی را نه پذیرفته اند.سخن آخر آن که گفته های مقامات امریکایی نه تنها دروازه صلح را بر روی مردم افغانستان نمی گشاید، بلکه آن گروه را در عمل خشونت ورزانه شان جری تر وبی باک تر نیزمی سازد واحتمال خشونت ورزی بیشتر از سوی آن گروه متصور است. سخنان مولانا سمیع الحق درروزهای اخیر اهداف تمامیت خواهانه آن گروه را به نمایش گذاشت واین هشداررا داد که آن گروه نه تنها خواهان صلح درچهارچوب قانون اساسی افغانستان نیستند بلکه رویای تصرف همه ای افغانستان را در سرمی پرورانندوجزتصرف تمام افغانستان وایجاد حکومتی از نوع طالبانی قانع نه خواهند بود.