بند سلما،گامی برای توسعه یا بستری برای تنش؟
فراز سیاسی: اهمیت سیاسی سد سلما اگر بیش از اهمیت اقتصادی آن نباشد کمتر نیست. هر گامی که حکومت افغانستان در راه خود کفایی اقتصادی بردارد قدم مهمی است که در راه تحکیم پایه های خود نیزبرداشته است. اکثریت مردم افغانسان حکومت را با فساد، تقلب ،رشوه ستانی وبسی بد اخلاقی های دیگر می شناسند، وقتی پروژه مهمی افتتاح می شود چهره حکومت درنزد مردم تغیر می یابد وحکومت از منظر گاه جدیدی نگریسته می شود. نکته دیگری که به مراتب مهم تر است این که پاکستان به عنوان همسایه افغانستان وهند، در پانزده سال گذشته تمام توان خود را به کار برد تا از رشد اقتصادی افغانستان جلو گیری کند.هر پروژه زیربنایی که از سوی حکومت افغانستان و یا کشورهای خارجی برای کمک به افغانستان روی دست گرفته شد یا بعد از تکمیل مورد هجوم قرار گرفت و یا در جریان ساخت توسط طالبان تخریب شد ویا چنان موانعی ایجاد کرده اند تا آن پروژه به تعطیلی کشیده شود .
در پروژه راه(سرک)سازی زرنج- دلارام که برای وصل کردن افغانستان به ایران وبه بندر چابهار روی دست گرفته شده بود واز جانب هند تمویل شد، بارها مهندسان هندی مورد تهاجم نظامی طالبان قرار گرفتند ،چند نفری نیز دراین پروژه ها جان خو درا ازدست دادند . پروژه بند سلما زیر فشار های سیاسی پاکستان وانتحارهای بی وقفه طالبان تکمیل شد، و به معنای آنست که نه تلاش های حکومت پاکستان درپانزده سال گذشته- دراین زمنیه- با موفقیت همراه بوده است و نه انفجار و انتحار طالبان توانسته است مانعی در راه ساختن این پروژه ایجاد کند. حکومت افغانستان هم ساخت و افتتاح این پروژه را یکی از موفقیت های مهم خود می داند. البته سیاست های حکومت هندوستان در افغانستان نیزهمراه با موفقیت بوده است.سیاستی که از پختگی و دور اندیشی برخورداربوده وهیچ گاه دربرابر فشارهای پاکستان عقب نشینی نکرده است . سفارت هندوستان ومهمانخانه هندی ها در کابل مورد تهاجم انتحاری طالبان قرارگرفت، قونسولگری هند در جلال آباد نیز توسط طالبان منهدم شد، اما هندوستان سیاست خود درقبال افغانستان را تغیر نداد و از کمک به حکومت افغانستان قدمی عقب نشینی نکرد. ازاین جهت سیاست هندوستان می تواند به عنوان یک سیاست راهبردی موفق ارزیابی شود. تمویل توسعه بندر چابهار ایران از گام های بلندی دیگر است که هندی ها برداشته است ومی تواند برای افغان ها گامی مثبت تلقی گردد. سد دوستی هند وافغانستان از جانب دیگر نیز می تواند برای حکومت افغانستان کسب اتوریته کند، این که حکومت افغانستان درپانزده سال گذشته هیچ پروژه ای زیربنایی بدین مهمی را که بار فقر وبیکاری را از دوش مردم برداشته باشد افتتاح نکرده است ،شاید این اولین پروژه بزرگ ملی باشد که با کمک کشورهند اعمار وافتتاح می شود ومنافع آن مستقیما به مردم می رسد واعتماد به نفس حکومت را فزونی می بخشد وجایگاه واتوریته حکومت وحدت ملی را در نزد مردم افزایش دهد.
سد سلما وهمسایگان: در کنار آثار مثبت ومهمی که سدسلما برای حکومت و مردم افغانستان دارد،برخی اظهار نگرانی هایی نیز وجود دارد، مبنی بر این که ممکن است این پروژه بزرگ ملی به یک تنش میان افغانستان ودو همسایه کشوریعنی ایران وترکمنستان تبدیل گردد.روابط دوستی میان سه کشور را به رقابت و یا تخاصم تبدیل کند.
پاره ای ازآگاهان در افغانستان بدین باور هستند که بند سلماهیچ تنشی میان این سه کشور ایجاد نمی کند زیرا؛ این سد برسررود خانه هریرود اعمار شده است، این رود خانه مرز میان دو کشور افغانستان وایران بوده وهیچگاه مورد مناقشه حکومت های دو کشور نبوده است . تاریخ افغانستان درذهن خود ندارد که ازآغازین سال های طرح پروژه سد سلما (حکومت داود)،حکومت وقت ایران اعتراضی روی اعمار این سد کرده با شد و یا به کدام نهاد بین المللی شکایت برده باشد ویا مذاکره میان دو حکومت بر سر حق آبه هریرود صورت گرفته باشد .سد سلما ازآبی پر می شود که از کوه های افغانستان سرچشمه گرفته و به روی خاک افغانستان ساخته شده است واین حق طبیعی حکومت افغانستان است که از ظرفیت طبیعی خود در جهت بهبود وضعیت اقتصادی مردم خود استفاده کند. آنچه که گمان اختلاف احتمالی را بوجود آورده است اعمار سد دوستی میان ایران وترکمنستان به روی رود خانه هریرود است . نگارنده نمی داند واز جایی هم نشنیده است که در حین اعمار سد دوستی میان حکومت ایران وترکمستان، حکومت وقت افغانستان در جریان ساختن این سد قرار گرفته باشد و یا مشورتی با حکومت افغانستان صورت گرفته باشد و یا این که دو همسایه حتا احتمال داده باشند که روزی اگر آب این رود خانه کاستی گرفت، چگونه می توانند آب سد دوستی را تامین کنند،در حالی که هردو همسایه هم ایران وهم ترکمستان از اعمار بند سلما روی این رود خانه آگاهی داشتند.
ثانیا ، اگر ایران وترکمنستان واجد هیچ حق قبلی ازرود خانه هریرود نباشند آیا صرف اعمارسد دوستی به روی رود خانه هریرود می تواند حقی برای ایران وترکمستان بوجود آورد که از ایجاد سد سلما احساس نگرانی کنند یاخیر، نگارنده بر سویه های حقوقی آن آگاه نیست ونمی تواند داوری کند.
گفته می شود که درصورت آبگیری سد سلما آب سد دوستی ایران - ترکمستان کاستی خواهد گرفت ودر نتیجه برخی روستا های مشهد دچار ضرر و زیان خواهد شد.
اگر دوکشور همسایه از نظر حقوقی واجد این حق نباشند، اما بی گمان از نظر همسایگی این حق را دارند که ازحکومت افغانستان بخواهند که راهی ایجاد کند که این دوهمسایه هم از آب رود خانه هریرود خشک لب نمانند وروستا های اطراف مشهد در مضیقه قرار نگیرد. این که برای رسیدن به این حق همسایگی کدام گزینه را بیشتر وبهتر ترجیح می دهند خود نیک می دانند. آما آنچه متاسفانه میان همسایگان معمول بوده است .یکی راه خشونت ورزانه است *. بیش ازسی سال جنگ درافغانستان همان گونه که زیر ساخت های کشور فرو ریخته، برعکس آدم های بیکار وجنگ آزموده فراوانی بوجود آورده است، به اسانی استخدام می شوند خشونت می ورزند. پاکستان ازاین ظرفیت برای خود لشکری ساخت وبیش ازبیست سال است که برای منافع خود استفاده می کند، ایران هم می تواند ازاین فرصت ها سود ببرد وبخواهد برای تامین "آب" خون بریزد!اما آیا ایران از نظر اخلاقی می تواند به چنین کاری مبادرت ورزد یانه ، خود می داند.
اما مردم افغانستان انتظاری که ازایران دارند آنست که بر اساس ماهیت نظام خود عمل کند نه صرف براساس منافع سیاسی ویا اقتصادی خود. حکومت ایران یک حکومت دینی است، دینی بودن الزامات خاصی رابراین حکومت بار می کند ودست این حکومت را برای بدست آوردن منافع خود با محدودیت های اخلاقی محدود می سازد.
کسی نمی تواند مانع رسیدن ایران به منافع خود شود اما این توقع را دارند ومباد که سیاست در ایران از باراخلاق تهی باشد. اگرامر دایر شود میان حیات آدمی ومنافع سیاسی ، این توقع از حکومت ایران می رود که حفظ جان آدمیان رامقدم بدارد نه جانب منافع را. وقتی جناب آقای ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در مجلس ایران سخن رانی کرد که ما به حکومت افغانستان گفتیم اگر حق آبه ما را نمی دهیدبا مهاجران شما چنان می کنیم(نقل به مضون) برای من نگارنده این سطور، به عنوان یک خارجی قابل درک است که یک حکومت برای منافع خود این گونه سخن گوید واز هر اهرمی سودببرد تا منافع خود را بدست آورد، اما وصد اما.، برای من مسلمان شیعه هیچ قابل درک نیست که حکومتی بر مبنای اسلام بنایافته است چگونه انسان را با منافع خود معامله می کند و بدین گونه صریح وعریان سخن گوید.من به عنوان یک مسلمان حق مسلم خود می دانم که این طرز دید وتلقی یک حکومت اسلامی را نسبت به حقوق سیاسی خود بر نتابم وانتقاد شدیدی را وارد بدانم. لذا به دید نگارنده ،گزیده ترین ومطلوب ترین راه برای حکومت ایران آنست که از دیپلماسی سود جوید، اگر حقی برای خود قایل است باید این حق از راه مذاکره سیاسی و بده بستان بدست آورد نه از راه توطیه ودسیسه چینی که در خور یک نظام دینی – شیعی پیرو علی(ع) نیست. ازاین که حکومت ایران برای منافع ایرانی ها است کسی حق ندارد که از حکومت ایران بخواهد که چنین کند یا چنان کند، اما به عنوان یک حکومت اسلامی همه مسلمان ها حق دارند که توقعاتی داشته باشند و از حکومت ایران بخواهند که سیاستی در پیش گیرد که اسلام و مسلمانی سر افگنده وشرمسار نشود.
نگارنده به عنوان فرد کوچک آن سرزمین امید می برد که سد سلما سدی برای دوستی میان دو کشورو جغرافیای بزرگ فرهنگی ایجاد نکند . کاهش آب هریرود رشته های دوستی دو کشور و دو ملت ودو حکومت را کاهش ندهد،. وحکومت ایران هم راهی را در پیش نگیرد که برای یک افغانستانیی ایران دوست دفاع ازایران هرروز با هزینه های بیشتری همراه باشد*
*دفاع ما ازایران نه برای خوش آمد گویی کسی است و نه توقع داشتن به چیزی.هویت مذهبی ما وبخشی مهمی از هویت فرهنگی ما با ایران گره خورده است .می خواهیم ازاین هویت خود سربلند وبا افتخاردفاع کنیم . سیاست هایی که گاهی ایران اتخاذ می کند ،روشهایی که در پیش می گیرد وسخنانی که گاهی اززبان مقام های ایرانی شنیده می شود این دفاع را بسیار سخت می سازد. امید وار هستیم که این درک برای حکومت ایران هم بوجود آمده باشد که افغانستان را از دریچه منفعت صرف نگاه نکند.
* دروقت تصدی امرلله صالح بر" ریاست امنیت ملی" او در پاسخ به پرسش اعضای مجلس نمایندگان درعلت افزایش نا امنی ها گفته بود که همسایگان ما از جمله ایران در امور داخلی ما دخالت می کند ومخالفان مسلح مارا آموزش می دهد، وشاهد آورده بود بود که ما افرادی از امنیت ملی را در گروه طالبان نفوذ دادیم و با گروه طالبان به ایران فرستادیم تا اموزش نظامی ببینند. شنیدن این سخنان برای کسانی که دلی در گرو ایران و فرهنگ ایران ومذهب شیعی دارد سخت است که چگونه قبول کندکه ایران اسلامی پیرو علی چگونه برخود می قبولاند که افرادی را برای آدم کشی آموزش دهد.