یک،برخی نمایندگان پشتون تبار بدین گمان اند که ممکن است آمدن واژگان زبان فارسی به تدریج واژگان زبان پشتو را که نه دارای غنامندی لازم است ونه هم بار معنایی لازم را با خود حمل می کنند سبب شود که به تدریج اقبال عمومی به زبان فارسی افزایش پیدا کند واژگان زبان پشتو به تدریج از حیز انتفاع خارج شود، چون هستن" ،"ماندن" وبقای هر پدیده ای در دنیای پررقابت کنونی وقتی امکان پذیر است که ساختار درونی متحول و دینامیک داشته باشد و بتواند در تعامل ،داد وستد و یا رقابت هما وردی کند،در غیر آن صورت به صورت طبیعی از صحنه خارج می شود و جای خود را برای رقیب  وا می گذارد. زبان پشتو نشان داده است که توان رقابت با زبان فارسی را ندارد. هم گویندگان کنونی زبان پشتو از توان باز آفرینی، نو آوری وتحول  درونی این زبان بی بهره اند وهم حافظه تاریخی این زبان تهی است وتکیه گاه محکم واستواری نمی توان برای آن یافت تا ازآن مخزن تاریخی سود برده شود و برای باز سازی ونو سازی ودنامیزم این زبان به کارگرفته شود.

  زبان پشتو چون کارخانه ای ورشکسته ای است که تولیدات واژگانی این کارخانه نتوانسته است نیازمندی های زمان را برآورده کند ومتحول شود. اکنون وقتی به این زبان نگریسته می شود این زبان نه زبان علم وتکنولوژی است ونه زبان هنروعرفان است ونه هم زبان تفسیرمتون دینی است. گرچه برای زبان فارسی نیزتنگنا هایی زیاد وجود دارد اما این زبان به کمک برخی نهاد های ادبی تحول پذیرفته وحد اقل بخشی از نیازمندی هارا بر طرف کرده است. همین که کتب ومقالات مهم فلسفی ازسایر زبان ترجمه می شود،دردست رس گویندگان این زبان قرار می گیرد به معنای آنست که این زبان گسترش پیدا کده وتوانسته حد اقلی از نیازمندی های روز گار خود را برآورده سازد؛ اماگویندگان زبان پشتو چون توان باز آفرینی واژگان پشتو رانداشته اند وازطرف دیگر می خواهند زبان پشتو باقی بماند تنها راه ممکن ماندن را مخالفت با زبان رقیب می دانند وتصور می برند در صورت از صحنه بیرون کردن زبان فارسی می تواند عمر این زبان را طولانی کند.

 برای این که منظورو نیت های درونی خود را موجه جلوه دهند می کوشند مخالفت ها را بار سیاسی دهند و به نام وحدت ملی وغیره مخالفت خود را صورت بندی کنند.

نکته دومی که  مطرح می شود آنست که علی رغم صراحتی که در قانون اساسی کشور آمده است که زبان فارسی را به رسمیت شناخته ،چرا برخی با زبان فارسی مخالفت می کنند و ازآمدن واژگان فارسی در گفتمان های روز مره بیم دارند؟ پاسخی که تا هنوزنسبت به این پرسش مطرح شده متفاوت بوده است.اما برخی را گمان برآنست که مخالفت ها بیش ازآن که از روی آگاهی و فهم باشد، ناشی از یک سوی فهم است. سوی تفاهم ناشی از پیش فرض های نا درستی است که درذهن برخی نمایندگان وجود دارد. سوی فهم ازاین جا ناشی می شود که برخی زبان فارسی را زبان ایستا وغیر پویا می دانند وداوری که نسبت به زبان فارسی می کنند داوری چهل ویا پنجا سال گذشته است. ممکن است بسیاری از وآژگانی که سالها قبل در زبان فارسی مرسوم ومروج نبوده است اکنون وارد این زبان شده ومورد استفاده قرار می گیرد،ا این وآژه ها برای بسیاری از هو وطنان پشتون تبار قابل درک نیست. در حالی که نه این واژه ها بیگانه است ونه هم ودرآوردن این ها توطیه ودسیسه ای درکار بوده است.این پیش فرض نای صواب سبب شده است که برخی این  واژگان را بیگانه بخدانند وبا آمدن آن در گفتمان ها روز مره تعصب بورزند. اما این هم وطنان ما در نیافته اند که اگر چنانچه برخی واژگان بیگانهئ همه باشند ،پالایش زبان فارسی از واژگان بیگانه یک مسئله درونی زبان است یعنی اندیشمندان، نوآوران ,شاعران ونویسندگان این زبان باید خود با ایجاد یک سازو کاری گردهم آیند واز نفوذ واژگان بیگانه جلو گیری کنند، نه این که با رنگ سیاسی به سراغ این واژگان بروند . پیش فرض نا صواب دیگر آنست که هنو افرادی خود را وارث بلا فصل تاریخ وحال وآینده  می دانند وتصور می برند که این کشور تنها متعلق به آنها است وآنها فقط می توانند درباره همه چیز این کشور تصمیم گیری کنند.  

 با این پیش فرض ها، این معناافاده می کند  که هم وطنان پشتون ما با ذهنیت های گذشته در مجلس نمایندگان حضور یافته اند ، بر رغم این که دراین زمان زندگی می کنند، بررغم این که دراین کشور قانون اساسی تنظیم شده است ،بررغم این که بیش ازیک دهه است که نهاد های مدنی وحقوق بشری دراین کشور فعالیت کرده ودارای دست آورد هایی شده است؛ اما این افراد هنوز درنیافته وبه این نکته پی نبرده اند که زمان تغیر یافته وپارادایم های دیگری بوجود آمده است. این جماعت هنوز در گذشته زندگی می کنند، هنوز مدل های مطلوب زندگی برای این مردم گذشته است نه حال. هنوز به نظام ارباب رعیتی وبرده داری می اندیشند.

   از فیلسوفان ز بان شنیده بودیم که انسان ها نه تنها با زبان حرف می زنند که با زبان فکر می کند ،با زبان خودشان را معرفی می کنند،توانمند ی ها ونا توانی های خود را بازبان عرضه می دارند. زبان ضعیف ،کم بنیه، آدم های کم خرد ،نادان وسبک سر را عرضه می دارد آنچه که به تجربه ثابت شده است  آن عده ازهم وطنان پشتون ما که سالها با زبان فارسی زیسته اند واژگان این زبان را ازآن خود کرده اند، با این زبان انس والفت برقرا رکرده اند، گشوده تر، فرهیخته تر ومتحمل ترهستند تا کسانی که از محدوده زبان پشتوپای بیرون ننهاده اند، محدودیت های زبان پشتو امکان تعامل راستانده است. آنچه در مجلس نمایندگان خود را نشان می دهد این ناشکیبایی ها ناشی از عدم درک این مردم از مسایلی است که پیرامون این ها می گذرد.

آنچه دراین موقعیت زمانی می توان گفت اینکه  که زمان به عقب بر نمی گردد، نه نظام برده داری بوجود خواهد آمد و نه قانون اساسی افغانستان تغیر خواهد کرد؛ و نه قومی دارای حق ویژه خواهد بود.لذا لازمست هم وطنان ما چشم بگشایند منظر گاه خود را تغیر دهند.