راه دشوار رسیدن به بهارا
آنچه که بهاررا نزدیک می کند نه رفتن یا ماندن نیرو های خارجی است، بلکه بهار درخود ما نهفته است. پرسش این جا است که ما افغان به ویژه حکومت افغانستان از نظرروحی وروانی چقدر آماده رفتن به سوی بهار است. به گفته حضرنت مولانا:
ای شهان کشتیم ما خصم بیرون ماند خصم زو بتر اندر درون
کشتن این، کارعقل وهوش نیست شیر باطن سخره خرگوش نیست
با استاند به گفته های روح پرور این عارف فرزانه، می توان بهاررا درروح و روان خود پیدا کرد. به گفته دیگر بهار درروح روان ما پنهان شده است. ایا ماحاضریم این پرده هارا به یک سونهیم وبهاررا ازدرون خود بیرون بریزیم؟
اقای کرزی!این ها افسانه نیست، که این آموزه ها ی دینی وعرفانی بزرگان ما است که پیروز شدن بر خصم بیرون هیچ گاه پیروزی کامل نیست تا وقتی پیروزی بیرون ودرون توامان وهماهنگ نباشد. اگر این چنین بود پیامبر بزرگ اسلام مبارزه با نفس را تعبیر به جهاد اکبر نمی کرد.معلوم می دارد که پیروز شدن بر زیاده طلبی های نفس انسانی به مراتب دشوار تر ازغلبه بر خصم بیرون است. سخنان دلپذیراز بهار گفتن آسان است. اما آماده شدن وبه پیشواز بهاررفتن نیازمند تلاش وتکا پوی فزون تر است.
وقتی شنیده می شود که خصم آشکار این مردم لحظه هارا می شمارند که چه وقت نیرو های خارجی خاک افغانستان را ترک گویند تا آنها یک بار دیگر وحشیانه یورش برند وآنچه از گذشته مانده است یا در چند سال اخیر اباد شده است ویران کنند ،قبرستان ها وزندان هارا مالامال کنند وصدای ازادی وآزادگی را در گلو خفه سازند. چه امید به آمدن بهار می ماند؟.اگر چینن قصد ونیتی نیست چرا هنوز بعد از این همه تلاش ها وتقلا ها به مصالحه تن نداده اندوهرروز بهانه نو می تراشند وشرایط جدیدی پیش می کشند ؟ هنوز حکومت را فاقد مشروعیت می شمارند. هرقدر نیرو های خارجی بیشتر آماده رفتن می شوند آنها مصمم تر از گذشته خودرا آماده می کنند تا وحشیانه وددمنشانه تر از گذشته هجوم بیاورند، حرث ونسل این کشوررا به تباهی بکشانند لذا نوید دادن از بهار ورفتن نیروهای خارجی را بهارخواندن چندان با واقعیت ساز گار نیست.
اگرچنانچه آقای کرزی به عنوان شخص اول کشور می توانست از فرصت های ایجاد شده درسایه ی حضور نیرو های بین المللی به بزرگترین معضل سیاسی کشور خاتمه می داد ودیگر میان افغانستان وپاکستان معضلی به نام تنش مرزی وجود نمی داشت، باز هم ممکن بود ادعای آقای کرزی صحیح باشد وبهاراو به واقعیت تبدیل شود درحالی که بیش ازده سال از حضور نیرو های خارجی در افغانستان گذشت - وبه باور کار شناسان داخلی وخارجی - فرصتی مغتنم ومفیدی در اختیار حکومت افغاستان قرار داشت تا اختلافات مرزی میان دو کشوررا برای همیشه حل وفصل کند. اما دیده شد که اقای کرزی بی اعتنا به این امر مهم هیچ گاه سخن از اختلاف ها نه گفت وبرای حل آن گامی به پیش نگذاشت. قراین نشان می دهد که استخبارات پاکستان مترصد بیرون رفتن نیرو های خارجی است تا با گسیل داشتن افراط گرایان به افغانستان، یک بار دیگر جوی خون راه اندازد وکشمکش های گذشته میان دو کشوررا تجدید کند. تا هنوز هم هیچ اشکار نشده است که پاکستان از حمایت شورشیان طالب دست برداشته باشد. گرچه سیاست مداران ملکی آن کشور گاه وبیگاه سخنانی برزبان می رانند اما آن سخنان چندان بی پایه وسست است که نه دلی را می رباید ونه اعتمادی را جلب می کند با این اوصاف چگونه می توان به نوید های اقای کرزی اعتماد کرد ورفتن خارجی هارا بهار گفت؟
آقای کرزی لابد می داند که بهار با نسیم بهاری آغاز می یابد ورایحه دلپذیر آن نوید بخش شگفتن گل وسنبل است اما هنوز مردم ما اطمینان ندارند که اقای کرزی برای بهار آمادگی گرفته باشد.جامه ی زیاده طلبی وفزون خواهی زمستانی را از تن خود بیرون برده باشد.
آقای کرزی!بهار مردم ما وقتی آغاز می یابد که حکومت خودرا موظف ومکلف به پاسداری از ارزش های ملی، باورهای نخبگان سیاسی وفکری این کشور بداند. ازصدوراعلامیه جامعه مدنی افغانستان چند روزی بیش نمی گذرد آنها خون ازدیده ریختند که حکومت با سکوت معنا دار خویش آزادی بیان ورسانه هارا به سخره گرفته است تا هنوز به هیچ مطالبه رسا نه های گروهی پاسخ مثبت ارایه نکرده است. در چند سال گذشته حکومت افغانستان تنها وبزرگترن دست آورد خودرا آزادی بیان ورسا نه می دانست، در حالی که دل اصحاب رسانه ها از بی تفاوتی وبی توجهی حکومت به خواست مشروع و برحق این رسا نه ها خون است وبه این بزرگترین ارزش، کم ترین بهایی داده نمی شود دراین حال چگونه می توان از بهار سخن گفت ومردم را به پیشواز بهار دعوت کرد؟
آقای کرزی! مردم وقتی نسیم بهاررا استشمام خواهند کرد که بداند حکومت در انتخابات آتی ریاست جمهوری حافظ رای مردم برای تعین سرنشت خود است؛ اما با کمال تاسف خبر هایی که شنیده می شود وحرکت هایی که از سوی حکومت سر می زند واز طرف رسانه های گروهی نشر می شود مبین این واقعیت است که حکومت تصمیم گرفته است که تخلف وتقلب گسترده را در انتخابات آتی سامان دهد تا باز هم کسی بر مسند قدرت تکیه زند که خواست حکومت وشخص کرزی باشدودرآینده تقلب بورزد، وفساد پیشه کند.
اگر صدای مردم از سوی حکومت در سال های گذشته شنیده می شد .حکومت تنزل محبوبیت خودرا درنرد افکار عامه ارزیابی می کرد ومی دانست که این حکومت فاسد برروز مردم چه آورده است، حتما دست از لجاجت بر می داشت، انتخابات اینده را مطابق میل مردم سامان می داد. اما متاسفانه بهار آرزوی مردم را زمستان زیادی طلبی های حکومت چنان پوشانده است که کمترین مجال ظهور نیز نمی یابد.کمترین امیدی به کار کرد این رژیم نمی رود. اما این حکومت با همه ضعف ها ، کاستی ها ونا کار امدی های خود هم چنان مصر است که انتخابات اینده را مدیریت کند وکسی از صندوق های رای گیری بیرون ایدکه خواست او باشد. دراین صورت مردم به پیشواز کدام بهار روند وکدام بهاررا جشن بگیرند وچگونه رفتن نیرو های خارجی رامی توان به بهار تشبیه کرد؟
عالمی را لقمه كرد و در كشيد --- معدهاش نعره زنان هل من مزيد