نشست ها ی سه جانبه وظرفیت های داخلی
. گمان برده می شود که بیرون شدن نیرو های امریکایی از افغانستان چالش های جدی تری علیه مردم افغانستان به راه خواهد افتاد . گرچه اقای کرزی خروج نیرو های غربی را استقبال کرده است واو در یک سخن رانی گفت که در بهر 2014 به سوی خوردن هفت میوه خواهد رفت! ولیکن با این همه خوش بینی هنوز مردم افغانستان اطمینان ندارند که نیرو های امنیتی افغان بتوانند بر مشکلات وچالش های فراروی کشورغلبه کنند وراه های دشوارگذار ایجاد امنیتی در کشوررا همورا سازند .نشست سه جانبه با هند هم نوید آینده بهتررا نمی دهد زیرا پاکستانی هابا حضور پررنگ هند در افغانستان مخالف هستند وحضورآنهارا به نفع خود نمی دانند این احساس بد بینی باعث می شود که عوامل آن کشور در افغانستان( طالبان ) با رفتن نیرو های بین المللی هرچه بیشتر دست به تحرک بزنند وخشونت های بیشتری رابه وجود آورند. این بد گمانی ها وبد بینی ها به حدی است که گفته می شودپاکستانی ها دست به دامن حکومت بریتانیا شده است تا بتواند از میزان حضور هندی ها در خاک افغانستان بکاهد.با وصف این بد بینی ها خوش بینی هایی نیز وجود دارد آن این که هندوستان کشوری بزرگی در منطقه ویکی از اقتصاد های در حال رشد آسیا است . حضورپررنگ ا ین کشور در عرصه سیاست واقتصاد افغانستان بهمعنای آنست که بزرگترن کشور آسیا نگاه ویژه ای به افغانستان دارد وتداوم این نگاه می تواند تاثیر مثبتی برروی اقتصادوسیاست در افغانستان بگذارد. دریک دهه گذشته هندی ها بیش از یک ملیار دالر به افغانستان کمک کرده است وبرخی جاده های غرب کشور توسط مهندسان هندی اعمار شده وچه بساخون هندی دراین سر زمین ریخته شده است . این تلاشها و.اصرار وابرام می رساند که هندی ها حضور خود در افغانستان را جدی می گیرند وحاضر نیستند با پرداخت هزینه هایی پای ازکشور ما عقب بکشند این اصرار می تواند اطمینانی خاطری برای مردم ما فراهم آورد که در عرصه ی بین المللی یکی از قدرت های مهم آسیا در کنارمردم افغانستان قرار دارد. آنچه هندوستان را برای مردم افغانستان دلپذیر ساخته است تنها بعد اقتصاد وتجارت با آن کشور نیست بلکه نوعی نظام حاکم بر هندوستان وتعادلی درروابط میان اقوام آن کشور ایجاد کرده است می تواند الگوی بسیار مناسب برای افغان ها باشد.علاوه برآن افغان ها سراغ ندارند که هندی هادر ساختن جاده ها ویا کمک به برخی موسسات دیگر ریاکارانه برحخورد کرده باشند بلکه کوشیده اندباساخت وسازهای مناسب رضایت افغان هار جلب کنند. از نگاه سیاسی نیز الگوی بسیار مطلوبی برای افغانستان است . هندوستان یکی از کشورهای ارام ودور از خشونت ورزی های افراط گرایانه است. کشوری که به رغم تعدد وتکثر اقوام وزبان های گونا گون کمتر از خشونت کار گرفته است واقوام گونا گون درآن کشور ازامنیت وبرابری و اسایش برخوردار هستند .حکومتی با این ویژگی ها می تواند الگوی رفتاری بسیار مناسب در اختیار افغان ها قرار دهد. حکومتی که با سیاست های متعدل ومطلوب توانسته است چنان عمل کند که اقوام ساکن در آن کشور خودرا بیگانه از حکومت وازیک دیگر ندانند.
در نشست های سه جانبه عموما ظرفیت های هر سه طرف مورد توجه قرارمی گیرد این که هرکدام در این مثلث چه کاری می توانند برای هم انجام دهند. آنچه از افغانستان خواسته می شودیا به گفته دیگر آنچه در توان افغانستان است ایجاد تسهیلات برای ترانزیت اموال تجارتی هند به آسیای میانه است اولین گزینه ومهم ترین گزینه این کار ایجاد امنیت پایدار در کشور است که آنهم بدون همکاری صادقانه هندوستان وایالات متحده امریکا به دست نمی آید لذا به نظر می رسد که حضور امریکا دراین نشست سه جانبه به معنای پررنگ کردن نقش هندوستان در ایجاد امنیت در افغانستا است. از سوی دیگر توجه ایالات متحده امریکا به هندوستان به معنای آنست که آن کشور نیز دریافته است که تنها کمک پاکستان در ایجاد امنیت افغانستان کافی نیست ،زیرا پاکستانی ها ثابت کرده اند که هیچ گاه صداقت لازم را نداشته واین عدم صداقت باعث شده است که مردم افغانستان هیچ گاهی نسبت به سخنان مقام های آن کشور اعتماد نکنند واین عدم اعتماد نسبت به پاکستان زمینه را فراهم می کند که به هندی ها بیش از پیش روی خوش نشان دهند ودرنتیجه رابط میان کشوراستحکام یابد. البته نا گفته نباید گذاشت که فشار های ایالات متحده امریکا بر پاکستان این اطمینان را برای مردم افغانستان فراهم می آورد که پاکستان بعد ازاین درامور افغانستان د خالت نکند وبگذارد که مصالحه با طالبان زمینه های ایجاد منیت پایدار را فراهم اورد. گرچه به گفته های پاکستانی ها نمی توان اعتمادکرد ولیکن فشار های ایالات متحده وشریک های غربی آن کشور می تواند در تعدیل سیاست های پاکستان بسیار موثر باشد و
به هر حال گرچه نشست های سه جانبه ازاین دست می تواند اطمینانی خاطری به سیاست حکومت افغانستان باشد ولیکن هیچ نشستی را نمی توا نوصول به مطلوب دانست؛زیرا در نهایت این حکومت افغانستان است که چگونگی سیاست های می تواند به نفع کشور تمام شود. در میان کشور های گونا گون نیز آشکار شده است که تکیه بر نشست ها بدون ایجاد توان وظرفیت های لازم داخلی راه به جایی نرده است بلکه تکیه بر پوتانسیل های ملی وایجاد راهکار سیاسی مناسب وفعال می تواند هر نشستی به نفع سود برد وکشوررا از بحران هایی که با آن مواجه است رهایی داد. اما رابه نفع مردم وکشور تمام کند .اماتصور نمی رود که حکومت کنونی بتواند ازاین گونه نشست ها به نفع کشور سود ببردولیکن امید واری انست که انتخابات ازادوشفافی که در یکسال های اتی بر گزار می گردد زمینه های بیشتری فراهم آید تاازاین گونه ظرفیت ها استفاده بیشتری صورت گیرد.