نامی نیکی گر بماند زآدمی ...
. این که شخصیتی به دنبال آن باشد که نام نیکی ازاو به یاد گار بماند. واضح است که این گونه سخنان بار اخلاقی وعاطفی فراوان دارد.سعدی علیه الرحمته می گوید:
تمام حاصیل عمراست نام نیک وثواب ... هر آنچه زین دو گذشت کل ومن علیهافان
اگر چنین تحولی دروجود اقای کرزی رخ داده باشد واو به این باور رسیده باشد که آدمیان جز نام نیک نخواهد برد، می توان گفت که مس وجود او به زر تبدیل شده است و به آینده کشور می توان امید وار بود. اما این آینده نگری بدون تامل وجبران گذشته چگونه ممکن است؟ سخنان اقای کرزی نگارنده را به یاد سخن بزرگی انداخت که درباره ی اخلاق سخن می گفت وبرترین کار اخلاقی را بذ ل وبخشودگی بی کران برای دیگران می دانست آن بزرگ با استفاده از ایات سوره مبارکه عمران بدین نکته اشارت داشت که بذل وبخشش مال وقتی نیکو وپسندیده است که در نزد صاحب خود دوست داشتنی وشیرین باشد وبذل آن مال برای او سخت ودشوار آید.وصاحب مال این سختی رابر خود هموار کند واز مال بگذرد. یعنی کمال درآنست که چیزی را که دوست دارد انفاق کند. دوم آن که دلهره واضطرابی پس از بخشش به خود راه ندهد وهی نگوید که آنچه ازدستم رفت حیف شد کاش هدیه نمی کردم.سوم آنکه ی باز پس نگیرد. چهارم آنکه اعلام نکند که من آن مال را بخشیدم. نکته ای مهی که آن بزرگ مطرح کرد آن بود که بخشنده در هنگام مرگ نباشد وگما ن نبرد که به زودی رخت ازاین جهان برمی ببندد وبه سرای باقی می شتابد. یعنی امیدی به زندگی داشته باشد، آنگاه است که بذل وبخشش آن مال ارزش دارد.داستانی از زمان پیامبر بزرگ اسلام (ص) نقل می کنندکه کسی انباری از خرما ذخیره کرده بود،در هنگام مرگ توصیه کرد که بعد ازمن انبارخرمارا به فقرا تقسیم کنید. گویند؛پیامبر(ص)در انبارخرمای آن مردرا گشود ودانه ای از خرما برداشت وگفت :اگرآن مرد درزندگی خود یک دانه ازاین خرما رابذل کرده بود، ثوابی به مراتب بیشتز ازبذل این انبار خرما برده بود. با توجه به این گفته های اخلاقی، رئیس جمهورکرزی را بایدبه این نکته توجه دادکه نام نیک ازدو جهت حاصیل می شود؛یکی جبران گذشته ودیگری انجام کار نیک برای آینده .
لاجرم اقای کرزی می داند که سیاست مدارانی که در آستانه ی پایان ریاست ووزارت خود می رسند همانند آدمی است که در آستانه ی مرگ قرار گرفته باشند . برای آدم مشرف به موت اگرفرصتی برای جبران گناهان باشدهمانا دربرابرخدا زانو می زنند ودست به سوی خدا برمی دارند واز گناهانی که مرتکب شده اند از پیشگاه خدا عذرتقصیرمی طلبند.اما استغفار حاکمان با توبه آدمیان عادی متفاوت است . گناه یک سیاست مدارازسطح شخصی وخصوصی فراتر می رود ومتر ومیزان گناه حاکمان نیز مربوط به پی آمد های آنست . هرقدر پی آمدهای گناه سیاست مداران نا گوار تربه حال جامعه ومردم باشد به همان میزان گناهان سنگین تراست وبخشودگی آن نیاز مند توبه ی بیشتر. اقای کرزی لابد می داند که بردوش حاکمان دو حق است یکی حق خدای ودیگری حق مردم.این حقوق گرچه از هم جدا نیست ؛ ولیکن می توان از خدا خواست که ازگناهان ما بگذراما چگونه می توان از خدا خواست که از حق مردم بگذرد؟ خداوند نیز وقتی گناه حاکمان را می بخشد که مردم آن حاکم را بخشیده باشند . باید دید که اقای کرزی بر گناهان بیش از یک دهه خود اذعان واعتراف می کند واز مردم افغانستان عذر خواهی می کند یانه؟ این عذر خواهی منفعلانه نیست بلکه باید فعالانه صورت گیرد. بدین معنا که اقای کرزی قانون اساسی افغانستان را بارها وبارها نقض کرده است .نقض قانون به معنای نقض حقوق مردم است . حریم مجلس نمایندگان کشوررا شکسته است. قوه مقننه را تمسخر کرده است. با دست درازی ها گناه نا بخشودنی مرتکب شده است . از یک جهت حق مردم را ضایع شده است از سوی دیگرحریم یک نهاد مدنی زیرپای نهاده است .قصه ی قوه قضاییه کشورنیز دست کم از قوه مقننه ندارد. درده سال گذشته آن قوه وسیله ی دردست نهاد اجرایی بوده ومورد سوی استفاده های فراوان قرارگرفته است . آقای کرزی لابد به این نکته نیز توجه کرده است که دست اندازی در قوه قضائیه به معنای به تمسخر گرفتن عدالت است؛ زیرا تنها قوه ای که می تواند عدالت قضایی را اجرا کند وعدالت ورزی از کار وِیژه های همین قوه است. ایا اقای کرزی حاضر است که ازاین گونه دست اندازی ها عذر خواهی کند وبخواهد نام نیکی از خود بر جای نهد؟
اعتراف به گناه وعذر خواهی از مردم بزرگترین فضیلت های اخلاقی است. اما تا هنوز کمتر دیده شده است حاکمانی که از توسن خود خواهی به زیر آمده باشند وصادقانه وصمیمانه در پیشگاه مردم وخدا زانو زده باشند وخودرا شکسته باشد. این شکستگی کمال انسانی است. آیارئیس جمهور به این کمال رسیده است؟ اگر چنانچه رسیده است که زهی سعادت واگرنه باید بداند که خود شکنی کار سختی است. خود شکستن نخستین گام درراه نک نام زیستن یا نیک نام مردن است.حدیث معروفی است که می گوید خود خواهی راس تمام خطا ها است؛ به ویژه برای کسیکه خودرا حاکم وفرمان روای مردم دانسته باشد. ازجانب دیگرلازمه ی نام نیک به یاد گار گذاشتن، تنها جبران گذشته نیست که باید حاکمان وقت را مغتنم بشمارند تلاش ورزند تا گذشته را با تلاش مضاعف جبران کنند. مهم ترین وسرنوشت ساز ترین کار فردا آنست که رئیس جمهور کرزی خود بران انگشت نهاده است. یکی از مهم ترین وارزنده ترین آن، انتخاباتی است که بایددر سال 1393 درفضای شفاف وعادلانه بر گزار شود.
در سخنرانی آقای کرزی ازانتخابات شفاف وعادلانه سخن رفت؛ اما دوصد گفته را نیم کردار نیست" آنچه بر حکومت لازم است بداند آنست که باید آستین هارا بالازند و دست به عمل ببرد. تنها با سخن گفتن انتخابات شفاف وعادلانه بر گزار نمی شود.که نخستین گام دراین وادی، عدم مداخله در امور کمیسیون انتخابات است اگررئیس جمهور کرزی خواسته باشد نام نیک ازاو در ذهن ها باقی بماند وبعد از دوران ریاست جمهورقدر بیند وبرصد نشیند باید دستان آلوده راازکمیسیون انتخابات کوتاه کند. ونظارت نهاد های مدنی را درانتخابات آتی بپذیرد. نه تنها بپذبرد که تلاش ورزد با ایجاد سازو کاری این نهاد ها سهم ونقش پررنگ تر داشته باشند. تا هنوز وقتی از فساد اداری بر حکومت انتقاد شده است، اکثر فساد های کلان را به خارجی هامنتسب دانسته ولیکن کسی نمی پذیرد که الودگی کمیسیون انتخابات را به خارجی ها نسبت داد وحکومت خودرا تبریه کند. بنابراین بر حکومت است که دراین راه تلاش مضاعف به کار بندد تا انتخابات شفاف وعادلانه بر گزار شود. تعریف عدالت نیز در حیطه اختیار حکومت نیست.بهترین عدالت آنست که مردم آن کارراعادلانه بدانند. وقتی رضایت مردم جلب شد می توان باور کرد که خدا نیز عذررا پذیرفته است .
سخن آخر آن که نام نیک بر جای نهادن هم یک کارمشکل است وهم آسان. می توان با تلاش وجدیت صادقانه گذشته را جبران کرد ونام نیک بر جای نهاد. یا آنکه اشتباهات گذشته را تکرار کرد ونامی از خود بر جای نهاد اما با نفرت ونفرین مردم.