رشته هایی که پنبه می شوند!
شاید امریکا گمان می برد که تجاوز عربستان سعودی در یمن کار آن کشور را ظرف چند ماه یک سره خواهد کرد ،رئیس جمهور مخلوع یمن دوباره برسر قدرت خواهد نشست. با این تغیر چند هدف قابل دست رسی بود.
نخست این که گروه حوثی که مخالف سیاست های اسرائیل است سرکوب می شود،حکومتی که به ریاست رئیس جمهورمخلوع یمن بوجود می آمد تعمیل کننده سیاست های امریکا وعربستان سعودی در یمن خواهدبود، دوم چون منصور هادی توسط عربستان سعوی روی کار آمده بود می توانست موقف عربستان سعودی را به عنوان یک کشور مهم منطقه تثبیت کند.سوم، تاثیر دراز مدت سعودی در منطقه برای ایالات متحده امریکا بسیار خوش آیند به نظر می رسید. گرچه حکومت عربستان سعودی متعلق به اعراب است؛ اما چنان خط مشی امریکا را در منطقه تعقیب می کند که امریکایی ها بدون صرف هزینه خود را وصول به آن اهداف می بیند.
اما اینک امریکایی ها می نگرند که محاسبه دوستان نادان آن کشور درمنطقه درست نبوده ومحاسبه ای که حکومت سعودی از توان خود ارایه داده بود، غلط از آب در آمد.افزون برآن، قدرت حوثی ها ومردم یمن دربرابر وحشی گری های سعودی دست کم گرفته شده بود که اینک به قدرت غیر قابل اغماضی تبدیل شده است.
حال امریکا گمان می برد که اگر برگ برنده دست حکومت سعودی نیاید ومشکلات یمن هم چنان رو به ا فزایش رود، دشواری های جدیدی برای امریکا بوجود خواهد آمد . کم ترین آن دفاع از سیاست های تجاوز کارانه سعودی در یمن درمحافل بین المللی است.
تا هنوز هم اگر حمایت های سیاسی قدرت های بزرگی چون امریکا نبود ،حکومت سعودی نمی توانست به جرات ودلیری بر مردم یمن تجاوز کند ،این همه کشتار وخشونت بوجود آورد.
بی تردید بخشی از این خشونت ورزی ها به سیاست های غیر عقلانی وضد اخلاقی ایالات متحده امریکا بر می گردد.
سوریه درد سر دیگری برای ایالات متحده امریکا است.شاید این محاسبه هم از سوی اعراب صورت گرفته باشد که با تقویت گروه های تروریستی حکومت سوریه را سر نگون کنند، آنگاه دست غرب وایالات متحده امریکا در تحولات آن کشور گشوده باشد.
اما این سیاست هم پاسخ مثبت نیافت وامریکا با درد سرهای جدیدی مواجه شده است که نه تنها منافعی برای امریکا ندارد که ضررهای آن بسی بیشتر از منافع آنست. حکومت سعودی وقتی سیاست براندازی رژیم اسد را در پیش گرفت محاسبه نمی کرد، که مردم سوریه کانون ها ی مقاومت علیه گروه های تروریستی بوجود آورند و بتوانند از سرزمین خود دفاع کنند. اینک گروه های مقاومت تعین کننده تحولات نظامی سوریه وهم چنان سیاسی درآن کشور است .
اشتباه دیگری که امریکایی ها وحکومت سعودی مرتکب شدند این که تصو نمی کردند که روسیه تمام قد ازرژیم اسد دفاع کند ونیروهای طرفدار سعودی را با چالش جدی مواجه سازد.
اینک می بینند که حضور روسیه معادلات منطقه ای را برهم زده وتوازن قوا را به نفع حکومت سوریه تغیر داده است .
اگر قبل ازورود روسیه در خاورمیانه ترکیه وسعودی خود را تعین کننده آینده خاور میانه می دانستند این محاسبه تغیر پیدا کرده و این دو کشور با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.
اگرچنانچه وضعیت بدین صورت به پیش برود، هیچ معلوم نیست که چه سرنوشتی در انتظار این دو کشور خواهد بود. ترکیه ای که به عنوان اسلام معتدل ازآن تبلیغ می شد وامریکایی ها هزینه کرده بودند که این مدل اسلام را تبلیغ وترویج کنند، اینک می بینند که این اسلام معتدل خود به یک معضل گرفتار آمده است و ازدل اسلام معتدل آقای اردوغان سر بر آورده که از آن بوی هتلر به مشام می رسد.
گرچه هریک ازاین محاسبه های مقام های ایالات متحدهامریکا درد سر ساز شده است. اما رسوا ترین سیاست امریکا درمنطقه ،پشتیبانی از گروه های تروریستی چون داعش است که توسط حکومت سعودی بوجود آمده است. امریکایی ها گمان می بردند که اگر گروه های تروریستی که با حمایت مالی عربستان سعودی بوجود آمده را مورد حمایت سیاسی خود قرار دهند به هدفی بزرگی دست پیدا می کنند که با هزینه گزافی هم بدست نمی آوردند.
به نظر می آید که همه این رشته ها پنبه شده ومقام های امریکایی برای جلو گیری از رسوایی بیشتر اینک متحدان خود را مورد ملامت قرا رمی دهند که بیش ازاین با آبرو ومنافع امریکا بازی نکنند وامریکا را رویاروی مشکلاتی قرار ندهند که به نفع امریکا نیست.