این اولین بار نیست که طالبان از گفت وگوهای صلح با حکومت افغانستان استنکاف می ورزند، در پانزده سال گذشته طالبان بارها در خواست های حکومت افغانستان را رد کرده وپاسخ منفی داده اند. اما حکومت افغانستان همواره طالبان را با نقل ونبات استقبال کرده و بیشترین امتیاز های سیاسی را به آن

گروه داده است. به گفته ای برخی مقام های درون حکومتی حتا ستون پنجم طالبان دردرون حکومت افغانستان در حاشیه امنی به سر می برد وهیچ گونه آسیبی به آنها وارد نمی گردد ، چه بسا مورد حمایت جناح هایی ازحکومت افغانستان نیز قرار دارد. متهم کردن جنرال دوستم  ازسوی عناصر حکومتی به نسل کشی وعدم پیگرد قانونی آن افرادیکی از نمود های حضور ستون پنجم طالبان دردرون حکومت افغانستان است.

 اگراستنکاف طالبان  از زاویه دیگری نگریسته شد ، پیچیدگی های بیشتری را می توان دید وباید منتظر بازی گردانان دیگری دراین عرصه بود.گرچه طالبان اعلام کرده که در نشست صلح شرکت نمی کنند اما نکته هایی که بعداز نشست های چهارجانبه ازسوی مقام های حکومت پاکستان برزبا آورده شد،طالبان وحامیان آنها را در تضییقات بیشتر قرار می دهد ونمی گذارد که طالبان دلبخواهی عمل کنند و دربرابر خواسته های قدرت های موثر شرکت جسته در مذاکرات چهارجانبه بی تفاوت باشند.

   اولین نکته ای که برخی مقام های حکومت ملکی پاکستان برزبان آورد، که در گذشته هیچگاهی از سوی مقام آن کشور ابراز نشده بود، این بود که گفت: سران وخانواده های طالبان در پاکستان زندگی می کنند. دوم آن که پاکستان بر طالبان نفوذفراوان دارد ومی تواند آن گروه را وادار به مذاکره با حکومت افغانستان کند. این ها اعتراف های اندکی نیست .به نظر می آید که با این قصد ونیت ابراز شده است که مقام های حکومت پاکستان به آینده تدویر مذاکرات خوش بین بودند وگمان می بردند که می توانند طالبان را پشت میز مذاکره حاضر کنند.  این اذعان ها مسئولیتی را بردوش حکومت گران پاکستانی قرار می دهد که بسیار سخت است که ازآن شانه خالی کنند وهمانند گذشته با پرسش های بیش تری مواجه نشوند. از طرف دیگر دست آویزهایی را برای حکومت افغانستان فراهم می آورد که می تواند باعث فشار بیشتر برحکومت پاکستان شود.

 به نظر می آید که عدم استقبال گروه طالبان از نشست مستقیم با حکومت افغانستان، قبل ازاین که تصمیم خود این گروه باشدد ، به اختلافات درونی حکومت پاکستان وسران ارتش و استخبارات آن کشوربر می گردد .اگر طالبان از پشتوانه ای سیاسی ولجستیکی بر خوردار نبودند به هیچ وجه این جسارت رانمی یافتند که با چنین صراحت اعلام دارند که با حکومت افغانستان وارد مذاکره مستقیم نمی شوند. اگر سران حکومت ملکی پاکستان با نظامیان آن کشور به یک تفاهم می رسیدند ومی توانستنداختلافات داخلی خود را حل کنند، حتما طالبان را حاضر می کردند تا در مذاکره با حکومت افغانستان شرکت کنند.

       لذا استنکاف طالبان در واقع زور آزمایی وجدال حکومت ملکی پاکستان با سازمان استخبارات آن کشور را نشان می دهد.

       این که کدام یکی برنده این جدال خواهد بود مربوط است به میزان نزدیکی آنهابه منابع خارجی وقدرت های جهانی. آنچه پشتوانه بزرگی برای حکومت پاکستان می تواند قرار گیرد آنست که مذاکرات چهارجانبه باحضورنمایندگان دو قدرت بزرگ جهانی یعنی ایالات متحده امریکا وچین برگزار شد، و هردو قدرت جهانی نیز بر مذاکره مستقیم حکومت افغانستان وگروه طالبان مصر بوده اند. اکنون این حکومت ملکی پاکستان است که چگونه این حریف دیرینه خود را در رویا رویی با دو قدرت بزرگ جهانی قرار می دهد وزمینه تضعیف ارتش قدرت مند پاکستان را فراهم می کند.

   با حضور قدرت های بزرگ جهانی در مذاکرات صلح دو احتمال متصور است. یکی این که حکومت پاکستان با کمک قدرت های جهانی، پای استخبارات آن کشور را ازروندصلح طالبان وحکومت افغانستان بیرون کند وابتکار عمل دردست سیاست مداران غیر نظامی قرارگیرد. دوم آنست که آنها را رویاروی قدرت های بزرگ جهانی چون چین امریکا قراردهد.  دراین صورت اگر پای قدرت سومی درمیان نباشد وارتش پاکستان ازآن دستوریا خط مشی نگیرد، بی گمان تحت فشار این دو قدرت قرار خواهند گرفت ومجبور خواهند شد که به خواسته های این کشورها تن  در دهد و دست از حمایت طالبان بردارد.در غیر این صورت با واکنش منفی دو قدرت بزرگ جهانی مواجه خواهد شد واز نظر سیاسی جایگاه خود را در درون پاکستان ازدست خواهند داد.

  حکومت پاکستان اگر درتسهیل مذاکره حکومت افغانستان وطالبان نقش پررنگ  پیدا کند در جدال داخلی نیزمی تواند به تضعیف ارتش آن کشور بپردازد و به تقویت پایه های دموکراسی درآن کشور منجر شود.اگر چنانچه قدرت دیگری چون بریتانیا پشت صحنه باشد - که تردید دراین مورد نیست - بازی های سیاسی به صورت دیگری صورت خواهد گرفت. پای منافع این بازیگر سوم نیز در صلح با طالبان گشوده خواهد شد.

   بنابراین سر پیچی طالبان از مذاکره با حکومت افغانستان،وهشدارایالات متحده امریکا بر عملیات نظامی بیشترعلیه گروهی از طالبان که خواهان صلح نیستند، این مجال را برای حکومت پاکستان نیز فراهم می کند که به تقویت درونی خود بپردازد و زمینه افول قدرت نظامیان را در آن کشور فراهم کند.

    اینکه سرنوشت طالبان به کجا خواهد انجامید داستانی است که در چهارچوب همین بازی ها تعین خواهدشد.

   طالبان گر چه از نشست های دوجانبه با حکومت افغانستان استنکاف ورزیده اند، ولیکن قوت وقدرت عملیاتی گذشته را نخواهند داشت و برای قدرت های بزرگی چون چین وامریکا هم سخت است که این گروه را به حال خود بگذارد و فشار های لازم را وارد نیاورد. نکته دومی که حایز اهمیت است حضور گروه داعش در کشور است که ممکن است فشار های ایالات متحده  امریکا وچین بخشی از نیرو های طالبان را وادار به پیوستن به گروه داعش کند که دراین صورت در قالب گروه داعش به خشونت ورزی های خود ادامه دهند.