سخنان کیلویی درمان نیست!
اشرفغنی به طالبان توصیه کرده است که "اگر افغان هستید! خود را(صف خود را) از تروریستان جدا کنید". دراین جا منظوراطلاق کلمه" افغان" است. افغان در نگاه رئیس جمهور اشر فغنی، به یک قوم ویژه ومردمی که با خصوصیت های مثبت اطلاق می شود که از سایر مردم دنیا متمایز است. اشرف غنی افغان بودن را مساوی ومساوق نیک بودن می داند وبعید می شمارد که یک افغان در کنار تروریستان قرار گیرد.
این گونه سخن گفتن کیلویی از مقام اول یک کشور بسیار بد آموزی دارد. هر کس حق دارد کشور و مردم خود را به اوصاف وخصلت های نیکو بیان دارد، ازملت ها وکشور های ممتاز دنیا بشمارد و درصدر بنشاند، اما این توصیف ها نباید چنان باشد که سخنان درست او هم مورد تردید قرار گیرد یا او را ازحد اعتدال خارج کند و یا چنان به گزاف سخن گوید که او را مورد تمسخر واستهزای عمومی قراردهد.
گرچه مردم این گونه سخنان را جدی نمی گیرند و بر آن باور نمی کنند، اگر چنانچه به جد گرفته شود،بی تردید نتایج بدی در قبال خواهد داشت. وقتی فردی این سخنان را می شنود این پرسش در ذهن اومتبادر می شود که اگر یک افغان از تروریست بودن مبرای دانسته شود، باید صفت های نیکوی فراوان دیگری داشته باشد، از جمله مردم راست گو ودرست کردار باشند، حقوق دیگران را محترم بدارند، منافع خود را بر منافع مردم ترجیح ندهند، دروغ نگویند،مال مردم را بتهمت نخورند وآبروی مردم در معاملات روز مره نبرند. در مقام رئیس یک کشور،در برابر تقلب ها وتخلف های سیاسی یا عادی سکوت نکند. چنان با مردم سخن بگوید که در حد عمل او باشد. یعنی مردم را با گفتن سخنان گزاف دل خوش ندارد. مهم تر از همه آنست که افغان بودن باید موانع مبارزه با تروریسم را ازسر راه افغان ها بردارد تا تقابل با گروه های تروریستی به سهولت انجام گیرد. با تقویت کنندگان تروریسم یا ستون پنجم در داخل حکومت مبارزه جدی صورت دهد، هیچ گاه ازطرد و دفع ورود آنها غفلت نورزد. مهم تر و ارزنده تر آنست که یک افغان اگر مساوی با ارزش های برین انسانی باشد باید انسان بودن از چنان ارزشی برخوردار باشد که هیچ ارزشی فراترو برتر ازاو قرار نگیرد.
یک افغان در مقام رئیس جمهور کشور،همه اتباع وباشندگان سرزمین افغانستان را یکسان بنگرد ودر هیچ تصمیم گیری سیاسی هیچ گروه و قومی را بر گروه دیگر رجحان ندهد.
اگریک افغان این باشد سخنان رئیس جمهو رکشور بر نهج صواب گفته شده است وباید طالبان که افغان هستند دست ازآدم کشی ،خشونت ودرنده خویی وخون آشامی بردارند در کنار مردم خود به نیکویی بزیند.
اگر افغان بودن به معنای بی آزار بودن باشد، مردم این همه درنده خویی وآزار رسانی طالبان را خواهند بخشید تا آنها به زندگی طبیعی خود بر گردند.
اما و هزار اما... که افغان بودن به معنای نیک بودن نیست. اگربود رئیس جمهور باید مصدر عالی این صفات نیکو و خصال ارزش مند بود. رئیس جمهور باید دربرابر قانون اساسی کشور تمکین می کرد. قانون اساسی کشور حاصیل ودست رنج تلاش های نمایندگان اکثریت افغان ها است. تسلیم وپیروی از قانون اساسی به معنای تن دادن به خواسته های کلیت افغان ها است. اما رئیس جمهور تا هنوزنشان داده است که کار های فرا قانونی را بیش از کار های قانونی می پسندد.زیر پای نهادن قانون برای او دلپسند تر ونیکو تر است تا مراعات قانون.
رئیس جمهور به عنوان مصداق مطلو ب افغان بودن باید به قوانینی که از سوی مجلس نمایندگان کشور به تصویب می رسد، احترام بگذارد وآن را درعمل پیاده کند، گرچه آن قانون با مذاق عده معدودی از دوستان واقوام او واقع موافق نباشد. رئیس جمهور به عنوان یک افغان که باید منافع ملی را بر منافع قومی و شخصی ترجیح دهد این کاررا نکرده است، تفاهم نامه ای که میان دوتیم انتخاباتی به امضا رسیده و باید مفاد آن در اولین مرحله از تشکیل حکومت وحدت ملی اجرایی می شد و به مرحله اجرا در می آمد هنوز روی کاغذ مانده است و مردم منتظر اند که ببینند که رئیس جمهور در قبال این تفاهم نامه چه می کند، تا کشور ازاین حالت بی قانونی وبلا تکلیفی نجات پیدا کند. اما متاسفانه نشانه های دال بر این که رئیس جمهور از خواسته های شخصی خود گذشته باشد، بر تعهد خود در قبال تغیر نظام سیاسی کشور وفا کند، کمسیون های انتخاباتی اصلاح شود، افراد فاسد ،مفت خوار ومتقلب از کمسیون ها حذف شوند، این کارهای نیکو را صورت نداده است.
اگرقانون توزیع تذکره الکترونیک را که به توشیح رئیس جمهور رسیده بود عملی می شد برای این پروژه مهم این همه رویایی میان دو جناح حکومت صورت نمی گرفت و رئیس جمهوربرای ارضای خواسته های مشتی فاشیست مشرب قانون مصوب را زیر پای نمی نهاد، شاید برخی باور می کردند که افغان بودن مساوی به نیک بودن است. رئیس جمهوری که درراس امور کشور قرار دارد والگویی رفتاری برای بسیاری از افغان ها است ،اگرعمل او همواره با تقلب وتخلف باشد چگونه، افغان بودن را مساوی به نیک بودن می نگرد واز آنها تقاضا می کند که از صف تروریستان خود را جدا کند.
نه جناب رئیس جمهور!
افغان بودن مساوی به نیک بودن نیست که بسیار خصلت های زشت ونا پسند وخرد سوزو انسان کشی در وجود افغان ها و.جود دارد که باید به شناخت آن تلاش کرد وبرای کاستن ازآن خصلت های منفی مبارزه جدی راه انداخت. اولین مرحله مبارزه نیز آنست که مقام های سیاسی کشورکه در راس آن رئیس جمهو رقرار دارد خود به این زشتی در وجود خود معترف باشد ،ازدرون خود این کاستی وزشتی را بزداید،آنگاه دیگران را فرا بخواند و یا توصیه کند که درراستای بهتر شدن و بهتر زیستن تلاش ورزند.
باید پذیرفت- گرچه پذیرفتن آن سخت است- که کثیری از خصایل انسانی در وجود ما مرده است. بی خود وبی جهت متوهم نباشیم وبرای خودمرتبه بالا و والایی نتراشیم.
طالبان افغان هستند، همانند هر افغان دیگر. همان گونه که طالبان دچارآسیب شدند ودر دامن تروریسم در غطیدند همین مشکل برای هریک از افغان ها ممکن است اتفاق بیفتد و دردام تروریسم قرار گیرند ومخل امنیت عمومی شوند. برحکومت ودر راس آن بررئیس جمهوراست که چشم خود را بگشاید و واقعیت های کشور خو د را خوب بنگرد ،برای بهبود آن تلاش کند. کیلویی سخن گفتن نه تنها سودی نداردکه اولین زیان آن متوجه گوینده است که او را از شناخت واقعیت های جامعه خود باز می دارد.