تلاش های جدید، بن بست کهنه!
ازاین هفت گام که همانند «هفت شهرعشق عطار نیشابوری»است ذکری به میان نیامده وگفته نشده است که شش گام بعدی دراین نامه کدام ها است! خبر گزاری هایی که فرستادن این نامه را اعلام کرده اند نیز ازاین گام های هفت گانه چیزی ننوشته اند. لحن نامه اما؛ نشان می دهد که آقای غنی با قاطعیت بیشتر خواستار عمل حکومت پاکستان دراین زمینه شده است. تلاش دیگری که دراین راستا صورت گرفته، نشستی سه جانبه میان سه کشور هند، روسیه وچین است که بر ایجاد امنیت ،ثبات در افغانستان تاکید رفته وهر سه کشور توافق کرده اند که برای ایجاد امنیت وبازسازی افغانستان تلاش مشترک به خرج دهند. گرچه این گونه نشست ها درذات خود امر مثبت تلقی می گردد.و به این نکته توجه می دهد که مشکل افغانستان یک مشکل صرف داخلی نیست ،برای ایجاد ثبات وامینت در افغانستان نیازمند تلاش های مشترک همه کشورها از جمله کشورهای منطقه است. اما نکته ای دراین جا قابل ذکر است این که همسایگان افغانستان درایجاد ثبات وامنیت کشور نقش مثمرو موثر دارند. می طلبد که سایر همسایگان افغانستان مشارکت جدی داشته باشند. کشورهای آسیای میانه از جمله همسایگان مهم افغانستان است که ناامنی در افغانستان سرانجام به ناامنی در آن کشورها نیز خواهد انجامید.لذا باید درایجاد روند ی که مربوط امنیت وثبات افغانستان می شود نقش داشته باشند .ایران یکی ازهمسایگان بزرگ ومهم افغانستان است که نقش پررنگی درایجادت ثبات وامنیت افغانستان دارد ولازمست در پروسه مهم صلح دارای نقش وجایگاه درخورباشد تا اطمینانی خاطری از سوی همه کشورها برای ایجاد امنیت در کشوربه وجود آید. اگر ایران هم با طالبان وارد مذاکره می شود باید با هماهنگی کشور های منطقه وحکومت افغانستان صورت گیرد. همه باید به این نکته وقوف داشته باشند که همه تلاش ها درنهایت به یک مرکزیت که افغانستان است ختم می شود، تلاش های گسسته ،نا هماهنگ ونا پیوسته به هیچ جایی نمی رسد.
درگذشته گاهی حضور ایران به معنای مخالفت امریکایی ها شمرده می شد.اما امریکایی ها چنان در خاور میانه بد عمل کرده اند که نه تنها اعتمادی نسبت به حکومت آن کشور باقی نمانده است که دید گاه منفی نسبت به صداقت آن کشوربیش ازهرزمان دیگر شده است. درجنگی که سعودی ها علیه یمن به راه انداخته است. حملات هوایی سعودی ها هم قتل عام یمنی هارادر پی داشته وهم به گسترش ونفوذ گروه های تروریستی - تکفیری چون داعش انجامیده است. امریکا نیز تا هنوز از سعودی حمایت کرده وعملا به نفع تروریستان موضع گرفته است. این رویکرد امریکایی ها نشان می دهد که در افغانستان نمی تواند جایگاه واقعی همسایگان افغانستان رابگیرد یا مانع حضور همسایگان افغانستان درروند صلح باشد
.اما دراین تلاش ها از یک نکته نباید غفلت کرد، نکته آنست که کوشش حکومت افغانستان وقتی به ثمر می نشیند که سیاست داخلی حکومت مبتنی بر عدالت ورزی باشد. اگر ساختارحکومت عادلانه نباشد ورضایت همه اقوام وگروه های سیاسی را جلب نکند، تلاش های بیرونی به ثمر نه خواهد نشست.. برخی نمایندگان مردم فاریاب در مجلس نمایندگان انتقاد های سختی را بر حکومت وحدت ملی وارد آورده وحکومت را متهم به نا دیده گرفتن قوم ازبیک در ساختار حکومت کرده است. این نماینده مردم حتا داعش را بهتر از حکومت دانسته ویکی از عوامل مهم نا امنی در شمال کشوررا ناشی از بی عدالتی های حکومت ونا دیده گرفتن ازبیک تباران در ساختارتشکیلات حکومت گفته است. این نماینده مردم مدعی شده است که قرار بوده یکی از مدیران ارشد وزارت دفاع کشوراز میان ازبیک تباران انتخاب شود؛ اما هنوز این کار صورت نه گرفته است. نگاه انحصار گرایانه به ساختار قدرت وهمه را برای خود خواستن، نه با عدالت سازگاری دارد ونه ایجاد امینت می کند. وقتی مردم خودرا از حکومت وحکومت از خود ندانند، چگونه ممکن است ازکسی توقع داشت که درراه ایجاد امنیت در کشور تلاش ورزند ویا جان فشانی کنند. لذا تمام تلاش های حکومت به این نکته بر می گردد که میان کوشش های درونی وبیرونی باید تلازم وتلائم ایجاد کند. نمی توان با درون آشفته وبیمار به یبرون موزون ووتندرست دست پیدا کرد. به قول شهید بلخی: اصلاح بیرون خواهی اصلاح درون باید؛
این یک دید احساسی – عاطفی نیست که یک اصل علمی وتجربی است که بدون ایجاد یک ساختار عادلانه نمی توان به اصلاحات وایجاد امنیت وثبات بیرونی دست پیدا کرد. اگر چنانکه بدون عدالت ورزی، ثباتی به وجوداید درنهایت قابل اتکا واعتماد نه خواهد بود. چنان سازه ای است که بردیوارکج بنایافته باشد.