پاكستان، سياست هاي زيركانه وتامين منافع ملي
در توضيح اين سه نكته لازم است به اين امر
توجه شود، اين كه پاكستاني ها دراعلام
واتخاذ مواضع خود براساس منافع ملي
خود عمل كرده ، بدين معنا است كه براي پاكستان طالبان اهرم فشار عليه حكومت
افغانستان وغرب تلقي مي گردد وتا هنوز ازاين كارت توانسته است خوب استفاده كند
وخودرا به منافع ملي خود نزديك سازدولذا تا وقتي اين كارت برنده جاي گزين پيدا
نكند، طالبان هم چنان به عنوان كار ت برنده دردست حكومت پاكستان خواهد بود وازآن
صرف نظر نه خواهد كرد. اما وقتي گفته مي شود كه غربي ها نقش تعين كننده دارند
معناي آن اينست كه غرب در يافتن مواضع شورشيان وهدف قرار دادن آنها دست گشوده دارند
ومي توانند با فشار هاي نظامي بيشتر آنهارا در تنگنا قرار دهند ودر نهايت وادار به
مذاكره با حكومت افغانستان سازندودليل اين گفته توجه به مواضع غربي ها در قبال
طالبان پاكستاني طي سه وچهار سال اخير است . در سال2009 در اثر حمله جنگنده هاي بي
سر نشين ايالات متحده امريكا بيت الله محسود، رهبر شورشيان پاكستاني از ميان رفت
تا هنوز ده ها نفر از افراد تاثير گزار اين گروه كشته شده ودر اخرين حمله ازاين
دست، رهبر اين گروه در وزير ستان شمالي كشته شد وگفته مي شود كه به رغم ريختن اشك
تمساح از چشم مقامات پاكستان دردل خنده هاي پيروز ي مي كنند كه گروه طالبان در مواضع ضعف قرار گرفته وامكان
مصالحه اين گروه باحكومت پاكستان افزايش يافته است . ضعف اين گروه از توان بازيگري سياسي حكومت پاكستان
است كه در اعلام مواضع خود توانسته اندسياست هاي دقيق وحساب شده در قبال طالبان در
پيش گيرند وهم بتواند افكار عموي را مديريت كند و كمك هاي غرب را به دستآورند وهم
از طريق نيرو هاي غربي مواضع شورشيان را تضعيف كند. چنانچه حمله نظاميان ايالات
متحده امريا دردر سال 2011در در ابيت آبادنزديك به پايتخت پاكستان وكشته شدن اسامه
بن لادن رهبر تروريستي القاعده واكنش حكومت پاكستان بسيار هوشيارانه بود. مقامات
پاكستاني روش هوشيارانه در قبال اين حمله در پبش گرفتند وميان دو موضع مقابله با
غرب به بهانه نقض حاكميت ملي ووافكار عمومي مواضع بسيارپيچيده اتخاذ كردند كه در
نهايت توانستند هم افكار عمومي را مديريت كنند وهم رابطه با كشور هاي غربي به ويژه
ايالات متحده امريكارا بر قرار نگاه دارند.
اين پرسش به وجود مي آيد كه اگر حكومت افغانستان به جاي حكومت پاكستان بودواين
حادثه در افغانستان اتفاق مي افتاد آيا حكومت افغانستان حايز اين هنر بود كه
بتواند گزينه هاي متناقض را چنان در كنار هم جمع كند كه هم بر روابط خود با ايالات متحده دوام دهد وهم
افكار عمومي رامهار كند وحتا بتواند كمك
هاي ايالات متحده را جلب وجذب كند ؟
در اخرين حمله هوا
پيما هاي امريكا وكشته شدن حكيم الله محسود نيز همين مواضع منفعت گرايانه مقامات
پاكستاني را مي توان مشاهده كرد. كشته شدن رهبر گروه شورشي با واكنش منفي حكومت
گران پاكستان مواجه گشت وصد ها تاسف وتاثر از سوي مقامات حكومت پاكستان ابراز گشت
ودر نهايت سفير ايالات متحده امريكا احضار شدو نسبت به حملات هواپيماها توضيح
خواسته شد. اما اين مواضع چنان تند وغير قابل باز گشت نبود كه مقامات پاكستان از
منافع ملي خود دست بكشند يا منافع خودرا فراموش كند، مواضع ضد امريكايي اتخاذ كند.اگر
چنانچه حكومت افغانستان در چنين شرايطي قرار گيرد بي ترديد با اتخاذ مواضع احساسي
ودور ازعقلانيت يكي از متحدان استراتژيك خودرا از دست مي داد. كما اين كه در
ساليان گذشته با اتخاذ مواضعي احساسي عملا پاي روي منافع ملي گذاشته است. حرف آخر
اين كه راه مصالحه وگفت وگو با طالبان هموار نمي شود مگر اين كه حكومت افغانستان
آگاهانه وخرد ورزانه بتواند مواضع كشور هاي قدرت مند جهان را با خود همراه كند از
توان وامكانات اين كشور ها در جهت منافع ملي خود سود ببرد.استتفاده ازاين توان به
معناي قرار گرفتن در زير سلطه قدرت ها نيست بلكه شناخت منافع دو طرف وحركت كردن در
جهت منافع خود و به رسيمت شناختن منافع طرف ديگر است .آنچه پاكستان بدان عمل كرده
است همين است. مقابله با پاكستان نه در خور حكومت افغانستان است ونه توان اين كار
وجود دارد اما تعديل مواضع پاكستان جز سود بردن ازتوان قدرت هاي بزرگ جهاني نيست.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:48 توسط سید مظفر دره صوفی
|