درزمان حکومت کرزی هرحرکت تروریستی به پاکستانی ها نسبت داده می شد. اما با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، اشر فغنی در بامداد دست یابی به قدرت، تصمیم براین گرفت که رویه حکومت گذشته  را پایان دهد ورویه ورویکرد جدیدی  نسبت به پاکستان در پیش گیرد. نخستین مرحله این رویکرد جدید سفر اشرف غنی به پاکستان بود، بعد ازان سران نظامی وسیاسی پاکستان هر کدام به تناوب به  افغانستان سفر کردند وبا مقامات افغانی دیدار وگفت وگو داشتند که خبر ازآب شدن یخ های رابطه میان دو کشور می داد. تدویر مرحله اول نشست صلح میان حکومت افغانستان وطالبان در اسلام آباد یخ های بی اعتمادی را بیشتر آب کرد و بسیاری ها گمان می بردند که با تدویر دور دوم نشست وبحث وگفت وگو روی برقراری آتش بس میان حکومت افغانستان و طالبان رویکرد حکومت افغانستان را جان تازه خواهد بخشید وافغانستان وارد فضای جدیدی با پاکستان خواهد شد.

   اما زمانی زیادی نگذشت که یاس برامید واری ها سایه افگندوهیچ شگوفه ای به گل نرسید که دوباره پژمرد واب های امید را یخ بست.       

   حملات اخیر در کابل که منجر به کشته وزخمی شدن کثیری از شهروندان کابل شد، خشم مقام های حکومت افغانستان را بر انگیخت ومردم را سخت بد بین وبر اشفته علیه حکومت پاکستان کرد. کمپینی که در صفحات اجتماعی براه انداخته شده است  که خریداجناس پاکستان را تحریم کنیم خود بیانگر اوج بدبینی ونفرت نسبت به حکومت پاکستان را نشان می دهد. این کمپین چقدر می تواند جنبه عملی وعملیاتی بگیرد نیاز به زمان دارد، اما بی گمان تبارز احساس بد بینی نسبت به پاکستان است که از سوی مردم افغانستان به ویژه شهروندان کابل ابرازمی شود ونمی تواند بر سیاست حکومت افغانستان بی اثر باشد.

  اما بحث دگر دیسی سیاسی حکومت افغانستان نسبت به پاکستان از منظر ومرای دیگری نیزمورد توجه قرار گرفته است. برخی آگاهان روی این نکته درنگ کرده اند که وقتی حکومت افغانستان با لحن شدید وتند علیه پاکستان سخن می راند وپاکستان را تهدید به قطع رابطه می کند، چه ابزاری دردست دارد که بتواند تهدید های خودرا عملی کند؛

 پاره ای از آگاهان بدین نظر هستند که برخی ابزار های کارآمد در گذشته ها در دست حکومت افغانستان قرار داشت. اما بی تدبیری حکومت آقای کرزی سبب شد که حکومت او نتواند ازاین ابزارها استفاده کند وپاکستان را تحت فشار قرار دهد تا از همراهی وپشتیبانی از تروریستان طالب دست بردارد.آن ابزار قدرت مند، حضور نیروهای بین المللی در افغانستان بود. حال که آن نیرو ها افغانستان را ترک کرده اند، ایجاد وتحکیم امنیت به عهده  نیروهای امنیتی کشور گذاشته شده است، هیچ انگیزه برای غربی ها بویژه امریکایی وجود ندارد که برای جلو گیری از حملات تروریستی طالبان، بر پاکستان فشار وارد آورد. لذا یکی از اهرم های مهم فشار را حکومت افغانستان ازدست داده است . ابزار دومی که می توانست حکومت افغانستان ازآن سود ببرد، حمایت های جهانی از حکومت بود ، این د رحالی میسر بود که یک حکومت کارآمد وپاسخ گو ایجاد می شد که متاسفانه تا هنوز حکومت افغانستان نتوانسته است ازورطه فساد حکومت گذشته پای بیرون کشد ویک چهره موجه وکار آمد ومطلوب از خود به جهان نشان دهد تا جهان به اینده حکومت خوش بین باشند وپاکستان را ازهمراهی با تروریستان تحت فشار قرار دهند. تنها اتکای حکومت افغانستان به سیاست ها وحمایت های ایالات متحده امریکا بوده که سیاست های غرب بویژه امریکا هم چندان روشن نیست وسیاست گاهی به نعل وگاهی به میخ از گذشته متداول بودهنوز همه ادامه دارد. چندی قبل اعلام شد که ایالات متحده امریکا بیش از سه صد ملیون دالر برای پاکستان پرداخته  تا در مقابله با تروریسم ازان استفاده کند! . این در حالی است که اتهام اصلی حکومت افغانستان همراهی حکومت پاکستان  با تروریستان است.

 ابزار سومی که می توانست حکومت افغانستان  را دربرابر پاکستان استوار نگهدارد، بدست آوردن پشتیبانی واعتماد مردم افغانستان بود . وقتی مرگ ملا عمر اعلام می شود جمعی از دولتی ها.ازنزدیکان رئیس جمهو راشرف غنی در سوگ ملاعمر شرکت می کنند،وبرای او دعا می خوانندوطلب آمرزش می کنند؛ این رخداد از چشم مردم پنهان نمی ماند واین پرسش بوجود می آید و این تردید ایجاد می شود که حکومت با تروریستان وطالبان است و یا با مرد م افغانستان؟

 با ازدست دادن این ابزار ها چگونه می توان به تهدید های حکومت افغانستان اطمینان حاصیل کرد وآن را دربرابر حکومت پاکستان کار ساز وگره گشا دانست؟

 تصور بسیاری ازاگاهان آنست که تنها یک ابزار قدرت مندی که حکومت افغانستان راقادر می سازد تا در برابر همه تهدید ها بیایستد مردم است؛ که متاسفته اعتمادی میان حکومت ومردم وجود ندارد، عامل اصلی هم حکومت است که نتوانسته است برخواسته های مشروع وبه حق مردم توجه کند. آنهارا برآورده سازد.

.