- طالبان وداعش هردو از اسلامی دفاع می کنند که امروز فقط در شبه جزیره عربستان می توان ازآن سراغ گرفت وحکومت آن کشورواجد وحامی آن بوده است . اسلامی که این گروه ها در زیر چتر آن خودرا پنهان کرده اند -به گفته اندیشمندان مسلمان- نه از فلسفه اسلامی درآن خبری هست ونه از عرفان اسلام اثری، ونه هم  ازکلام اسلامی درآن می توان یافت. در حالی که اسلام  ازبدوتولد خود با فلسفه، عرفان  و کلام در آمیخته برای دفاع از حقانیت خود ازاین ابزار ها سود برده است ونوعی لطافت دلپذیری دراین دین اسمانی ایجاد کرده است. در نگاه طالبان وداعش ؛اما تنها فقه اسلامی اعتبار دارد، واین دو گروه هردو درصدد ایجاد جامعه فقه محور است . قابل یاد آوری است که اعتبار بخشیدن به فقه محض وکاستن از عرفان وتصوف وکلام اسلامی ازسوی بسیاری ازاندیشمندان مسلمان مورد انتقاد بوده است. این اندیشه را نوعی خشک اندیشی ونگاه متحجرانه به دین دانسته اند . درروز گا ما اندیشه های طالبان وداعش را نزدیک ترین اندیشه به خوارج نهروان یافته اند که حتا نزدیک ترین کس به پیامبررا(علی«ع») نیز کافر خواندند حکومت اورا بر نتابیدند.

2- مشابهت دوم این دو گروه تروریستی را می توان در نظامی گیری این دوگروه دید. هردو گروه برای رسیدن به مقصد از رعب ،وحشت ترور وخشونت استفاده کرده اند. نتیجه این خشونت بی امان وبیمار گونه ،جراحت های الیتام نا پذیری است که بر تن جهان اسلام ومسلمانان نشسته است. ونظامی گری بدون داشتن ایده ای برای ایجاد یک حکومت مسئول وپاسخ گو نمی تواند دوام زیاد آورد ودرنهایت راه افول و زوال را می پیماید. چنانکه در تاریخ نمونه های آرا می توان دید. از علی (ع)درباره خوارج پرسیدند؛ علی( ع) از نا گزیری زوال آنها سخن گفتند وآنهارا به اوباشان کوچه گرد تشبیه کردند.

3- وابستگی سیاسی، سومین ویژگی هردو گروه، وابستگی به قدرت ها وحکومت ها است . یعنی این گروه بر اساس یک دینامیزم  خود جوش وخود باورایجاد نه گشته اند تا نام نهضت یا جنبش را بتوان برآنها نهاد. در حالی هر جنبش اجتماعی یا سیاسی ابتدا با مرکزیتی ایجاد می گردد. این مرکزیت  این جاذبه را ایجاد می کند که افراد وگروه هایی به این مرکزیت بپیوندند و جنبش وسیع اجتماعی ر ا بوجود  آورند. در حالی که گذشته این دو گروه چنین بودگی را نشان نمی دهد. بر خلاف گمان غالب که می اندیشیده اند  که طالبان برای ایجاد صلح وامنیت درافغانستان ایجاد شده است، کتاب «جنگ اشباح » نشان می دهد که این گمان چندان صوا ب نیست ،بلکه این گروه برای همراهی باکاروان تجارتی تاجران پاکستان بوجود امد که راهی آسیای میانه بودند.  این گروه اما توانستند با درایتی که از خود نشان دادند، اعتماد پاکستانی هارا جلب کنند وافراد گونا گون با امکانات پاکستان گردهم  آمدند وگروهی به نام طالبان را بوجود آمد. در ترکیب ابتدایی این گروه ، افراد گونا گون وابسته به گروه ها وطیف های گونا گون سیاسی و اجتماعی دیده می شود ف از چپ مائویست تاخلق وپرچم فراری را شامل می شود. هماهنگی در مقصد ومرام آنها دیده نمی شد.چنانچه در عمل به اثبات رسید که این گروه ها آگاهانه و با قصد ونیت از قبل تعین شده و  مقصد تعریف شده گردهم نیامده بودند بلکه امکانات اقتصادی  از یک طرف وتوهم دست یابی به قدرت سیاسی از سوی دیگر این طیف های گونا گون را در کنار هم قرار داده بودند.ترکیب گروه تروریستی داعش نیز همین ویژگی هارا دارد . درباره رهبری داعش، ده ها پرسش بی پاسخ  وجود دارد.  اونه گذشته روشنی  داشته ونه هم تا هنوز توانسته است چهره درخشانی از خود به نمایش بگذارد. سخنانی که برزبان رانده است یا ایده های دینی ای ارایه داده، یاوه یا سر تا پا سخیف ، بی بنیاد وتوهین به اسلام ومسلمانی است. جهادالنکاح این فرقه، اوج رذالت این گروه مزدور،دد منش وضد اسلام را به نمایش می گذارد.

  این پرسش اکنون مطرح است که این دو گروه هم سرشت می تواند سرنوشت یکسانی نیز داشته باشد یا آن که هردو مسیر های متفاوتی را طی خواهند کردو به نا کجا آباد های گونا گون هم خواهند رسید؟

تاریخ جنبش ها ی سیاسی می آموزد ،که هیچ گروهی با این ویژگی هایی که شمردیم نخواهند توانست مدت زیادی دوام آورد. در مقام فکر،هم هیچ اندیشه متعصبانه ای نمی تواند دوام آورد وذهن وفکر انسان هارا اسیر خود کند. انسانها باعقلانیت زاده شده اند واین گوهر گرانبها را خداوند در وجود او نهاده است. سخت است که بتوانند با تعصب وتقشر زندگی به سر آورند وتعصب کور را راهنمای خود سازند. اگر اندیشه آمیخته به تعصب،توانسته بر شبه جزیره عربستان دوام آورد بر دو علت استواربوده است: نخست این که ثروت سرشارنفتی عربستان  دیوار حایلی برای ان کشور بوجود آودره است .دوم آنکه وابستگی قدرت های غربی به نفت آن کشور باعث شده است که چشم ها بر بسیاری از نا هنجاری ها وستم های پیدا وپنهانی که بر مردم خود روا می دارد ببندد. واین چشم پوشی منفعت طلبانه ،حصار امنیتی به دور آن کشور ایجاد کرده است. ایجاد گروه داعش به معنای آنست که عربستان سعودی وهم پیمانان منطقه ای  آ ن کشور نتوانسته اند ازراه سیاسی وگفت وگو بمقصد خود دست پیداکند ازاین جهت است که داعش را بوجود اورده اند تا ازراه خشونت ورزی به اهداف خود برسند. طالبان نتیجه بن بست پاکستان درراه رسیدن به اهداف خوداز طریق سیاسی و دپلماتیک بود.

 چرا امروز پاکستان طالبان را بر سر میز مذاکره حاضر می کند؛ برای آن که فشار های سیاسی چین از یک سوی  وتضمین هایی که ممکن است کشور های مثل امریکا وچین به امنیت آن کشور دهد، از سوی دیگر است که دست از طالبان شسته ومی خواهد این گروه جنایت کار را واداربه مذاکره کند تا به تدریج به زباله دان تاریخ بفرستد.

  هیچ تردید نباید کرد که اگر رابطه ایران با کشور های اروپایی عادی شود و عربستان سعودی نیز توهم نا امنی  را ازذهن خود دور کند ومسایل کلان خاورمیانه  از راه گفت وشنود حل وفصل گردد، گروه داعش نیز به زباله دان تاریخ سپرده خواهد شد و نامی ازاین گروه دراذهان باقی نخواهد ماند. افزون بروابستگی این گروه به کشور های عربی ، برخی آگاهان بدین نظر هستند که نفس نظامی گیری وتوجه نداشتن به خواسته های انسانی مردم، این گروه را در سراشیب سقوط قرار می دهد. حال که چند عامل دست به دست هم داده اند زوال این گروه تروریستی حتمی خواهد بود.