برخی آگاهان بدین نظر اند که خشونت وحملات انتحاری که هم اکنون در برخی نقاط کشور  از جمله کابل رخداده بی ارتباط به اعلام مرگ ملا عمر نیست . واقعیت آنست که سازمان استخبارات پاکستان همواره کوشیده است که با راه اندازی جنایت وکشتار،راه صلح ومذاکره طالبان با حکومت افغانستان را ببندد. آنچه که بنام مذاکره طالبان وحکومت افغانستان اعلام شد طرحی از سوی حکومت غیر نظامی آن کشور بوده که مورد رضایت سازمان استخبارات پاکستان قرار نداشته است .. وقتی مذاکره صلح  در اسلام آباد آغاز یافت، تصورمی رفت که در دور دوم مذاکره با طالبان ،مسئله اتش بس مورد توجه هردو طرف قرار گیرد تا  فضای اعتماد میان طالبان و حکومت افغانستان ایجاد گردد و مذاکرات صلح ادامه پیدا کند. اما ازانجایی که ایجاد روند صلح برای پاکستان و بویژه سازمان استخبارات آن کشور قابل قبول نبوده و نیست برای ایجاد خدشه وخلل در روند مذاکره وتعویق آن ،مرگ ملا عمراعلام شد تامذاکرات صلح به تعویق افتد وبار دیگر خشونت ودرنده خویی  از سوی طالبان یا به نام آن گروه ادامه پیدا کند.       احساس خوش بینی به مذاکرات صلح از یک سو ومرگ ملا عمر از سوی دیگر غفلتی در میان نهادهای امنیتی کشوربوجود آورد که  سبب شد جنایات هولناکی از سوی طالبان ویا تحت پوشش طالبان  در کابل صورت گیرد، تعدادی کثیری از هم وطنان مظلوم ما به خاک خون بیفتند، دامن طالبان بیش از گذشته به خون بی گناهان رنگین شود. این تردید جدی  را هم ایجاد کرد که طالبانی که باور مند به مذاکرات سیاسی هستند چگونه می پذیرند که دست به خون بی گناهان آلوده کنند وچنین جنایات هولناکی را مرتکب شوند؟

    بی تردید هر جنایتی که از سوی طالبان انجام می گیرد وهر خون بی گناهی که در کشور ریخته می شود وهر سازه ای که تخریب می گردد؛ به معنای آنست که امکان زندگی مسالمت آمیز میان مردم وطالبان از بین می رود، ورشته اعتماد،بیش ازپیش گسیسته می شود.

    برخی اما خشونت های اخیر را از منظر دیگر می نگرند و گمان دارند که طالبان با محوریت جنگ فراهم آمده اند، با جنگ هویت خودرا تثبیت کرده وبا جنگ هم ادامه حیات خواهند داد. لذا تلاش های خشونت آمیز کنونی در همان راستای تثبیت هویت صورت می گیرد . ملا عمر مرده است،اعلام مرگ او تاثیر منفیی فراوانی برروح وروان طالبان برجای نهاده. طالبان بعد از مرگ عمر نیازمند تبارز مجدد بودند تا بتوانند خودرا درعرصه سیاست وهویت تثبیت کنند.    خشونت های اخیر در کابل وبرخی نقاط دیگر، امکان بازسازی این هویت مخدوش شد ه را به آنها می دهد واین باوررا به بار می آورد که طالبان علی رغم ضربه ای سنگین هویتی که خورده اند اما هم چنان زنده هستند. در هرعرصه سیاست هم، چنانکه دیده می شود، شکست سختی را درفاریاب وبرخی مناطق شمال تحمل کردند، اما در خشونت هایی که در کابل اعمال کردند،سبب شد که ناکامی های آن گروه، در مناطق شمال کشور فراموش شود.     لذا خشونت ها ودرنده خویی های  کنونی طالبان، با دو انگیزه صورت گرفته است. نخست این که خود را نشان دهند که مرگ ملا عمر هیچ تاثیری بر روحیه آنها نگذاشته  وآنها حاضر اند هم چنان به جنایت های خود در افغانستان ادامه دهند. دوم آن که خشونت ورزی طالبان به معنای روحیه دادن به افرادسطح پائین این گروه بود که از مرگ ملا عمر سخت متاثیرشده بودند وروحیه جنگی خودرا ازدست داده بودند .

     در میان این تحلیل ها، برخی آگاهان اما بدین باور اند که طالبان چه بخواهند وقبول کنند وچه نه؛حیثیت وانسجام تشکیلاتی گذشته خودرا نخواهند داشت. آنچه تا هنوز از سوی طالبان انجام گرفته طرح و پلانی است که از سوی سازمان استخبارات پاکستان پی ریزی و انجام می گیرد تا به بازسازی تشکیلاتی طالبان بپردازد واز هم گسیختگی آنها جلو گیری کند.

     نکته دومی که دراین رابطه مطرح می شود آنست که منظور ازراه اندازی این گونه حملات، ایجاد سوی ظن بیشتر وطرد و رد طالبان از سوی مردم  و حکومت افغانستان است . حملاتی هم درکابل انجام گرفته است هنوز طالبان مسئولیت آن را بعهده نگرفته است. نسبت دادن این حملات به طالبان به معنای ایجاد شکاف بیشتر وعمیق تر میان مردم وطالبان وعدم پذیرش این گروه از سو ی مردم است وتنها سود بی اعتمادی بیشتر وشکاف عمیق تر به جیب استخبارات پاکستان می ریزد. درنتیجه جنگ ادامه پیدا می کند، سازمان استخبارات پاکستان هم چنان چیرگی خودرا بر طالبان حفظ می کند وهم از چند دستگی طالبان جلو گیری صورت می گیرد.

   بنابراین طالبان هم چنان که موجودات فاقد اراده بوده ، اگر از در صلح درنیایند وراه مذاکره  را در پیش نگیرد، هم چنان وسیله ای دردست استخبارات پاکستان خواهد ماند ودران صورت یا شاهد کشته شدن واز میان رفتن تدریجی افراد رده بالای خود توسط آی اس آی پاکستان خواهد بود ویا آنکه  با ظهورداعش در افغانستان، بخشی در کام داعش فرو خواهد رفت وبرخی نیز در پاکستان یا در زندان های آن کشور خواهد پوسید یا آنکه استحاله خواهد شد.

لذا حملات کنونی را می توان دارای ابعاد گونا گون وبا انگیزه ها متفاوت دانست