برخی اما؛ نا امنی های شمال را بی تاثیر از دخالت های نیرو های امریکایی مستقر در افغانستان ندانستند وگفتند که دیده شده است که امریکایی ها در شمال نیرو پیاده کرده است. حال پرسشی که بوجود می آید آنست که نیرو های انگلیسی که قرار است دوباره بر گردند، ناشی از ضرورتی است که به آن نیروها احساس می شود یا آن که برای آن نیروها تعریف تازه ای صورت گرفته است ودر جهت خاصی به کار گماشته می شوند؟

   برخی آگاهان،حضور دوباره نیرو های انگلیسی را با سوی ظن نگریسته و گفته اند که ممکن است وقت برداشت محصول تریاک باشد، ازاین جهت نیروهای انگلیسی می خواهد طالبان وکشت گران تریاک هلمند رادر جمع آوری تریاک یاری رساند.

      در مجموع آنچه از سوی تحلیل گران بیان می شود احساس بد بینی نسبت به حضور نیرو های انگلیسی در کشور است. از اظهارنظر های شهروندان و برخی تحلیل گران که بگذریم از دو نکته نمی توان چشم بست وحضور نیرو های انگلیسی را بی اربتاط به آن مسایل دانست .

    یکی تیره شدن روابط میان حکومت افغانستان وپاکستان است که از مدتی بدین سوی بوجود آمده وبرخورد های مرزی میان مرزبانان دو کشورافزایش یافته وافرادی از هردو طرف کشته می شوند. درتازه ترین برخورد ها، هشت سرباز افغانستان کشته شدند وسفیر پاکستان به وزارت خارجه افغانستان احضار شده است. آیا حضور نیرو های انگلیسی بدین معنا است که از تنش های بیشتر میان دو کشور جلو گیری صورت گیرد، روابط مخاطره آمیز میان دو کشور پایان یابد؛

یا آن که حضور نیرو های انگلیسی برای ایجاد توازن میان نیرو ها ی طرفدار رئیس جمهو راشر فغنی ورقیبان او است؟

  طالبان در شمال نفوذ کرده و مناطقی وسیعی را بسوی نا امنی برده اند؛  اما در راه اندازی عملیات سرتاسری و پاک کردن شمال از وجود طالبان همه رای موافق ویک سان ندارند. حضور جنرال دوستم در فاریاب گرچه به ظاهر با اجازه رئیس جمهور صورت گرفته و او دربیش از یک ماه گذشته در جبهه های جنگ حضور داشته است ؛اما بی گمان حضور او مورد موافقت بسیاری از حکومت گران افغانستان نیست.

   برخی طرفداران رئیس جمهور، جنرال را به نسل کشی متهم داشته و ازرئیس جمهور خواسته اند که بیش ازاین اجازه ندهد که جنرال دوستم در شمال وفاریاب باشد . این در حالیست که جنرال آمادگی خودرا در رهبری نیرو های امنیتی کشور درقندز وبدخشان نیز اعلام کرده است. اعلام آمادگی جنرال برای طرفداران رئیس جمهور و لابی های طالبان در درون حکومت کنونی غیر قابل پذیرش است.  از سوی دیگر آنچه عزم جنرال را در شمال جزم کرده وبه او قوت قلب بخشیده است، تنها اجازه رئیس جمهور نیست، بلکه او وجهه و حیثیت خودرا در گروخدمت به مردم خود می داند. آنچه که رئیس جمهور غنی را واداشته است که بودن جنرال دوستم  را در شمال بپذیرد یک رضایت اجباری است. بنابراین اگر رئیس جمهور کشور قدرتی می داشت ومی توانست از حضور دوستم در شمال جلو گیری کند به احتمال قریب به یقین این کار را می کردواز حضور او درشمال جلو گیری می نمود.

     آنچه موجب نارضایتی رئیس جمهور را بیشتر می کند، تنها پاکسازی شمال از وجود طالبان نیست، بلکه تقویت رقیب جدی او در شمال است.عطا محمد نور گرچه والی ولایت بلخ است وبه ظاهر از جانب حکومت به این سمت گماشته شده است. اما برکسی پوشیده نیست که یکی از اهدا ف مهم اشر فغنی بر چیدن قدرت عطا محمد نور وامثال او در افغانستان است.اشرفغنی خواهان ایجادحکومتی است که همه از مرکز فرماندهی او فرمان گیرند وامر اورا مطاع بدانند . جنرال دوستم در شمال سبب می شود که پایه های رقیب رئیس جمهور عمیق تر شود ،از اتوریته و وجهه رئیس جمهور کاسته گردد. از سوی دیگر رئیس جمهورغنی هیچ نیرویی پشت سر خود ندارد که بتواند مانع عملیات نظامی جنرال دوستم در شمال شود . نیروهای داخلی طرفدار او از کار آمدی لازم برخوردار نیست، وزرات داخله به بازوی دیگر حکومت مربوط است.اشرف غنی می خواست با انتخاب معصوم استانکزی به وزارت دفاع، حد اقل بخشی از نیرو های نظامی کشور را با خود همراه کند که موفق نشد. ازاین جهت است که او دست به نیرو های انگلیسی تکیه کند وبا حضور آن نیروها توازنی میان قدرت خود وقدرت های رقیب درون حکومتی برقرار سازد درنهایت از مانور بیشتر جنرال بکاهد واز اتوریته وجهه رقیب خود درشمال جلو گیری کند.تا قدرت مرکزی تقویت شود و او قدرت فرا گیری بدست آورد. به تعبیراو قانون حاکم شود!