طالبان پس از ملاعمر!
گرچه بعدازاعلام مرگ ملاعمر تحلیل های گونا گونی در رسانه های گروهی داخل وخارج افغانستان منتشر شده وپرسش هایی را مطرح کرده اند . در مجموعه این تحلیل ها این گونه نمود یافته است که گویا ملاعمر شخصیت کاریزما تیکی بود وتوانسته بود که گروه طالبان را از تشتت وچند دستگی حفظ واختلافات درون گروهی را تخفیف دهد. دربدو امر این تحلیل ها موجه وگاهی مطلوب می نماید؛ زیرا در سیزده سال گذشته که از سقوط حکومت طالبان سپری شده است تنها اعلامیه رسمی طالبان اززبان وازطرف ملا عمر پخش ونشر شده است وهمه براین نکته تمر کز داشته اند که گویا ملاعمر تعین کننده سیاست کلی طالبان است. اما واقعیت های وجودی گروه طالبان این تحلیل هارا چندان موجه و درست نمی داند. زیرا؛ نگاه غالب به آن گروه این بود که، طالبان پروژه ای است در دست استخبارات پاکستان، برای رسدین به مقصد خاصی. این یک تحلیل پا در هوا وبی بنیاد نبوده و نیست مگر این که دلیل متقن تری ارایه شود که این ادعارا نقض کند . طالبان دردامن استخبارات پاکستان وبا دایه گری کشور های عرب خلیج بویژه عربستان سعودی وکمک های سازمان استخبارات انگلیس پای به عرصه گذاشت(اذعان بی نظیر بوتو) در بدو امربرای پروژه نه چندان مهمی چون حمایت کار وان های تجارتی پاکستان به وجود آمد. اما بنابر عللی تقویت شد وبه عنوان یک گروه سیاسی ابراز وجود کرد. کارویژه ای برای این گروه تعریف کردند که برخی گروه های جهادی نتوانستند آن نقش رابرای برخی کشور های عربی ایفا کنند . حکومت طالبان نشان داد که قشری گری ونگاه متحجرانه آن گروه نسبت به اسلام نسب به عربستان سعودی می برد، ازاین رهگذربود که عربستان سعودی پیش ازسایر کشور ها اقدام به شناسایی حکومت آن گروه کرد. گفته می شد که آن کشور افزون بر شناسایی حکومت طالبان درصدد لابیگری ازاین گروه برآمد که متحدان خودرا نیزوادارسازد که حکومت این گروه را در افغانستان به رسمیت بشناسند. رویکردسیاسی طالبان نسبت به شیعیان افغانستان عینا همان موضع گیری عربستان سعودی وگروه های وابسته به آن کشور بود. لذا در وابستگی طالبان به خارجی ها هیچ شبهه باقی نمی ماند.
اما این پرسش که طالبان بعد از ملا عمر به چه سرنوشتنی مبتلا خواهند شد به نظرنگارنده پرسش چندان استواری نیست، وقتی گروهی با اراده واختیار کشور های خارجی به وجو د بیاید ،لاجرم تعین رهبری آن نیز دردست خارجی ها خواهد بود. در تازه ترین گزارشی که «بی بی سی» منتشر کرده گفته شده است که طالبان از نشست نمایندگان حکومت افغانستان با نماینده های آن گروه در پاکستان، اظهار بی اطلاعی کرده وتنها مرجع رسمی نشست ها ومذاکره دفتر سیاسی خودرا گفته اند.وهم چنان از نشست آتی که قرار است در هفته های اخیر در چین بر گزار شود نیزاظهار بی اطلاعی شده است.
پس این پرسش ایجاد می شود که رهبری هیئات طالبان درنشست اسلام آباد را چه کسانی به عهده داشته ؟ این تناقض های غیر قابل حلی است که بیشتربر ماهیت وابسته طالبان را نشان می دهد.
سناریوی احتمالی بعد از مرگ ملاعمر نیز قابل تامل است .برخی گفته اند که ملا یعقوب پسر ملاعمر ممکن است بر جای پدر تکیه زند. یا ملا اختر منصور معاون ملاعمر برجای عمر بنشیند یا آن که سناریوی دیگری مطرح باشد .
مطرح کردن این سناریوها بیشتر برای رد گم کردن ونشان دادن این نکته است که گویا گروه طالبان دارای انسجام تشکیلاتی هستند و رهبری خود را خود تعین می کنند. اما با توجه به ماهیت گروه طالبان بهتر وگزیده تر آنست که این گونه بیان شود که بعد از ملاعمرتصمیم گیرنده های اصلی طالبان استخبارات پاکستان است که تشخیص می دهد که چه کسی و دارای چه ویژگیی رهبری گروه طالبان را برعهده گیرد. ملا یعقوب یا ملا منصور یا فرد دیگر؟
اعلام استقلال از سوی گروه طالبان آنها رابسر نوشت ملا برادرمواجه خواهد کرد که مدت های زیادی درزندان های پاکستان بسربرد.
سرنوشت صلح ومذاکره با حکومت افغانستان نیز بسته به اراده پاکستانیها دارد. اگرفشارهای لازم بر حکومت پاکستان وارد اید وهم چنان پاکستانی ها از مذاکره طالبان با حکومت افغانستان منافعی بدست آورند، بی تردید روند مذاکره با طالبان ادامه خواهد یافت وبه نتایجی هم خواهد رسید. واگر نه وضعیت به روال گذشته بر خواهد گشت. طالبان از مذاکره با حکومت افغانستان استنکاف خواهند کرد.
وضعیتی جدیدی که در منطقه بوجود امده ورقیب جدیدی برای طالبان ابراز وجود کرده است نیز می تواند در سرنوشت مذاکره وصلح طالبان با حکومت افغانستان موثر باشد وآن هم بسته به تصمیم گیری حکومت پاکستان است که حضورداعش را چگونه ارزیابی کند.