غیبت طالبان در موضع گیری شورای علما!
اعلامیه صادر شد؛ اما چنان سست، بی روح وچند پهلو که اگر صادر نمی شد بهتر بود . با صدور آن اعلامیه، شجاعت علمی سخت خدشه دار شد هم غیرت ایمانی دچار تزلزل گشت. اگر صدور این اعلامیه را به صورت تطبیقی بتوان به ارزیابی نشست، بسیار شبیه به موضع گروه های سیاسی دارد که به نحوی پای درزنجیر منافع دارند وحتا خدارا با منافع خود متر ومیزان می کنند.
..علمای اسلام همانند،گروه منفعت طلب موضع گرفتند وبدون آنکه نامی از طالبان ببرند آن حادثه را محکوم کردند، صرف با گفتن این که دراین کشور شعایر اسلامی مراعات می شود وجهاد دراین کشور جواز شرعی ندارد!
ازاین گونه موضع گیری ها، پرسش های سهمگین مطرح می شود که تنها کشتن یک انسان بی گناه خود جرم نا بخشودنی تلقی نمی گرددکه علمای دینی را از خوب بیدار کند ودربرابر جنایت های هولناک موضع گیری کنند که محکومیت عمل طالبان را منوط به شعایر اسلامی می کنند، آیا باید وارثان پیامبردربرابر جنایت ها ی آشکار طالبان با این همه فضیحت ورسوایی موضع گیری کنند، چنان موضع گیرند که بر هیچ کسی اتهامی وارد نیاید ودل هیچ درد رسیده ای با این موضع گیری شاد نشود؟
دربیاینه علمای دینی هیچ نامی ازطالبان آورده نشده است ،گویا موجودات آسمانی از آسمان هجوم آوردند به قتل وکشتار وبی رحمی دست یازیدند سرانجام به آسمان بر گشتند!
این چه موضع گیری است که اصل کشتار وقتل محکوم می شود اما به عاملان آن جنایت هولناک هیچ اشاره ای نمی شود. اگر یک تاجربازاری ویک گروه سیاسی موضع گیری چنین بی رمق ومنفعت طلبانه انجام دهد، براو هیچ کس خرده نمی گیرد و او را مورد ملامت و یا شماتت قرار نمی دهد؛ زیرا موضع گیری او تحت تاثیر منافع اقتصادی یا سیاسی اوست و آنچه او را نیز واداشته که موضع گیری کند منافع ومصالح او است.
اما آنانکه به نام اسلام گلو پاره می کنند،وجود وهستی خودرا دردین گره زده می دانند چگونه می توان باور داشت که دیدن چند عکس برهنه آنهارا چنان بهیجان آوردکه داد وا اسلاما سر دهند، اما دربرابر جنایت های آشکار گروه طالبان موضع گیری قاطع نکنند وازاین گونه اعمال تبرای نجویند ودامن اسلام و مسلمانی را ازاین گونه لوث وخباثت ها پاک وپالوده نسازند؟
تحقیقات نشان می دهد که بعد از ظهور گروهای تکفیری وطالبان در افغانستان، پاره ای از جوانان به تدریج روی به سوی مسحیت آورده و ارامش وامنیت روانی خودرا در گرویدن بمسیحیت یافته اند. تنها علت ظهور
گروه های تکفیری نیست، آنها تا حدی خودرا آشکار ساخته اند که سر در آخور قدرت های قلدر جهان دارند وبرای منافع آنها ساخته وپرداخته شده اند. بلکه مواضع انفعالی بسیاری ازعالمان دینی وبی تفاوتی آنها در برابر جنایت های آشکار ونا بخشودنی این گروه ها است که اسلام ومسلمانی را با چالش های مشروعیت مواجه ساخته است. آنچه بیش ازهمه موضع گیر ی علمای مسلمان ر ا با اهمیت تر از سایر موضع گیری ها می کند آنست که کثیری از مردم ،موضع گیری ها این طیف را ،اصل اسلام می دانند، تصور می کنند که موضع گیری این جماعت همان موضع گیری اسلامی است. وقتی موضع اسلام را چنان سست وچند پهلو ومنفعت محور می بینند، دل از دین اسلام می برند بجاهای دیگر تکیه می کنند.
. آن علتی که علمای کرام را دردام خویش افگنده ، زبان آنهارا بند اورده و قلم آنهارا شکسته و دینداری آنهارا در محاق برده. زرق وبرق دنیا است که چنان چشمان آنها کور کرده است که حقایق مسلم را نمی نگرند یا آن که می بینند وانکار می کنند. آنها می دانند که طالبان دشمنان بشریت وازادگی است،آنها می دانند که دست طالبان تا مرفق بخون هزاران انسان بی گناه این سرزمین رنگین است،آنها می دانند که جنایت های چنین هولناک تنها از طالبان وگروه هایی چنان آنها سر زده ومی زند چرا لب نمی گشایند وسخنان صریح برزبان نمی آورند وتکلیف شرعی واخلاقی خودرا دربرابر طالبان بیان نمی دارند؟
یک علت بیشتر ندارد، آن عدم آزادگی است. دراین جا کلام آمام حسین مصداق پیدا می کند وجایگاه خودرا می یاید وآدمیان را به تامل فرا می خواند این که؛ آزادگی عین ایمان ودینداری است. آنانکه دل در گروه دنیا دارند، برای یک اظهار نظر، صد ها اما واگر منفعت طلبانه را مد نظر قرار می دهند.هرگز موضع گیری شفاف نخواهند داشت.در اعلامیه شورای علما حملات تروریستی به عربستان سعودی محکوم شده است وعوامل آن ،تروریست خوانده شده است. اما وقتی به افغانستان می رسد زبان ها با لکنت مواجه می شود ،پای قلم از رفتن باز می ماند. چرا چنین است؛ بی تردید که دلبستگی به منافع دنیا است،پای درزنجیرمطامع است که در هنگام نوشتن از نفس می مانند چنان سخن می گویند که :نه سیخ بسوزد نه کباب!
اگر پیامبر اسلام (نعوذه بالله) چنین بود اگر وارثان حقیقی آن بزرگ چنین می اندیشیدند، بی گمان امروز این دین سراسر دنیارا در چنبره خود نداشت ودردل هیچ کسی چنگ نمی زد و... وقتی دیده می شود که این دین لطیف، عزیز افاق عالم را پر کرده است وهرروز پیروانی جدیدی بر این دین افزوده می شود به معنای آنست که ازادگانی دراین دنیا وجود دارد
که برای خدا سخن می رانند،برای خدا گام می نهند وبرای خدا می نویسند. آنچه بر علمای دینی لازمست گفته شودآنست که شما هم باقی وپایدار دراین دنیا نیستد، دیر نیست که دست مرگ حلقوم شمارا خواهد درید .اگر می خواهید شرمنده پیشگاه خداوند نباشید،در هنگام سخن گفتن خدارا محرک خود قرار دهید ومنافع ومصلحت مردم را بر منافع خود ترجیح دهید .در گفتن حقایق خدارا مد نظر قرار دهید ،شجاعت اخلاقی را پیشه کنید تا حیات جاوید یابید.