گرد آمدن این سه جنرال به معنای آنست که دو بازوی مهم دکتر عبدالله عبدالله یعنی محمد محقق وجنرال عطا ایجاد کننده ای ائتلاف جدید خواهد بود .ضلع دیگر این ائتلاف  هم معاون اول اشرفغنی است. آنچه این ائتلاف جدید را با پرسش های بی شماری مواجه کرده است نفس این ائتلاف در شرایط کنونی از یک سوی وآینده کشور درسایه ائتلاف  از سوی دیگر است. معاون سخن گوی وزارت دفاع کشور با ملیشه سازی مخالفت کرده .اما گفته که هر افغان حق دارد از خانه و کاشانه خود دفاع کند این اظها نظر های بی پایه  شبیه  به همان ضرب المثل کوسه وریش پهن است . مردم حق دارند از خود دفاع کنند  اما نمی توانند ملیشه بسازند واسلحه توزیع کنند! کسی نمی پرسد که چگونه ممکن است کسی از خود  به دفاع بر خیزد اما با دست خالی دربرابر دشمن تا دندان مسلح قرار گیرد؛

    درتازه ترین خبرها گفته شده است که جنرال «دمپسی» رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا وارد کابل شده وقرار است با اشرفغنی دیدار وگفت وگو کند. حال این گفت و گو چه خواهد هنوز اشکار نیست .آنچه قابل پیبیش بینی است این که، سفر این جنرال امریکایی بی ارتباط به مسئله داعش در افغانستان نیست. ائتلاف جدید هم زنگ خطر برای امریکا است وهم برای حکومت افغانستان .. برای امریکا ازاین جهت با اهمیت است که هریک از جنرال های اعضای ائتلاف چندان پای بندی به سیاست های امریکا ندارد. وهیچ اعتمادی میان ان جنرال ها ومقام های امریکایی به وجود نیامده است. دو گزینه ممکن است مطرح شود، یکی این که مقام های امریکایی از ایجاد ائتلاف جلو گیری کند یا آن که با بهانه ای جنرالان را سر به نیست کند یا ان که منتظر باشد تا آینده با حکومت مورد قبول امریکایی ها یعنی حکومت اشر فغنی چی خواهد کرد. البته بیم جنرال امریکایی نسبت به ائتلاف جدید یکی نیست. امرکایی ها بیم دارند که با ایجاد مرکزیت جدید حکومت مرکزی افغانستان از هم بپاشد وتلاش آن کشور ناکام باقی بماند. بیم دوم آنست  که رهبران ائتلاف جدید با رهبران کشور های آسیای میانه وروسیه رابطه تنگاتنگ دارند.  اگر رابطه با روسها  ازطریق حکومت اشرفغنی صورت گیرد به معنای آنست که اشرف غنی با مشوره امریکایی ها این رابطه ر ا تنظیم خواهد کرد وتا حدی که  مقام های امریکایی اجازه دهد به روسیه نزدیک خواهد شد. اما جنرال ها نشان داده اند که چندان پای بندی به منافع قدرت ها ندارند و به بهانه ای حضور داعش می توانند با عقد قرار داد هایی هم اسلحه ومهمات فراوان از روسیه وکشور متحد آن دریافت دارند وهم پول وامکانات فراوانی دردست شان قرار گیرد. روسیه وکشور های  آسیای میانه با ارسال اسلحه هم دشمن خود را در خانه همسایه زمین گیر می کند وهم هزینه جنگ مستقیم با داعش را نمی پردازد وافزون براین، باعث می شود که پایه های اقتدار امریکا در افغانستان رو به تنزل رود.  به هر حال سرمایه هایی هنگفتی که امریکایی ها در افغانستنان به مصرف رسانده اند، اغراض ومقاصد سیاسی که داشتند دراین شرایط سخت نا گوار است که این همه سرمایه همه هدر رود آن کشور هیچ منفعتی کسب نکند.

    نکته دومی که از اهمیت فوق العاه برخوردار است. افغانستان بعد از شکست داعش است. جنرال هایی  که ائتلاف کرده اند یا درشرف ائتلاف هستند، قطعا با مشورت حکومت افغانستان به این کار مبادرت نهکرده ونخواهندکرد ونه هم وزارت دفاع افغانستان دارای چنین توانی است که بتواند ازاین ائتلاف جلو گیری کند . وقتی نه نیرو ی نظامی از حکومت باشد ونه هم امکانات حکومتی دراخیتار جنرال هاقرار داشته باشد، دست آورد های آنها نیز قطعا به حساب حکومت گذاشته نه خواهد شد. حال به حساب چه کسی ریخته می شود؟

   دوحالت ویا وضعیت را می توان تصور کرد، نخستین این که حکومت مرکزی به خواسته های جنرال ها گوش بسپارد وسیاست های خود را مطابق میل واراده این جمع تدوین وترتیب دهد.   شایداولین خواسته آن باشد که حکومت به تقلب های  گسترده  ای که انجام داده است اعتراف کند وحکومت کنونی را برآمده از یک تقلب آشکار بداند. خواسته هایی که درضمن  اعتراف مطرح می شود چه خواهد بود خود جای تامل دارد .

    حالت دوم انست که اشرف غنی مقاومت کند وحاضر نشود که به هیچ خواسته جنرالها وقع گذارد. دراین صورت  دست آورد های مبارزه با داعش ازآن جنرال ها خواهدشد وافغانستان به سوی تجزیه پیش خواهد رفت. جنرال ها از دست آورد های خود در برابر داعش دست نه خواهند برداشت .هر چه باشد آینده چندان روشن نیست احتمال های دیگری نیزوجود دارد.