پیمان استراتژیک وهمسایگان نا شکیبا!

      در سال 2001   وقتی حادثه یازدهم سپتامبر رخداد وکشور های غربی وامریکا به خاطر مبارزه با ترویزم وارد افغانستان شدند  کشور های همسایه در یک ناگزیری وحالت تناقض آمیز گیر کرده بودند ازیک سوخود نمی توانستند القاعده وطالبان را مهار کنند  از جانب دیگر وحضور نیرو های غربی خود درد سر بزرگی برای آنها ایجاد می کرد. چون حضور نیرو های غربی را قطع نا مه ای سازمان ملل متحد توجیه می کرد بنابراین نیرو های خارجی را با اکراهتحمل می کردند واز مخالفت صریح واشکار با آن نیرو ها خودداری ورزیدند. اما این وضعیت دیری دوام نه کرد، همین که طالبان شکست خوردند، تبلیغات همسایگان  آغاز یافت  یعنی همسایگان افغانستان تحمل نیرو های بین المللی را  بر نتابیدند وبا تبلیغات منفی کوشیدند زمینه های حرکت های مردمی را علیه حضور نیرو های غربی سامان دهند که تا امروزنیز قطع نشده است . درمدت ده سال پیوسته کوشیده اند تا قطع نامه های ساز مان ملل متحد را ازیاد مردم افغانستان ببرند وحضور نیرو های غربی را نا مشروع ونا موجه جلوه دهند وآنهارا اشغا لگربخوانند. دینداری  وروحیه ضد بیگانه مردم، همواره دست مایه مخالفت با نیروهای بین المللی قرارداشته است.دراین ده سال  برخی همسایگان  افغانستان به آشکار علیه نیرو های بین المللی مخالفت  داشته است ودراین راه از صرف هزینه وامکانات مادی نیز دریغ نورزیده است وبر خی نیز کوشیده است تا با استفاده از فرصت های ایجاد شده به گرفتن امتیاز های سیاسی واقتصادی دست یازد لذا میان همسایگان اشتراک نظر وجودداشته تا حضور نیرو های غربی را به چالش مواجه سازد اما با خاستگاه وانگیزه های گونا گون.

 حال که پیمان استراتژیک میان افغانستان وایالات متحده امریکا وارد مرحله جدید خود شده است شاهد حرکت های بی سابقه ی سه همسایه دور ونزدیک هستیم .سه کشور روسیه ، ایران وپاکستان  با سه انگیزه ورویکرد با امضای پیمان به مخالفت بر خاسته اند که نگاه گذرایی به انگیزه های مخالفت همسایگان  می انداریم.
ادامه نوشته

پيمان استراتژيك؛ نگراني ها وضرورت ها

پيمان استراتژيك ميان ايالا متحده امريكا وافغانستان وارد مرحله جديد ي شده است، اگر چنانچه  مذاكره ميان اقاي كرزي ورئيس جمهور امريكا انجام مي يافت ممكن بود جزئيات پيمان بيشترازين اشكار شود ودو طرف گام هاي عملي اي را دراين راه بردارند. اما  اقاي كرزي به دليل شهادت اقاي استاد رباني سفر خويش را نيمه تمام گذاشت وبه كشور بر گشت. گرچه متن پيش نويس پيمان منتشر نشده است تا بتوان روي جزئيات آن به بحث نشست آن چه دراين زمان روي آن درنگ صورت گرفته است بيشترينه نگاه به كليات يا نفس پيمان دارد، به سخن ديگر مي توان اين گونه نگاه هارا نگاه فرا متني يا بيرون متني به پيمان ناميد. اگر نگراني هاي نيز مطرح مي شود بيشتر درپيوند با متن نيست بلكه دررابطه با نفس پيمان است. اما اين نگراني ها چيست وچه گونه مي توان آن را صورت بندي كر؟

 نگراني هارا دريك ديد كوتاه مي توان دو گونه يافت.  نخست نگراني هايي است كه به ظاهر نگراني مي نمايد وليكن در اصل اگر دفقت صورت گيرد نگراني هاي كشور هاي همسايه است كه متاسفانه بر خي افغان ها به صورت بلند گو درآمده اند. درديد افغان ها نيز مي توان دو گونه  نگراني هارا نگريست .انخست ديد گاه هاي سنتي است كه متاسفانه وطبق قاعده همه چيز را با همه چيز پيوند مي دهند وآنگاه به داوري مي نشينند دراين ديد گاه ،دين ، مذهب ، مليت وزبان همه در پيوند با پيمان استراتژيك مورد گفت وگو قرار مي گيرد ودر مورد آن داوري مي شود. اما برخي ديد گاه هاي مدرن وجديد نيز وجود داردكه ميزان وتراز پيمان  استراتژيك رامنافع ملي مي دانند اما در مورد اجراي آن نگراني ها واحيانا پرسش هايي را مطرح مي كنند.
ادامه نوشته

جايگاه انديشه درسانه ها      بخش سوم

۱-جایگاه اندیشه دررسانه های افغانستان : هما ن گونه که اشارت رفت، اندیشه های غالب وحاکم بررسانه های دنیای مدرن بر خاسته از روحیه حق  خواهانه وزیاده طلبانه ای آدمیان ساکن درآن دنیا است. محوری ترین اندیشه بررسانه های دنیا ی مدرن، کسب سود بیشتر وکم کردن زیان است. اگر ازادی بیان نیز تعریف می گردد، بسته به نوع نگاه آدمیان به سود است هر کدام به نحوی حریم  سود جویی رامحترم ومقدس می شمارند.هررسانه ای خود را ملتزم به پیروی ازان می دانند. رسانه های گروهی،حامی وحامل فکر واندیشه ای  است که سود بیشتر برساند البته این خواستن ها به گونه ای هنر مندانه وظریفانه القا می شود که ازان بوی مشمئز کننده ای به مشام نمی رسد. یکی از زمره ی این فکر های ظریفانه توجه به مصرف بیشتر برای گردش چرخ صنعت دردنیای صنعتی است .رسا نه هایی که شب و روز به نشر وپخش بر نامه می پردازند، در میان هر بر نامه، متاعی را تبلیغ می کنند واین خود ایدولوژی مصرف گرایی راالقا می کند.شناخت ودرک این مهم نیاز مند آگاهی از فکر حاکم بررسانه هادرآن کشورها است.گرچه رسانه ها به عنوان وسایل وابزار شناخته می شوند،اما بدین معنا نیست که در هدف گیری  هانقشی ایفا نکنند. واقعیت آنست که هر وسیله ای مدرن نوعی فرهنگ وهدف را نیز القا وترویج می کند. هنگامی که ازوسیله بودن رسانه ها سخن می رود بر خی بدین پندارند که رسانه ها وسیله هایی بیش نیستند ،که وسیله ها همواره در خدمت اندیشه ها ،ایده الها وهدف ها قرار دارند. یعنی وسیله ها همانند مرکب رام  دردستان صاحبان رسانه ورز یده می شوند ودر خدمت اهداف از پیش تعین شده ی آنان قرار می گیرند؛،اما اگر نیک نگریسته شود وسایل وابزار های مدرن گرچند وسیله اند اما این وسایل خود بسیاری از اهداف را تعین می کنند وازحالت انفعال وبی عملی به صورت فعال درمی آیند  وبه هدف سازی می پردازند وبه نحوی در ساختن اهداف  اثر می گذارند؛ لذا هیچ گاه این ابزار ها بدون جهت نیستند وبوجود نیز نخواهند آمد، این را گفتیم تا به این مطلب توجه صورت گیرد که رسانه های افغانستان، روی به کدام سوی دارد وچه مقصد ومرامی را پی گیری می کند؟
ادامه نوشته

مجاهدين وروياي قدرت دوباره

چندي قبل، دهمين سالگرد شهادت شهيد احمد شاه مسعود قهرمان ملي، در جاي جاي كشور تجليل گرديد. سران جهادي يك بار ديگر درآن  نشست ها حضور يافتند؛ هم به تحليل از گذشته پرداختند وهم ديد گاه هاي خودرا در باره ي وضعيت كنوني كشورابراز داشتند. مجاهديني كه از صف جهاد اندك فاصيله گرفته اند وجهاد ومجاهدين را پديدار شناسانه مي نگرند  زبان به انتقاد گشودند ، جهاد ومجاهدين رادر بر خي از حالات ومراحل داراي كاستي هايي دانستند . دراين ميان بودند كساني كه جهاد گرانرا با لحن تند ي به انتقاد گرفتند ومسكوت ماندن پرونده شهيد مسعود را نتيجه بي توجهي اين جماعت مجاهد دانستند وانتقاد بر حكومت را پاك بيراهه شمردند  او با شمردن نام مجاهدين حكومتي نشان داد كه نقد هايي كه گاه وبي گاه بر حكومت وارد مي شود در واقع متوجه مجاهدين حكومتي است؛ زيرا اين مجاهدين نقش پررنگي در حكومت وتصميم گيري هاي حكومتي داشته اند، پرونده قتل شهيد مسعود نيز ناشي از بي توجهي همين جماعت جهادي بوده است كه وقتي به قدرت تكيه زدند همه چيز را فراموش كردند حتا احترام خون شهدارا.

   شماري از سران جهادي نيز از گذشته با تاسف ياد كردند وآن را مايه تاثر خواندند . اين سخن رانان بدين باورا ند كه حكومت حق جهادي ها بوده است  اين ها (مجاهدين)كرسي هاي حكومت راوانهادند ودر حقيقت از حق خود دست كشيدند. اين جماعت سخن دانان وضعيت اشفته ي كشوررا به كساني نسبت دادند كه ازغرب آمده اند وچوكي هاي قدرت را تصاحب كرده اند وافزودند كه تعداد اندكي ازاين غرب باوران آمدند تمام اموررا تصاحب كردند ومجاهدين را به استخدام خويش دراوردند . اززمره سخنرانان يكي هم داكتر عبدالله بود كه اينك درفش جبهه تغير واميد را به دوش مي كشد  او توبه نامه اي را به قرائت گرفت واز همكاري با حكومت كرزي سخت ابراز ندامت كرد وهم كاري با حكومت كرز ي را از گناهان نا بخشوني دانست. او افزود كه اگر او نبود اقاي كرزي به حكومت وموقعيت كنوني دست نمي يافت.

ادامه نوشته

يمان استراتژيك .ونگراني هاي نا موجه همسایگان

  هفته گذشته اقاي داكتر اسپنتا رئيس امنيت ملي كشور عازم ايالات متحده امريكا شد تا با مقام هاي آن كشور روي پيمان استراتژيك ميان دو كشور گفت وگو كنند. بعد از عزيمت هيات افغاني، نخستين عكس العمل از سوي مجلس سناي افغانستان نشان ده داده شد ورئيس شوراي امنيت ملي ووزير امور خارجه را فرا خواندند تا چگونگي به ثمر نشستن آن مذاكرات را ازاو جويا شوند ودر ضمن نگراني هاي كشور هاي همسايه را نيز باز گو نمايند. اين گونه پرسش وپاسخ ها وفراخواندن ها، گرچه در بدو امر، امر مطلوب مي نمايد و نمايندگان مجلس كشور حق دارند از هر آنچه نفع وضرر آن متوجه مردم افغانستان مي شود آگاهي بيابند ودر مورد آن تصميم بگيرند.  اما آنچه در مجالس افغانستان مي گذرد يك رويه معمول ومتعارف نيست؛ زيرا آنچه كه نمايندگان مرد م افغانستان را وا مي دارد كه مسئولان سياست خارجي كشوررا فرا خوانند با‌آنها به گفت وگو بپرازند، نه منافع افغانستان بلكه بيشتر نگراني از سوي همسايگان است كه اظهار وابراز مي گردد.  اين كه هر حركتي مثبت يا منفي از سوي همسايگان افغانستان تاثير مستقيم بر افغانستان مي گذارد ترديد نيست؛ اما اين بدان معنا نيست كه تمام نمايندگان مردم افغانستان بلند گوهاي همسايگان ما باشد ونگراني هاي آن ها توسط نمايندگان مردم افغانستان مطرح گردد .اين كه پيمان استراتژيك داراي كدام بار منفي ومثبت خواهد بود جاي آن دارد كه بحث هاي مطول ومستوفايي  صورت پذيرد وابعاد منفي ومثبت آن مورد مداقه وتدقيق قرار گيرد. اما اين بحث ها وگفت و گوها بر محور منافع ملي صورت مي گيرد ومعيار وملاك  آن منافع ملي كشور است. يكي از بحث هاي جدي در منافع ملي هر كشور امنيت ملي است .     حال وقتي امنيت به عنوان عمده ترين چالش اين عصر براي كشور ما مطرح مي شود بايد پيمان با هر كشور ديگر نيز بر گرد همين محور مورد ارزيابي قرارداده شود تا د انسته شود كه آن پيمان چند در صد مي تواند نا امني هارا كاهش دهد وهم چنان يا بايد فهميد چه واكنش هاي منفي در قبال خواهد داشت.  اما رويه نا معقول ونا موجهي كه در نهاد هاي ملي افغانستان وجودارد آنست كه به جاي آن كه معيار سنجش منافع ملي باشد؛ بيشترينه تلاش مي شود تا نگراني هاي كشور هاي همسايه انعكاس داده شود البته جوابي كه اقاي اسپنتا ارايه كردند به ديد  نگارنده معقول ترين ومطلوب ترين جوابي بود كه تاهنوز نسبت به اين گونه نگراني ها ابراز گرديد.اقا ي اسپنتا به اين واقعيت تكيه كرد كه بدون داشتن يك كشور مقتدر ونيرو مند همسايگان ما هيچ وقعي بر خواسته هاي ما نخواهد گذاشت وهمواره منافع ملي افغانستان را مورد بي توجهي قرار خواهند داد(نقل به مضمون) اين واقعيتي است كه بايد نمايندگان مردم ما بدان توجه كنند.وبه آن خوب بينديشند.  ممكن است اعمال نفوذ همسايگان ما باعث گردد كه گاهي ما منافع خويش را از ياد ببريم وبه منافع زود گذر خود توجه كنيم اما به عنوان يك افغاني نمي توانيم نسبت به سرنوشت فرزندان خويش بي تفاوت باشيم واز كنار آن در گذريم .نمايندگان ما مي دانند كه بايد فرزندان ما دراين كشور زيست كنند وحق آنها است كه پدران شان نسبت به سر نوشت‌آنان انديشه درست كنند؛ لذا در خواست هاي نا موجه ونا مطلوب نه براي خود ما ازارزش واعتبار بر خوردار است.نه براي فرزندان ما سعادت مي اورد.
ادامه نوشته

حملات انتحاري؛ انگيزه ها

  حملات انتحاري اي كه در شهر كابل صورت گرفت؛منجربه كشته ومجروح شدن تعدادي از هم وطنان عزيزما شدوبا رديگر خون هاي پاك اين مردم بي گناه سنگ فرش خيابان هاي كابل را رنگين كرد. اين حملات دد منشانه هم چنين واكنش هاي فراواني بر انگيخت.  هركس بنابر موقعيت سياسي خويش،اين حملات را محكو م كردند. اولين عكس العمل از سوي دبيرساز مان پيمان اتلانتيك شمالي( ناتو) اقاي راسموسن ابراز گرديد وبه زعم او اين حملات براي جلوگيري از سپردن مسئوليت هاي امنيتي به نيرو هاي افغان تلقي گرديد وبيان داشت كه اين گونه حملات برروند انتقال مسئوليت تاثيري نخواهد گذشت. وزير خارجه امريكا نيز ابراز داشت كه ان كشوررا از ادامه فعاليت در افغانستان باز نخواهد داشت.رئيس جمهور كرزي نيز اين حملات را محكوم كرد.اين ها مجموع عكس العمل هاي رسمي اي بود كه ازسوي مقام هاي خارجي وداخلي ابراز گرديد. اما در كنار اين مواضع رسمي، پرسش هاي ديگري نيز مطرح مي شود؛ آن اين كه ايا طالبان اين حمله را بر نامه ريزي كرده بودند، يا‌ان كه فرصتي فراچنگ آوردند وبه عملياتي دست زدند؟ دوم اين كه اين حملات در سالروز برخي حوادث تاريخي  صورت گرفت؛ ايا مي توان گفت كه اين هم زماني ها، نيز دراين عمليات دخالت داشته است؟

ادامه نوشته

حکمت یار به بن می رود؟

با نزدیک شدن کنفرانس بن دوم، بسیاری از گروه های اجتماعی و سیاسی، چه آنان که در داخل افغانستان حضور دارند  چه آنها که خارج  از کشور به سر می برند و تا هنوز علم مخالفت علیه حکومت را به دوش داشته اند، خواهان حضور در نشست بن دوم می باشند و امیدوار اند که بتوانند از این نمد کلاهی براي خودبسازند.

گلب الدین حکمت یار رهبر حزب اسلامی نیز یکی از همان گروه هایی است که خواهان اشتراک در بن دوم شده است. پرسشی که مطرح می شود آنست که در پس این پیش نهاد چه نهفته است، آیا آقای حکمت یار خواهان آنست که بار دیگر در معادلات سیاسی افغانستان نقش بازی کند یا اين كه او اهداف و مقاصد دیگری را دنبال می کند؟

تحلیل گران دو عامل عمده را در تمایل آقای حکمت یار می نگرند، یکی، داخلی ودیگری خارجی.

ادامه نوشته

يازدهم ستامبر براي افغان ها وامريكايي ها

    ده سال تمام از حادثه ي يازدهم سپتامبر مي گذرد دراين ده سال تحليل هاي گونا گون ومتناقض ازان حادثه ارايه شده است وهنوز هم يك اجماع همگاني ديده نمي شود كه همه تحليل گران به يك نتيجه واحد رسيده باشند.گرچند وجود ديد گاه هاي گونا گون پيرامون چنين حوادثي دور از انتظار نيست. پيش زمينه ها ي شناخت تحليل گران وپرسش هايي كه دراين زمينه مطرح شده است طبيعي است كه اي تحليل هاي گونا گون گاه متناقض را بر تابد. اما چه آن حادثه را ساخته وپرداخته ي  دست امركايي ها بدانيم وچه آن را به القاعده نسبت دهيم به پي آمد ونتايج بر آمده ازان چندان تاثير نمي گذاردوآنچه براي ما از اهميت بر خوردار است نتايج مترتب بر آن حادثه است.

  ما در اموزه هاي ديني خود داريم كه هيچ شري وجود ندارد كه خيري در آن نهفته نباشد؛ حادثه يازدهم سپتامبر شري بود كه بر امريكا وبرسر شهروندان آن كشورفرود آمد. اما خيري نيز داشت كه براي افغانها رسيد وان سقوط حكومت دست نشانده ومزدور طالبان بود.

ادامه نوشته

جايگاه انديشه دررسا نه هاي گروهي( بخش دوم)

 

 جاگاه انديشه دررسا نه هاي افغانستان 

اسیب شناسی اندیشه های حاکم بررسانه ها

نتیجه گیری

    جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی: 1-

      در مقدمه ای این مقال اشارت رفت که وقتی از نسبت میان اندیشه ورسانه یا جایگاه اندیشه در رسانه ها سخن می رود،بدین معنا نیست که گاه اندیشه دررسانه های افغانستان

رسانه ها فاقد اندیشه اند. ازبدو تولد رسانه ها در دنیا تا امروز همواره رسانه های گروهی  در خدمت اندیشه ای قرار داشته اند. به سخن دیگر اندیشه راهنمای عمل رسانه ها بوده است ؛اما پرسش این جاست که این اندیشه ها  از چه دریچه ومنظری  به انسان می نگریسته اند؛ نگاه ابزاری به انسان وحقیقت وجودی او داشته است یا آن که به گفته ایمانوئیل کانت ، انسان به عنوان هدف تلقی می شده است . نگاه به انسان وسرنوشت اوبوده است که بنای ساخت رسانه هارا شکل بخشیده است.  این دید یا مادی محض بوده وغایات انسان را بر خورداری های مادی او تعریف می کرده است،یا این که انسان را آمیزه ای از ماده ومعنا می دیده است.  در هردو صورت رسانه ها یا یک جانب را اختیار کرده است یا این که میان هر دو نیاز مندی ،تناسبی رادر نظر داشته است یا این که  منافع مادی صاحبان رسانه بوده که رسانه هار شکلبخشيده است. در هر حال پرسشی که مطرح می شودآنست که منظور از اندیشه دراین گفتمان کدام یک ازاین گزینه هااست ودارای چه پارامتر هایی است؛ زیرا اندیشه يك مفهوم کلی است که می تواند بر ابعاد وسیعی از اندیشه ها دلالت داشته باشد. گاه مطرح شدن اندیشه این ذهن را القا می کند وگمان می رود که مقصود اندیشه هایی است که برای ساخت سخت افزار های رسانه ها به كارگرفته شده ومی شوند  و رسانه هارا به صورت های گونا گون و صورت بندی های متنوع ومختلف بوجود آورده اند وسبب تنوع وتکثز رسانه ها شده است. یا ان که مراد ومقصود ازاندیشه ، اندیشه های علمی است که در حوزه های گونا گون امکان بروزو ظهور یافته اند وزندگی  آدمیان را سخت تحت تاثیر برده اند ؟

ادامه نوشته

اظهارات جديد؛آيا تغيري ايجاد خواهد كرد؟

سنا تور جمهوري خواه امريكا "مارك كرك"  بعد از سفر دوهفته اي به منطقه، اظهارات جديدي كرده است كه اگر به آن اظهارات وقعي گداشته شود،ممكن است تغيرات جدي اي را در سياست حكومت امريكا در قبال پاكستان به وجود آورد. "مارك كرك" بعدازاين سفر ياد آور شده است كه پاكستان تهديد جدي براي افغانستان شمرده مي شود. به گفته اي اين سناتور امريكا يي سازمان استخبارات نظامي پاكستان از حاميان جدي تروريستان در منطقه است، هم چنان او گفته است كه شبكه حقاني از جانب ساز مان استخبارات نظامي پاكستان تمويل وتجهيز مي گردد.  اين سخنان گرچه به ظاهر جديد مي نمايد؛ اما واقعيت آنست كه پاكستان بعد از كشته شدن اسامه بن لادن در خاك ان كشور وانهم در نزديكي هاي يك مركز نظامي، مورد اتهام هاي شديد وجدي قرار داشته است. نزديك به سه ماه قبل، اعضاي كنگره امريكا سخنان مشابهي بر زبان رانده بودند واين اميد واري را به وجود آورده بود ندكه شايد امريكا فشار بيشتري بر پاكستان وارد آورد تا آن كشور حمايت خود از گروه تروريستي ر ا قطع كند ودر نتيجه فضاي ديگري بر افلغانستان حاكم شود.
ادامه نوشته

شهید و جاودانگی آن

  

     سخن گفتن از شهید وشهادت کار اسانی نیست زیرا آنچه ما آدمیان با آن می توانیم پیوند وپیوستگی بر قرار کنیم وآن را بشناسیم بیبشترینه از جنس وسنخ خودما است؛ اما وقتی این آدم خاکی رو به سوی افلاک می نهد ودل در کمند عشق خدا می گذارد، زمین راوآنچه دراو هست کوچک وبی مقدارمی شمارد. آنگاه این موجود را نمی توان با زبان این جهانی وصف کردوبا متر وتراز این دنیا به سنجش گرفت که او از سپهر معرفت های این جهانی پای فراتر نهاده و راه به سوی جهان برتربرده است. شاید همین تعریف نا پذیری شهید توسط ما آدمیان  باشد که خدا خود دست در وصف او گشوده ومقام اورا باز گونموده است. وقتی می گوید:کسانی که درراه خدا کشته می شوند مرده مپندارید؛ زیرا انها زنده اند ونزد پروردگا رشان متنعم ."در واقع تعریف نا پذیری شهید را وا می گوید وبه این خاک نشینان می فهماند که مبادا لب در وصف ملکوتوتیان بگشایند  وبازبان الکن به توصیف لاهوتیان بپردازید. در نگاه ظاهر این تعریف عجیب می نماید که چگونه خداوند خود این جان را به انسان هدیه  کرده واز بخشایش او است که این جان ارزش یافته ،حال می گوید کسانی که این متاع را درراه او دهد مرده نیست . این وصف شهید است "کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذالجلال ولا اکرام "همه فانی شونده ومیرااست، همه از میان می روندو نا بود می شوند مگر کسانی که رو به سوی آو دارند.بی گمان این شهیدان است که رو به سوی او کرده وجان را به او تسلیم نموده است.  این ها وصفی است که ذهن وزبان آدمیان در نیابد وعظمت شهید وشهادت را کسی جز ذات باری  ومشتری این متاع قدر نداند . او خود گفته است که من مشتری جان ها ومال هایی هستم وبهای آنهارا می دهم وآن بهشت است . متاعی که خود داده است ومتاع خویش را به بهای بسیار گزافی که درذهن نگنجد می خرد. این مقام شهید نزد پروردگار عالمیان است .وقتی خدا وند خود در وصف شهید این  چنین سخن می گوید ومقام اورا بیان می دارد برای ما خاکیان چه جای آن دارد که گستاخانه زبان بگشائیم ودر وصف شهیدان سخن گوئیم. اما آنچه مارا وا می دارد که سخن از ماندگاری مقام شهیدان گوئیم ازاین جهت نیست که مارا توان گفتن ووصف کردن آنانست؛ بل ازاین جهت است که یاد وخاطره شهیدان برای ما راه بگشاید ومارا از ظلمت های این جهان  فراتر برد.واگرنه چه جای آنست که زبان گشائیم ودر وصف شهید سخن گوئیم.اماشهیدی که خداوند در وصف اوسخن گفته است ومقام اورا توصیف کرده است شهیدی است که با اندیشه باشد وآن اندیشه نیز در خدمتن رهایی انسان قرار گیرد وقتی خداوند می گوید ان تقرضالله قر ض حسن" این قرض خدا می خواهد چه کار کند او که بی نیاز مطلق است چرا به جیب ما چشم می دوزد ومرا وا می دارد که به او قربض دهیم؟ مفسران گفته است که دراین ایبت خدا وند بندگان خویش را منظور داشته است. این که شهیدان این همه قدر دیده اند وبر صدر نشسته اند وعزیز بار گاه الاهی اند، بی تردید دلیل انست که شهید برای نجات بندگان او کمر بسته اندک این همه عزیز درگاه او قرار گرفته اند.  زیرا شهید وشهادت معنای عامی دارد وکثیری از کشته شدگان در سپهر شهادت جای می گیرند؛ یک بار ما شهید به کسانی می گوئیم که در جبهه ها حضور یافته اندد وجان در کف نهاده ودراین راه نیز کشته شده اند شهید اند، کسانی هم که درراه کسب روزی حلال تلاش ورزیده اند همانند مجاهدان راه خدا هستند این ها نیز اگر کشته شوند مقام شهید را دارند وهم چنان کسانی دردفاع از اهل وعیال وخانواده خود کشته می شوند باز هم در نزد پردگار از مقام وموقعیت بالایی برخوردار اند مقام ها نزد پروردگار محفوظ است که ان را ما درنیابیم . اما آنچه شهید درقاموس دینی گفته می شودوتعریف می گردد واز مقام انها تجلیل می شود؛شهیدانی نیستند که نام بردیم  بل شهید به کسانی اطلاق می شود که در معامله با خدا،نجات بندگان خدارا وجهه ی همت خود ساخته اند وبا نام خدا رهایی انسان را فریاد کرده اند؛  این ها  علاوه بر آن که پیمان با خدا بسته وجان رادرراه معبود گذاشته اند،  این ها  وقتی کشته می شوند شهیدند ودر پیمان خویش با خدا استوارا بوده اند ودر جوار رحمت حق در تنعم به سر می برند اما نام ویاد این ها گرامی تر، مقدس تر وعزیز تر است وخلق خدا ازان جهت یاد آنهارا گرامی می دارد که آنان عزیز ترین سرمایه خویش را درراه رضای خدا ونجات خلق او نثار کرده داند.  محبت این ها رادر دلهای مومنان خدا افگنده است. پس علت یا دلیل جاودانگی شهیدان داشتن اندیشه های انسانی آنانست. هراندیشه ای که انسانی باشد وبرای رهایی انسان ها به کار رفته باشد ماندگار می شود.شاید این گمانه ایجاد گردد که نام کثیری از دانشمندان وفیلسوفان تاریخ  زنده وجاودان هستند  پس تفاوت میان شهیدان وآن بزرگان در کجا است ؟ پاسخ آنست که اندیشه های انسان مدار، می تواند جاودانه باشد وهمانند نوری بر تارک تاریخ بدرخشد اما آنچه شهیدان را ممتاز ومتمایز می سازد،داشتن اندیشه توام بایاد ونام خداوند است.در میان اندیشمندانی که تاریخ نام آن هارا ثبت وضبط کرده است فیلسوفان بزرگی همانند ارسطو وافلاتون هستند که نام شان بر بلندای تاریخ انسان می درخشد؛ وقتی هم که ازانها سخن می رود چنان دراذهان جلوه می کنند گو این که هنوز زنده اند.رمز جاودانگی آنا ن نیز همین گرایش انسانی آنها وتوجه آنها به نجات انسان بوده است که نام آنهارا جاودانه کرده است. غیر از اندیشمدان، پیامبران الاهی نیز بوده اند که گذشت زمان نام آنهارا از یاد ها نبرده است؛ گرچه آدمیان به کثیری از رموز واسرار دنیا دست یافته اند اما کشفیات جدید احساس نیاز به پیامبران رافزونی بخشیده وامروز ادمیان بیشتر می کوشند اززلال اندیشه های آنها جرعه هایی بر گیرند وعطش خویش را فرو بنشانند  پس جوهر ماندگاری اندیشه های انبیا در گرایش انسانی – خدایی است که وجود دارد  به سخن دیگر پیامبران الاهی با دعوت به سوی خدا آدمیان را به سوی خود اوفراخوانده اند تا خودرا بشناسند  به تعبیر یکی از دین پژوهان محور حرکت انبیا این بوده است که ای مردم شما بنده ای خدا هستید نه خدا. بنابراین کار خدایی نکنید و بندگی در پیش گیرید، دست از زیاده طلبی وفزون خواهی بردارید ومحدودیت های خویش را در نظر اورید وبدانید که قدرت قاهره ای وجوددارد که باید روزی در برابر او زانو بزنید  این جمله ها وخواسته ها بیانگر آنست که پیامبران انسان را به خود شناسی می خوانده اند وبه ادمیان گوش زد می کرده اند که خودرا بشناسید تا خدارا بشناسید، پیام پیامبران این بوده است که خدا محور زمین و اسمان است؛ جز او کسی را نپرستید ونخوانید. رمز ماندگاری آنا ن نیز همین روح خدا خواهی وخود شناسی است که آنهاراپایدار نگاه دشته است.

   اما پرسش این جا است که در میان آدمیان معمول ومتعارف چه ویژگی های سبب پایایی نام شان می شود؟

  داشتن اندیشه ی نیک وانسان مدارقدر مشترک همه آدمیان اعم از کافر ومسلمان است که سبب ماندگاری نام شان می گردد. اما آنچه  نام شهید را از همه نام ها برتری بخشیده واورا جاودانه ساخته است تنها اندیشه نیست  بلکه صفات نیک وبرجسته ای دیگری است  که از پیامبران الاهی به ارث برده اند که همانا اخلاص در عمل است. اگرکسانی ازاین خا کدان می روند؛ اما دیری نمی گذرد که نام شان از خاطره ها محو می گردد، باید دانست تناسبی میان عمل وخلوص آن نبوده است. در معامله ای که با خد ا انجام داده دچار غش بوده اند . خدا وند خود در کتاب عزیزش می گوید آنان که جان شان ومال شان را در راه خدا به فروش گذاشته اند بهای آنها بهشت است . که بهشت  جاودانگی او است که به بهای فروختن  جان خویش از خدا گرفته است.

  اخلاص در عمل همان کم خواستن از دنیا در برابر اجر وپاداش معنوی است که از سوی خدا وند برای مجاهدان در نظر گرفته شده است. بی تردید پایایی نام مجاهدان به میزان اعراض آنها از دنیا است.

   هر شهیدی که درراه خدا جان داده ونیت خالصانه اش را فوز عظیم الاهی  دانسته رمز ماندگاری خویش را با دستان خود نگاشته اند. گذشته ازین که اخلاص ومراتب آن در کتب دینی گفت وگو های مفصل ومستوفایی صورت گرفته در زندگی روز مره ما آدمیان نیز می توان مشاهده کرد آنکه از دنیا کم گرفته اندویا به سخن نیکو تر فوز عظیم جوار رحمت حق را به بهای اندک دنیا نفروخته اند،به تناسب این نیت جاودانه گشته اند. کسانی در صف جهاد بوده اند ، پیکارها کرده اند، شمشیر ها زده اند ،دست وپا ی خویش را درراه جها د داده اند اما قبل ازان که بمیرند مرگ به سراغ شان امده است؛ نام شان حتا به نفرت وانزجار برده می شود وروزی هم که ازاین دنیا رخت بربندند نه چشمی بر نم می نشیند ونه دلی بر غم . چنان آدم های عادی ومعمولی می روند. این آدمیان ممکن است متاع فراوان از خود به یاد گار گذاشته باشند اما نام ماندگار بر جای نمی گذارند زیرا گرایش به دنیا  ومتاع آن بیشتر از گرایش به خدا بوده است. کسانی هم هستند که یاد شان چشم را هم نشین اشک می کند ودلهارا مملو از ماتم ، این طایفه ماندگاری شان به میزان خلوص شان است . طیف سومی هم هستند که ازدنیا هیچ نخواسته اند و بر نگرفته اند تنها رضای پروردگاررا در نظر داشتنداین ها مردانی بزرگ بودند  به ازادی،آدمیان می اندیشیدیده اند  مال ودارایی دنیا در نگاه شان بی مقدار بوده است  فریفته دنیا نه گشته اند ودل به  آن  نه بستند، برق دنیا چشم شان راخیره نکرده، تصمیم شان را سست نه ساخته ازرفتن فرو نماندند؛ اینان وقتی رفتند جاودانه گشتند. این ها قبل ازان که بمیرند مرده بودند.  مردن این ها مردن امیال وارزو های دور ودراز آنها بوده است و هوس های زود گذر دنیارا در خود کشته بودند. این جماعت عظمت خدا وند را در برابر کوچکی دنیا نفروختند. این گروه به آنچه خداوند گفته است ایمان اورده بودند ،این جماعت سخن پرودگار را شنیده بودند وبدان ادسپرده وباور کرده بودند که خداوند بهای جان آآنهارا می دهد ازاین جهت جاودانه گشتند تا ابد نیز در دل مومنان خواهند ماند ونام ویاد شان همیشه گرامی خواهد بود.

 پس می توان رمز پایایی مردان بزرگ را نخست دراندیشه های رهایی بخش انها جست وجوکرد، اندیشه هایی که برای رهایی انسان ابوده اند.این نخستین راز ماندگاری نام آدمیان است هر قدر اندیشه پر بار وپر شکوه باشد وقدر وقیمت انسان در آن تجلی یافته باشد پایدار تر است. عمل نیگو برای رهایی آدمیان از چنگال ظلم واستبدا می تواند نشانه دیگری از پایایی نام آدم ها باشد.

  اگر نام ویاد  شهید مسعود هگرامی داشته می شود وهر سال روز شهادت اورا اولین روز از هفته شهید نام گزاری کرده اند ومردم به نام او افتخار می کنند جز این نیست که او دل در گرو خدا داشت وبرای خدا مبارزه کرد وبرای خدا زیست وسرانجام برای خدا نیز کشته شد، هر که با این ویژگی ها زندگی کند وبمیرد جاودانه است.

یاد وخاطره همه شهیدان وطن گرامی باد.

 

 

سیاست های منطقه ی افغانستان وانتظار از کشور ها ی منطقه

  هم زمان با عید سعید فطر، رئیس جمهور کرزی سفر هایی در منطقه داشت ودیدار هایی با سران کشورهای منطقه به انجام رسانید که برخی تحلیل گران این گشت وگزار سیاسی را تحرک در سیاست خارجی حکومت نامیدند  وحرکتی در جهت هم گرایی منطقه ای اقای کرزی به حساب آوردند. گرچه نفس این گونه حرکت ها امر مطلوب وپسنیدده است واز دیر باز رسا نه های کشور حکومت را مورد نقد قرار داده اند که چرا سیاست حکومت بر اصل تحرک وپویایی استوارنیست .وشماری اما؛ حکومت را به سیاست های غرب گرایانه متهم می دارند که چرا اقای کرزی به جای آن که پیمان با امریکا ببندد با کشور های منطقه هماهنگ نمی شود زیرا بدون کمک های کشورهای منطقه، صلحی در افغانستان ایجاد نخواهد شد وافغانستان روی ارامش وثبات را نخواهد دید. بنابراین سیاست های منطقه ای اقای کرزی - به پندار این طیف از تحلیل گران- امر مطلوب وپسنیدیده تلقی می گردد حرکت اخیر اقای کرزی نیزاز سوی این طیف مورد حمایت وپشتبانی قرار گرفته است. برای همسایگان افغانستان نیز سیاست تکیه برکشور های منطقه ودل کندن از غربی ها امر مطلوب وممدوحی است. وقتی اقای کرزی با اقای خامنه ای دیدار داشت ،ا ونیز وجود نیرو های خارجی را باعث نا امنی دانست وافزود که تا امریکا در منطقه باشد امنیت نخواهد آمد. پاکستان نیز گرچه از آخور امریکا واز توبره غرب تغذیه می کند اما دوست ندارد که افغانستان با غرب رابطه ی نیک وحسنه داشته باشد.البته تحلیل سیاست های هر کدام از همسایگان افغانستان نیاز مند فرصت جدا گانه است واین پرسش را مطرح می کند که همه ای این گونه خواستن ها به نفع افغانستان نیز است یا ان که هر یک منافع خویش را جست وجو می کنند، مصلحت ومنفعت افغانستان کوچک ترین جایگاه در این گونه اظهار نظر ها ندارد ؟
ادامه نوشته

شهید وگرامی داشت یاد شهدا

    همزمان با سالروزشهادت شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور، هفته ای نیز به نام شهید نام گزاری شده است. دراین هفته همه توجه ها به سوی تجلیل از شهدا معطوف می گردد وده ها سخن رانی وگفت وگو در پاسداشت از شهدا صورت می گیرد. آنچه دراین چند سال ودراین همه تجلیل هاوتحسین هاغایب بوده است تحلیل شخصیت شهدا وعبرت گرفتن اززندگی آنها است. ما از دو منظر نیاز مند تحلیل زندگی شهدا هستیم، اول ازاین جهت که ما آدمیان بنابر خوی وخصلت آدمی خود همواره دچار غفلت هستیم ونیاز به متذکر داریم. این تذکر دردین ما ازچنان جایگاهی بر خوردار است که گاه پیامبر عزیز اسلام در جایگاه متذکر قرار می گیرد  می فرماید" فذکر انت مذکر لست علیهم بمسیطر" پیامبر می خواهد بگوید که همیشه تذکر دهنده است وآدمیان را به دانستن حال خود فرا خواند تا خودرا فراموش نکند که خود فراموشی خدا فرا موشی را به همراه دارد؛ خدا فراموشی سبب سقوط ادمیان به قعرجهنم خود فراموشی می گردد. یاد شهدای عزیز می تواند تذکر همیشگی برای ما ادمیان باشد که اخلاق انسانی را درزنگی ازیاد نبریم ودل دراین دنیای فانی نبندیم ویاد مرگ را دردل های خود همیشه زنده نگهداریم.

    این که زندگی بایاد مرگ چه نتایج اخلاق به دنبال دارد خود گفت وگوی مفصل می خواهد. بعد دیگر یاد شهدا آنست که باید میان وضعیت کنونی خود وارمان شهدا مقاسیه صورت گیردتا دانسته شود که ارمان شهدا چه بوده است وآنان چه می خواسته اند وما در کجای آن قرار ادریم. اگر چنانچه نتوانسته ایم به ان ارمان ها دست پیدا کنیم چه موانعی باعث گشته است. و.قتی از شهدا تجلیل می کنیم این پرسش کماکان درذهن ما ایجاد می گردد که ایا مردم ما به ارمان شهدا نزدیک شده اند؟

   واقعیت انست که ما با ارمان شهیدان فاصیله گرفته ایم، اهداف شهیدان را به فراموشی سپرده ایم،خدا جوییی وخدا خواهی که ازآرمان های بزرگ شهیدان بوده است  ازیاد ما رفته است .فساد اجتماعی ، سیاسی ،اداری واخلاقی گریبان مار اگرفته است . خود خواهی های قومی، خویش خوری های طایفوی به جای ارزش های بلند انسانی نشسته است. مگر شهیدان ما ارزش های خدایی را فریاد نکرده اند، مگر شهیدان ما، مارا به سوی خدا نخوانده اند؟ این همه نابسامانی های اجتماعی نباید مارا وادارد که در هفته تجلیل از شهدا به خود باز گردیم وبه زندگی اجتماعی خویش اندیشه کنیم، ضعف ها ،کاستی های خویش را در نظر آوریم،وبرای زدودن این همه فلاکت باری ها قدمی به سوی بهبود وضعیت روحی وروانی خویش برداریم.

  اگر امروزبا این همه نا امنی مواجه هستیم وده ها کشور خارجی برای بهبود امنیت ما امده اند ولیکن گامی به سوی امنیت پایدار برداشته نشده است؛ بی گمان یکی از عمده علت های آن همین دور شدن ازآرمان شهیدان است. دوئیت ها ودوگانگی ها ، بی اعتنمادی ها نسبت به یک دیگر همه سبب رخنه ی بیشتر دشمن در میان ما شده است.

 اگر به فساد افسار گسیخته اداری در ادارات دولتی چنان غده های سرطانی ریشه کرده است، مامورین حکومتی با گرفتن رشوه نسبت به حلال وحرام آن لحظه ای التفات نمی ورزند، مال حرام را چنان حلال مصرف می کنند بدون آن که به عواقب وعوارض آن وگناهی که مرتکب می شوند توجه کنند بی تردید راه شهیدان کشور فراموش کرده اند واهداف شهیدان را ازیاد برده اند.وجود فساد اداری واخلاقی وسایر گونه های فساد به معنای کاهش ضریب های اخلاقی در یک جامعه وفراموش کردن خدا درزندگی است.تا وقتی این خدا فراموشی وجود داشته باشد خود فراموشی وجوددارد تا وقتی خود فراموشی وجودداشته باشد آدمیان تنها جوهر خود شکم خودرا می دانند وهمه راه هارا منتهی به ان می پندارند واین گونه دید وبینش غیر اخلاقی فساد وتباهی را به دنبال می آورد.

  اصحاب رسانه ها همیشه حکومت را مورد نقد قرار می دهند که حکومت در کاستن از فساد اداری نا کام بوده است. اما اگر حکومت کامیاب باشد باید منتظر بود که زندان ها پر شود هرروز کسی کیرد ومحاکمه ومجازات کند .ایا واقعا در جامعه ای که ادارات آن پر از خلاف کار ورشوه ستان باشد وهرروز نیز مجازت شوندآن کشور وان جامعه مطلوب است ؟

     بی تردید درهر جامعه ای زندان های آن مملو از آدمیان خطا کار باشد ولو آن که قانون مو به مو اجرا شود باز هم نمی توان مدعی بود که ان جامعه وان حکومت، حکومت سالم است. بنابراین ما نیاز مند احیای اخلاق شهدا هستیم، آنهایی که برای رهایی ما از جان گذشتند وماهم باید برای آن که زندگی انسانی داشته باشیم باید به ارمان شهیدان بنگریم روح ملکوتی آنهاراسر مشق راه خود قرار دهیم.وبدانیم تا اخلاق انسانی بر ما وجامعه ی ما حکومت نکن دتنها قاضی، دادگاه وزندان باعث اصلاح ما نخواهد شد.

شهید وگرامی داشت یاد شهدا

    همزمان با سالروزشهادت شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور، هفته ای نیز به نام شهید نام گزاری شده است. دراین هفته همه توجه ها به سوی تجلیل از شهدا معطوف می گردد وده ها سخن رانی وگفت وگو در پاسداشت از شهدا صورت می گیرد. آنچه دراین چند سال ودراین همه تجلیل هاوتحسین هاغایب بوده است تحلیل شخصیت شهدا وعبرت گرفتن اززندگی آنها است. ما از دو منظر نیاز مند تحلیل زندگی شهدا هستیم، اول ازاین جهت که ما آدمیان بنابر خوی وخصلت آدمی خود همواره دچار غفلت هستیم ونیاز به متذکر داریم. این تذکر دردین ما ازچنان جایگاهی بر خوردار است که گاه پیامبر عزیز اسلام در جایگاه متذکر قرار می گیرد  می فرماید" فذکر انت مذکر لست علیهم بمسیطر" پیامبر می خواهد بگوید که همیشه تذکر دهنده است وآدمیان را به دانستن حال خود فرا خواند تا خودرا فراموش نکند که خود فراموشی خدا فرا موشی را به همراه دارد؛ خدا فراموشی سبب سقوط ادمیان به قعرجهنم خود فراموشی می گردد. یاد شهدای عزیز می تواند تذکر همیشگی برای ما ادمیان باشد که اخلاق انسانی را درزنگی ازیاد نبریم ودل دراین دنیای فانی نبندیم ویاد مرگ را دردل های خود همیشه زنده نگهداریم.

    این که زندگی بایاد مرگ چه نتایج اخلاق به دنبال دارد خود گفت وگوی مفصل می خواهد. بعد دیگر یاد شهدا آنست که باید میان وضعیت کنونی خود وارمان شهدا مقاسیه صورت گیردتا دانسته شود که ارمان شهدا چه بوده است وآنان چه می خواسته اند وما در کجای آن قرار ادریم. اگر چنانچه نتوانسته ایم به ان ارمان ها دست پیدا کنیم چه موانعی باعث گشته است. و.قتی از شهدا تجلیل می کنیم این پرسش کماکان درذهن ما ایجاد می گردد که ایا مردم ما به ارمان شهدا نزدیک شده اند؟

   واقعیت انست که ما با ارمان شهیدان فاصیله گرفته ایم، اهداف شهیدان را به فراموشی سپرده ایم،خدا جوییی وخدا خواهی که ازآرمان های بزرگ شهیدان بوده است  ازیاد ما رفته است .فساد اجتماعی ، سیاسی ،اداری واخلاقی گریبان مار اگرفته است . خود خواهی های قومی، خویش خوری های طایفوی به جای ارزش های بلند انسانی نشسته است. مگر شهیدان ما ارزش های خدایی را فریاد نکرده اند، مگر شهیدان ما، مارا به سوی خدا نخوانده اند؟ این همه نابسامانی های اجتماعی نباید مارا وادارد که در هفته تجلیل از شهدا به خود باز گردیم وبه زندگی اجتماعی خویش اندیشه کنیم، ضعف ها ،کاستی های خویش را در نظر آوریم،وبرای زدودن این همه فلاکت باری ها قدمی به سوی بهبود وضعیت روحی وروانی خویش برداریم.

  اگر امروزبا این همه نا امنی مواجه هستیم وده ها کشور خارجی برای بهبود امنیت ما امده اند ولیکن گامی به سوی امنیت پایدار برداشته نشده است؛ بی گمان یکی از عمده علت های آن همین دور شدن ازآرمان شهیدان است. دوئیت ها ودوگانگی ها ، بی اعتنمادی ها نسبت به یک دیگر همه سبب رخنه ی بیشتر دشمن در میان ما شده است.

 اگر به فساد افسار گسیخته اداری در ادارات دولتی چنان غده های سرطانی ریشه کرده است، مامورین حکومتی با گرفتن رشوه نسبت به حلال وحرام آن لحظه ای التفات نمی ورزند، مال حرام را چنان حلال مصرف می کنند بدون آن که به عواقب وعوارض آن وگناهی که مرتکب می شوند توجه کنند بی تردید راه شهیدان کشور فراموش کرده اند واهداف شهیدان را ازیاد برده اند.وجود فساد اداری واخلاقی وسایر گونه های فساد به معنای کاهش ضریب های اخلاقی در یک جامعه وفراموش کردن خدا درزندگی است.تا وقتی این خدا فراموشی وجود داشته باشد خود فراموشی وجوددارد تا وقتی خود فراموشی وجودداشته باشد آدمیان تنها جوهر خود شکم خودرا می دانند وهمه راه هارا منتهی به ان می پندارند واین گونه دید وبینش غیر اخلاقی فساد وتباهی را به دنبال می آورد.

  اصحاب رسانه ها همیشه حکومت را مورد نقد قرار می دهند که حکومت در کاستن از فساد اداری نا کام بوده است. اما اگر حکومت کامیاب باشد باید منتظر بود که زندان ها پر شود هرروز کسی کیرد ومحاکمه ومجازات کند .ایا واقعا در جامعه ای که ادارات آن پر از خلاف کار ورشوه ستان باشد وهرروز نیز مجازت شوندآن کشور وان جامعه مطلوب است ؟

     بی تردید درهر جامعه ای زندان های آن مملو از آدمیان خطا کار باشد ولو آن که قانون مو به مو اجرا شود باز هم نمی توان مدعی بود که ان جامعه وان حکومت، حکومت سالم است. بنابراین ما نیاز مند احیای اخلاق شهدا هستیم، آنهایی که برای رهایی ما از جان گذشتند وماهم باید برای آن که زندگی انسانی داشته باشیم باید به ارمان شهیدان بنگریم روح ملکوتی آنهاراسر مشق راه خود قرار دهیم.وبدانیم تا اخلاق انسانی بر ما وجامعه ی ما حکومت نکن دتنها قاضی، دادگاه وزندان باعث اصلاح ما نخواهد شد.

پیمان استراتژیک امریکا- افغانستان    چالش ها وپی امد ها

    اولین امضاي پیمان استراتزیک میان کابل وواشنگتن به سال 2005 بر می گردد که میان رئیس جمهور کرزی وجورج دبلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در کاخ سفید به امضا رسید. یاد مان نرفته است که اقای کرزی بعد از امضای آن پیمان چنان مسرور ومشعوف بود که به قول معروف در پوست خود نمی گنجید. وقتی ازاقای کرزی كه در یک نشست خبری شر کت  جسته بود خبر نگاری از جایگاه همسایگان افغانستان دران پیمان پرسيد؛اقای کرزی چنان سخن گفت که گویا افغانستان هیچ همسایه ي ندارد وهيچ نگرانی ای از حضور دایمی امریکا در افغانستان به وجود نه خواهد آمد . اقای کرزی گفت که امضای آن پیمان یک دست آورد بزرگ برای حکومت او ومردم افغانسان است وهم چنان اضافه کرد که برای امضای چنین پیمانی بسیاری از کشور ها تلاش می کنند تا بدان درجه از اهمیت برسند که با امریکا این گونه پیمان هارا امضا کنند كه بدان دست نمي يابند .بنابراین این موفقیت عمده فقط ازآن حکومت ومردم افغانستان شده  است که به چنین توفیق بی مانندی دست یافته اند. بعد ازآن سخنان بودكه كثيري از روز نامه نگاران  وتحليل گران -دران زمان -این شور ونشاط اقای کرزی را ناشی از عدم موفقیت او در ایجاد یک حکومت سالم ومطلوب می دیدند وبدین نظر بودند که اقای کرزی قبل ازان که به پی آمد ها ونتایچ عمل خویش بینديشد همین که کاری انجام داده است ومدتی رسا نه های داخلی وخارجی رامصروف تحلیل وبررسی این موضوع کرده است مسرور است. مفاد پيماني كه ميان دو رئيس جمهور امضا شده بود به صورت مختصر بدان اشاره مي شود.
ادامه نوشته

قانون گرايي يا زور ازمايي؟

  بيش از هشت ماه از دور دوم انتخابات مجلس نمايندگان مي گذرد ؛ دراين هشت ماه ،كار هايي فرواني مي شد انجام داد . ازتعين وزير در وزارت خانه هاي بي پرست تا نظارت بر عملكرد قوه ي مجريه براي كاستن از فساد اداري در كشورو وتدوين قانون براي بيرون رفت از بي قانوني هاو بسي از كار هاي مهم ديگر؛ كه يا به دليل نبود قانون اجرا نمي شود يا به دليل نقص قانون معطل مانده است. نبود نظارت بر كار هاي حكومت وتقابل هر دو قوا در برابر هم باعث شده است كه بسياري از افراد فرصت طلب ازاين موقعيت سوي استفاده كنند وكا رهايي كه منفعتي براي مردم مي رساند بدون هيچ دليلي باقي بماند با توجه به هجم فراوان اين كار ها وضرروزيان بي حدي كه مردم رنجديده اين سر زمين تحمل كرده اند  هيچ دليلي بر اصرار وابرام اين بحران ديده نمي شود وليكن هنوز چشم انداز روشني براي حل بحران متصور نيست . برخي رسانه هاي بين المللي اعلام داشتند كه بحران كنوني وارد مرحله ي جديدي  شده است؛ اين مرحله جديد معاني وتحليل هاي گونا گوني بر مي تابد. يك معناي مرحله جديد‌آنست كه تصور مي رود، عمق ود امنه ي بحران به حدي وسعت يافته است كه ديگر راه حلي را نمي توان براي آن پيش بين بود. اگر تا چندي حكومت بر مواضع خود پاي مي فشرد ويك گام از مواضع خود عقب نمي نشست، حكومت اما؛ وضعيت كنوني را درك كرد ه است وبه اين نتيجه دست يافته كه كشمكش هاي بي سرانجام نه تنها نمي تواند راه حلي باشدبراي رسيدن به مقصود؛ بلكه نيرو وتوان طرف هاي در گير رابيهوده به مصرف مي رساند. اما حالا اين بخشي از مجلس نمايندگان است كه بر مركب لجاجت سوارگشته اند به سوي مقصد نا معلوم وبه نام قانون گرايي مي رانند، هيچ اينده اي نيز براين عمل خود نمي بينند . دراين شرايط دو راه حل بيشتر متصور نيست.اول اين كه تداوم اين وضعيت باعث خواهد گشت كه نمايندگان مردم به تدريج با درك وضعيت كنوني كشور ومشكلات فراراه مردم، ازكنار قانون گراهاي لجوج بيرون روندو اين جماعت خيالباف را به حال خود وا گذارند وبا درك وضعيت كنوني، آن گروه را به حد اقل برسانند وبگذارند آن گروه، اقليت خويش را حفظ كند و به عنوان يك اقليت باقي بماند. البته اگر چنين امري صورت گيرد گرچه به ظاهر نا پسند مي نمايد وليكن در نهايت همين كه گروهي به دور از گرايش هاي قومي ،نژادي ومذهبي گردهم مي ايند، يك امر مطلوب وپسنديده است وبايد چنين گروهي وجودد اشته باشد ومورد استقبال نيز قرار گيرد؛ امابه اين شرط كه اين جماعت نيز به عنوان پاسداران قانون اساسي تلاش ورزند راه هاي خشونت ورزي را سد كنند وافراد فرصت طلب وماجرا جوي را در كنار خود قرار ندهند وقانون گرايي به عنوان يك ارزش مطلوب وممدوح مورد سوي استفاده عناصري بي بند وبار واحيانا خلاف كار قرار نگيرد؛ دراين صورت هم مردم افغانستان ازاين گروه حمايت خواهند كرد وهم حكومت ازاين گروه حساب خواهند برد وبه عوان يك ناظر قوي مي توانند در سياست گزاري هاي اينده كشور ايفاي نقش كنند. اما راه دوم انست كه گروه قانون گرا بخواهند هرروز به صحنه بيايند وبه نام قانون گرايي‌اشوب بر پاي دارند ودر صدد يار گيري باشند؛به حكومت نيزنه به ديد يك منتقد كه به چشم دشمن بنگرند دراين صورت نه تنها اصول وارزش هاي قانون را زير پاي گذشته اند كه در عمل هم صف وهم رديف طالبان قرار مي گيرندكه دراين صورت انحلال پارلمان وعطاي مجلس را به لقاي آن بخشيدن صواب ترين راه خواهد بود. بنابراين دراين ديد  نه تنها  قانون گرايي يك حركت مطلوب مدني نخواهد بود كه ترويج خشونت وبي قانوني را به دنبال خواهد داشت. آنچه مايه تاسف وتاثر است اآن كه برخي  چهره هاي قانون گرا روي به سوي خشونت دارند تا مدنيت وقانون گرايي.

    در هفته گذشته سخنراني يكي از چهره هاي قانون گرارا مي ديدم كه اظهارمي داشت كه اگر حكومت به خواسته هاي آ ن ها گردن نگذارد در برابر عهد نامه استژاتژيك حكومت با ايالات متحده امريكا نيز خواهد ايستاد وحكومت را متهم به خيانت ملي خواهند كرد. ازاين گونه سخنان بوي مدنيت وقانون گرايي به مشام نمي رسد. قانون گرايي واستفاده از قانون براي مهار خشونت ها وهرج ومرج طلبي هااست،قانون گرايي براي مهار بي نظمي ها وافزون طلبي هاي مهار نا پذير است، قا نون گرايي براي مهار قدرت خواهي بي مهار است، لذا نمي توان براي ترويج قانون دست به هرترفندي زد.  اگر قانون گرايي يك ارزش است – كه بي ترديد اين گونه است – ترويج اين ارزش در توسل وتمسك به بي ارزشي ها ممكن نيست. از سوي ديگر همين نمايندگان قانون گرا بايد بدانند كه براي قانون گرايي وپاسداري از قانون تمهيدات فراواني نياز است، اولين وبرترين شرط انست كه مردم افغانستان از حقوق خويش آگاهي يابند ودر برابر بي قانوني ها خود ايستادگي كنند.وقانون گرايي يك ارزش عام وجامعه شمول باشدواگر نه قانون گرايي كه درشكل قيافه نمايندگان مجلس تجلي يافته است بعيد نيست كه خود اهرمي بر بي قانوني تبديل گردد.

    ‌انچه از اهميت بر خوردار است آن  كه قانون گرايي گرچه پر جاذبه است وهر كسي را به سوي خود جلب مي كند؛ اما وصد اما كه اين الگو يا پارادايم نبايد چنان باشد كه بسياري از مصلحت هارا به يك سو نهد وبا ديد يك سو نگرانه ودگماتيستي به قانون بنگرد.امروز كشور ما علاوه برآن كه از قانون گريزي رنج مي برد از بي قانوني رنج مضاعف مي برد ولازمست كه نمايندگان مردم به اين بينديشند كه قانون گرايي افراطي، ان هارا درگردابي بيفگند كه تدوين قانون را فراموش كنند؛ علاوه بران، مصالح اين كشور ايجاب مي كند كه از هر راهي بايد به خشونت ها پايان داد.هم در گفتمان هاي مدرن مي بينيم ومي دانيم كه امنيت اجتماعي يكي ازكار ويژه هاي درجه اول حكومت ها دردنيا است وهم در آموزه هاي ديني خود داريم كه خداوند بر اعراب منت مي گذارد كه امنيت و سد جوع وگرسنگي را براي انها عطا كرده است. در سوره مباركه قريش بنگريد كه خدا وند امنيت ورفاه را به عنوان بزرگترين نعمت هاي خود بر شمرده است.

      كوتاه سخن آن كه قانون گرايي امر مطلوب وممدوحي است؛ اما آنجا كه پاي مصالح كشو وامنيت عمومي در ميان است، بايد از مطلق انديشي هاي عقل ستيز صرف نظر كرد؛ مصالح كشور ومردم رامد نظر قرار داد وكشمكش هاي ابلهانه، به نام قانون نبايد به گونه ي باشد كه نهاد مدني نمايندگي  رادر برابر خواسته هاي مردم ونهاد هاي بين المللي قراردهد.

جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی     بخش نخست

 

مقدمه:   

درتاریخ طولانی بشر،شاید مقطع کوتاهی را بتوان یافت که فیلسوفان این باوررا القا می کردند که انسان آن گونه که می زیند می اندیشند. قاعده ای کلی وغالب آن بوده است که نوع زیست آدمیان مربوط به نوع اندیشه های آنانست وشعار انسان آن گونه که می اندیشد زندگی می کند، در برابر ادمیان آن گونه که می زیند می اندیشند قرار می گیرد.

  گذشت زمان،ابتنا واعتنای آدمیان به اندیشه وخرد ورزی  اثبات کرد،که اندیشه ها جهت دهنده ای زندگی ها است یا نوع زندگی انسان ها با نوع اندیشه ی آن هاگره خورده است نه بر عکس .ا گرصلح وصفا یی در جامعه های انسانی بوده است یااگر به حقوق انسانی ،ادمیان توجه صورت گرفته است ،حاصل تاملات اندیشه ورزان و فیلسوفانی است که به انسان  وحقوق او می اندیشیده اند.اگر رسانه های گروهی نیز منادی ومبلغ ارزش های انسانی بوده اند ودر جهت تعمیق ارزش های انسانی به کارگرفته شده اند حاصیل ونیتجه اندیشه های انسان مدارآنان بوده است .همین مبناست که برخی اندیشمندان ایجاد تیوری های نوین حکومت داری دردنیای مدرن را کم بها تر از کشف آکسیجن نمی دانند.  قاعده ای کلی براین استوار است که اندیشه های انسانی عمل انسانی را به دنبال دارد واندیشه های غیر انسانی از بطن ومتن اندیشه ها غیر انسانی نمو می کند .اگر اندیشه هاانسانی باشد وتوجه به شگوفایی ارزش های انسانی داشته باشد رسانه هانیز دراین جهت به کار خواهند افتاد واگر اندیشه های پلید وپلشتی پشت بر رسانه های گروهی قرارگیردمبلغ ومروج پلشتی ها خواهد بود .

   بنابراین وقتی از جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی سخن به میان می اید،به معنای مطلق اندیشه نیست بلکه اندیشه ای است که مبتنی بر اخلاق وملاکه های های انسانی است .اندیشه دراین مقال نگاه  رسانه ها به انسان واورا هدف وغایت دانستن است وقتی انسان غایت دانسته شد برنامه ریزی ها وسیاست گزاری های رسانه هادر جهتی حرکت می کند وغایات آن یک گونه تعریف می شود اما اگرانسان ابزار تلقی گردد واخلاق درشکل گیری رسانه ها غایب باشد؛ آن گاه رسانه ها جهت دیگر می یابند وغایات دیگری بر می گزینند.

     با توجه به معنای اندیشه دراین مقال ونگاه منتقدانه به رسانه ها درفراز اول این نوشته، بانگاه توصیفی به رسانه هامی پردازیم تا آشکار شود که نگره ای حاکم بر رسانه ها کدام ها هستند. این دید رسانه هارا ازدید ومنظر بی طرفانه می نگرد وروح حاکم بررسانه های گروهی رامد نظرقرار می دهد . در فراز دیگر این مقال با دید گاه تطبیقی به رسا نه های کشورمی نگردوحد اقل های رسالت رسانه ای رامدنظرقرار می دهد ودر فراز دیگر به نقد اخلاقی رسانه های کشور می پردازد. دراین جا باید این نکته را یاد آوری کنم که داشتن اندیشه به معنای طرفداری از نحله های سیاسی وفکری خاصی نیست.بلکه نوعی مسئولیت داری ومسئولیت شناسی دربرابر خود ودیگران است که همان نگاه اخلاق مدارانه به رسانه ها است.بسیار دشواراست  البته این گونه پای بندی به رسانه ها شاید این فکر را القا کند که نویسنده را از مسیر بی منحرف می کند اما کسی ک در جامعه ی زندگی می کند .خود به عنوان یک بازیگر باشد می تواند دید بی طرفانه داشته باشد؟امر قطعی استکه در هیچ جامعه ای منتقدان بی طرف کامل نیستند دید گاهی دارند که با همان دید گاه به نقد پدیده های اجتماعی وسیاسی خمت می گمارند.دراین مقال نیز نویسنده به عنوان فردی ازاین جامعه هیچ گاه در موضع بی طرفی قرار نداردومدعی نیز نیست که بی طرفانه به داوری بپردازد

تصميم‌اخركميسيون انتخابات؛ فرصتي براي مهار بحران

     آخرين تصميم كميسيون انتخا بات از سوي اتحاديه اورپايي، نمايندگي ساز مان ملل متحد  در افغانستان (يوناما)ونهاد نظارت بر انتخابات ازاد(فيفا) مورد تائيد قرار گرفت. اعلام پشتيباني اين نهاد هاي بين المللي به معنا‌ي آنست كه بايد كشمكش هاي هشت ماهه ميان قواي سه گانه دولتي افغانستان پايان يابد؛ زيرا تائيد آنها از تصميم اخيركميسيون انتخابات به معناي آنست كه ادامه وضع كنوني براي نهاد هاي بين المللي قابل قبول نه بوده وادامه اين روند پا نهادن برروي خواسته ها وحقوق مسلم مردم  وايجاد خدشه  واخلال درروند خدمت رساني به مردم افغانستان است. زيرا شماري از نهاد ها اعلام كردند كه گرچه تصميم كميسيون انتخاباب مطابق به قانون نه بوده است؛ اما براي پايان بخشيدن به بحران كنوني راه ديگري وجود ندارد . لذا مي توان تصميم كميسيون انتخابات وتائيد آن نهاد هارا فرصتي مغتنم ومطلوبي براي ختم بحران در كشور دانست.

    حال نمايندگان مردم – چه آنانكه به نام دفاع از قانون تشكلي ايجاد كرده اند وچه آنهايي كه نامزد بوده اند اما پيروز نشده اند -با دو انتخاب رو به رو هستند يا تصميم آخيركميسيون را بپذيرند ودست از مخالفت ها بردارند  وتسليم تصميم كميسيون انتخابات شوند وبگذارند كه با از دست دادن نه نفر از هم كاران خود، بحران كنوني خاتمه يابد ويا‌آن كه بر مخالفت هاي خود با كميسيون ، حكومت ونهاد هاي بين المللي ادامه  دهند وسر انجام به انحلال پار لمان تن در دهند؛ زيرا تداوم وضعيت كنوني به نفع هيچ يك از طرف هاي در گير نيست.    آنچه كه تا هنوز مايه نگراني است مواضع گنگ حكومت اقاي كرزي است؛ گرچه گفته مي شود كه تصميم كميسيون انتخابات بدون مشورت حكومت وشخص كرزي نه بوده است اما باآنهم هنوز مواضع حكومت از شفافيت بر خوردار نيست تا دانسته شود كه اقاي كرزي خواهان حل بحران كنوني در كشور است يا آنكه بر ادامه بحران تاكيد خواهد نهاد. همان گونه كه برخي نهاد هاي بين المللي اظهار داشته است، آنچه صورت گرفته يك امر غير قانوني بوده است هر امر غير قانوني داراي خلاهاي فراواني است ومي شود ده ها دليل براي مخالفت با آن تراشيد وليكن ادامه ي مخالفت ها سر نوشت كشوررا به بن بست مي كشاند.براي ختم بحران حكومت بايد با نامزد نمايندگان معترض به مذاكره بپردازد ونگذارد كه راه ها وشاهراه هاي كشور به بهانه ي مخالفت با تصميم هاي اخير كميسيون انتخابات مسدود گردد؛ زيرا اين حكومت بوده است كه با تحريك غير عقلاني خود باعث تحريك آنان شده است وتوقع هاي بي مورد ونا به جايي را توسط داد گاه ويژه ايجاد كرده است. بنابراين بايد حكومت از موضع انفعال بيرون ايد وبا درك وضعيت دشوار كنوني اين گره كور را بگشايد وبه هر نحوي كوشش كند كه راه پيمايي هاي خياباني خاتمه پيدا كند وزندگي مردم بيشتر ازاين مورد بي احترامي وسوي استفاده قرار نگيرد.

     نامزدنمايندگان معترض نيز بايد بپذيرند كه مجلس نمايندگان ظرفيت محدودي دارد آنان نيز از نبوغ فوق العاده اي بر خوردار نيستند كه اگر چنانچه آنان در مجلس حضور نداشته باشند همه كار هاي دولت بر زمين بماند وهيچ گرهي بدون حضور آنها گشوده نشود؛ لذا دست برداشتن از تظاهرات وراه پيمايي ها به معناي  احترام گذاشتن به بخشي عظيمي مردم افغانستان است كه به آنها راي نداده وبه رقيبان آنها راي داده اند.وقتي  كسي باور مند به انتخابات باشد وآن را بهترين ومطلوب ترين گزينه بداند، بايد شكست را نيز امر نا مطلوب وغير قابل قبول نينگارد؛  زيرا در هيچ بازي اي دوطرف برنده نيست لذا كسي كه گام در ميدان انتخاب شدن مي گذارد شكست را به عنوان پذيرش قاعده ي بازي پذيرا شود در غير آن صورت هم خودرا ‌اسيب مي رساند وهم ساير مردم را دچار ضرر وزيان مي كند.

  بر نمايندگاني كه گروه دفاع از قانون را تشكيل داده نيز لازمست شرايط كشوررا درك كنند، دست از بلند پروازي هاي خود بردارند وبداند كه تن زخمي ورنجور اين مردم بيش ازاين تحمل بازي هاي اين  چنيني را نداشته وندارد. تا كي مردم به نام وعنوان هاي دهن پركن اين همه نا ملايمات را پذيرا شوند وشاهد بي سر نوشتي  خود باشند. در هشت ماه گذشته چه قدر توان وانرژي نمايندگان مردم صرف شكست رقيب وبيرون بردن او از ميدان شد، چقدر به اعمال غير اخلاقي دست زدند وانواع تهمت هارا به رقيب خود نثار كردند تا افكار عموي را به سوي معطوف كنند وادامه اين روند به معناي ادامه بحران است وادامه بحران به معناي ارتكاب به اعمال غير اخلاقي خواهد بود. بي ترديد همه نمايندگان مردم افغانستان مومن ومسلمان هستند وبرنمي تابند كه عمل آنها شبيه به سياست مداران ماكياولي صفت باشد ودر سياست كردن مباني اخلاق ديني را فر ونهند. امابررغم ادعاي مسلماني ودينداري، وقتي بحران ادامه پيدا كند وهمه طرف هاي در گير از مواضع خود عقب ننشيند وهمه طرف ها براي تنگ كردن ميدان براي رقيب به انواع حيله متوسل شود خواسته يا نا خواسته همان مواضع ماكياول را تاكيد كرده وبدان دام افتاده اند  واين امر فراخور نمايندگان مردم مسلمان نيست.

ما يك بار ديگر به همه طرف هاي درگير در بحران كنوني كشور پيش نها دمي كنيم كه بيش ازاين نخواهند كه مردم كشور دچار تعب ودرد شوند. هرروز بر الام ومصيبت هاي آنها افزوده شود. يك بار گوش بسپارند كه مردم ازآنها چه مي خواهند مردم از آنها واز اين همه آشوب افريني هاي آنها به تنگ آمده اند. وقتي دراين كشمكش ها،نه منافع مردم در نظر باشد ونه رضاي خد ا، بي هيچ ترديدي شيطان محرك آنها خواهد بودولذا به خاطر حرمت رمضان، احترام به خون شهيداني كه درراه ازادي وحريت كشور ريخته شده است بايد از فرصتي فراهم آمده سود جويند اگر خدمتي نمي توانند انجام دهند، حد اقل بر رنج مردم نيفزايند.

دو گام تا پايان بحران!

دراين روز ها پرسش آنست كه با تصميم گيري اخير كميسيون انتخابات منتظر ختم بحران مزمن چند ماهه بايد بود؛يا آنكه بحران موجود به صورت ديگر ادامه خواهد يافت؟

   اين پرسش ازاين جهت مطرح مي شود كه هنوز عوامل بحران افرين در كشور وجوددارد، تهديد هايي كه از جانب نامزدان ناكام انتخابات مطرح شده است بيانگر آنست  كه در صورت بر آورده نشدن خواسته هاي آنان راهپيمايي گسترده اي را سامان خواهند دادوحتا گفته اند كه شاهراه هاي كشوررا مسدود خو اهند كرد . ازسوي ديگر شماري از نهاد هاي داخلي وخارجي چون "فيفا" ونماينگي سازمان ملل متحد در افغانستان(يوناما)از تصميم كميسيون انتخابات مبني بر جاي گزيني نه نفربه جاي نماينده هاي برحال پشتيباني كرده اند وآن را پاياني براي بحران چند ماهه در كشور دانسته اند.آن نهاد نيز افزوده است كه آنچه كميسيون انتخابات انجام داده است  يك گام قانوني نه بوده؛ اما همين كه مي تواند پايان بحران چند ماهه در كشور باشد، مورد پشتيباني آن نهاد بين المللي نيز قرار گرفته است. واقعيت آنست نيز پارلمان كشور در برابر دو گزينه قرار دارد. اين دو گزينه عبارت است از :نخست تداوم بحران به صورت كنوني است كه هرز وهدر رفتن نيرو هاي فراوان را به همراه دارد.  دوم، يا بسته شدن پارلمان ورهايي از خيري كه به شر ي تبديل شده است .پي امد اين امر آنست كه بسته شدن اين نهاد قانون گزاري باعث گردد كه به تدريج دستور ها وفرامين رياست جمهوري به جاي قانون بنشيند و رئيس جمهور به صورت يك ديكتاتور تمام عياربروز وظهور كند شايد برخي اين گفته را بر نتابند زيرا حكومت كنوني وشخص اقاي  كرزي را فاقد احراز مقام يك ديكتاتور بدانند اما آنچه مسلم ومسجل گشته است هم عارفان ما وهم د انشمندان علوم اجتماعي نظر داده اند آنست كه قدرت فساد مي آورد وقدرت بيشتر فساد بيشتر.آنكه لرد اكتن انگليسي مي گفت.   قدرت بيشتر به معناي قدرت بي مهار است  اگردرنظام هاي دموكراتيك حاكمان بعد از موعد مقرر تن به انتخابات مي دهند براي آنست كه نهاد هاي ناظري وجود دارد كه نمي گذارد حاكمان بيشتر ازآن بر قدرت خود دوام دهد در نگاه ديني نيز قدرت فساد انگيز است مولانا مي گويد:

ادامه نوشته

 قربان شوم خدا چقدر غريبي رو زمين!

 عنوان كفر آميز بالا مطلع آهنگي است كه يكي از هنر مندان مي خواند. شايد براي برخي دينداران شنيد ن اين آهنگ موي در بدن شان راست كند. چگونه مي توان باور كرد كه خداوند در سرزمين خود غريب باشد ومطلع اهنگي قرار گيرد، مگر چنين امري ممكن است ؟ در نگاه فقيهان  كفر آميز ترين سخناني است كه از ذهن وضميرآلوده به غبارشرك اندود كسي مي تراود وبا زبان شرك اميزي نيز زمزمه مي شود.   درديد گاه ديني خدا اول واخير اين عالم است. در ايه سوم سوره ي مباركه "حديد" بيان شده است كه خداوند اول واخيراين عالم وهم چنان ظاهر وباطن آنست.  اين سخنان متناقض نما، بيان رابطه خدا با عالم است. حضرت علي نيز در جايي مي فرمايد: هيچ چيز را نديدم مگر آن كه قبل ازان وبعد ازان وبا آن خدارا ديدم. خدا جداي از جهان نيست كه بتوان جهان را بدون او به مطالعه وتحليل گرفت  ومخلوقات عين خدا نيز نيست تا مخلوقات را بتوان به جاي خدا نشانيد اما خد ا جداي از مخلوقات خويش نيز نيست كه مخلوقات وموجودات را بدون حضور خدا مطالعه كرد.
ادامه نوشته

بحران كنوني؛ تقابل اخلاق وقانون

 با دخالت كميسيون انتخابات بحران خاتمه نيافت كه  واردمرحله جد يد گرديد.اگر قبل براين كشمكش ميان سه قوه دولتي وجود داشت اينك پاي كميسيون انتخابات نيز در ميان بحران كشيده است وكشمكش ها به صورت هول ناك تر وغير اخلاقي تري جريان پيدا كرده است.

   گرچه گفته مي شود كه تلاش هاي پشت پرده جريان دارد تا نه نفر نماينده را مجاب كند كه به رضا ورغبت خود از چوكي كنار  مجلس كنارروند وحضور نه نفر جاي گزين از سوي كميسيون انتخابات را بپذيرند وليكن هنوز به صورت رسمي اعلام نشده است كه‌ايا آن تلاش ها به بار نشسته يا نزديك به بار نشستن است يا خير. آنچه اين سطور بر ان مي پردازد كشمكش ميان حكومت ووبخشي ازنهاد مجلس نمانيدگان است. همان گونه كه همه شاهد هستند بخشي از مجلس نمايندگان به رياست ظاهر قدير گروهي را تشكيل داده است به نام دفاع از قانون وتا هنوز يك قدم از مواضع خود عقب ننشسته اند ومصراند كه بدون رعايت قانون وبه كرسي نشاندن خواستنه هاي خود به هيج وجه دست از مخالفت بر نه خواهند داشت وبر مواضع گذشته ي خود اصرارخواهد ورزيد.
ادامه نوشته