ممكن است نمايندگان مردم بدين پندارباشندكه بي توجهي به خواسته هاي همسايگان  باعث گردد كه افغانستان روي امنيت وارامش را نبيند وهمسايگان با دخالت هاي نا موجه خود وضعيت كشور مار اشفته تر از آني كه هست نمايند.اما اگر نيك نگريسته شود به وضاحت مي توان دريافت كه آشفتگي وضعيت كنوني ما ناشي از دخالت هاي نا به جا ي كشور هاي همسايه است.

    بدون هيچ ترديدي پاكستان وايران هردو كشور همسايه و هم فرهنگ وهم زبان ما از طالبان اين مجسمه هاي خشونت ودرنده خويي حمايت مي كنند . اين ادعارا مي توان با اسناد ومدارك موثق ومتقن ثابت كرد؛ لذا چه جاي نگراني وجوددارد كه مارا  از عقد پيمان با هر كشور ديگري باز دارد. اگر پيماني انعقاد بيابد دخالت مي كنند وبهانه، پيمان را قرار مي دهند اگر پيماني بسته نشود باز هم دخالت خواهند كرد وبراي نفوذ بيشتروبراي بدست اوردن منافع افزون تر. بنابراين بي هيچ شكي، ما در معرض تهديد ودخالت همسايگان قرار داريم. حال دو گزينه در پيش است ،يك؛پيمان را بپذيرم دخالت همسايگان را به حد اقل كاهش دهيم  وبا تقويت بنيه هاي سياسي واقتصادي افغانستتان بپردازيم. دو.؛ يا با پيمان از در مخالف درآئيم ودخالت هاي همسايگان را  به صورت سيستماتيك وهدفمند پذيرا شويم ومنتظر سقوط افغانستنان به دست دحشت افگنان وتروريستان باشيم؛ از ميان اين دو گزينه كدام يك براي افغانستان مقبول تر است؟

  اما پرسشي  ديگري كه مطرح مي گردد آنست كه آ يا نگراني هايي كه برخي نمايندگان مجلس افغانستان نسبت به همسايگان ابراز مي دارند تا هنوز ديده يا شنيده شده است كه در مجلس همسايگان افغانستان مطرح شده باشد؛ ايا شنيده شده است كه نگراني هاي مردم افغانستان در مجلس ايران مطرح شده باشد وبه دولت آن كشور توصيه كرده باشد كه براي منافع مردم افغانستان بايد سياستي را اتخاذ كنند ؟ در پاكستان چطور، هيچ وقت كسي شنيده است كه چنين امري صورت گرفته باشد؟ نگارنده تصور نمي كند كه چنين بحث ها وگفت وگو هايي در مجالس كشور هاي همسايه امكان مطرح شدن يافته باشد ويا همسايگان نسبت به سر نوشت مردم ما احساس دلتنگي كرده باشند. در صورتي كه چنين چيزي وجود ندارد چه جاي آن دارد كه مجالس افغانستان با دلهره ونگراني، نگراني همسايگان را مطرح كنند. درست است كه همسايگان ما مسلمان هستند اما بايد گفت اگر همسايگان مسلمان بر ما حق د ارند اين حق دو طرفه است به همان ميزان كه همسايگان بر ما حق دارند ما نيز حق مشايه داريم به همان ميزان كه مانسبت به حساسيت هاي همسايگان خود مي انديشيم بر همسايگان ما است كه براي ما انديشه كنند.

  در عرف دپلماتيك نيز روابط ميان كشور ها،طرفيني است در كجاي دنيا ديده شده است كه روابط ميان كشورها به صورت يك طرفه بيان شده باشدو يك طرف به كوچك ترين منفعت همسايه انديشه كند؛ اما همسايه ديگر كوچك ترين توجهي به حق همسايه نداشته باشد. يكي از تحليل گران واقعگراي ايراني به نام "صادق زيبا كلام "در اظهاراتي كه سال گذشته بيان داشت .گفت، ما به لحاظ حقوقي نمي توانيم كسي را ملزم كنيم كه با فلان كشور رابطه داشته باشد يا نداشته باشد. وقتي مقام هاي كشوري به كشور ديگر سفارش مي كند، بيانگر آنست كه  حاكميت ملي آن كشوررا به رسميت نمي شناسد . آْنچه كه مقام هاي ايراني ابراز كرده اند ومي كنند بيانگر زير پاي گذاشتن حاكميت ملي افغانستان است. بنابراين از نهاد هاي ملي ومجلسين افغانستنان انتظار برده مي شود كه ملاك داوري خويش را بشناسند آنگاه به تحليل وارزيابي رابطه هاي حكومت بپردازند.اما متاسفانه گاه چنان مي نمايد كه نمايندگان مجلس ما حافظ منافع كشور هاي همسايه است، واين بد ترين حالتي است كه دريك كشور جريان دارد.

   به هر صورت اين كه پيمان استرتژيك ميان كشور ها تحليل وارزيابي مي شود يك بحث است كه مطلوب است؛ اما اين كه ارتباط هاي سياسي بر اساس منافع همسايگان داوري مي شود امر مذموم ونا پسندي است. كه اميد است اين گونه گفت گو ها جايگاه واقعي خويش را كه منافع ملي است پيدا كند..