اگر تلفيقي از هردو ديد گاه صورت گيرد مي توان نگراني هارا بدين ترتيب صورت بندي كرد.

  اول این که اگر پیمانی  میان افغانستان وامریکا امضا شود تاثير آن بر همسايگان افغانستان  چه خواهد بود ایا همسایگان مار ادچار تشویش ونگرانی نخواهد کرد و این تشویش باعث نخواهد گشت که دخالت بیشتر همسایگان مارا به دنبال داشته باشد؟

    دوم ؛امريكا به عنوان يك كشور غير مسلمان وما به عنوان يك كشور اسلامي، چگونه مي توانيم يك پيمان را به امضا برسانيم.ایا این پیمان بر خلاف دین وائین ما نیست؟

سوم ؛ اين گونه ارتباط چه تاثيري بر عقايد ديني ما بر جاي خواهد گذاشت.  اگر اين پيمان باعث گردد كه دست امريكايي ها در تبليغ دين شان باز باشد ايا دين مطلوب ماتحت تاثير تبليغات غربي ها قرار نخواهد گر فت؟

  چهارم ؛استقلال سياسي كشور ما چگونه خواهد شد ايا در صورت داشتن پيمان استراتژيك، ما داراي استقلال خواهيم بود؟ اين ها وده ها پرسش ديگر مطرح مي شود ونگراني هايي نيز ابراز مي گردد.

  اگر چنانچه دخالت هاي نا يه جا وبي مورد همسايگان مسلمان ما درده سال گذشته نبود روز گار ما بهتر ازاين بود كه هست.وقتي از همسايگان مسلمان سخن مي رود بايد به چند نكته توجه كرد. اول اين كه ما به لحاظ همسايگي بر همسايگان خويش حق د اريم همان گونه كه آنها حق دارند

    يعني همين نگراني هايي كه ما نسبت به انها احساس مي كنيم بايد حد اقل هايي اين نگراني ها، براي آنها نيز مطرح باشد .  احترام مال وجان همسايه همان گونه كه بر ما واجب است از ما نيز بر همسايگان ما واجب است.  ايا تا هنوز كسي شنيده است كه مشكلات امنيت ما در كشور هاي همسايه مطرح شده باشد وحد اقلي از نگراني ها نسبت به وضعيت كشور ما ابراز گرديده باشد؟

    هميشه می شنویم که همسایگان ما، حضور کشور های خارجی را مذموم می شمارند اما برای امنیت ما هیچ طرحی ارایه نکرده اند. 

      بي ترديد منافع ملي همسايگان ما ايجاب می کند که مار ا ترغیب کنند تا از امضای پیمان بپرهیزیم  وتا هنوز به صورت های گونا گون  بر حکومت افغانستان فشار آورده اند وازطریق تبلیغات کوشیده اند اذهان مردم ما را مشوش سازند. درابن راه از اهرم های زیادی سود جسته اند. از جمله مي دانند كه مردم ما پای بند به دین هستند؛لذا می کوشند دین ، خدا وپیامبر را به عنوان  وسایل تهیج کننده به کار برند  تا مردم با امضای پیمان ازدر مخالفت درآیند. اما كاش وقتي واسكت انتحاري را بر تن  طالبان مي پوشانند يك بار خدارا داور قرار دهند وحد اقل به اين انديشه كنند كه ممكن است اين واسکت جان بي گناهي را هدف قرار دهد وخانواده اي را به سوگ بنشاند. لذا مي توان بيان داشت كه ما هم به لحاظ ديني وهم به لحاظ قوانين بين المللي حقوق متقابل د اريم وهمسايگان بايد اين حقو ق را محترم بدارندويكي از آن حقوق حق امضاي پيمان با هر كشوري است كه به منافع ملي ما باشد.به سخن ديگر، همسايگان براي ما محترم هستند اما منافع ملي ما براي ما از اهميت وار جحيت بالاتري برخوردار است.

    كساني هم كه نسبت به تغير فرهنگ  ديني نگراني دارند بايد يا د آور شدكه رسا نه هاي گروهي در اندروني ترين لايه هاي زندگي ما نفوذ كرده است  با خط ونشان كشيدن وبا ايجاد ديوار وسيم خار دار ،نمي توان  از نفوذ فرهنگ غرب جلو گيري كرد.  كساني كه مارا بيم مي دهند كه امضاي پيمان استراتژيك مي تواند زمينه هاي نفوذ فرهنگ غربي را فراهم آورد به نظر مي رسد كه با وضعيت دنيا چندان اشنايي ندارند ونمي دانند كه رسا نه هاي جمعي ديوار هارا شكسته وهيچ سدي نمي تواند از نفوذ ورسوخ آنها جلو گيري كند. بهترين گزينه براي حفظ فرهنك ديني وملي آنست كه ظرفيت هاي آموزشگاه هاي كشور، از نگاه كيفي وكمي افزايش پيدا كند. علماي ديني ما تلاش ورزند ازروش هاي نوين علوم انساني در آموزش علوم ديني  استفاده كنند.

 لذا  امضاي پيمان  با امريكا وهيچ كشور ديگر نمي تواند  تاثير بر فرهنگ ديني مردم ما وارد اورد  وكساني كه پاي دين را در ميان مي كشند بيشترينه در صدد استفاده ابزاري ازدين هستند.

 کسانی که نگرانی از استقلال کشور را دارند بايد ياد آوري كرد وسخنان حضرت مولانارا شاهد آورد مولاناي بلخي مي گويد: اين كه گوئي اين كنم يا آن كنم         خود دليل اختيار است اي صنم

 با تاسي به همين شعر حضرت مولانا بايد افزود: همين كه همايش هاي گونا گون داير مي گردد نهاد هاي مختلف گرد هم مي ايند به معناي آنست كه ما از استقلال بر خوردار هستيم اگر استقلال وجچود نداشت اين گرد همايي ها نيز به وجود نمي آمد. اما آنچه ضرورت امضاي پیمان استراتژیک میان افغانستان وامریکار اموجه می سازد وما نیاز مند  آن هستیم ؛مواردی است که به صورت مختصربدان اشاره می شود.

   1-امنيت ملي :  منافع ملي هرچه تعريف شود ،بي ترديد امنيت ملي يكي از مولفه هاي عمده  آنست وبزرگترين وعمده ترين چالشي كه مارا نگذاشته است تا راه توسعه را بپيمائيم وبه حد مطلوب اززندگي برسيم،همانا نبود امنيت پایدار بوده است. با توجه به حوادث سه دهه اخير وكاستي هايي كه در نيرو هاي امنيتي ما وجوددارد ما نيازمند كشور هايي هستيم كه بتواند دراين راستا مارا ياري بر ساند البته  اين همراهي كشور هاي غربي تضميني براي امنيت وثبات در آن كشور ها نيز مي باشد. داشتن پيمان با هر كشوري در جهت منافع ملي آن كشور ها است.

2- باز دارندگي از دخالت كشور هاي همسايه: همان گونه كه تذكررفت ،هر پيماني براي تامين منافع ملي هردو طرف قرار داد امضا مي شود. وقتي كساني يا نهاد هايي،نگراني هاي همسايگان را مطرح مي كنند، بايد دو دوره ودو حالت را ياد آوري كرد. يك تجربه حضور همسايگان  مسلمان را دردهه نود ودر زمان حكومت مجاهدين یاد آوری می کنم ودر زماني كه جنگ همه عليه همه بود.نژاد ،مذهب، قبيله، قوم همه  ابزار هايي بودند كه در ميدان آمده بودندو جوي خون جاري شده بود وهمسايگان  حضور پررنگ در آن جدال هاي بد فرجام داشتند. ده ها سند ومدرك متقن وغير قابل انكار وجود وحضور همسايگان مسلمان مارا تائيد مي كند كه هر كدام ازيك قبيله وقومي دفاع مي كردند و اين دفاع كردن براي دلسوزي به ا قوام نبود. بلكه همسايگان بدين پندار بودند كه پشتيباني ازيكي ازاين گروه ها آنان را به قدرت برساند وآنگاه به منافعي كه در نظر داشتند دست پيدا كنند،يا آنكه نفس هرج ومرج آن هار ا به منافع شان نزديك ترمي كرد. برگشت همسايگان در صحنه سياست افغانستان تجر به دهه ي نود تكرار خواهد شد.زيرا ما هنوز جماعت هاي متفرق هستيم،  هنوز يك ديگررا نپذيرفتيم، هنوز خشونت دركشور ما توليد مي شود.

   نيرو هاي غربي در افغانستان با تمام مشكلاتي  كه داشته اند وانتقاد هاي زيادي در چند ده سال گذشته متوجه آنها بوده است؛ اما همين نيرو هاي بي دين، مار اترغيب نكرده است كه بر ضد يك ديگر بجنگيم وبه نام قوم ، طايفه وقبيله خشونت بورزيم، زيرا منافع اين نيرو ها ايجاب مي كند كه يك حكومت مركزي قوي در كشور وجودداشته باشد تا منافع‌آنها تامين شود در ميان اين دو گزينه كدام يكي بهتر است؟

 ايا جنگ  دايمي وگرفتن همه فرصت ها بهتر است يا اين كه وجود يك پيمان استراتژيك با يك كشور نيرو مند غربي وايجاد يك ارامش نسبي وامكان انديشه كردن به حال خود ما؟

 

 نگارنده باور دارد كه دخالت همسايگان، اين امكان را هيچ گاه فراهم نخواهد كرد كه مار ابه تامل زندگي در كنارهم وادارد؛ بلكه هميشه بايد همانند گذشته تنش درروابط ميان اقوام ما وجودداشته باشد تا آنها ازاين تنش سود ببرد. علت اساسي آنست كه همسايگان ما منافع خويش را دراختلاف ما مي بينند.و جز به منافع خويش به هيچ چيز انديشه نمي كنند. هرچه جز منفعت مي گويند دروغ گفته اند وبراي آن كه اذهان مردم مارامشوش كرده باشند.  دست به هر حيلتي مي برند.

  تركيه يكي از كشور هاي است که به صورت الگویی در میان کشور های اسلامی مطرح شده است همین کشور سالها است در پیمان ناتو عضویت دارد. وعضويت در پيمان ناتو باعث نشده است كه اسلام در حاشيه قرار گيرد بل بر عكس اسلام  يكي از نيرو مند ترين دين ها در تركيه است  وبه گفته کثیری از متفکران دینی ترکیه یکی از کشور های مسلمانی است که اسلام جایگاه رفیعی در میان مردم آن کشوردارد. بنابراین پیمان نه تنها مانع رشد اسلام نشده است  که اين زمينه ر ايجاد كرده است كه احزاب اسلامي بتوانند رشد كنند وامروز قدرت سياسي را دريك انتخابات ازاد ودموكراتيك به دست گيرند.

 

3- جلو گيري از تنش هاي داخلي:همان گونه كه ياد آوري شد، رسيدن به يك اگاهي ملي به زمان بلند ي نياز است. ما باید بپذیریم که هنوز جماعت هاي پرا گنده هستيم ، منافع قومي ونژادي ما بر منافع ملي ما اولويت وار جحيت دارد  ودرراه بدست‌اوردن منافع قومي. متاسفانه بد ترين گزينه را كه همان خشونت باشد در پيش می گریم. براي رسيدن به يك رشد مطلوب ملي، ما نياز مند يك قدرت باز دارنده هستيم تا مارا از خشونت عليه هم باز دارد وفضايي را ايجاد كند كه فكر كنيم. اين فكر كردن به خود ونگريستن به سايرين؛ شايد مارا نيز به ما نزديك تر كند از جماعت ها به جامعه تبديل گرديم تا اين دگر ديسي صورت گيرد ما نياز مند يك قدرت باز دارنده هستيم واين قدرت با پيمان تامين مي گردد.

4-توسعه اقتصادي: افغاتستان براي رشد وتوسعه اقتصادي خود  دو مولفه نيرومند بومي  دارد. يك كشاورزي، دوم معادن. به کار افتادن اين دو مولفه ي توسعه، اولتر ومهم تر از همه نيازمند يك امنيت پايدار است.و همان گونه که مردم افغانستان مي دانند؛ معادن ما دردل كو ها نهفته است براي استخراج آن به دوگزينه نيازداريم ؛ يك ؛ امنيت ؛ دو سرمايه. هيچ كشوري سرمايه گزاري نخواهد كرد مگر آن كه افغانستان از امنيت پايدار وقابل قبول برخوردار باشد تا وقتي كه نيرو هاي امنيتي افغانستان از توان وظرفيت لازم برخوردار گردد ما نياز مند حضور نيرو هاي بين المللي هستيم؛ لذا امضاي پيمان مي تواند مار ادراين مسير همراهي كند . سخن آخر اين كه پيمان با امريكا مي تواند زمينه ساز برخي تحولات مثبت براي ما باشداما بايد اذعان كرد كه:هيچ پيمان وقراردادي وضعيت مارا تغير نخواهد داد مگر آن كه ما خود دست به كار شويم واز تمام توان وظرفيت هاي خود درراه شگوفايي توان مندي هاي خود سود جويئم.