سناتو كارل لوين؛ رئيس كميته خدمات نظامي امريكا نيزگفته بودكه: بن لادن پنچ سال در پاكستان زندگي كرده است؛ دشوا راست كه باور كنيم كه پاكستاني ها نمي دانسته است كه درداخل آن خانه(مخفيگاه بن لادن) چه مي گذرد. رئيس كميته امنيت داخلي امريكا نيز فشار بر اسلام اباد را پيش بيني كرده بود. اما آنچه فشار ناميده مي شود فقط به تعليق دراوردن هشت صد مليون دالري بوده است كه از مجمع سه مليارد دالر كسر شده است . برخي چهره هاي ديگركنگره ي ايالات متحده امريكا نيز در سه ماه گذشته اظهارات مشابه كرده اند واميد واري هايي را نيز به وجود آوردند كه ممكن است فشار هاي مضاعف ايالات متحده امريكا بر پاكستان سبب شود؛ كه حكومت آن كشور تغير رويه دهد ودست از حمايت شورشيان وطالبان بردارد. اما هر قدر زمان گذشته است اميد ها به ياس تبديل شده است وبه نظر مي رسد كه حال نه پاكستان بر فشار بيشتري امريكا مي انديشد ونه مردم افغانستان به آن اظهارات اميد مي بنندند. اين پرسش همواره مطرح بوده است كه چرا امريكا اين قدر به پاكستان بها مي دهد ودل از كمند دوستي آن كشور بر نمي دارد، وهم چنان چرا پاكستان سر نوشت خويش را با گرو ه هاي تروريستي گره زده است وبا وصف آن همه فشار ها واتهام هايي كه برآن كشور وارد مي گردد  باز هم از آن گروه ها حمايت مي كند؟

   كار شناسان پاسخ هاي گونا گوني بر اين پرسش ها ارايه كرده اند. شماري بدين باور اند كه حمايت امريكا از پاكستان نه ازروي ميل ورغبت، بل ازروي نا گزيري است كه انجام مي شود. دو مولفه ي عمده در پاكستان وجوددارد كه مقام هاي امريكايي را وادار مي سازد كه دست از حمايت آن كشور بر ندارد. نخست اين كه بر اساس شناخت كار شناسان امريكا از پاكستان، اگر كمك هاي خارجي به پاكستان سرازير نشود وآن كمك ها نتواند ثبات پاكستان را تضمين كند، بي ترديد نظام سياسي در پاكستان فرو خواهند پاشيد وزيان آن متوجه تمام منطقه خواهد شد.دراين تلقي پاكستان با توجه به تنوع قومي اي وجوددارد،ممكن است كه به يكي از كانون هاي بحران درمنطقه تبديل گردد  وآن گاه مهار آن بحران ها به مراتب دشوار تراز حالت كنوني خواهد بود؛ بنابراين امريكايي ها                  ترجيح مي د هند كمك كنند، پا كستان رااز خطر فرو پاشي بر كنار نگاهدارندوهم با كمك هاي خود به تدريح  بتواند بر سياست هاي آن كشور تاثير بگذارد تا آنان خود براين امر فايق ايند.

    مسئله ديگري كه براي امريكايي ها بسيار مهم است، بيم از دست يافتن گروه هاي تروريستي، به اسلحه ي ا تمي درآن كشور است.امركايي ها دراين زمينه به حد اقل ها راضي اند وبا كمك هاي مالي مي خواهند نهاد هاي حكومتي راتقويت كنند

 تا اقتدار لازم را براي نگاهداري مراكز اتمي خود داشته باشد. اين دو نگراني باعث مي گردد كه پاكستان از مدار توجه امريكا بيرون گداشته نشود وتلاش صورت مي گيرد كه آين كانون بحران منطقه  در تحت مديريت قرار داشته باشد.

    اما اين كه چرا پاكستان دست از حمايت تروريسم بر نمي دارد باز مي توان دودليل عمده بر اي آن بر شمرد. نخست اين كه طبق اظهارات كار شناسان پاكستان، بدنه اصلي ارتش پاكستان ونيرو هاي استخبارات آن كشوررا عناصري تشكيل ميدهند كه با خشونت طلبان تند رو سنخيت فكري وانديشه اي دارند،كه دراين برداشت، كمك به شورشيان را وظيفه ي ديني خود مي دانند.  دوم اين كه حكومت پاكستان از حضور شورشيان در خاك خود وهمكاري با‌آن گروه ها، امتياز هاي مالي وسياسي كسب مي كنند.  تاو قتي كه جنگ سرد دوام داشت وخصومت ميان دو ابر قدرت -شوروي سابق وايالات متحده امريكا - برقرار بود،پاكستان به عنوان كشور حايل ميان دو بلوك قدرت از امتنياز هاي سياسي ومالي برخوردار بود وغربي ها براي تحكيم تفوق خود بررقيب، پاكستان را تقويه وتجهيز مي كردند. اما وقتي شوروي ها از افغانستان خارج شدند وابهت قدرت شرق شكسته شد؛ پاكستان از چشم غربي ها افتاد و زماني كه حادثه ي ياز دهم ستامبر شكل گرفت وقدرت هاي غربي متوجه مبارزه با تروريزم شدن، پاكستان ازاين موقعيت باز هم سود جست وتا هنوز توانسته است از انوع حيله ونيرنگ كار گيرد تا از امتياز هاي هنگفت غرب استفده كند.  اما زماني كه تروريزم از منطقه بر چيده شود وديگر خشونتي روي ندهد؛ ديگر مدعي همراهي با ترويزم نيز بر جاي نخواهد ماند وپاكستان موقعيت استثنايي خودرا ازدست خواهند داد؛ لذا براي استمرار كمك به آن كشور ومورد توجه بودن، پاكستان بر بازي هاي دو گانه خويش دوام داده است وامتياز هايي را نيز بدست اورده است . علاوه بر ان كار شناسان افغانستان ،سياست دو گانه ي پاكستان را اين گونه تحليل مي كنند كه پاكستان همواره خواهان يك افغانستان بي ثبات وفاقد يك قدرت قوي مركزي در كشور ما بوده است. اگر دو گانگي درسياست پاكستان ديده مي شود كه از يك سوي به تقويت خشونت ورزان تلاش صورت مي گيرد از سوي به غربي ها نرد دوستي مبارزه با شورسيان طالب باخته مي شود؛ دليل عمده آنست كه آن كشور خواهان جاي پا ي محكمي در ساختار حكومت در افغانستان است وهم نزديكي آن كشور با غربي ها نيز ازاين جهت است كه توقع دارد غربي ها در ساختار سياست واقتصاد افغانستان به‌آنان سهمي بيبشتري قايل شوند البته دلايلي روشني نيز وجوددارد دراين ارتباط ما ازياد نبرده ايم  پيشنهاد هاي نخست وزير پاكستان را، كه آن خواسته ها دررسانه هاي افغانستان بازتاب منفي فراوان يافت ونگراني هاي جدي اي را مطرح گرديد.

     به هر حال مردم افغانستان بعد ازاين همه رنج ومصيبتي كه از سوي پاكستان ديده اند، اميد مي برند كه برداشت ها واظهار نظر هاي مقام هاي بلند رتبه امريكايي باعث شود كه فشارهاي لازم، بر پاكستان وارد گردد تا آن كشو ردست از مداخله جويي ها بردارد ومردم افغانستان را به حال خود بگذارد. اما چيزي كه خاطر مردم مارا مكدر مي كند آنست كه عمل مقام هاي امريكايي هيچ گاه منتاسب با اظهار نظر هاي آنان نبوده است ودوگانگي اي كه در سياست پاكستان مي بينند؛ همين دوگانگي در سياست هاي امريكايي هابه رنگ ديگر مشاهد ه مي شود ازهميت جهت است كه نه به اظهار نظر هاي امريكايي هاخوش بين مي شوند ونه هم به تغير سياست در پاكستان اميدوار. خدا هردو را توفيق دهد تادست ازاين موش وگربه بازي ها بردارند وجانب اهل حق را- كه مردم افغانستان است- بگيرند!!