شهید و جاودانگی آن
سخن گفتن از شهید وشهادت کار اسانی نیست زیرا آنچه ما آدمیان با آن می توانیم پیوند وپیوستگی بر قرار کنیم وآن را بشناسیم بیبشترینه از جنس وسنخ خودما است؛ اما وقتی این آدم خاکی رو به سوی افلاک می نهد ودل در کمند عشق خدا می گذارد، زمین راوآنچه دراو هست کوچک وبی مقدارمی شمارد. آنگاه این موجود را نمی توان با زبان این جهانی وصف کردوبا متر وتراز این دنیا به سنجش گرفت که او از سپهر معرفت های این جهانی پای فراتر نهاده و راه به سوی جهان برتربرده است. شاید همین تعریف نا پذیری شهید توسط ما آدمیان باشد که خدا خود دست در وصف او گشوده ومقام اورا باز گونموده است. وقتی می گوید:کسانی که درراه خدا کشته می شوند مرده مپندارید؛ زیرا انها زنده اند ونزد پروردگا رشان متنعم ."در واقع تعریف نا پذیری شهید را وا می گوید وبه این خاک نشینان می فهماند که مبادا لب در وصف ملکوتوتیان بگشایند وبازبان الکن به توصیف لاهوتیان بپردازید. در نگاه ظاهر این تعریف عجیب می نماید که چگونه خداوند خود این جان را به انسان هدیه کرده واز بخشایش او است که این جان ارزش یافته ،حال می گوید کسانی که این متاع را درراه او دهد مرده نیست . این وصف شهید است "کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذالجلال ولا اکرام "همه فانی شونده ومیرااست، همه از میان می روندو نا بود می شوند مگر کسانی که رو به سوی آو دارند.بی گمان این شهیدان است که رو به سوی او کرده وجان را به او تسلیم نموده است. این ها وصفی است که ذهن وزبان آدمیان در نیابد وعظمت شهید وشهادت را کسی جز ذات باری ومشتری این متاع قدر نداند . او خود گفته است که من مشتری جان ها ومال هایی هستم وبهای آنهارا می دهم وآن بهشت است . متاعی که خود داده است ومتاع خویش را به بهای بسیار گزافی که درذهن نگنجد می خرد. این مقام شهید نزد پروردگار عالمیان است .وقتی خدا وند خود در وصف شهید این چنین سخن می گوید ومقام اورا بیان می دارد برای ما خاکیان چه جای آن دارد که گستاخانه زبان بگشائیم ودر وصف شهیدان سخن گوئیم. اما آنچه مارا وا می دارد که سخن از ماندگاری مقام شهیدان گوئیم ازاین جهت نیست که مارا توان گفتن ووصف کردن آنانست؛ بل ازاین جهت است که یاد وخاطره شهیدان برای ما راه بگشاید ومارا از ظلمت های این جهان فراتر برد.واگرنه چه جای آنست که زبان گشائیم ودر وصف شهید سخن گوئیم.اماشهیدی که خداوند در وصف اوسخن گفته است ومقام اورا توصیف کرده است شهیدی است که با اندیشه باشد وآن اندیشه نیز در خدمتن رهایی انسان قرار گیرد وقتی خداوند می گوید ان تقرضالله قر ض حسن" این قرض خدا می خواهد چه کار کند او که بی نیاز مطلق است چرا به جیب ما چشم می دوزد ومرا وا می دارد که به او قربض دهیم؟ مفسران گفته است که دراین ایبت خدا وند بندگان خویش را منظور داشته است. این که شهیدان این همه قدر دیده اند وبر صدر نشسته اند وعزیز بار گاه الاهی اند، بی تردید دلیل انست که شهید برای نجات بندگان او کمر بسته اندک این همه عزیز درگاه او قرار گرفته اند. زیرا شهید وشهادت معنای عامی دارد وکثیری از کشته شدگان در سپهر شهادت جای می گیرند؛ یک بار ما شهید به کسانی می گوئیم که در جبهه ها حضور یافته اندد وجان در کف نهاده ودراین راه نیز کشته شده اند شهید اند، کسانی هم که درراه کسب روزی حلال تلاش ورزیده اند همانند مجاهدان راه خدا هستند این ها نیز اگر کشته شوند مقام شهید را دارند وهم چنان کسانی دردفاع از اهل وعیال وخانواده خود کشته می شوند باز هم در نزد پردگار از مقام وموقعیت بالایی برخوردار اند مقام ها نزد پروردگار محفوظ است که ان را ما درنیابیم . اما آنچه شهید درقاموس دینی گفته می شودوتعریف می گردد واز مقام انها تجلیل می شود؛شهیدانی نیستند که نام بردیم بل شهید به کسانی اطلاق می شود که در معامله با خدا،نجات بندگان خدارا وجهه ی همت خود ساخته اند وبا نام خدا رهایی انسان را فریاد کرده اند؛ این ها علاوه بر آن که پیمان با خدا بسته وجان رادرراه معبود گذاشته اند، این ها وقتی کشته می شوند شهیدند ودر پیمان خویش با خدا استوارا بوده اند ودر جوار رحمت حق در تنعم به سر می برند اما نام ویاد این ها گرامی تر، مقدس تر وعزیز تر است وخلق خدا ازان جهت یاد آنهارا گرامی می دارد که آنان عزیز ترین سرمایه خویش را درراه رضای خدا ونجات خلق او نثار کرده داند. محبت این ها رادر دلهای مومنان خدا افگنده است. پس علت یا دلیل جاودانگی شهیدان داشتن اندیشه های انسانی آنانست. هراندیشه ای که انسانی باشد وبرای رهایی انسان ها به کار رفته باشد ماندگار می شود.شاید این گمانه ایجاد گردد که نام کثیری از دانشمندان وفیلسوفان تاریخ زنده وجاودان هستند پس تفاوت میان شهیدان وآن بزرگان در کجا است ؟ پاسخ آنست که اندیشه های انسان مدار، می تواند جاودانه باشد وهمانند نوری بر تارک تاریخ بدرخشد اما آنچه شهیدان را ممتاز ومتمایز می سازد،داشتن اندیشه توام بایاد ونام خداوند است.در میان اندیشمندانی که تاریخ نام آن هارا ثبت وضبط کرده است فیلسوفان بزرگی همانند ارسطو وافلاتون هستند که نام شان بر بلندای تاریخ انسان می درخشد؛ وقتی هم که ازانها سخن می رود چنان دراذهان جلوه می کنند گو این که هنوز زنده اند.رمز جاودانگی آنا ن نیز همین گرایش انسانی آنها وتوجه آنها به نجات انسان بوده است که نام آنهارا جاودانه کرده است. غیر از اندیشمدان، پیامبران الاهی نیز بوده اند که گذشت زمان نام آنهارا از یاد ها نبرده است؛ گرچه آدمیان به کثیری از رموز واسرار دنیا دست یافته اند اما کشفیات جدید احساس نیاز به پیامبران رافزونی بخشیده وامروز ادمیان بیشتر می کوشند اززلال اندیشه های آنها جرعه هایی بر گیرند وعطش خویش را فرو بنشانند پس جوهر ماندگاری اندیشه های انبیا در گرایش انسانی – خدایی است که وجود دارد به سخن دیگر پیامبران الاهی با دعوت به سوی خدا آدمیان را به سوی خود اوفراخوانده اند تا خودرا بشناسند به تعبیر یکی از دین پژوهان محور حرکت انبیا این بوده است که ای مردم شما بنده ای خدا هستید نه خدا. بنابراین کار خدایی نکنید و بندگی در پیش گیرید، دست از زیاده طلبی وفزون خواهی بردارید ومحدودیت های خویش را در نظر اورید وبدانید که قدرت قاهره ای وجوددارد که باید روزی در برابر او زانو بزنید این جمله ها وخواسته ها بیانگر آنست که پیامبران انسان را به خود شناسی می خوانده اند وبه ادمیان گوش زد می کرده اند که خودرا بشناسید تا خدارا بشناسید، پیام پیامبران این بوده است که خدا محور زمین و اسمان است؛ جز او کسی را نپرستید ونخوانید. رمز ماندگاری آنا ن نیز همین روح خدا خواهی وخود شناسی است که آنهاراپایدار نگاه دشته است.
اما پرسش این جا است که در میان آدمیان معمول ومتعارف چه ویژگی های سبب پایایی نام شان می شود؟
داشتن اندیشه ی نیک وانسان مدارقدر مشترک همه آدمیان اعم از کافر ومسلمان است که سبب ماندگاری نام شان می گردد. اما آنچه نام شهید را از همه نام ها برتری بخشیده واورا جاودانه ساخته است تنها اندیشه نیست بلکه صفات نیک وبرجسته ای دیگری است که از پیامبران الاهی به ارث برده اند که همانا اخلاص در عمل است. اگرکسانی ازاین خا کدان می روند؛ اما دیری نمی گذرد که نام شان از خاطره ها محو می گردد، باید دانست تناسبی میان عمل وخلوص آن نبوده است. در معامله ای که با خد ا انجام داده دچار غش بوده اند . خدا وند خود در کتاب عزیزش می گوید آنان که جان شان ومال شان را در راه خدا به فروش گذاشته اند بهای آنها بهشت است . که بهشت جاودانگی او است که به بهای فروختن جان خویش از خدا گرفته است.
اخلاص در عمل همان کم خواستن از دنیا در برابر اجر وپاداش معنوی است که از سوی خدا وند برای مجاهدان در نظر گرفته شده است. بی تردید پایایی نام مجاهدان به میزان اعراض آنها از دنیا است.
هر شهیدی که درراه خدا جان داده ونیت خالصانه اش را فوز عظیم الاهی دانسته رمز ماندگاری خویش را با دستان خود نگاشته اند. گذشته ازین که اخلاص ومراتب آن در کتب دینی گفت وگو های مفصل ومستوفایی صورت گرفته در زندگی روز مره ما آدمیان نیز می توان مشاهده کرد آنکه از دنیا کم گرفته اندویا به سخن نیکو تر فوز عظیم جوار رحمت حق را به بهای اندک دنیا نفروخته اند،به تناسب این نیت جاودانه گشته اند. کسانی در صف جهاد بوده اند ، پیکارها کرده اند، شمشیر ها زده اند ،دست وپا ی خویش را درراه جها د داده اند اما قبل ازان که بمیرند مرگ به سراغ شان امده است؛ نام شان حتا به نفرت وانزجار برده می شود وروزی هم که ازاین دنیا رخت بربندند نه چشمی بر نم می نشیند ونه دلی بر غم . چنان آدم های عادی ومعمولی می روند. این آدمیان ممکن است متاع فراوان از خود به یاد گار گذاشته باشند اما نام ماندگار بر جای نمی گذارند زیرا گرایش به دنیا ومتاع آن بیشتر از گرایش به خدا بوده است. کسانی هم هستند که یاد شان چشم را هم نشین اشک می کند ودلهارا مملو از ماتم ، این طایفه ماندگاری شان به میزان خلوص شان است . طیف سومی هم هستند که ازدنیا هیچ نخواسته اند و بر نگرفته اند تنها رضای پروردگاررا در نظر داشتنداین ها مردانی بزرگ بودند به ازادی،آدمیان می اندیشیدیده اند مال ودارایی دنیا در نگاه شان بی مقدار بوده است فریفته دنیا نه گشته اند ودل به آن نه بستند، برق دنیا چشم شان راخیره نکرده، تصمیم شان را سست نه ساخته ازرفتن فرو نماندند؛ اینان وقتی رفتند جاودانه گشتند. این ها قبل ازان که بمیرند مرده بودند. مردن این ها مردن امیال وارزو های دور ودراز آنها بوده است و هوس های زود گذر دنیارا در خود کشته بودند. این جماعت عظمت خدا وند را در برابر کوچکی دنیا نفروختند. این گروه به آنچه خداوند گفته است ایمان اورده بودند ،این جماعت سخن پرودگار را شنیده بودند وبدان ادسپرده وباور کرده بودند که خداوند بهای جان آآنهارا می دهد ازاین جهت جاودانه گشتند تا ابد نیز در دل مومنان خواهند ماند ونام ویاد شان همیشه گرامی خواهد بود.
پس می توان رمز پایایی مردان بزرگ را نخست دراندیشه های رهایی بخش انها جست وجوکرد، اندیشه هایی که برای رهایی انسان ابوده اند.این نخستین راز ماندگاری نام آدمیان است هر قدر اندیشه پر بار وپر شکوه باشد وقدر وقیمت انسان در آن تجلی یافته باشد پایدار تر است. عمل نیگو برای رهایی آدمیان از چنگال ظلم واستبدا می تواند نشانه دیگری از پایایی نام آدم ها باشد.
اگر نام ویاد شهید مسعود هگرامی داشته می شود وهر سال روز شهادت اورا اولین روز از هفته شهید نام گزاری کرده اند ومردم به نام او افتخار می کنند جز این نیست که او دل در گرو خدا داشت وبرای خدا مبارزه کرد وبرای خدا زیست وسرانجام برای خدا نیز کشته شد، هر که با این ویژگی ها زندگی کند وبمیرد جاودانه است.
یاد وخاطره همه شهیدان وطن گرامی باد.