به نظر می رسد آنچه رو س هارا نگران می کند در سه محور می توان بدان اشاره کرد

    اولین مسئله برای روس ها کشور های اسیای میانه است؛  روسها کشور های اسیای میانه را از هم پیمان های طبیعی وبه سخن صواب تر از اقمار خود می داند وبدین گمان است که اگر امریکا در افغانستان از جای پای محکمی برخوردار شود بی تردید کشور های اقمار از روسیه فاصیله خواهد گرفت؛ زیرا در نبود امریکا ممکن است روسیه یک کشور مرجع برای حکومت های اسیای میانه باشد اما وقتی کشور قدرت مندی مانند امریکا در منطقه حضور داشته باشد، بی تردید ازنقش روسیه در معادلات منطقه ای کاسته خواهد شد. ازاین جهت است که روسها می کوشند تا پیمانی میان امریکا وافغانستان به امضا نرسد وبرای آمریکا زمینه حضور دایمی در منطقه ایجا نه گردد.  از سوی دیگرروس ها نگرانی هایی هم دارند؛ بدین معنا که تصور می برد که ایالات متحده امریکا قبل ازان که به نتایج مورد قبولی در مبارزه با ترویزم دست پیدا کند اگرافغانستان را ترک گوید، ممکن است نا امنی های افغانستان به اسیای میانه نیز سرایت کندوآنگاه جمهوری های مسلمان نشین روسیه را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد لذا هم روس ها خواهان بیرون شدن امریکا از منطقه هستند وهم از خروج زود هنگام امریکا بیم دارند. دومین موردی که روس هارا نگران کرده است.  به چالش  کشیده شدن هژمونی روس ها در منطقه است. روس ها بدین می اندیشیند اگر حضور امریکا در منطقه مسجل شود درآن صورت  رهبری کشور های متحد خودرا ازدست خواهند داد لذا برای حفظ هژمونی منطقه ای ترجیح می دهد که با بودن دایمی یا دراز مدت امریکا درمنطقه مخالفت کند تا به عنوان یک مرجغ قدرتمند در منطقه باقی بماندودر تصمیم گیری های بین المللی  از اتوریته بهتری بر خوردار باشد . یک احتمال دیگر آنست که انگیزه ای مخالفت ها برای به دسـت اوردن امتیاز های مادی واقتصادی است؛ هیچ بعید نیست که این بار نیز روس ها برای گرفتن امتیاز های اقتصادی به مخالفت پرداخته باشند.  اما پرسشی مهمی که مطرح می شود آنست که چرا پاکستان با پیمان استراتژیک میان امریکا وافغانستان مخالفت می ورزد،  دلیل یا علت عمده حاکمان اسلام اباد چه می تواند باشد؟

      دردید برخی از کار شناسان ،مواضع حکومت اسلام آباد نا متعین است ، حکومتی که بیشترین کمک هارا از غرب دریافت می داارد وحیات سیاسی اش به کمک های امریکا بستگی دارد باید ازحضور کشور های غربی استقبال کند. اما برعکس حضور دایمی یا دراز مدت امریکارا  نمی پذیرد.وبا انواع حیله ونیرنگ به مخالفت بر خاسته است.دربدو امر این گونه رویکرد های پاکستان کمی پارادکسیکال می نماید اما اگر درست دقت صورت گیرد حاکما ناسلام اباد با محاسبه دقیق توانسته اند حضوردایمی امریکارا به ضرر آن کشور تشخیص دهند. گمان بر آنست که نفس همین نزدیکی ممکن است حاکمان اسلام اباد را واداشته باشدتابا پیمان افغانستان وایالات متحده امریکا به مخالفت بر خیزد؛  زیرا تصور بر آنست که ماندن امریکا در افغانستان از یک سو وارتباط وسیعی که اینک ایالات متحده با هندوستان بر قرار کرده است به تدریج پاکستان را ازدرجه اهمیت می اندازد ودر نتیجه کمک های کنونیرای که بی حساب وکتاب دردهه های گذشته به اسلام اباد سرازیر می شد دیگر به پاکستان نخواهد رسید وبا توجه به وضعیت نا مطلوب اجتماعی پاکستان حاکمان پاکستان درک درستی دارند ومی دانندکه ماندن امریکا باعث می گردد که ارتباط واشنگتن واسلام اباد کاهش پیدا کند  واسلام اباد کمک های ایالات متحده را از کف بدهد لذا نبود امریکا در منطقه جایگاه اسلام اباد را برای امریکا به عنوان یک کشور ذینفع حفظ خواهد کرد واسلام اباد کماکان از امریکا نفع خواهد برد.

    دلیل دیگری که ممکن است اسلام اباد را وادار به واکنش کرده باشد، مطرح شدن افغانستان به عنوان یک کشورمهم وهم پیمان با امریکا است.غالب تحلیل گران بدین باوراند که افغانستان به دید اسلام اباد یک خانه  خلوت برای پاکستان است.لازمه این دیدآنست که قدرت باز دارنده ای که مانع پاکستان باشد وجود نداشته باشد، حضور امریکا در افغانستان هم یک مانع جدی برای اسلام اباد خواهد بود وحاکمان آن کشور دیگر احساس گذشته را به افغنستان نخواهند داشت یعنی دیگر در صورت لزوم افغانستان جایگاه امنی برای پاکستان نخواهد داشت، ازسوی دیگر با حضور نیرو های امریکا در افغانستان وتوجه آن کشور دررشد اقتصادی افغانستان، افغانها توان خود ارادیت وهم چنان خود کفایی را پیدا خواهد کرد. دیدن این حالت برای پاکستان قابل تحمل نیست وبرای آن که از این حالت جلو گیر کرده باشد می کوشد تا  از اهرمی سود جوید تا از حضور دراز مدت امریکا جلو گیری کند. وقتی گفته می شود از هر اهرم همین حالا اهرم هایی گونا گونی را به کار گرفته است تا مانع امضای پیمان شود.از یک سو با تجهیز طالبان می کوشد اخلالی درروند مبارزه با تروریزم وایجاد امنیت در افغانستان ایجاد کند،از سوی دیگر وبعد از سفر هیات افغانستان به امریکا،  پاکستانی ها همانند مار زخم خورده به هرسوی روی اورده اند تا بتوانند برای خود هم پیمانی منطقه ای به دست اورند تا این مخالفت ها به صورت جمعی صورت گیرد وبه هر نحو  ممکن از امضای پیمان جلو گیری کند.

  در مورد ایران شاید وضعیت کمی روشن تر باشد؛ زیرا ایران سیاست پنهانی علیه غرب وامریکا ندارد هرآنچه می گوید به صورت اشکار وعلنی بوده است .لب سخن آنست که ایران با امریکا دشمن است وهمان گونه که امریکایی ها می خواهند با ایران دشمنی کنند   ایران همیشه به ایالات متحده امریکا به دید یک دشمن می نگریسته است واین دشمنی ناشی از دید منفی است که حاکمان ایران نسبت به امریکا دارد آنچه محور این دشمنی هارا تشکیل می دهد منافع ملی ایران است اما زمانی که می خواهد ایجاد بد بینی ونفرت کند پای بسیاری ازارزش ها را به میان می کشد ومی کوشد با انگیزه های تحریک کننده ای کشور های منطقه را وادار به مخالفت کند.  اما وضعیت حاکم در ایران باعث شده است که مخالفت ها کمی جدی تر از گذشته شود ایران اینک با مشکلات متعدد مواجه است ووجود همین مشکلات، آن کشوررا در موضع جدی  تری قرار داده است.تنش هایی که میان جناح های سیاسی درایران بعد ازانتخابات سال 88 به وجود آمده، مقام های ایرانی را واداشته با حساسیت بیشتری به امریکا وغرب بنگرند؛ زیرا برداشت ایرانی ها آنست که سران جنبش سبز ممکن است با امریکا تبانی کند وزمینه سقوط حکومت را فراهم آورد . نگرانی دیگر ایران آنست که رفیق قدرت مند آن کشور،اینک به تدریج به رقیب جدی تبدیل می شود از یک سو حکومت احمدی نژاد با شعار ها ی خود حکومت های عرب را از خود رنجانده است، از سوی دگر ترکیه به عنون متحد ایران اینک سیاست جدا گانه در پیش گرفته است . با ایجاد سپر دفاع موشکی در خاک ان کشور تنش ها وبگو مگو هایی را درروابط دو کشور به وجوده است. بنابراین اگرپیمان استراتژیک میان افغانستان وایالات متحده امریکا امضا شو. بی تردید برای ایران حکم محاصره را خواهد داشت. لذا ایران بیش از هر زمان دیگر تحت فشار قرار دارد وازاین لحاظ است که می کوشد به هر صورتی از امضای پیمان میان امریکا وافغانستان جلو گیری کند. گرچه استدلال ایرانی ها آنست که حضور دراز مدت نیرو های خارجی صلح وثبات در افغانستان ومنطقه ایجاد نمی کند اما هیچ طرحی که بتوان برآن اتکا کرد وجود ندارد.این که ایران مدعی است که کشور های منطقه می تواند امنیت منطقه را تضمین کند یک سخن بی پشتوانه است تا هنوز هیچ دید گاه مشخصی دراین زمینه وجود نداشته است. اگر چنانچه امریکا از منطقه خارج شود تنش های منطقه یر سر تضمین امنیت منطقه ایجاد خواهد شد! لذا می توان گفت ایران به دنبال آن نیست که در افغانستان ثبات ایجاد شود بلکه بر آنست که  نیرو های امریکایی در افغانستان نباشد.ازاین جهت است که این گونه مخالفت ها به نظر سیاست مدارن افغانستان چندان موجه نیست زیرا ایران واقعیت های افغانستان را در نظر ندارد همیشه دنبال منافع ملی خود به صورت یک جانبه است.