حکمت یار به بن می رود؟
نخست لابی های داخلی؛ از گروه های سیاسی ای که در حکومت افغانستان از لابی نیرومندی برخوردار است، حزب اسلامی آقاي حکمت یار است. اعضای حزب در برخی چوکی های وزارت، ریاست و ولایت جای گرفته اند و پیوند فکری و حتا سیاسی خویش را از حکمت یار قطع نکرده اند.
لابی های آقای حکمت یار به دنبال زنده ماندن او در عرصه ی سیاست و قدرت حکومتی در افغانستان می باشند و یکی از زمینه هایی که می تواند او را از طالبان جدا سازد و به عنوان یک گروه مستقل مطرح كند کنفرانس بن دوم است. هم چنان شرکت در کنفرانس بن دوم می تواند سهم بیشتری از قدرت را به دست آورد و صاحب چوکی های بیشتري شود، همین که گروه های رقیب آقای حکمت در کنار آقای کرزی حضور دارند و سهم موثری در قدرت حكومتي دراختیار دارند، طرفداران حکمت یار را نیز وا داشته که دست به کار شوند و برای سهم گیری بیشتری در قدرت، او را در کنفرانس بن دوم شرکت دهند لذا تمايل شركت اقاي حكمت يار نتيجه لابي گري لابي هاي نيرو مندي است كه در لايه هاي مختلف حكومت افغانستان وجوددارد.
عامل دوم را باید در فشار پشتبانان خارجي او ديد. کسانی که حزب اسلامی را می شناسندو ازارتباط آن با سازمان استخباراتی پاکستان اطلاع دارند؛ مي دانند كه حكمتيار چه در زمان جهاد وچه درزمان مقاومت وبعد ازان، از نزديك ترين گرو ه ها به استخبارات نظامي پاكستان بوده است واو بررغم تحولاتي كه در سطح جهان ومنطقه به وجود آمده است؛ هنوز ارتباط نزديك خويش راحفظ كرده وحتا تعميق نيز بخشيده است وپيشنهاد شركت در نشست بن نيز نمي تواند بدون مشورت يا حتا بدون تحريك ساز مان استخبارات پاكستان صورت گرفته باشد. حال دلايلي كه اين ديد را موجه مي سازدآنست كه:شرایط بین المللی به گونه ای است که سازمان استخبارات پاکستان بيش ازين نمي تواند از طالبان سود ببرد زيرا نيرو هاي غربي در افغانستان به دنبال يك راه حل سياسي براي افغانستان هستند. طالبان بيشتر كساني اند كه مي توانند خوب بجنگند اما در عرصه سياست وقدرت هيچ معلوم نيست كه نقش موثر ومفيدي براي اهداف پاكستان داشته باشند .وتا سياسي شدن آن گروه ويافتن جايگاه مناسب درسياست هاي منطقه اي نيز براي طالبان كار دشواري است و ممكن است هزينه هاي گزافي را بر پاكستان تحميل كند ازاين رو است كه پاكستان ترجيح مي دهد كه از حزب اسلامي وشخص حكمت يار مدد بجويد تا درآينده اي افغانستان ودر صورت نبود طالبان نقشي داشته باشد. به هر حال طالبان با آن که از سوی استخبارات پاکستان حمایت و تمویل می شود و لیکن مهره سوخته ای بیش نیست و دیری نخواهد پایید که عمر سیاسی آن گروه به پایان برسد و برای همیشه از صحنه سیاسی و نظامی حذف شود.
از سوی دیگر تجربه شده است که طالبان در عرصه سیاست نمی تواند کار آیی مهم و مؤثری داشته باشد و هم چنان مورد تأیید مردم افغانستان قرار گيرد. بنابر این در نبود طالبان و شکست آن گروه، حزب اسلامی حکمت یار می تواند یک گزینه مطلوب و مطمئن برای سازمان استخبارات پاکستان باشد و آن حزب می تواند با تعدیل خواسته های خود به عنوان یک مهره ی مطلوب و مطمئن برای استخبارات پاکستان عمل كند. اما آنچه توجه محافل سیاسی را به خود جلب کرده است، آنست که آیا شخص حکمت یار می تواند خود را با شرایط جدید جهان تطبیق دهد و با انطباق خود زمینه های حضور سیاسی خویش را فراهم آورد؟
کارشناسان بدین باور اند که برخی موضع گیری هاي آقای حکمت یار ناشی از نا متعادل بودن شخصیت اوست، او به گونه تربیت یافته است که با هیچ چیز و هیچ کس نسازد و خواهان قدرت اول درهمه عرصه ها باشد و تمام مجاری قدرت بدو ختم گردد. اما برخی موضع گیری های نامتعادل و غیر متعارف و بلند پروازانه ای اورا ناشی از دستوراتی مي داند که از جانب حامیان خارجی او به او القا می شده است. بنابر این اگر عوامل خارجی بخواهند و بتوانند منافع خویش را توسط او برآورده سازند شکی نخواهد بود که او خواهد توانست خواسته های خویش رادر نشست بن دوم مطرح كند ومورد قبول نيز واقع شود. اما دیدگاه منفی نیز در این پیوند وجود دارد که نمی توان به آسانی از آن گذشت، و آن دیدگاه آنست که تاریخ چند دهه گذشته- چه در زمان جهاد و چه بعد از- آن نشان داده ست که اقاي حكمت يارآن قدر زیاد ه طلب و تمامیت خواه است که ممکن نیست نتایج کنفرانس بن دوم را بپذیرد و به آن تمکین کند، لذا اگر آقای حکمت قصد شرکت در کنفرانس بن دوم را دارد بیشترینه از آن جهت است که با بحث های و گفت وگوه هاي نا مربوط براهداف نشست بن دوم تاثیر منفی بر جاي گذارد که با این منفی بافي نیز می تواند خدمتی برای استخبارات پاکستان کرده باشد.
دیدگاه دیگر آنست که درخواست اشتراک حکمت یار در کنفرانس بن دوم، ناشی از وضعیت حاکم در روابط بين المللی است. ایالات متحده امریکا تصمیم بر آن گرفته است تا طالبان را با دو اهرم سیاسي و نظامی از پای در آورد و يابه عنوان یک گروه رام و تحت امر قرار گيرد يا ان كه از صحنه حذف گردد.؛ راین کراکر سفیر آن کشور در افغانستان اعلام داشت که طالبان برای وارد شدن به مذاکره سياسي،باید تحت فشار نظامی قرار گیرد، بی تردید این سیاست از سوی امریکا دنبال خواهد شد و طالبان را وادار به تمکین خواهند کرد، اگر این قصد عملي شود، حزب اسلامی به تنهایی هیچ کاری از پیش نخواهد برد بنابر این آن گروه ترجیح می دهد قبل از آن که مورد خشم امریکا قرار گیرد و از صحنه حذف شود به طریق آبرومندانه در روند صلح با حکومت و امریکا قرار گیرد تا از گزند نیروی بین المللی در امان بماند و هم سهم وبهره اي از قدرت داشته باشد. از سوی دیگر حکمت یار می داند که مواضع دوگانه پاکستان برای جامعه جهانی قابل قبول نیست و ممکن است ادامه دورویي، آن کشور را نیز در معرض تهدید قرار دهد وگروه او نيز ازگزند در امان نخواهد بود؛ بنابراين اقاي حكمتياربراي آن كه زنده بماند ونقش ايفا كند ترجيح داده است كه حيات سياسي خويش را بارفيق ناپايدار خويش پيوند ندهد وتا دير نشده صف خويش را از صف پاكستان جدا كند.
به هر حال مجموعه عوامل می تواند سبب رویکرد جدید آقای حكمت یار شده باشد و اگر پیش شرط های شرکت در کنفرانس بن دوم به صورت عقلانی و دور از خيال پردازی از جانب اوارایه گرديد می توان باور داشت كه اقاي حكمت يار با گذشته نظامي گري خود خدا حافظي كرده است.اما بعيد به نظر مي رسد كه حكمت يار از خيالات خويش دست بردارشته باشد وبه عنون يك سياست مدار واقع گرا در پشت ميز مذاكره بنشيند.