همزمان با سالروزشهادت شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور، هفته ای نیز به نام شهید نام گزاری شده است. دراین هفته همه توجه ها به سوی تجلیل از شهدا معطوف می گردد وده ها سخن رانی وگفت وگو در پاسداشت از شهدا صورت می گیرد. آنچه دراین چند سال ودراین همه تجلیل هاوتحسین هاغایب بوده است تحلیل شخصیت شهدا وعبرت گرفتن اززندگی آنها است. ما از دو منظر نیاز مند تحلیل زندگی شهدا هستیم، اول ازاین جهت که ما آدمیان بنابر خوی وخصلت آدمی خود همواره دچار غفلت هستیم ونیاز به متذکر داریم. این تذکر دردین ما ازچنان جایگاهی بر خوردار است که گاه پیامبر عزیز اسلام در جایگاه متذکر قرار می گیرد  می فرماید" فذکر انت مذکر لست علیهم بمسیطر" پیامبر می خواهد بگوید که همیشه تذکر دهنده است وآدمیان را به دانستن حال خود فرا خواند تا خودرا فراموش نکند که خود فراموشی خدا فرا موشی را به همراه دارد؛ خدا فراموشی سبب سقوط ادمیان به قعرجهنم خود فراموشی می گردد. یاد شهدای عزیز می تواند تذکر همیشگی برای ما ادمیان باشد که اخلاق انسانی را درزنگی ازیاد نبریم ودل دراین دنیای فانی نبندیم ویاد مرگ را دردل های خود همیشه زنده نگهداریم.

    این که زندگی بایاد مرگ چه نتایج اخلاق به دنبال دارد خود گفت وگوی مفصل می خواهد. بعد دیگر یاد شهدا آنست که باید میان وضعیت کنونی خود وارمان شهدا مقاسیه صورت گیردتا دانسته شود که ارمان شهدا چه بوده است وآنان چه می خواسته اند وما در کجای آن قرار ادریم. اگر چنانچه نتوانسته ایم به ان ارمان ها دست پیدا کنیم چه موانعی باعث گشته است. و.قتی از شهدا تجلیل می کنیم این پرسش کماکان درذهن ما ایجاد می گردد که ایا مردم ما به ارمان شهدا نزدیک شده اند؟

   واقعیت انست که ما با ارمان شهیدان فاصیله گرفته ایم، اهداف شهیدان را به فراموشی سپرده ایم،خدا جوییی وخدا خواهی که ازآرمان های بزرگ شهیدان بوده است  ازیاد ما رفته است .فساد اجتماعی ، سیاسی ،اداری واخلاقی گریبان مار اگرفته است . خود خواهی های قومی، خویش خوری های طایفوی به جای ارزش های بلند انسانی نشسته است. مگر شهیدان ما ارزش های خدایی را فریاد نکرده اند، مگر شهیدان ما، مارا به سوی خدا نخوانده اند؟ این همه نابسامانی های اجتماعی نباید مارا وادارد که در هفته تجلیل از شهدا به خود باز گردیم وبه زندگی اجتماعی خویش اندیشه کنیم، ضعف ها ،کاستی های خویش را در نظر آوریم،وبرای زدودن این همه فلاکت باری ها قدمی به سوی بهبود وضعیت روحی وروانی خویش برداریم.

  اگر امروزبا این همه نا امنی مواجه هستیم وده ها کشور خارجی برای بهبود امنیت ما امده اند ولیکن گامی به سوی امنیت پایدار برداشته نشده است؛ بی گمان یکی از عمده علت های آن همین دور شدن ازآرمان شهیدان است. دوئیت ها ودوگانگی ها ، بی اعتنمادی ها نسبت به یک دیگر همه سبب رخنه ی بیشتر دشمن در میان ما شده است.

 اگر به فساد افسار گسیخته اداری در ادارات دولتی چنان غده های سرطانی ریشه کرده است، مامورین حکومتی با گرفتن رشوه نسبت به حلال وحرام آن لحظه ای التفات نمی ورزند، مال حرام را چنان حلال مصرف می کنند بدون آن که به عواقب وعوارض آن وگناهی که مرتکب می شوند توجه کنند بی تردید راه شهیدان کشور فراموش کرده اند واهداف شهیدان را ازیاد برده اند.وجود فساد اداری واخلاقی وسایر گونه های فساد به معنای کاهش ضریب های اخلاقی در یک جامعه وفراموش کردن خدا درزندگی است.تا وقتی این خدا فراموشی وجود داشته باشد خود فراموشی وجوددارد تا وقتی خود فراموشی وجودداشته باشد آدمیان تنها جوهر خود شکم خودرا می دانند وهمه راه هارا منتهی به ان می پندارند واین گونه دید وبینش غیر اخلاقی فساد وتباهی را به دنبال می آورد.

  اصحاب رسانه ها همیشه حکومت را مورد نقد قرار می دهند که حکومت در کاستن از فساد اداری نا کام بوده است. اما اگر حکومت کامیاب باشد باید منتظر بود که زندان ها پر شود هرروز کسی کیرد ومحاکمه ومجازات کند .ایا واقعا در جامعه ای که ادارات آن پر از خلاف کار ورشوه ستان باشد وهرروز نیز مجازت شوندآن کشور وان جامعه مطلوب است ؟

     بی تردید درهر جامعه ای زندان های آن مملو از آدمیان خطا کار باشد ولو آن که قانون مو به مو اجرا شود باز هم نمی توان مدعی بود که ان جامعه وان حکومت، حکومت سالم است. بنابراین ما نیاز مند احیای اخلاق شهدا هستیم، آنهایی که برای رهایی ما از جان گذشتند وماهم باید برای آن که زندگی انسانی داشته باشیم باید به ارمان شهیدان بنگریم روح ملکوتی آنهاراسر مشق راه خود قرار دهیم.وبدانیم تا اخلاق انسانی بر ما وجامعه ی ما حکومت نکن دتنها قاضی، دادگاه وزندان باعث اصلاح ما نخواهد شد.