جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی بخش نخست
مقدمه:
درتاریخ طولانی بشر،شاید مقطع کوتاهی را بتوان یافت که فیلسوفان این باوررا القا می کردند که انسان آن گونه که می زیند می اندیشند. قاعده ای کلی وغالب آن بوده است که نوع زیست آدمیان مربوط به نوع اندیشه های آنانست وشعار انسان آن گونه که می اندیشد زندگی می کند، در برابر ادمیان آن گونه که می زیند می اندیشند قرار می گیرد.
گذشت زمان،ابتنا واعتنای آدمیان به اندیشه وخرد ورزی اثبات کرد،که اندیشه ها جهت دهنده ای زندگی ها است یا نوع زندگی انسان ها با نوع اندیشه ی آن هاگره خورده است نه بر عکس .ا گرصلح وصفا یی در جامعه های انسانی بوده است یااگر به حقوق انسانی ،ادمیان توجه صورت گرفته است ،حاصل تاملات اندیشه ورزان و فیلسوفانی است که به انسان وحقوق او می اندیشیده اند.اگر رسانه های گروهی نیز منادی ومبلغ ارزش های انسانی بوده اند ودر جهت تعمیق ارزش های انسانی به کارگرفته شده اند حاصیل ونیتجه اندیشه های انسان مدارآنان بوده است .همین مبناست که برخی اندیشمندان ایجاد تیوری های نوین حکومت داری دردنیای مدرن را کم بها تر از کشف آکسیجن نمی دانند. قاعده ای کلی براین استوار است که اندیشه های انسانی عمل انسانی را به دنبال دارد واندیشه های غیر انسانی از بطن ومتن اندیشه ها غیر انسانی نمو می کند .اگر اندیشه هاانسانی باشد وتوجه به شگوفایی ارزش های انسانی داشته باشد رسانه هانیز دراین جهت به کار خواهند افتاد واگر اندیشه های پلید وپلشتی پشت بر رسانه های گروهی قرارگیردمبلغ ومروج پلشتی ها خواهد بود .
بنابراین وقتی از جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی سخن به میان می اید،به معنای مطلق اندیشه نیست بلکه اندیشه ای است که مبتنی بر اخلاق وملاکه های های انسانی است .اندیشه دراین مقال نگاه رسانه ها به انسان واورا هدف وغایت دانستن است وقتی انسان غایت دانسته شد برنامه ریزی ها وسیاست گزاری های رسانه هادر جهتی حرکت می کند وغایات آن یک گونه تعریف می شود اما اگرانسان ابزار تلقی گردد واخلاق درشکل گیری رسانه ها غایب باشد؛ آن گاه رسانه ها جهت دیگر می یابند وغایات دیگری بر می گزینند.
با توجه به معنای اندیشه دراین مقال ونگاه منتقدانه به رسانه ها درفراز اول این نوشته، بانگاه توصیفی به رسانه هامی پردازیم تا آشکار شود که نگره ای حاکم بر رسانه ها کدام ها هستند. این دید رسانه هارا ازدید ومنظر بی طرفانه می نگرد وروح حاکم بررسانه های گروهی رامد نظرقرار می دهد . در فراز دیگر این مقال با دید گاه تطبیقی به رسا نه های کشورمی نگردوحد اقل های رسالت رسانه ای رامدنظرقرار می دهد ودر فراز دیگر به نقد اخلاقی رسانه های کشور می پردازد. دراین جا باید این نکته را یاد آوری کنم که داشتن اندیشه به معنای طرفداری از نحله های سیاسی وفکری خاصی نیست.بلکه نوعی مسئولیت داری ومسئولیت شناسی دربرابر خود ودیگران است که همان نگاه اخلاق مدارانه به رسانه ها است.بسیار دشواراست البته این گونه پای بندی به رسانه ها شاید این فکر را القا کند که نویسنده را از مسیر بی منحرف می کند اما کسی ک در جامعه ی زندگی می کند .خود به عنوان یک بازیگر باشد می تواند دید بی طرفانه داشته باشد؟امر قطعی استکه در هیچ جامعه ای منتقدان بی طرف کامل نیستند دید گاهی دارند که با همان دید گاه به نقد پدیده های اجتماعی وسیاسی خمت می گمارند.دراین مقال نیز نویسنده به عنوان فردی ازاین جامعه هیچ گاه در موضع بی طرفی قرار نداردومدعی نیز نیست که بی طرفانه به داوری بپردازد