نقش مردم در مهار خشونت ها

    هفته ی گذشته  مردم کابل شاهد موج جدیدی از خشونت بود که توسط طالبان انجام یافت . عملیات هماهنگ وطراحی شده از سوی گروه طالبان در چند نقطه شهر کابل به وقع پیوست وامنیت نسبی چند ماه گذشته را با چالش وپرسش جدی مواجه کرد. این ذهنیت بار دیگر ایجاد شد که نباید با قطع حملات موسمی به آینده صلح در کشور امیدداشت ونباید چنین برداشت کرد که طالبان بر سر عقل آمده اند ومی خواهند راه های رسیدن به قدرت سیاسی را ازراه های مسالمت آمیز جست وجو کنند.هم چنان این باور را به وجود اورد که برای ایجاد ثابت وامنیت، مولفه های فراوانی نا دیده گرفته شده است. حکومت افغانستان وجامعه ی جهانی تمام تلاش خویش را دراین جهت معطوف داشته اند که نیرو های امنیتی را تقویت وتجهیز کنند تا خشونت ها مهار شود واز عملیات طالبان جلو گیری به عمل اید. اما ورود طالبان در داخل شهر کابل وایجاد رعب و وحشت وکشته شدن تعدادی از هم وطنان ما، با ردیگر این باور را به وجود اورد که تنها تقویت نیرو های امنیتی برای ایجاد امنیت کافی نیست وحکومت افغانستان باید در سازوکار ایجاد امنیت  تجدید نظرجدی کند. رویکردی که بسا از کشور های دنیا در پیش گرفته اند وبه نتایج مطلوبی نیز دست یافته اند. آن میکانیزمی که باید مد نظرقرار داد.به کار گیری نیروهای لایزال مردم است. ما در گفته های بزرگان خوانده ایم وهم چنان تجربه شده است که دست خدا با جماعت است . چرا حکومت این دست خدارا نا دیده می گیرد وبرای ایجاد امنیت ازاین ابزار فوق العاده مهم سود نمی برد.دست خدا مردم افغانستان وشهروندان کشور است .تجربه نشان داده است که هر قدرنیرو های امنیتی کشور تقویت وتجهیز شوند باز هم می توان نقطه های ضعفی در آن یافت وازان ها سوی استفاده کرد وامنیت را برهم زد . هم چنان که این منظور در بسا از کشور های بزرگ جهان وبا تجهیزات پیشرفته اتفاق می افتد.وخشونت ورزان ازاین نقطه های ضعف استفده می کنند. اما حکومت افغانستان اگر موازی وهماهنگ با تقویت نیروهای پولیس وامنیت ملی کشور، ساز وکاری را برای به صحنه کشاندن مردم روی دست گیرد ومردم را با امنیت وثبات کشور در گیر کند.مردم امنیت کشوررا امنیت خود بدانند ومبارزه با خشونت را تنها ازان حکومت نینگارند،دردیدن نا امنی ویا عناصر امنیت ستیز واکنش متناسب نشان دهند؛ بی تردید استحکام امنیت را تضمین خواهند کرد .البته برای به دست آوردن اطمینان مردم، راه های فراوانی وجود دارد . خدمت رسانی متناسب وکاستن از بار مشکلات مردم یکی ازراه های شناخته شده در تمام کشور ها است.  راه دیگر تبلیغات متناسب وموزون وشناساندن چهره ی حکومت درعصر کنونی است.. ما درتاریخ افغانستان همانند بسیاری از کشور های دیگر هیچ گاه، یک حکومت مردمی نداشته ایم وهمیشه حکومت ها د ربرابر مردم قرار داشته اند ومنافع مردم وحکومت در تضاد وتباین بوده است. ازاین رو میان حکومت ومردم فضای اعتماد به وجودنداشته است ،این ذهنیت منفی هنوز هم میان مردم افغانستان وحکومت وجوددارد . البته وجود فساد گسترده براین نا باوری ها افزوده است .بنابراین حکومت از طریق سازو کار تبلیغاتی می تواند هم ذهنیت گذشته راپاک کند وهم بتواند حکومت را با چهره وصورت جدید ان نشان دهد؛به صورت واضح به مردم بگوید که فساد کنونی در دستگاه های اداری کشور بسته به عوامل گونا گون است . این عوامل را باز گو کند وراه رسیدن به یک جامعه ی بی فساد را مطر ح نماید .صادقانه مردم را در جریان قرار دهد بی گمان صداقت در گفتار می تواند مردم را به حکومت نزدیک ترسازد وفاصیله میان حکومت ومردم را کاهش دهد واین کاهش رابطه ،بی تردید می تواند راهی باشد درراه تامین امنیت بیشتر . وقتی مرد م بدانند وبدین باور برسند که حکومت نسبت به آنها صداقت دارد هنگامی که در برابر خشونت ورزان قرار می گیرند؛ اولین مرجعی  راکه در جریان قرار می دهند؛ نیرو های امنیتی کشور خواهد بود وبه هر میزان که تعامل میان مردم وحکومت بیشتر شود ونیرو های امنیتی برداده های اطلاعاتی مردم متکی باشند؛ بی تردید از میزان خشونت ورزی هاکاسته می شود وخشونت ورزان در میان مردم احساس امنیت وارامش نمی کنند.

 امید می رود که حکومت برای ایجاد واستحکام هرچه  امنیت در کشور،از توان لایزال مردم سود جوید تا مردم ما از خشونت ورزان اسیب کم تر ببینند.

پیمان راهبردی ونگره ها

            امضای قرار داد سپردن عملیات شبانه به نیرو های امنیتی افغانستان  برای حکومت از اهمیت خاصی برخورداربودواقای کرزی  آن را تکمیل پازل حاکمیت ملی در کشور به حساب آورد . علاوه بر ابراز این گونه احساسات، امضای این قرار داد قدمی درراه امضای پیمان راهبردی با امریکا نیز تلقی می گردد؛ زیرا آقای کرزی یکی از شروط امضای پیمان را هبردی راسپردن عملیات شبانه به نیرو های امنیتی افغانستان عنوان داشته بود.  امضای پیمان راهبردی با ایالات متحده امریکا، اولین پیمان نیست که امضا می شود. حکومت افغانستان تا هنوز با چند کشور اروپایی ویک کشور آسیایی پیمان راهبردی  امضا کرده است  .نه حساسیتی  از سوی آن کشورها دیده شد ونه هم حکومت افغانستان ملاحظاتی داشته است. حتا قبل از امضای پیمان ها،خبر پررنگی نیز منتشر نشد. اقای کرزی دریک اقدام بی سابقه ودراندک مدت چند پیمان با آن کشورها امضا کرد،بدون آن که مشورتی صورت داده باشد یا مردم  در جریان اخبار واطلاعات دقیق تر قرارگیرندومفاد ومضارآن را با مردم در میان بگذارد.آنچه که مردم ورسا نه های گروهی آگاهی یافتند بیشترینه بعد از امضای آن پیمان هابود، در صورتی که لازم بود که رسا نه های گروهی قبل از امضای پیمان ها در جریان قرار می گرفتند وروی مواد مندرج در پیمان به گفت وشنود می نشستند.. تفاوت حکومت های استبدادی و حکومت های دموکراتیک نیز در همین مواقع  وبزنگاه ها است که آشکار می شود.

ادامه نوشته

رسانه ها وازادی رسا نه ها

یکی از دلایلی که بر علیه این اتهام مطرح شد  که-  به دید نگارنده -رد اتهام نبود بلکه به نحوی پذیرش وابستگی وقرار داشتن در جهت اشاره: نوشته ا ی که درزیر می خوانید، پاسخی است ب هدو پرسش. اول این که می توان وابستگی را با وابستگی توجیه کرد. دوم آن که  ازادی رسا نه ها تا کجا است وچه وقت وبا کدام شرایط می توان گفت که رسا نه های ازاد است یا نیست.

  در هفته های اخیر سخنگوی امنیت ملی افغانستان برخی رسا نه های گروهی را متهم به وابستگی به  به برخی کشور های خارجی کرد.آقای مشعل از برخی تلویزیون ها وشماری از نشریه های چاپی نام برد. مدعای  سخن گوی ریاست امنیت ملی آن بود که این رسا نه ها در خدمت کشور های بیرونی قرار دارندوبه جای حرکت در جهت منافع ملی کشور، منافع تمویل کنندگان را مد نظر قرار می دهند ودرآن راستا عمل می کنند.  سخن گوی امنیت ملی هم چنان ویژگی های کاری هریک ازاین  رسا نه هارا بر شمرد.. البته این اولین بار است که نهاد های وابسته به حکومت افغانستان چنین با صراحت ووضاحت تمام ازاین گونه رسا نه ها نام می برد و آنهارا مورد اتهام قرار می دهد.این اظهار نظر ومتهم کردن اشکار شماری از رسا نه های گروهی ،واکنش های فراوانی بر انگیخت. برخی لحن ها تند وگزنده بود وبرخی نیز ارام تر ومودب ترواکنش نشان دادند.  منافع کشور های بیگانه بود. این واکنش ها بدین گونه مطرح شد که چرا از رسا نه های وابسته به غرب  وامریکا نام برده برده نمی شود ومنطور ومقصود انها اشکار نمی گردد که به برخی رسا نهای ارزش گرا !انگشت نهاده می شود. نگارنده به  وابستگی ویا غیر وابسته بودن این گونه رسا نه ها کاری ندارد اما این گونه استدلال هارا از بن بی مایه وپایه می داند واگر حکومت اتهامی بسته است وبرای اثبات نیاز به دلیل وثبوت دارد. اما این گونه واکنش ها چنان بی معنا وپایه است که جز وابستگی به کشور های خارجی را نشان نمی دهد. زیرا وجود وحضور رسا نه های گروهی وابسته به غرب هیچ گاه مجوزی نمی شود که سایر کشور ها نیز بدون داشتن هیچ معیار وضابطه ای دست درازی کنند و حضور خودرا قانونی بداند.حضور نیرو های غربی در کشور ما برای کشور های دیگر مجوز دخالت نمی دهد ونباید چنین پنداری تقویت گردد که چون نیرو های خارجی در کشور ماحضور دارند پس مجوزی است که باید نیرو های کشور های همسایه نیز حضور پیدا کند. هر استدلالی براین پایه ومبنا استلالی بس سخیف نا موجه وغیر منطقی است. مردم افغانستان امید می برند که با تامین امنیت در افغانستان زمینه های حضور نیرو های خارجی بر چیده شود وافغانستان بتواند نفسی بدون حضور نیرو های خارجی بکشد. زمانی که این آرزوی هر فرد افغان است، پس نباید حضور دیگران را با حضور غربی ها توجیه کرد.  تقسیم رسا نه ها به ارزش گرایی وغیر ارزش گرای نیز از همان سخنان بی مایه است که ازاذهان ارزش نا شناس بر می خیزد. اگر ارزش ها به دو بخش جهان شمول وجغرافی مدار تقسیم شوند؛ ما برخی ارزش های عام وجهان شمول داریم. از جمله می توان از اخلاق جهان شمول واز نظام های سیاسی جهان شمول یاد کرد که امروز خو ش بختانه در جهان مقبولیت تام یافته است ومورد تکریم همه کشور های شرقی وغربی قرار دارد. ما نیاز مند تبین ارزش های جهان شمول هستیم وهررسانه ای که به این ارزش ها پا یبند وملتزم باشد، مورد احترام وپاسداشت است. دروغ نگفتن ، ،احترام به ارزش های انسانی نهادن وخون آدمیان را نریختن ، حقوق زنان را محترم داشتن . حریم خصوصی وشخصی ادمیان را پاس داشتن از نیکوترین خصلت ها وارزش هایی است که همه کشور های دنیا به آن ملتزم هستند وهررسانه ای که در تقویت این ارزش ها تلا ش ورزد مورد تکریم وتعظیم واحترام است. آچه به نام ارزش های ملی یاد می شود مجموعه  اداب وعاداتی است که سال ها بر این کشوروجود داشته ؛ برخی ازاین عادت ها قابل احترام هستند وبرخی  نیز باید تغیر پیدا کنند وآداب نوی برجای آن قرار گیرند. اگر رسا نه هایی می خواهد ارزش های جدید را بر آداب ویا ارزش های کهنه وپوسیده الویت وارجحیت دهد بی گمان کار نیکویی کرده است.   این که کسانی برخود نام ارزش گرا بگذارد وبر دیگران غیر ارزش گرا سخنان دقیق وحساب شده نیست این گونه می نماید که کسانی با این گونه واژگان یا خودرا فریب می دهد یا در صدد فریب اذهان آدم های ساده دل هستند ؛زیرا هررسانه ای که منتشر می شود وهرحرفی می گوید حامل نوعی ارزش است. یک ارزشی برایگروهی محترم است وارزش دیگر برای گروه دیگر بنابراین این چه مدعای گزافی است که من خودرا ارزش گرا بنامم وسایرین را غیر ارزش گرا یا ضد ارزش گرا. اگر سخن ازآزادی رسا نه در میان باشد باز سخن دیگر است که باید مورد توجه قرا رگیرد ومعیار های ازادی برشمرده شود. را این گونه می توان مطرح کرد

  ایا ازادی رسا نه هاامر مطلق است یا نسبی ونسبی بودن ازادی را می تواند با چه سنجید؟ در یک دید گذار می تواند نسبی بودن ازادی را در نسبت حکومت وبیرون حکومت در نظرگرفت.

 حکومت آزادی رسانه ها: وقتی ازازادی رسا نه ها سخن می ر ود منظور ازادی مطلق وبی قید وشرط نیست بلکه ازادی رسا نه ها در پیوند با قدرت مستقر، مورد بحث قرار می گیرد. وقتی گفته می که در فلا ن کشور ازادی در سا نه وجود ارد یا خیر؛ منظور آنست که ایا حاکمان آن کشور در سمت سو دهی رسا نه دخالت می کنند یا نه؛ میزان این دخالت چقدر است.درکشور ما ازآدی رسا نه ها درده سال گذشته وجودداشته است یانه؟ بدون هیچ تردید، وضعیت رسا نه ها آزادی های موجود در کشورما اگر بی ش سابقه نباشد کم سابقه است . درده سال گذشته کسی به یاد ندارد که حکومت خواسته باشد اعمال نفوذ کند وازگفتن وشنیدن حقایقی جلو گیری کرده باشد . ممکن است حکومت بر اساس مصلحت برخی اخبار وگزارش هارا کتمان کرده باشد وکوشش کند که به بیرون راه نیابد، این ها واقعیت هایی است که دردموکراتیک ترین کشور ها وجود دارد ونهاد های قدرت در دنیا بر این امر ملتزم هستند که حقایقی را  که امنیت وثبات کشور شان را مورد تهدید قرار می دهندکتمان کنندآ بنابراین رسا نه ها در نشر وپخش حقایق ازاد هستند وحکومت هیچ گاه مانع نشر اخبار و گزارش ها نشده است.

 ازادی رسانه درنسبت خود: نگارنده نمی داند که این تعبیر رسا وقابل فهم است یا نه منظور آنست که به رغم ازادی ای که از سوی حکومت وجود دارد باز هم می توان گفت که در افغانستان ازادی به صورت کامل وجود دارد هیچ نیرو وتوانی اعمال قدرت نمی کند ورسا نها را از گفتن حقیقت ها باز نمی دارند یا آن که عوامل پیدا وپنهانی وجود دارد که نمی گذارد حقایق آن

گو.نه که باید به نشر سپرده شود؟

      به سخن دیگرقدرت  غیر حکومتی که مانع پخش ونشر اخبار وگزارش ها می شود ایا عواملی درونی است یا بیرونی. ایا علایق های دینی، نژادی منافع صنفی، قومی ووابستگی های مذهبی مانع نشر وپخش واقعیت های اجتماعی نمی شود . ایا گاه همین وابستگی ها مارا از حالت تعادل بیرون نمی برد؛ ایا همین وابستگی ها باعث نمی گر دد که گاهی ما بر واقعیت ها سر پوش نهیم واز نشر آنها چشم بپوشیم؛ ای همین وابستگی های معیشتی باعث نمی گردد که برخی واقعیت هار وارونه جلوخ دهیم وچشم بر برخی حقیقت ها بپوشیم؟ممکن است کسانی ادعا کنندکه می شود آدم ها به جایی برسند که همه چیزی را زیر پای نهند وبرای آگاهی عامه به نشر واقعیت ها بپردازند. پاسخ آنست که این ها ایده وایدالهایی است. ممکن است سیرزمان آدمیان  رابه چنین مرحله ی از رشد برساند که تعلق خاطر ازهمه بریده باشند وصرف به واقعیت های جامعه خود بپردازند؛ اما در طول حیات بشر کم بوده اند آدمیانی که از همه چیز وهمه تعلق خاطر بریده باشندوهمیشه مصلحت یا منفعتی برروح وروان شان حاکم نبوده باشد. تاریخ بشر نشان می دهد وجهت دهنده کنش های آدمیان بوده است. حتا می توان مدعی بود که بسیاری از تیوری های علمی بر اساس همین وابستگی های درونی زاده شده اند چه رسد به اطلاع رسا نی های روز مره . بنابراین نه دردنیا ونه در افغانستان رسا نه های مطلق ازاد وجود ندارد. اما آنچه که از امیتاز های درخشان امروز ما محسوب می شود انست که رسا نه ها از سوی حکومت مورد بغض وکینه قرار نگرفته است وقبضی بر پای رسا نه ها بسته نشده است. اما این وضعیت مطلوب است یانه دید گاه های گونا گون وجود دارد.هر دید گاهی می خواهد تنها باور های آنها رشد ونمو پیدا کند وسایر باور ها در محاق قرار گیردو هردو گروه نیز خواهان حفظ خود وحذف سایرین است زیرا هریک خودرا حق می دانند وسایرین را باطل می شمارند. تا وقتی این قصه ادامه داشته باشد ازادی رسا نه ها نیز مورد بحث وگفت وگو قرار دارد. این نزاع همانند جنگ جبری واهل قدر تا قیامت ادامه خواهد یافت واز میزان آن کاسته نخواهد شد مگر آن که ارزش های متکثر باورمند باشیم که آنچه مخلوق دست بشر است همین هایی است ک وجود دارد هیچ کسی وهیچ کشور حایز وحامل تمام ارزش ها نیست گروهی باورمند به ارزش هایی است که گروهی دیگر فاقد انست وبر عکس نیز است به قول حضرت مولوی:

 حکمت این اضداد را باهم ببست    ای قصاب این گرد ران با گردن است

 همیشه باید از مطلقها گذشت وباور های خودرا ارزش های مطلق نباید دانست. در افغانستان این همه تصلب ورزیدن وخواهان تعمیم ارزش های خود به دیگران شدن وخودرا در جای حق نشاندن وسایرین  رامهر باطیل زدن، ناشی از ذهن کودکانه  است . اگرچنانچه در پای سخن بزرگان بنشینیم واز سخنان آنها الهام گیریم بی گمان همه گل ها به هررنگ دراین گلستان قابل تحمل خواهد بودوهر کس دیگررا به بهانه باطل بودن از رده خارچ نخواهد کرد.

 اما ازیک نکته نباید غفلت کرد آن اینست که آزادی نسبی ای کهم وجود نخواهددا کرد. مگر آن که خواسته های نفسانی ماآدمیان اندکی تنزل یابد وبر خواسته های بی انتهای نفس خویش لگام صبر وقناعت بزنیم واگرنه همین اندک ازادی هم میسر نخواهد بود.

اصراربر خشونت دوام حضور خارجی ها

  بیش ازده سال است که بیش از چهل کشور جهان در افغانستان حضور دارند. این حضورنظامی با خشونت هایی که برمردم افغانستان می رود قابل توجیه است و یعنی خارجی ها خود اعراف می کنند که تا زمانی که خشونت ها در افغانستان وجودداشته باشد آنها حضور خواهند داشت وبرای مردم وحکومت افغانستان نیز این یک اصل پذیرفته شده است  تا وقتی که صلح سراسری در کشور ایجا نشده است  تا وقتی که نیرو.های امنیتی داخلی نتوانند از حیثیت کشور دفاع کنند ،تا وقتی افغانستان  از نگاه امنیتی به حد خود کفایی نرسیده است حضور خارجی ها توجیه پذیر است ومی توا ن به رغم همهی  دشوار ی ها وجود وحضورآنهارا تحمل کرد واز برخی خطاهای ان ها در گذشت . اما وقتی دروازه مصالحه به روی طالبان گشوده می شود  از طالبان دعوت می گردد که بر سر میز مذاکره بنشینند پیش شرط های فراوانی را در میان می نهند وبر آن اصرار وابرام می ورزند ؛ٰیکی ازاین پیش شرط ها نیز بیرون شدن نیرو های خارجی از افغانستان است

ادامه نوشته

حکومت ،ومولفه های تامین امنیت

  هنوز هفته هایی از سال جاری نگذشته است؛ اما میزان خشونت ورزی های طالبان هرروز بیش از روز پیش افزایش می یابد

 در هفته ی گذشته اعلام شد که عملیات انتحاری در هرات جان سی تن از هم وطنان را گرفت. در هلمند نیزتعدادی به خاک وخون غلطیدند. در بدخشان یک فرمانده پیشین جهادی با چند تن از محافاظان خود کشته شدند.هم چنان طالبان اعلام کرده اند که دراین سال بیشترین حملات رامتوجه نیرو های امنیتی افغانستان خواهند کرد. این خبرهای نا گوار در حالی اعلام می گردد که زمان بیرون شدن نیرو های خارجی یک سال کاهش یافته است؛ اگر در گذشته اعلام شده بودکه نیرو های خارجی تا آخیر سال 2014 افغانستان را ترک خواهند کرد. اما بعد از حادثه ای که در قندهار اتفاق افتاد وبیش از پانزده تن از افراد بی گناه به قتل رسیدند؛رئیس جمهور کرزی اعلام داشت که نیرو های خارجی پیش از وقت مقرر افغانستان را ترک خواهند کرد. هم چنان اقای کرزی از نیرو های خارجی خواست که روستا های افغانستان را ترک کنند وبه مقر اصلی یا پایگاه های خود بر گردند. تشدید حملات انتحاری وهدف قرار گرفتن نیرو های امنیتی کشور وتصامیم عجولانه رئیس جهور کرزی د رحالی اعلام می شود که گفت وگو های قطر هنوز در بتدای راه قرار دارد. هنوز سران ایالات متحده امریکا دل به پروسه قطر خوش داشته اند؛ امید می برند که سر انجام پروسه ی قطر شکل خواهد گرفت ومشکلات افغانستان ازراه مذاکره ی  سیاسی  حل خواهند شد .پرسشی که ایجاد می شود آنست که ما به کدام سوی می رویم دروازه صلح به روی ما گشووده خواهد گشت یا آن که کشور در محاق خون ریزی وخشونت ها در خواهد غلطید؟

ادامه نوشته

نسبت حکومت ومخالفان سیاسی

      ازوقتی آدمیان به ضرورت تشکیل نهاد حکومت پی برده وسامان زندگی اجتماعی وسیاسی خویش را به حکومت هاسپرده اند؛  اندیشه های مخالفت با حکومت نیز به تدریج شکل گر فته است.

    همان گونه که حکومت ها درفرایند زمانی  ومتناسب با رشد وپیچیدگی های جوامع از صورت  ساده وابتدایی به صورت پیچیده در آمده است؛ مخالفان سیاسی نیز توام با پیچدگی های حکومت پیچیده شده اند. دریک جمع بندی کلی می توان  گفت که مخالفان حکومت ها،علی العموم دوگونه بروز وظهور داشته اند
ادامه نوشته

رويش بهار در افغانستان ودنيا

   بهار ازراه رسيد بسياري به پيشواز بهار شتافتند؛ تا عروس بهاررا در آغوش گيرند به‌ان خير مقدم گويند؛ زيرا  بهار فصل زندگي ونشاط است ودرهرجامعه وبا هرفرهنگي فرارسيدن بهار به نيكويي ياد مي شود ورويش بهاري مورد جلالت وكرامت قرار مي گيرد . در بهار سبزه مي رويد. آدميان رخت رخوت زمستاني را از تن بيرون مي كنند به يك سو مي نهند به گلگشت بهاري مي پردازند وجا ن زمستان زده را به خنكاي فرح بخش بهاري مي سپارند. درنگاه دين باوران نيز، بهار فصل زندگي دوباره است. كساني كه به روز واپسين باور ندارند واحياي مردگان رابا عقل انساني درك نمي كنند؛ بهار بهترين نماد ونمونه ی زندگي دوباره است .

ادامه نوشته

سال آتي وچشم انداز صلح در كشور

1024x768   هر سال بهار ازراه مي رسد ومي گذرد دوباره زمستان مي شود؛ اما شگوفه هاي اميد مرم ما به بار نمی نشیند صلحي به ميان  نمي ايد. وقتي بهار ازراه مي رسد،بسیاری ازكشور هاي دنيا به پيشواز بهار مي روند تا سال پر نشاط ترونیکو تر از گذشته را تجربه كنند. اما براي مردم ما سال جديد توام با نگراني هاي جديد است؛ اين كه در افغانستان صلحي بر قرار خواهد شد؛ اين كه حكومت افغانستان درراه تامين نيازمندي هاي اوليه ی مردم قدم برخواهد داشت ، اين كه تلاشي در جهت زدودن فقر وبيكاري از كشور صورت خواهد گرفت ،اين كه ميزان فساد لجام گسيخته كاهش خواهد يافت و... این ها ارزو هاي بزرگي نيست؛ بل نيازمندي هاي ابتدايي هر جامعه اي  انسانی درروز گار کنونی است  كه رسيدن به‌آن ،حق انساني هر جامعه ی است.

ادامه نوشته

حكومت ورسانه هاي حكومت؛ساز هاي نا هم ساز

  درحكومت هاي دموكراتيك ومردم سالار، تمام همت حكومت هادراين جهت به كار مي رود كه از تورم اداره هاي موازي بكاهد وبوروكراسي هارا كم تر وكوچك تركند.  بركيفيت اداره ها توجه نمايد، تا ميزان خدمت رساني به مردم را افزايش دهد. اين كار به دلايلي گونا گون انجام مي يابد كه به چند مدلول اين منظور اشاره مي شود. اول ازاين جهت كه حكومت مي خواهد براداره هاي حكومتي نظارت داشته باشد وهر قدراز كميت اداره هاي حكومتي كاسته شود؛ ميزان قا نون گريزي كاهش پيدا مي يابد. ومردمي كه دراداره هاي حكومتي مراجعه مي كنند با مشكلاتي كمتري مواجه مي شوند و مدت زمان كمتري را صرف مي كنن
ادامه نوشته

ريشه هاي ستيزه جويي با غرب در افغانستان                                         بخش اول

   وضعيت كنوني  کشور ماٰمرهون حضور پرنگ سياسي ونظامي نيرو هاي غربي در افغانستان است . اگر قدمي درراه باز سازي كشور برداشته شده است ٰ اگر نهاد هاي قانوني ايجاد  شده است . اگر از حقوق بشر سخن مي رود واگر گفتمان هاي مدني در كشور موردتوجه قرا ررگرفته است . اگر از رسانه هاي ازاد وآزادي رسا نه هاسخني به ميان‌امده است كثير ي از گفتمان ها ی ديگر بي ترديد وتشكيك با حضور نيرو هاي غربي در اين كشور شكل گرفته است. همين پيوستگي اين نهاد ها به حضور نيرو هاي غربي  در افغانستان است كه پايان سال 2014 به يك كابوس شباهت يافته است .تن ها مي لرزد وزبان ها به لكنت مي افتد واز دست رفتن دست اورد هاي ده سال گذشته با آه وا فسوس سخن گفته مي شود وهر نهادي مي كوشد به حكومت افغانستان بفهماند كه بايد تدابيري را مد نظر قرار دهد تا با رفتن نير و هاي غربي از افغانستان وامنيت نسبي موجود از كشور رخت بر نچيند وهم چنان دست آورد هايي كه درده سال گذشته فراهم آمده  ازدست نرود. از سوي ديگر ما افغانها هم در تاريخ كشور خويش مي خوانيم كه در هيچ برشي از تاريخ كشور مشاهده نكرده ايم كه به نها دهاي حقوق بشري ،ازادي بيان ورسا نه هاوآزادي زنان چنين اهتمامي صورت گرفته باشدواين نها د ها اين همه قدر ومنزلت يافته باشند وبر صدر نشسته باشند (حد اقل درحد حرف وسخن)اما وهزار اما با اين همه دست آورد هايي كه دراين ده سال داشته ايم، هيچ گاه از دشمني با غرب باز نايستاده ايم وهميشه ودر هرمورد غرب رادشمن درجه يك خود دانسته ايم وحتا بسياري از مشكلات داخلي خويش را مربوط به حضور غرب دانسته ايم وكوشيده ايم خودرا تبريه كنيم. گذشته از دست اورد هاي مادي اي حضور غرب در كشورما؛ ازادي بيان وازادي  رسانه ها بدون هيچ برو برگردي مرهون حضور غرب بوددر افغانستان بوده وليكن اين ازادي در جهت مثبت آن به كار نرفته است بلكه كوشيده شده است تا ازاين دست آوردها در مقابله با غرب استفاده صوت گيرد.قبل از حضور نيرو هاي غربي در افغانستان وحتا در تاريخ كشور ما هيچ گاهي ازجنگ فرهنگي غرب عليه افغان ها سخن نرفته است وهيچ گاه پديده اي يا نا پديده اي به نام تهاجم فرهنگي يا جنگ نرم غرب سخن گفته نشده است ودراين ده سال به وفرت ازاين گونه سخنان برزبان رانده شده والقا وتلقين صورت گرفته است. ديدن اين پديده هاي متناقض ومتباين باعث گرديد كه نگارنده را به تامل دراين زمينه وادارد واين نتيجه بدست يابد كه‌انچه هم اكنون  عليه غرب گفته مي شود يك وجه ندارد بايد ابعاد وزوايا ي گونا گون غرب ستيزي كنوني مورد بررسي وتحليل قرار گيرد . با توجه به عمق اين پديده مي توان دردو سطح آن را مورد بررسي وتحليل قرار داد يكي در سطح يك مطلب روز نامه اي وقابل استفتاده براي عموم. مر تبه ديگر صورت تخصصي تر واكادميك تردار با جست وجوهمراه ارايه منابع ماخذ صورت گيرد. در سطح يك مطلب روز نامه اي نيز نمي توان از برخي ابعاد وزواياي آْن نيز چشم پوشيدوپديده غرب ستيزي را به يك علت ويا دليل احاله داد. 1-      ديد گاه تاريخي :ديدگاهي وجوددارد مبني براين كه غرب ستيزي افغان ها در حال حاضر ريشه درتاريخ افغانستان دارد. اين حوادث يا از طريق مطالعه تاريخ به دست امده است يا اين كه به صورت شفاهي سينه به سينه و نسل ا ندرنسل كنونبه ميراث رسيده است.. از نيمه هاي قرن هيجده در كه انقلاب صنعتي دراروپا صورت گرفت ووسايل وابزار صنعتي در توليد كالا از نقش وجايگاه انسان فرو كاست .كارگاه ها .كار خانه هاي بزرگ غرب .دو نياز اساسي فراراه توليد غرب قرار گرفت . بازار براي فروش محصولات وبه دست آوردن مواد خام . اين دو نياز مندي سبب شد كه كشور هاي اروپايي به ويژه بريتانياي آن روز گار، دست به لشكر كشي بزند و نقاط مختلف دنيا اعم از افريقاواسيارا به صورت مستعمره درآورد. از جمله كشور هايي كه در همين راستا مورد تجاوز قرار گرفت افغانستان آن روز گاربود . گرچه افغانستان بعدازيك قرن از اولين لشكرکشي ها اشغال شد ومردم افغانستان دست به قيام زدند واين قيام نيز با دو ويژگي شناخته مي شود كه هردو عامل ٰباعث ماندگاري درميان مردم افغانستان گرديد . اول اين كه آن قيام ها بيشتر بر احساسات مردم استوار بود . نبود حكومت مركزي قوي وقدرت مندونداشتن قواي منظم ومجهز باعث گرديد كه در هر بارتجاوز، رهبران قيام از ميان مردم بر خيزند واحساسات ديني مردم را تحريك كنند. دراين گونه قيام ها اولين ضربه را نيز مردم متحمل مي شوند وپي امد هاي منفي مادي ومعنوي آن نيز متوجه مردم مي شود ازاين رو است كه ظلم وستمي كه از ناحيه استعمارگران بر مردم ما تحميل گرديد، هم چنان در سينه هاي مر م باقي ماند ونسل اندر نسل حامل نفرتي غليظي نسبت به خارجي ها شدند. دومين ويژگي قيام ها تكيه بر احساسات ديني مر دم بود. با‌ان كه مردم بر ضد استعمار قيام مي كردند اما اين قيام وحركت خويش را آميخته با دين وارزش هاي مندرج دردين مي دانستند.بنابراين قيام هاي ضد استعماري هم يك تعصب ديني به وجود آورد وهم يك روحيه ضد خارجي . وامروز نيز به رغم گذشت زمان هنوز كثيري از مردم آمدن نيرو هاي خارجي را در افغانستان هجوم يك نيروي كافر در يك كشور اسلامي مي دانند. اين درحالي است كه همين دين داران كه اين همه درد دين دارند. حادثه تاريخي ديگري كه به عصرما نزديك تر است وخاطره هاي نا ميموني بر جاي نهاده است؛ سقوط حكومت اما ن الله خان بود.درديد گاه بسياري از افغان ها حكومت امان الله خان، يك حكومت ملي بود. حكومتي كه برعصبيت هاي جاهلانه  ی اسلاف  خويش خاتمه داد در سايه‌ي آان حكومت مردم افغانستان احساس ارامش وامنيت مي كردند اما ارتباط هاي امان الله خان با سايركشورها به ويژه با همسايه شمالي كه انقلابی را پشت سر گذاشته بود ومخالف كشور هاي غربي بود استعمارگران انگيلس را واداشت  كه دست به حيله هاي هاي گونا ني ببرد از احساسات مردم سوي استفاده كند وملاهاي ناداني بر ضد اما ن الله خان  شورشي وادارد ودر نتيجه حكومت اما ن الله خان سقوط كند . گرچه پي بردن به توطيه هاي خارجي دران زمان امر دشوا ري بود اما گذشت زمان كثيري ازواقعيت هارا آشكاركرد ودانسته شد كه بسياري از مردم آلت دست خارجي ها قرا رگرفتند وتيشه به ريشه خود ز دند ودر نتيجه يكي از ملي  ترين م ومردمي ترين حكومتهاا درتاريخ افغانستان سر نگون شد وداغ اين سر نگوني كينه ي براذهان تاريخي مردم افغانستان برجاي نهاده است كه گذشت زمان هنوز آن ذهنيت منفي را بر جاي نهاده است.

ارزش هاي ملي وپيمان راهبردي

    همان گونه كه در هفته هاي گذشته اعلام شد، برخي سناتور هاي امريكايي به رياست جان مكين جمهوري خواه وارد كابل شدند وبا مقام هاي افغانستان ديداروگفت وگو كردند. بعد ازاين ديد و باز ديد ها  بار ديگر امضاي پيمان راهبردي نقل محافل ومجالس رسانه هاي همگاني كشور قرار گرفت. البته تظاهرات مردم وكشته شدن مستشاران امريكايي در كابل، اين اعلام را در سايه قرا رداد وآن گونه كه بايسته بود پرداخته نشد. اما برخي رسانه هاي گروهي، تظاهرات مردم در واكنش به هتك حرمت به قران كريم را دست مايه قرار دادند وحركت هاي مردمي را سرآ غازمخالفت با امضاي پيمان راهبرد ي دانستند وچنين القا كردندكه:سوزاندن قرآن كريم از سوي نيرو هاي خارجي مقدمه اي است براي تهاجم بيشتر بر ارزش هاي ديني وملي افغانستان. ومردم با درس گرفتن ازاين گونه حركت غربي ها بايد با امضاي پيمان مخالفت ورزند . برخي  نشريه هاي چاپ كابل  نيز رويكرد اشتباه نيرو هاي غربي را جنگ فرهنگي غرب عليه افغان ها ناميد ند. اين نوشته درصدد پاسخ گفتن به همه مدعا ها نيست . اما بر خود لازم مي داندكه به گردانندگان رسا نه هاي چاپي كشور نكاتي را ياد آوري كند. كه  رسا نه هاي دردنياي كنوني براي روشن كردن وابهام زدايي از اذهان وافكار شهروندانست

ادامه نوشته

رازي درون پرده وشبكه الجزيره

   تنندگويي ها وتند خويي هاي رئيس جمهور كرزي نسبت به اشتباهات نيرو هاي خارجي،تغير لحن او نسبت به پاكستان وديدار يها اشكار ونهان او با مقام هاي حزب اسلاميدرارگ رياست جمهوري،وبي خبر گذاشتن افكار عمومي ازين نشست وبر خاستها، كثيري از اهل سياست ورسا نه هارا به تعجب وا داشته بود واين پرسش را مطرح مي كردند كه ريشه هاي اين برخورد هاي متناقض وگاه متباين وپنهان كاري هاي رئيس جمهور كرزي نسبت به رخداد هاي هاي كشور وروابط با كشور هاي خارجي خصوصابا امريكا در كجا نهفته است؛ ايا واقعا اشتباهات نيرو هاي خارجي اورا بر اشفته كرده است كه امضاي پيمان راهبردي با امريكارابه پيش شرط هاي بسته است يا  آن كه عواملي ديگري درميان است؟

ادامه نوشته

عدالت اجتماعي دردنياي جديد

بيستم فبروري هم زمانست با بزرگداشت روز جهاني عدالت اجتماعي. دراين روز طبق معمول در كشور ما نيز تجليل وتكريم هايي صورت گرفت . وتحليل گران وصاحب نظران نيزديد گاه هاي خودرا مطرح كردند. آنچه درديدگاه هاي تحليل گران غايب بود.پرداختن به اصل وريشه هاي عدالت اجتماعي دردنياي كنوني است .عدالت اجتماعي دنياي امروز به كجا پيوند مي خورد واجرا كننده عدالت اجتماعي چه كس يا نهادي است.  عدالت اجتماعي دردنياي كنوني عين همان چيزي است كه در قرن هاي گذشته مورد توجه بوده است يا ريشه هايو مبانيي ديگري دارد. ايا مي توان درهرنوع رژيم سياسي به عدالت اجتماعي دست پيدا كرد

ادامه نوشته

آن سوي واكنش ها

    چند هفته قبل جنايتي هولناكي از سوي نيروهاي امريكايي در قندهارصورت گرفت كه قلب بسياري از مردم مارا به درد آورد.آن حادثه هم چنان واكنش هاي جهاني را عليه اين عمل نا بخشودني بر انگيخت. از نهاد هاي بين المللي حقوق بشر گرفته تا شخصيت هاي سياسي ودانشمندان امريكايي اين عمل  را شوكه اوردانستند. مجلس نمايندگان افغانستان نيز ضمن محكوم كردن اين عمل ،خواستار محاكمه ي علني سربازي شد كه اين جنايت توسط او انجام گرفته است. يكي ازچهره هاي علمي ا يالات متحده امريكا اما؛ ضمن محكوم كردن اين عمل خواستا ربيرون شدن نيرو هاي امريكا از افغانستان شد. مقام هاي سياسي امريكا از جمله رئيس جمهورامريكا نيز گفته است كه نسبت به خروج نيرو هايش از افغانستان مصمم تر شده است. حتا طالبان كرام! كه  دست كرامت شا ن درپانزده سال اخير به خون مردم اين كشور آعشته بوده وهنوز بقاياي جنايات شان از زير خاك هاي مزار شريف وشبرغان و باميان بيرون اورده مي شود؛ اين جنايت را محكو كردند!

ادامه نوشته

عقل نا باوري؛ تنها علت خشونت ورزي

   جمعه، يازدهم ماه حوت، اولين جمعه اي بود كه افتاب لبخند بر لب داشت و شعاع زرين افتاب  تن هاي سرما زده زمستان زدگان را مي نواخت.ومژده ي آمدن بهار وگذرعمرزمستان ديرپاي و سردسال روان را نويد مي داد. دراين روز شايد كثيري احساس من راداشتند وبعد از گذر ازخنك زمستان سرد وكرخ كننده بيرون امده بودند تا هوايي تازه  تنفس كنند وحد اقل رخوت  زمساتي  رابه به هواي نمناك ماه حوت بسپارند واز شعاع دلپذير افتاب نه چندان گرم زمستاني بهره مند شوند.  روز جمعه از جهت ديگر نيز با اهميت بود؛ اين كه هنوزپاي برف ها از كوچه هاي شهر جمع نشده است؛  گل ولاي  جاده هاي پر از كثافت كابل درزير برف هاي سنگين  مد فون است و هنوز هوا را ان قدر نيالوده كه نتوان نفس كشيد.  اين بود كه پاي به برون گذاردم وخواستم جامه زمستاني از تن بيرون كنم به اصطلاح گشتي در شهر بزنم. مسير را از ميرويس ميدان -كارته پروان  به سمت شهر پيش بيني كردم تا يك حلقه كامل در شهر راه رفته باشم ،هوايي تازه كنم و ازسستي وكرختي زمستان را به به جاده خاك الودمدفون شده درزير برف كابل بسپارم.همان گونه كه قدم مي زدم به نزديكي هاي باغ بالا رسيدم. نزديك مسجدباغ بالا مسجدي كه مي گوينديكي از قومندان هاي طالبان امامت جماعت آن را به دوش داردوزماني نيز كه در شوراي شهر انتخاب شده بود با لت وكوب چند پوليس ترافيك نامي از خشونت طالباني از خود بر جاي گذاشت واين نكته رابيش از پيش اشكار كرد كه تفكر طالبان با خشونت عجين اند گرچه در يك نهاد مدني مانند شوراي شهر انتخاب شوند. بگذريم، متوجه شدم كه تعداد زياد نيرو هاي امنيتي در گرداگرد مسجد حضور دارند وبرخي از نيرو ها با سپر هاي ضد شورش مجهز هستند . صداي بلند اما نا مفهومي از بلند گو هاي مسجدشنيده مي شد. فراهم آمدن نيرو هاي امنيتي وشنيدن صدا هاي گنگ، وا داشت كه نزديك تر شوم، بنگرم كه چه خبر است.

ادامه نوشته

پيمان راهبردي؛ انتخاب ازروي اجباري؟

    با آمدن برخي سناتور هاي امريكا يي به كابل  بار ديگر امضاي پيمان راهبردي ميان افغانستان وايالات متحده امريكا  برزبان رسا نه هاي افغانستان جاري شد ودر مدح وذم آن  گفتند ونوشتند. پاره اي ازرسا نه هاي گروهي امضاي پيمان با امريكارا چنان سياه وتاريك ديدند كه گويا هيچ نقطه ي  مثبتي درآن وجود ندارد واگر افغانستان مبادرت به اين امرمي ورزد چنانست كه يك بدعت ديني انجام داده است.  دلايل يا علت هاي اين همه مذمت ها نيز آنست كه:. امريكا در هيچ جاي دنيا  وبراي هيچ كشوري منفعت نياورده است  در هر جاي دنيا قدم گذاشته است ده ها دردوتعب ومصيبت همراه او رفته است .ودر افغانستان نيز همين كاررا خواهند كرد . دليل دوم آنست كه امريكا در افغانستان به دنبال منافع ملي خود است . حضور نيرو هاي امريكا در افغانستان باعث مي گردد كه آن كشور برخي ارزش هاي ملي افغانستان را دچار نوسان ويا حتاتزلزل كنندو...

 اما در ميان اين همه مذمت ها نمي توان به تنهايي به قاضي رفت و.دعوارا به نفع خود ختم كرد. بعد ازاين همه تكرار ذم ها  پرسشي كه ايجاد مي گردد آنست كه ايا  پيماني كه ميان امريكا وافغانستان امضا مي شود ازروي انتخاب واختيار است يا ازروي نا گزيري ؟

ادامه نوشته

منافع ملي؛دروغي كه هيچ كس باور ندارد

    بر اساس برخي گزارش هاي منتشرشده از سوي رسا نه ها ي گروهي، امضاي پيمان راهبردي ميان افغانستان وايالات متحده امريكا دچارمشكل شده است. اين در حالي است كه دبير كل نا تو نيز در تماس تيلفوني با حامد كرزي به اوتوصيه كرده است كه قبل از نشست شيكا گو- كه تادو ماه ديگر بر گزار مي گردد- پيمان استراتژيك ميان دو كشور بايد امضا شود. اما سخن گويان حكومت افغانستان خبر دادند  كه اقاي كرزي مي خواهد شرايط مطرح شده از سوي جرگه ي عنعنوي در امضاي پيمان رعايت شود. ـآنچه كه شرايط مطرح شده از سوي جرگه ناميده مي شود توقف عمليات هاي شبانه  از سوي نيرو هاي امريكايي وسپردن مسئوليت  زندان هاي تحت نظر نيرو هاي بين المللي به نيرو هاي افغانستان است.

ادامه نوشته