نقش مردم در مهار خشونت ها
هفته ی گذشته مردم کابل شاهد موج جدیدی از خشونت بود که توسط طالبان انجام یافت . عملیات هماهنگ وطراحی شده از سوی گروه طالبان در چند نقطه شهر کابل به وقع پیوست وامنیت نسبی چند ماه گذشته را با چالش وپرسش جدی مواجه کرد. این ذهنیت بار دیگر ایجاد شد که نباید با قطع حملات موسمی به آینده صلح در کشور امیدداشت ونباید چنین برداشت کرد که طالبان بر سر عقل آمده اند ومی خواهند راه های رسیدن به قدرت سیاسی را ازراه های مسالمت آمیز جست وجو کنند.هم چنان این باور را به وجود اورد که برای ایجاد ثابت وامنیت، مولفه های فراوانی نا دیده گرفته شده است. حکومت افغانستان وجامعه ی جهانی تمام تلاش خویش را دراین جهت معطوف داشته اند که نیرو های امنیتی را تقویت وتجهیز کنند تا خشونت ها مهار شود واز عملیات طالبان جلو گیری به عمل اید. اما ورود طالبان در داخل شهر کابل وایجاد رعب و وحشت وکشته شدن تعدادی از هم وطنان ما، با ردیگر این باور را به وجود اورد که تنها تقویت نیرو های امنیتی برای ایجاد امنیت کافی نیست وحکومت افغانستان باید در سازوکار ایجاد امنیت تجدید نظرجدی کند. رویکردی که بسا از کشور های دنیا در پیش گرفته اند وبه نتایج مطلوبی نیز دست یافته اند. آن میکانیزمی که باید مد نظرقرار داد.به کار گیری نیروهای لایزال مردم است. ما در گفته های بزرگان خوانده ایم وهم چنان تجربه شده است که دست خدا با جماعت است . چرا حکومت این دست خدارا نا دیده می گیرد وبرای ایجاد امنیت ازاین ابزار فوق العاده مهم سود نمی برد.دست خدا مردم افغانستان وشهروندان کشور است .تجربه نشان داده است که هر قدرنیرو های امنیتی کشور تقویت وتجهیز شوند باز هم می توان نقطه های ضعفی در آن یافت وازان ها سوی استفاده کرد وامنیت را برهم زد . هم چنان که این منظور در بسا از کشور های بزرگ جهان وبا تجهیزات پیشرفته اتفاق می افتد.وخشونت ورزان ازاین نقطه های ضعف استفده می کنند. اما حکومت افغانستان اگر موازی وهماهنگ با تقویت نیروهای پولیس وامنیت ملی کشور، ساز وکاری را برای به صحنه کشاندن مردم روی دست گیرد ومردم را با امنیت وثبات کشور در گیر کند.مردم امنیت کشوررا امنیت خود بدانند ومبارزه با خشونت را تنها ازان حکومت نینگارند،دردیدن نا امنی ویا عناصر امنیت ستیز واکنش متناسب نشان دهند؛ بی تردید استحکام امنیت را تضمین خواهند کرد .البته برای به دست آوردن اطمینان مردم، راه های فراوانی وجود دارد . خدمت رسانی متناسب وکاستن از بار مشکلات مردم یکی ازراه های شناخته شده در تمام کشور ها است. راه دیگر تبلیغات متناسب وموزون وشناساندن چهره ی حکومت درعصر کنونی است.. ما درتاریخ افغانستان همانند بسیاری از کشور های دیگر هیچ گاه، یک حکومت مردمی نداشته ایم وهمیشه حکومت ها د ربرابر مردم قرار داشته اند ومنافع مردم وحکومت در تضاد وتباین بوده است. ازاین رو میان حکومت ومردم فضای اعتماد به وجودنداشته است ،این ذهنیت منفی هنوز هم میان مردم افغانستان وحکومت وجوددارد . البته وجود فساد گسترده براین نا باوری ها افزوده است .بنابراین حکومت از طریق سازو کار تبلیغاتی می تواند هم ذهنیت گذشته راپاک کند وهم بتواند حکومت را با چهره وصورت جدید ان نشان دهد؛به صورت واضح به مردم بگوید که فساد کنونی در دستگاه های اداری کشور بسته به عوامل گونا گون است . این عوامل را باز گو کند وراه رسیدن به یک جامعه ی بی فساد را مطر ح نماید .صادقانه مردم را در جریان قرار دهد بی گمان صداقت در گفتار می تواند مردم را به حکومت نزدیک ترسازد وفاصیله میان حکومت ومردم را کاهش دهد واین کاهش رابطه ،بی تردید می تواند راهی باشد درراه تامین امنیت بیشتر . وقتی مرد م بدانند وبدین باور برسند که حکومت نسبت به آنها صداقت دارد هنگامی که در برابر خشونت ورزان قرار می گیرند؛ اولین مرجعی راکه در جریان قرار می دهند؛ نیرو های امنیتی کشور خواهد بود وبه هر میزان که تعامل میان مردم وحکومت بیشتر شود ونیرو های امنیتی برداده های اطلاعاتی مردم متکی باشند؛ بی تردید از میزان خشونت ورزی هاکاسته می شود وخشونت ورزان در میان مردم احساس امنیت وارامش نمی کنند.
امید می رود که حکومت برای ایجاد واستحکام هرچه امنیت در کشور،از توان لایزال مردم سود جوید تا مردم ما از خشونت ورزان اسیب کم تر ببینند.