رسانه ها وازادی رسا نه ها
یکی از دلایلی که بر علیه این اتهام مطرح شد که- به دید نگارنده -رد اتهام نبود بلکه به نحوی پذیرش وابستگی وقرار داشتن در جهت اشاره: نوشته ا ی که درزیر می خوانید، پاسخی است ب هدو پرسش. اول این که می توان وابستگی را با وابستگی توجیه کرد. دوم آن که ازادی رسا نه ها تا کجا است وچه وقت وبا کدام شرایط می توان گفت که رسا نه های ازاد است یا نیست.
در هفته های اخیر سخنگوی امنیت ملی افغانستان برخی رسا نه های گروهی را متهم به وابستگی به به برخی کشور های خارجی کرد.آقای مشعل از برخی تلویزیون ها وشماری از نشریه های چاپی نام برد. مدعای سخن گوی ریاست امنیت ملی آن بود که این رسا نه ها در خدمت کشور های بیرونی قرار دارندوبه جای حرکت در جهت منافع ملی کشور، منافع تمویل کنندگان را مد نظر قرار می دهند ودرآن راستا عمل می کنند. سخن گوی امنیت ملی هم چنان ویژگی های کاری هریک ازاین رسا نه هارا بر شمرد.. البته این اولین بار است که نهاد های وابسته به حکومت افغانستان چنین با صراحت ووضاحت تمام ازاین گونه رسا نه ها نام می برد و آنهارا مورد اتهام قرار می دهد.این اظهار نظر ومتهم کردن اشکار شماری از رسا نه های گروهی ،واکنش های فراوانی بر انگیخت. برخی لحن ها تند وگزنده بود وبرخی نیز ارام تر ومودب ترواکنش نشان دادند. منافع کشور های بیگانه بود. این واکنش ها بدین گونه مطرح شد که چرا از رسا نه های وابسته به غرب وامریکا نام برده برده نمی شود ومنطور ومقصود انها اشکار نمی گردد که به برخی رسا نهای ارزش گرا !انگشت نهاده می شود. نگارنده به وابستگی ویا غیر وابسته بودن این گونه رسا نه ها کاری ندارد اما این گونه استدلال هارا از بن بی مایه وپایه می داند واگر حکومت اتهامی بسته است وبرای اثبات نیاز به دلیل وثبوت دارد. اما این گونه واکنش ها چنان بی معنا وپایه است که جز وابستگی به کشور های خارجی را نشان نمی دهد. زیرا وجود وحضور رسا نه های گروهی وابسته به غرب هیچ گاه مجوزی نمی شود که سایر کشور ها نیز بدون داشتن هیچ معیار وضابطه ای دست درازی کنند و حضور خودرا قانونی بداند.حضور نیرو های غربی در کشور ما برای کشور های دیگر مجوز دخالت نمی دهد ونباید چنین پنداری تقویت گردد که چون نیرو های خارجی در کشور ماحضور دارند پس مجوزی است که باید نیرو های کشور های همسایه نیز حضور پیدا کند. هر استدلالی براین پایه ومبنا استلالی بس سخیف نا موجه وغیر منطقی است. مردم افغانستان امید می برند که با تامین امنیت در افغانستان زمینه های حضور نیرو های خارجی بر چیده شود وافغانستان بتواند نفسی بدون حضور نیرو های خارجی بکشد. زمانی که این آرزوی هر فرد افغان است، پس نباید حضور دیگران را با حضور غربی ها توجیه کرد. تقسیم رسا نه ها به ارزش گرایی وغیر ارزش گرای نیز از همان سخنان بی مایه است که ازاذهان ارزش نا شناس بر می خیزد. اگر ارزش ها به دو بخش جهان شمول وجغرافی مدار تقسیم شوند؛ ما برخی ارزش های عام وجهان شمول داریم. از جمله می توان از اخلاق جهان شمول واز نظام های سیاسی جهان شمول یاد کرد که امروز خو ش بختانه در جهان مقبولیت تام یافته است ومورد تکریم همه کشور های شرقی وغربی قرار دارد. ما نیاز مند تبین ارزش های جهان شمول هستیم وهررسانه ای که به این ارزش ها پا یبند وملتزم باشد، مورد احترام وپاسداشت است. دروغ نگفتن ، ،احترام به ارزش های انسانی نهادن وخون آدمیان را نریختن ، حقوق زنان را محترم داشتن . حریم خصوصی وشخصی ادمیان را پاس داشتن از نیکوترین خصلت ها وارزش هایی است که همه کشور های دنیا به آن ملتزم هستند وهررسانه ای که در تقویت این ارزش ها تلا ش ورزد مورد تکریم وتعظیم واحترام است. آچه به نام ارزش های ملی یاد می شود مجموعه اداب وعاداتی است که سال ها بر این کشوروجود داشته ؛ برخی ازاین عادت ها قابل احترام هستند وبرخی نیز باید تغیر پیدا کنند وآداب نوی برجای آن قرار گیرند. اگر رسا نه هایی می خواهد ارزش های جدید را بر آداب ویا ارزش های کهنه وپوسیده الویت وارجحیت دهد بی گمان کار نیکویی کرده است. این که کسانی برخود نام ارزش گرا بگذارد وبر دیگران غیر ارزش گرا سخنان دقیق وحساب شده نیست این گونه می نماید که کسانی با این گونه واژگان یا خودرا فریب می دهد یا در صدد فریب اذهان آدم های ساده دل هستند ؛زیرا هررسانه ای که منتشر می شود وهرحرفی می گوید حامل نوعی ارزش است. یک ارزشی برایگروهی محترم است وارزش دیگر برای گروه دیگر بنابراین این چه مدعای گزافی است که من خودرا ارزش گرا بنامم وسایرین را غیر ارزش گرا یا ضد ارزش گرا. اگر سخن ازآزادی رسا نه در میان باشد باز سخن دیگر است که باید مورد توجه قرا رگیرد ومعیار های ازادی برشمرده شود. را این گونه می توان مطرح کرد
ایا ازادی رسا نه هاامر مطلق است یا نسبی ونسبی بودن ازادی را می تواند با چه سنجید؟ در یک دید گذار می تواند نسبی بودن ازادی را در نسبت حکومت وبیرون حکومت در نظرگرفت.
حکومت آزادی رسانه ها: وقتی ازازادی رسا نه ها سخن می ر ود منظور ازادی مطلق وبی قید وشرط نیست بلکه ازادی رسا نه ها در پیوند با قدرت مستقر، مورد بحث قرار می گیرد. وقتی گفته می که در فلا ن کشور ازادی در سا نه وجود ارد یا خیر؛ منظور آنست که ایا حاکمان آن کشور در سمت سو دهی رسا نه دخالت می کنند یا نه؛ میزان این دخالت چقدر است.درکشور ما ازآدی رسا نه ها درده سال گذشته وجودداشته است یانه؟ بدون هیچ تردید، وضعیت رسا نه ها آزادی های موجود در کشورما اگر بی ش سابقه نباشد کم سابقه است . درده سال گذشته کسی به یاد ندارد که حکومت خواسته باشد اعمال نفوذ کند وازگفتن وشنیدن حقایقی جلو گیری کرده باشد . ممکن است حکومت بر اساس مصلحت برخی اخبار وگزارش هارا کتمان کرده باشد وکوشش کند که به بیرون راه نیابد، این ها واقعیت هایی است که دردموکراتیک ترین کشور ها وجود دارد ونهاد های قدرت در دنیا بر این امر ملتزم هستند که حقایقی را که امنیت وثبات کشور شان را مورد تهدید قرار می دهندکتمان کنندآ بنابراین رسا نه ها در نشر وپخش حقایق ازاد هستند وحکومت هیچ گاه مانع نشر اخبار و گزارش ها نشده است.
ازادی رسانه درنسبت خود: نگارنده نمی داند که این تعبیر رسا وقابل فهم است یا نه منظور آنست که به رغم ازادی ای که از سوی حکومت وجود دارد باز هم می توان گفت که در افغانستان ازادی به صورت کامل وجود دارد هیچ نیرو وتوانی اعمال قدرت نمی کند ورسا نها را از گفتن حقیقت ها باز نمی دارند یا آن که عوامل پیدا وپنهانی وجود دارد که نمی گذارد حقایق آن
گو.نه که باید به نشر سپرده شود؟
به سخن دیگرقدرت غیر حکومتی که مانع پخش ونشر اخبار وگزارش ها می شود ایا عواملی درونی است یا بیرونی. ایا علایق های دینی، نژادی منافع صنفی، قومی ووابستگی های مذهبی مانع نشر وپخش واقعیت های اجتماعی نمی شود . ایا گاه همین وابستگی ها مارا از حالت تعادل بیرون نمی برد؛ ایا همین وابستگی ها باعث نمی گر دد که گاهی ما بر واقعیت ها سر پوش نهیم واز نشر آنها چشم بپوشیم؛ ای همین وابستگی های معیشتی باعث نمی گردد که برخی واقعیت هار وارونه جلوخ دهیم وچشم بر برخی حقیقت ها بپوشیم؟ممکن است کسانی ادعا کنندکه می شود آدم ها به جایی برسند که همه چیزی را زیر پای نهند وبرای آگاهی عامه به نشر واقعیت ها بپردازند. پاسخ آنست که این ها ایده وایدالهایی است. ممکن است سیرزمان آدمیان رابه چنین مرحله ی از رشد برساند که تعلق خاطر ازهمه بریده باشند وصرف به واقعیت های جامعه خود بپردازند؛ اما در طول حیات بشر کم بوده اند آدمیانی که از همه چیز وهمه تعلق خاطر بریده باشندوهمیشه مصلحت یا منفعتی برروح وروان شان حاکم نبوده باشد. تاریخ بشر نشان می دهد وجهت دهنده کنش های آدمیان بوده است. حتا می توان مدعی بود که بسیاری از تیوری های علمی بر اساس همین وابستگی های درونی زاده شده اند چه رسد به اطلاع رسا نی های روز مره . بنابراین نه دردنیا ونه در افغانستان رسا نه های مطلق ازاد وجود ندارد. اما آنچه که از امیتاز های درخشان امروز ما محسوب می شود انست که رسا نه ها از سوی حکومت مورد بغض وکینه قرار نگرفته است وقبضی بر پای رسا نه ها بسته نشده است. اما این وضعیت مطلوب است یانه دید گاه های گونا گون وجود دارد.هر دید گاهی می خواهد تنها باور های آنها رشد ونمو پیدا کند وسایر باور ها در محاق قرار گیردو هردو گروه نیز خواهان حفظ خود وحذف سایرین است زیرا هریک خودرا حق می دانند وسایرین را باطل می شمارند. تا وقتی این قصه ادامه داشته باشد ازادی رسا نه ها نیز مورد بحث وگفت وگو قرار دارد. این نزاع همانند جنگ جبری واهل قدر تا قیامت ادامه خواهد یافت واز میزان آن کاسته نخواهد شد مگر آن که ارزش های متکثر باورمند باشیم که آنچه مخلوق دست بشر است همین هایی است ک وجود دارد هیچ کسی وهیچ کشور حایز وحامل تمام ارزش ها نیست گروهی باورمند به ارزش هایی است که گروهی دیگر فاقد انست وبر عکس نیز است به قول حضرت مولوی:
حکمت این اضداد را باهم ببست ای قصاب این گرد ران با گردن است
همیشه باید از مطلقها گذشت وباور های خودرا ارزش های مطلق نباید دانست. در افغانستان این همه تصلب ورزیدن وخواهان تعمیم ارزش های خود به دیگران شدن وخودرا در جای حق نشاندن وسایرین رامهر باطیل زدن، ناشی از ذهن کودکانه است . اگرچنانچه در پای سخن بزرگان بنشینیم واز سخنان آنها الهام گیریم بی گمان همه گل ها به هررنگ دراین گلستان قابل تحمل خواهد بودوهر کس دیگررا به بهانه باطل بودن از رده خارچ نخواهد کرد.
اما ازیک نکته نباید غفلت کرد آن اینست که آزادی نسبی ای کهم وجود نخواهددا کرد. مگر آن که خواسته های نفسانی ماآدمیان اندکی تنزل یابد وبر خواسته های بی انتهای نفس خویش لگام صبر وقناعت بزنیم واگرنه همین اندک ازادی هم میسر نخواهد بود.