منافع ملي؛دروغي كه هيچ كس باور ندارد
گرچه اين شروط از سوي جرگه مطرح گرديد ،اما بي گمان اين شرايط القا وتلقين حكومت افغانستان به آن جرگه ي غير قانوني مشورتي بود. اما پرسشي كه مطرح مي شود آنست كه: منافع ملي افغانستان در امضاي پيمان با برخي كشور هاي اروپايي چرا مطرح نشد. حتا مورد بحث نيز قرار نگرفت.انتظار برده مي شد كه مجموع پيمان ها در معرض داوري مردم ورسا نه ها قرار مي گرفت وديد گاه هاي رسا نه هاي گروهي مورد توجه قرار مي گرفت. به همان ميزان كه پيمان راهبردي با امريكا از اهميت برخوردار است به همان ميزان ساير پيمان ها براي مردم افغانستان ومنافع ملي كشور با اهميت است . زيرا امضاي پيمان با هر كشور خارجي بر اساس منافع ملي كشور صورت مي گيرد. برخورد هاي دو گانه ونگاه هاي متفاوت حكومت وشخص اقاي كرزي چنان است كه ترديد وتشكيك هاي فراواني ايجاد كرده است واين ابهام را به وجود آورده است كه انچه اقاي كرزي حاكميت ملي مي خواند بدان باور دارد يا آن كه كاسه ي زير نيم كاسه است؟ همين ايجاد ابهام است كه تحليل گران بدون توجه به ادعا هاي اقاي كرزي، علت ها وانگيزه هاي ديگري را درعلت تعويق امضاي پيمان مي بينند.. برخي بدين باور اند كه اقاي كرزي سر انجام اين پيمان راهبردي را امضا خواهد كرد؛ با توجه به اين كه امضاي پيمان راهبردي با شرايط مطرح شده از سوي حكومت افغانستان هيچ تناسب ندارد. امضاي پيمان بيشترينه ناظر وتاثير گذار بر اينده افغانستان است واين ضمانت را به وجود مي آورد كه ايالات متحده امريكا نسبت به اينده ي افغانستان تعهد هاي دراز مدتي داشته باشد. ايجاد ثبات وامنيت در افغانستان وكمك به زير ساخت هاي اقتصادي كشور، آموزش نيرو هاي امنيتي افغانستان از مهم ترين تعهدات امريكا در قبال افغانستان خواهد بود. در حالي كه شرايط مطرح شده از سوي حكومت تا سال 2014 كه سال خروج نيرو هاي خارجي از افغانستان است به پايان خواهد رسيد وقتي نيرو هاي خارجي در افغانستان حضور نداشته باشند شرايط مطرح شده نيز خود به خود منتفي خواهد شد. بنابراين به دور از عقلانيت است كه حكومتي منافع دراز مدت خودرا در شرايط زود گذر پيوند دهد. لذا همان گونه كه اين شرط بندي ها ازاساس غير منطقي است و كسي به صداقت حكومت باور نخواهند كردارتباط پيمان با اين شرايط نيز قابل باور نيست.
ديد گاه ديگر آنست كه اقاي كرزي مي خواهد از مقام هاي كاخ سفيد انتقام گيري كند.زيرارئيس جمهورافغانستان مي پندارد كه دردور دوم انتخابات رياست جمهوري، اين مقام هاي امريكا وبه ويژه حزب دموكرات آن كشور بود كه در امور انتخابات دخالت كرد ونزديك بود كه رفتن به ارگ رياست جمهوري، براي اقاي كرزي به رويايي بي تعبيرتبديل گردد. اوگرچه با هر تقلب وتخلفي كه انجام داد سر انجام به ارگ رياست جمهوري راه يافت وبه عنوان رئيس جمهور افغانستان سوگند ياد كرد اما كينه وحقدي كه از امريكايي ها بردل گرفت هرگز ازدل او بيرون نشده است وحال كه امريكايي ها خواستار امضاي پيمان است مي كوشد درامضا نكردن پيمان مرهمي بر دل ريش ومجروح خويش بگذارد وبه امريكايي ها بفهماند كه گذشت زمان آن كينه هارا از دل اونشسته است واو هم چنان از امريكايي ها خا طره ي تلخي به ياد دارد. اگراو به بهانه آتش زدن قرآن شريف به تحريك احساسات مردم مي پردازد باز هم درهمان راستاي كينه جويي هاي او بايد تعبيروتعريف كرد. البته شعار منافع ملي مي تواند سر پوشي براي ناكامي ها وفساد گسترده دردستگاه حكومتي اقاي كرزي نيزباشد. يكي از مواردي كه نقد هاي رسا نه هاي داخلي وحكومت هاي غربي را نسبت به حكومت اقاي كرزي بر انگيخته است ؛ مديريت ضعيف او در مهار فساد گسترده ورو به افزايش است كه نه حركتي از سوي حكومت ايجاد شده است كه اطميناني براي خارجي ها باشد ونه پاسخي براي رسا نه هاي كشور ارايه شده است، دامن فساد هم چنان بيش از پيش گسترده مي شود. به باور برخي آگاهان حتا نهاد هايي كهاقاي كرزي براي مهار فساد ايجاد كرده خود دستي در فساد دارند وبر پهنا وعمق فسادافزوده اند. بنابراين اقاي كرزي براي آن كه نقد ها را ازذهن مردم پاك كند وچهره موجه تر ومطلوب تري از خود به نمايش بگذارد، برخي شعار هايي كه اصلا اعقتاد وايمان بدان ندارد را مطرح مي نمايد. اما اين كه اين گونه عوام فريبي وخاك به چشم مردم پاشيدن اتوريته ي اقاي كرزي وحكومت اورا بالا ببرد،راهي است كه به دهي منتهي نمي شود. بعد از ده سال حكومت داري وفعاليت ده ها نهاد خارجي در كشور،اعلام مي شود كه بيش از پنجاه فيصد مردم افغانستان از مصئونيت غذايي برخوردار نيستند. چگونهمي توان ازاين آمار وارقام وحشت انگيز از چشم مردم دور نگاهداشت. شايد بتوان برامواج احساسات مردم سوار شد وبه اصطلاح موج سواري كرد وليكن اين امواج احساسات اگر براي اقاي كرزي نام آور باشد براي مردم نان نمي شود.سر انجام مردم درك خواهند كرد كه حكومت اقاي كرزي كاري شايسته اي انجام نداده است .
مورد ديگري كه ازديد رسا نه ها وتحليل گران پنهان نمانده است. تاثيركشور هاي همسايه افغانستان بر اقاي كرزي است. ايران بعد از انقلاب اسلامي دران كشور، رابطه ي خصمانه اي با غرب داشته است واين خصومت را پنهان نيز نداشته وحالا هم مخالف درجه يك حضور نيرو هاي غربي در منطقه و امضاي پيمان راهبردي ميان افغانستان وكشور هاي غربي است وبه هر طريق ممكن مي كوشد تا زمينه هاي ماندن نيرو هاي خارجي را در افغانستان تنگ تر كند. پاكستان نيز مدتي است كه در تنش با آمريكا به سر مي برد وخواستار آنست كه نيرو هاي امريكايي از افغانستان بيرون روند، وپيمان راهبردي ميان افغانستان وامريكا امضا نشود. حال سوالي كه ايجاد مي شود انست كه ميزان تاثير اين دو كشور همسايه برتصميم حكومت افغانستان چقدر است؛ ايا وعده وعيد هاي اين دو كشور حكومت را از امضاي پيمان با امريكا باز داشته است؟. د رهردو صورت اگر امضاي به بهانه نقض حاكميت ملي ، تن دادن به خواست هاي همسايگان وبا طناب آنان به چاه رفتن باشد. هيچ نبايد ترديد داشت كه طناب همسايگان پوسيده تر ازآنست كه بتوان برآنها اعتماد كردوبه بهانه تامين حاكميت ملي از امضاي پيمان سرباز زد.بايد خاطر نشان كرد تاوقتي امنيت در افغانستان به صورت پايدار ومطمئن در نيايد. مردم افغانستان به اينده اي خود اطمينان نيابندو،حاكميت ملي تامين نخواهد شد. چه كسي باور مي كند كه معاش ماموران حكومت وابسته به كمك هاي خارجي است اما ما دم از حاكميت ملي مي زنيم. حكومت اقاي كرزي در ده سال گذشته با سياست هاي نا درست خود حتا نتوانسته است زمينه وبسترتامين حاكميت ملي را فراهم آورد.از ميان بردن فقر يا به حد اقل رساندن آن و ايجاد راهبرد هاي تامين معاش براي مردم از زير بنا هاي تامين حاكميت ملي در هر كشوراست. شنيدن اين گونه سخنان از حكومت كنوني، ياد حكومت هاي حزب دموكراتيكدخلق را در اذهان زنده مي كند . آن زمان نيز بيش از صد هزار نيروي اتحاد شوروي در افغانستان حضور داشت اما حكومت با شدت وحدت دم از حاكميت ملي وحكومت خلق برزبان مي آورد! امروز نيز شنيدن سخنان دهن پركن وذهن آشوب، آن دوران را تداعي مي كند.