1024x768

اما آنچه كه رسيدن بدين منظور را مشكل يا حتا ممتنع كرده است ساختا ر فرورفته در باند بازي وخويش خواري های حکومت کنونی افغانستان است. هم جامعه افغانستان را در هاله ی از ياس ونا اميدي فروبرده وهم باعث نگراني هاي جامعه جهاني شده است . اين نگراني ها به حد ی جدی  است كه برخي كشور هاي كمك كننده به افغانستان، تهديد كرده اند كه در صورت تداوم چنين وضعيتي كمك هاي خود از افغانستان را قطع خواهد كرد؛ زيرا ظرفيت وتوان جذب كمك هاي مجامع بين المللي هنوز در افغانستان ايجاد نشده است وحکومت افغانستان نتوانسته است بعد ازده سال این توان وظرفیت را ایجادکند؛وكمك هايي سرازير مي شود که نه تنها گرهي از دشواري هاي مردم افغانستان  رانمي گشايد كه چه بسا باعث  فساد بيشتر وگره های نا گشودنی بیشتری خواهد شد.  ازاين رو بهار توام با نگراني اغاز يافت بدون ان كه چشم اندازي روشني دراينده وجود داشته باشدویا دریچه کوچکی به روی مردم گشوده شده باشد. يكي از نگراني هاي مردم افغانستان مصالحه با طالبان مسلح است . آن گونه که در نخستين روز هاي سال روان شاهد بوديم روز هاي بهار با ترور وبم گذاری وخشونت ورزي های طالبان همراه بود.سال نو با صدای بم وانفجار اغاز یافت تا حال که چند روزی بیش نمی گذرد دیده می شود که دامنه ی خشونت افزایش یافته است .دريچه ی تنگی که پنداشته مي شد به سوي صلح گشوده شده باشد اينك بار ديگر بسته شد وطالبان اعلام كردند كه پروسه ی قطررا متوقف كرده اند ؛زيرا در عمل كرد ايالات متحده امريكا صداقت وصراحت لازم را نمي دیده اند . حال منظور از صراحت امريكا در نزد گروه طالبان چيست هنوز اشكار نشده است وليكن آنچه اشكار شده است، راه دشوار رسيدن به صلح پايداروایجاد امنیت در کشور است كه رسيدن بدين امر دشواربا دشوارهاي فرواني مواجه است.   این پرسش مطرح است که اگر چنانچه طالبان دوباره دروازه قطررا بگشایند ومذاکره را آغاز کنند؛مي توان به اين روند اميد وار بود يا‌ان كه حكومت وجامعه ی جهانی بايد زمينه هاي بيشتري رافراهم اورند وتلاش های افزون تري به کار بندند تا بتوان به‌اينده اميد بست وچشم انداز بهتري را ديد؟

  آنچه به چشم مي ايد آنست كه صلح تا هنوز به ديد استراتژيك نگريسته نشده است تا هنوز باور مندي براي صلح نه در نزد طالبان ونه هم براي كشور هاي خارجي ونه حكومت افغانستان به وجود نيامده است. ما درسال گذدشته و ماه هاي اخير شاهد تولد ادبيات جديدي دراين عرصه بوديم که یکی از ازاین اصطلاحات ملكيت صلح بود. حكومت افغانستان باورمند به صلحي است كه مالك آن باشد. تفسير اين سخن آنست كه صلح مي تواند خارجي ويا داخلي باشد اما حكومت افغانستان به صلحي پايبند ومتعهد است كه در خدمت حكومت قرارداشته باشد اين در حالي است كه گروه مقابل صلح، حكومت افغانستان را فاقد وجاهت سياسي مي دانند وحتا حاضر نيستند که با حكومت بر سر ميز مذاكره بنشيند. اگر صلح دراين فاز نگريسته شود بايد دست اميد شست وافغانستان سال اتی را در جنگ خونين وفرساينده به تماشا بنشینند.همه می دانند که هیچ سخنی بدون جایگاه وبستر ذهنی نیست و به كار گرفتن اين گونه ادبيات از سوی حکومت  افغانستان داراي خاستگاه وبستری است. حكومت وطالبان مي خواهند نيات واقعي خودرا در لفافه اين واژگان وكلمات پنهان دارند. حكومت بر اساس تنش هايي كه با ايالات متحده امريكا به وجود آورده است مي كوشد از هر اهرمي سود برد تا امتياز هاي بيشتري به دست‌اورد. حال آن امتياز ها چيست وکار بست این گونه سازو کار ها می تواند  حكومت  به‌ان نيات برسانديا نه خود نيازمند تامل وتحليل است اما فقط مي توان گفت كه حكومت افغانستان به چند دليل در تنش با ايالات متحده امريكا است  که می تواند برروند صلح با طالبان تاثیر بر جای نهد..اولترومهم تر،تيم نا ساز گاراقای کرززی است كه متاسفانه با ساختار قبيله اي وسلفی گیری رئيس جمهور را در حلقه محاصره قرار داده است. اين تيم به دليل ساختار فكري قرون وسطايي هنوز بر تفكر قبيله اي تمركز دارند ومي كوشند اقاي كرزي را در اختيار خود داشته باشند اگر در گذشته اين تيم كار آيي اشكاري نداشت اما اينك  فضاي سياسي را چنان تنگ كرده است كه عرصه براي نفس كشيدن اعضاي تيم نيز تنگ شده است. در هفته هاي اخير شاهد برخورد فزيكي معاون سیاسی وزارت خارجه اقاي كرزي با رئيس دفتر او بوديم وشنیده شد كه رسوايي اين تيم ،قصه هر كوي و بزرن شد وراز اختلاف های نهفته ی تيم آقای کرزی از پرده بيرون افتاد.تیم یاد شده علاوه بر آن كه بر اراده اقاي كرزي خودرا تحميل كرده است  ابزار هاي رسانه اي نیرومندی نيز دردست داردکه حتا مقام هاي ايالات متحده امريكارا به واكنش واداشته است. وبرخی مقام های امریکا رسا نه هاي حكومت را متهم به تبليغات عليه امريكا كرده اند. بنابراين دراين ديد تا وقتي اين تيم ما فيايي در كنار اقاي كرزي باشد واراده  رئیس جمهور در اختیار ین گرو قرار داشته  باشد، نه تنها حكومت افغانستان اراده اي براي صلح نخواهد داشت ؛چه بسا در اختلاف  بیشتری فرو خواهند رفت ودود این کشمکش ها نا گزیر بر چشم مردم  را کور خواهد کرد.  اصرار حکومت بر افغانیزه کردن روند صلح با طلبان آنست که سند افتخار صلح تنها ازآن تيم اقاي كرزي باشد. اين كار با دو انگيزه صورت مي گيرد اول اين كه اقاي کرزي مي خواهد اين افتخار تنها ازان تيم او  ودر نهايت حكومت او باشد تا بتواند وجهه واتوريته اي براي او كمايي كند؛ زيرا درده سال كذشته حكومت افغانستان در چنان هاويه اي از ناكامي گرفتار بوده است كه بعد ازده سال كه درمسند قدرت قرار داشته است هيچ برگ برنده اي دردست ندارد تا بتواند با‌ان بازي كند وذخيره اي براي آينده اي سياسي خود قرار دهد. دو، ديگر به دليل نزدیكي فكري اي که ميان تيم كرزي وطالبان وجود دارد، كوشش صورت مي گيرد كه حكومت افغانستان به تنهايي روند مذاكرات را به فرجام برسانند تا بتوانند، تعدادی بيشتري از طالبان رادر تركيب  حكومت شامل سازند.  حاصیل این پندار آنست تیم اقای کرزی با دردست گرفتن لجام مصالحه با طالبان، هم سند افتخارصلح را به نام خود بزند  وهم پيروزي تفكر طالباني را تضمین کند. وقتي  از مالكيت صلح سخن مي گويند؛ هدف نيز آنست كه اگر آمريكايي ها يا ساير اعضای جامعه بين المللي در روند صلح حضور يابند واين حضور موثر باشد، بي شك تفكر طالباني را نخواهند پذيرفت و تمام شرایط طالبان را عملي نخواهند كرد.

حال باید دید که بازيگران ديگر اين روند چگونه است. ـ آنچه از سوي حكومت ايالات متحده امريكا بروز وظهور یافته است سخنان مقام های آن کشور بی تاثیر از اوضاع داخلی آن کشور قرار دارد.؛بي ترديد اقاي اوباما مي خواهد جنگ یاصلح افغانستان، براي او پيروزي به همراه داشته باشد. مواضعي هم كه تاهنوز در پيش گرفته است وضاحت چنداني ندارد. وقتي به اظهار نظر ها وديد گاه هاي مقام هاي امريكايي نگريسته مي شود اين ابهام به وجود مي ايد كه ایاواقعا امريكا به دنبال چيست؛ گاه از خروج زود هنگام نيرو هاي امريكا از افغانستان سخن مي رود، گاهي ابراز نگراني مي شود كه اگر نيرو هاي خارجي از افغانستان خارج شوند وضعيت افغانستنان به چه صورتي در خواهد آمد. گاهي هم از فشار بيشتر بر طالبان سخن گفته می شود.قصد هم آنست که تا طالبان فشار بيشتری را تحمل كنند تا تن به مصالحه دهند.از مجموع گفته هاي مقام هاي امريكا چنان  استنباط می شود که پازل مصالحه با طالبان تا کامل شدن راه درازی در پیش دارد. وسرانجام دريافته نمي شود كه اراده آمريكا بر تداوم نبرد با طالبان است يا‌ان كه  مصالحه می کند.البته نگراني ديگر ايالات متحده آنست كه با شكست طالبان ورسيدن افغانستان به يك صلح دوامدار، ديگر حضور ايالات متحده، محلي از اعراب ندارد در حالی که منافع امريكا با حضور دراز مدت درمنطقه تامين مي شود. به تعبیر برخی کار شناسان، آنچه امریکا تا هنوز انجام داده است عمل کشت بوده ومنتظر نتیجه این کشت است.  لذا رفتن جدي به سوي صلح مي تواند زمينه ی ماندن در افغانستان را از دست امريكا بگيرد. اين تناقضي است كه راه حلي براي آن ديده نمي شود. تنها راه ماندن آنست كه جنگ ادامه داشته باشد اما قابل کنترل باشد واز چهارچوب معين بیرون نرود. اما حكومت افغانستان با مواضع وديد گاه هاي نا روشن خويش دراين ابهام افزوده است. اگر حكومت افغانستان بخواهد مواضع امريكا در قابل صلح وجنگ مشخص شود. ديد گاه ايالات متحده امريكا به صورت آشكار اعلام شود بايد به امضاي پيمان استراتژيك با امريكا مبادرت ورزد كه بي شك  در موادپيمان ،زمان حضور نیرو های امریکایی مشخص شده است . مواضع طالبان به عنوان يك بازيگر ديگر اين پازل هنوزاشكار نشده است .ايا طالبان خواهان صلح هستند ؟ اين پرسشي است كه بسياي از كار شناسان مي پرسند. اگر واقعا طالبان خواهان آشتي وصلح هستند چرا بار ديگر دست به خشونت می برند؛چنانچه درروز هاي نخست سال جديد شاهد بودیم تعداد ی ازهم وطنان را به خاك وخون كشيدند ؛اما اگر خواهان صلح نيستند وبر جنگ وخون ريز ی ودشمن كيشي خود دوام مي دهند؛ چرا مذاكرات پنهان واشكاری با امريكايي ها در پيش گرفته اند. زيرا تداوم جنگ وخشونت ،بستر وزمينه ي صلح با‌ان گروه را كم تر وكمتر مي كند. طالبان نبايد به چنين پندا رباشند كه‌آدم كشتن، آنان را به صلح نزديك تر مي كند. هر قدر تخم نفرت بيشتر بكارند زمينه پذیرش ان گروه ازسوی مردم كم تر مي شو. چه بسا كه مردم افغانستان وحكومت دردو صف جداگانه قرار گيرند ومردم  رويكرد صلح خواهانه حكومت را نپذيرند.

 به هر حال چشم اندازي كه درسال جديد مي توان ترسيم كرد ؛چندان نا روشن ونا مشخص است كه هيچ اميدي درآن ديده نمی شود.مگر آنكه حكومت درديد گاه وتيم كاري خود تجديد نظر كند و راه ديگري در پيش گيرد.