رازي درون پرده وشبكه الجزيره
آن كه عواملي ديگري درميان است؟
گرچه حدس وگمان برده مي شد كه ممكن است؛ كاسه اي زير نيم كاسه باشد؛ اما دقيقا معلوم نبود كه نيم كاسه از چه زهرابي پر شده است؛ اما گويا شبكه ي خبري الجزيره اين راز را از پرده بيرون افگند ونيم كاسه را اشكار كرد.هفته گذشته يكي از شبكه هاي تلويزيون داخلي كشور از قول شبكه خبري الجزيره از اختلاف ميان رئيس دفتر رياست جمهوري و معاون سياسي وزارت امور خارجه خبرداد، هم چنان از وبسايت شبكه الجزيره نقل قول شد كه گفت وگوها ميان اين دومقام به حد ي حاد بوده كه به برخورد هاي فزيكي نيز انجاميده است(حتما فحش هاي افغاني هم نثار هم كرده اند !!).اين گزارش در عين حالي كه پرده از اختلاف هاي جدي ميان ارگ نشينان وسايرمقام هاي حكومت افغانستان خبر مي دهد؛به برخي شايعات ديگرنيز صحه مي گذارد. در هفته هاي گذشته ،شايعاتي به گوش مي رسيد؛ مبني براين كه اقاي سپنتا رئيس شوراي امنيت ملي كشور استعفاي خويش را به رئيس جمهور كرزي پيش كرده است؛ اما استعفاي او منظور نشده است .هم چنان درهفته هاي گدشته خبراز رفتن اقا ي اسپنتا از افغانستان شايع شد،؛وليكن از جانب منابع مستقل تائيد يا تكذيب نشد. امااختلاف ميان معاون سياسي وزارت خارجه كشوربارئيس دفتررئيس جمهور،دور از انتظار نيست زيرا با وابستگي هايي كه او(خرم) قبلا داشته است وبا گرايش هاي كنوني او اين ذهنيت را تقويت مي كند كه اگر كرزي به ديد گاه ونظريات كساني همانند رئيس دفتر خود بها دهدوبر آن تكيه كند نه ديد گاه هاي معاون سياسي وزارت خارجه مورد توجه وقبول قرار خواهد گرفت ونه جايي براي اسپنتا وامثال ايشان باقي خواهد ماند. زيرا اسپنتاي سياست شناس واستاد دانشگاه ودموكرات با ذهنيت هاي قرون وسطايي مملو وممزوج با ذهنيت هاي تماميت خواهي حكمت ياري هيچ گاه سازش نخواهد كرد. اگر تا هنوز افغانستان را ترك نكرده است ودر كنار آقاي كرزي مانده است ممكن است ناشي از ناگزيري هايي است كه با آن مواجه بوده است ؛واگر نه چگونه ممكن است كسي كه باورمند به دموكراسي ،ازادي بيان وانديشه باشد ودموكراسي را نظام مطلوب بداند ومبلغ پلوراليزم سياسي وفر هنگي در كشور باشد بتواند هم كاركسي باشد كه ارزش مند ترين ارزش انساني را "حرف مفت "بداند ! پرسشي ديگري كه مطرح مي شود آنست كه: معاون سياسي وزارت خارجه چرا، بن وريشه را گذاشته به شاخ وشاخه، پنجه در افگنده است؛ چرا با شخص كرزي داخل گفت و گو نشده است وعلل جاسوس پروري را ازاو جويا نشده است كه خود، اورا جاسوس پاكستان گفته است؛تا حد اقل مردم افغانستان ونهاد هاي مدني بدانند كه حكومت از يك سو با افتخاراعلام مي كند كه چند جاسوس خارجي را گرفتار كرده است در حالي كه ارگ رياست جمهوري ، مامن وماواي جاسوسان خارجي است؟ اما پرسش ديگر هم چنان مطرح است كه چرا ارگ جايگاه پرورش كساني است كه داراي هويت هاي مشخص ومعلوم است وحتا مقام هاي وزارت خارجه ازان اطلاع دارند؟
ديد گاه هاي فرواني وجود دارد؛ اولين ديد گاه انست كهاقاي كرزي به دليل ضعف مديريتي كه از خود بروز داده است وتا هنوزنتوانسته يك حكومت داري مطلوب وقابل قبول ارايه دهد وبعد از ده سال، نه دردل مردم افغانستان جايي براي خود گشوده است ونه جامعه ي جهاني روي اوحسابي باز كرده وهرروزي كه مي گذرد ميزان محبوبيت ومقبوليت او درنزد افكار عمومي داخلي و خارجي كاهش مي يابد بنابراين او خودرا چنان در تنگنا احساس مي كند كه مجبور است دست توسل به دامن حزب اسلامي بزند واعضاي آن حزب را در كنار خود جمع كند تا با اين كمند بتواند حزب را جذب كند وبا تكيه بران حزب خودرا حفظ كند . البته همان گونه كه مردم افغانستان واهل خرد مي دانند اين شيوه ها به نام هاي گونا گون توجيه مي شود؛ اقاي كرزي ممكن است اين توجيه را داشته باشد كه منافع ملي كشور!؟ ايجاب مي كند كه روي اعضاي حزب اسلامي تاكيد گذارد ودرصدد جذب آنها باشد تا در صفوف مخالفان مسلح حكومت تفرقه ايجاد. اما جهت ديگري نيز متصور است؛ اين كه حزب اسلامي يكي از گروه هايي است كه ارتباط نزديك وتنگاتنگ خويش را با ساز مان استخبارات پاكستان حفظ كرده است وهنوز هم به عنوان ذخيره ي عمده اي آن ساز مان در افغانستان شمرد مي شود؛و كساني كه درداخل افغانستان هنوز دلبستگي به حزب اسلامي دارند ونام حكمت ياررا همر با افتخارمي برند،عملكرد اورا مطلوب مي دانند؛ نمي توانند بي ارتباط به ساز مان استخبارات همسايه باشد ودر جهت خواسته هاي آن ساز مان كار نكنند؛ بنابراين پذيرفتن اقاي خرم دردفتر رئيس جمهور به معناي آنست كه رئيس جمهور مي خواهد كه با انتصاب خرم بدين سمت، بتواند موقف خود در نزد ساز مان استخبارات پاكستان را تقويت كند تا ازان طريق طالبان را در كمند مصالحه ملي بيفگند. البته اين همه تلاش وگزينش وتملق درزير لفافه وبه نام منافع ملي صورت مي گيرد درحالي كه درده سال گذشته اقاي كرزي ثابت كرده است كه نه از منافع ملي چيزي مي داند ونه هم در جهت آن حركت كرده است. برخورد هاي چند گانه اي كه او با مقام هاي خارجي در پيش گرفته وسخنان درشت ونا فرهيخته اي كه گاهي بر زبان مي راند؛ مبتني بر منافع ملي افغانستان نيست بلكه براي رضاي خاطر مقام هاي حزب اسلامي واستخبارات پاكستان است. تنش هايي كه دراين اواخير ميان ايالات متحده امريكا وافغانستان پيش امد؛ واقاي كرزي امضاي پيمان راهبردي را بسته به پيش شرطهايي فرواني كرد؛و همه تحت نام منافع ملي به خورد مردم داده شد؛ بايد گفت كه دراين گونه موضع گيري ها هيچ گاه منافع ملي مد نظر نبوده است؛ بلكه چراغ سبزي است كه از سوي رئيس جمهور كرزي به همسايگان افغانستان داده مي شود. اگر منافع ملي در انديشه هاي اقاي كرزي راه يافته بود شايد در سال 2005 ا اشكار مي شد؛ زماني كه اولين قرارداد استراتژيك با امريكايي بسته شد؛ اقاي كرزي از فرط سرور در جامه نمي گنجيد؛ و ان قرار داد را يكي از افتخارات حكومت خود مي دانست اما چه شد كه امروز اقاي كرزي اين همه در فكر منافع ملي افتاده است؟ پنهان داشتن اميال خوددرزير اين همه لفافه ولحاف نه براي رئيس جمهور زيبنده است ونه براي مردم افغانستان مطلوب .
مردم افغانستان در طول حيات سياسي خويش همواره اسير هوا هاي نفساني ووابستگي هاي احساسي مقام هاي سياسي كشوربوده اند؛يكي از علل عقب ماني كشور ما بي ترديد نبودخرد سياسي در زمام داران كشور بوده است.اما تفاوت امروز با ديروز آنست كه؛امروز اين امكان و به وجود آمده تا اين احساسات كاذب را اشكارابيان كنند وبه مقام هاي سياسي كشو اين پيام را برسانند كه به لحاظ هر كه دوست داريد بيش ازاين با آبروي وحيثيت ودين وايمان مردم بازي نكيند وبراي خوش خد متي به ديگران از ابروي مردم مايه نگذاريد وبيش ازاين بر جراحت تاريخي مردم نمك نپاشيد؛ عقده ها و احساس هاي كاذب خويش را به نام مردم نگشائيد؛اما ديروز اين امكان براي مردم ما و.جود نداشت ودر بهترين حالت امكان اظهار نظر از سوي حكومت هاي خود كامه عقل ستيز ونابخرد وجود محدود ومسدود بود.ُ