الغای نتایج انتخابت  انگیزه ها وپی آمد ها ّ(بخش دوم

اشاره:الغای نتایج انتخابات ازسوی داد ستان کل کشور سبب جنجال ها وبگو مگو های فراوانی گردید، نگارنده همانند بسیاری از شهر وندان بدین باور است که آن اعلام بیش ازاین که ناشی از تقلب های انتخاباتی باشد یک تلاش سیاسی  است .آقای کرزی وبرخی نزدیکان او بر نمی تابند که دراین دوره انتخابات تعدادنمایندگان قوم پشتون کم تر از گذشته باشند ؛لذا همه تمهیدات را به کار بسته است تا انتخابات ونتایج آن  راملغی اعلام دارد.تا مجلس نمایندگان با ترکیب گذشته به کار خود ادامه دهند یا آن که ازراه های غیر قانونی بتواند کسانی  رابه نام نماینده ای مردم نصب کند تا به اصطلاح ترکیب قومی مراعات گردد به تعبیر رئیس جمهور کرزی، وحدت ملی خدشه دار نشود! نگارنده درنوشته ای  هفته ی گذشته به برخی پی امد های زود هنگام آن گونه تصمیم گیری ها اشاره داشته ام؛ اما لازم دیدم به برخی عواقب وعوارض آن درآینده های دورتر نیز اشاره داشته باشم وبدین امر تکیه کنم که اعلام این گونه مواضع یا ازروی نادانی وجهل است وبا توهم صورت می گیرد یا ناشی از بد طینتی  وکیشی.

نگارنده باور دارد که اعلام این گونه مواضع ناشی از جهل افراد وباز گشت به گذشته است ازاین رو عنصر زمان ودرک شرایط را یکی از مولفه هایی می داند که باعث می گردد تصمیم ها صواب تر صورت گیرد .اینک بخش دوم وآخر    

ادامه نوشته

الغای نتایج انتخابات انگیزه ها وپی آمد ها

خبر لغو نتایج انتخابات مجلس نمایندگان از سوی داد ستانی کل کشور(لوی سارنوالی)باز تاب وسیعی در رسانه های داخلی وخارجی یافت. گرچه اعلام این خبر امر غیر مترقبه ای نبود با زمینه  سازی های مکرری که انجام یافته بود، برخی منتظر چنین اعلامی بودند اما توجه به وضعیت شکننده ای کشور وچالش های فراوانی که وجوددارد بیشتر مردم انتظار می بردند که حکومت با هشیاری بیشتری بر خورد کند وخودرا بدست خود به چاه نیندازد؛ اما ازآن جایی حکمان افغانستان از عقل حساب گری بر خوردار نبوده اند ازانان انتظاری جزاین نمی توان داشت.

اما زمینه سازی ها کدام بود؟

    زمانی که اقای کرزی  نتایج انتخابات در ولایت غزنی را نپذیرفت وآن نتایج را خلاف وحدت ملی در کشور به حساب آورد، زمانی که شکایت های انتخاباتی از صورت معمول خویش خارج گشت وپای در حریم نهاد های نا عادلانه ای عدلی وقضایی گذاشت ،واز هنگامی که حکومت از حضور نیرو های مخالف حکومت اظهار بیم کرد این گمانه تقویت گردیده بود که ممکن است انتخابات ونتایج آن از روند عادی ومعمولی خارج شود وبه صورت ابزار های دست حکومت قرار گیرد. بااین اوصاف می توان گفت که تمام انگیزه هاازلغو انتخابات نه نگرانی ازخدشه دار شدن وحدت ملی ، که انگیزه های سیاسی ای بود که محمل ووسیله ای بود برای نیات سیاسی ،که دردست حکومت قرار گرفت ؛اما پرسشی که مطرح می گردد آنست که ایا با این ابزار های نا کار آمد ونا موزون می توان اغراض ومقاصد سیاسی را کتمان کرد یا آن که این جامه آن قدر مندرس وفرسوده است که با هیچ سوزنی رفو نمی شود؟
ادامه نوشته

 چگونه می توان پیام محرم را ازدل تاریخ بیرون آورد؟

    هرسال درچنين روز هايي مومنان وپيروان اما حسين (ع)با راه اندازي مجالس ومحافل روضه خواني وسينه زني اين روز هارا گرامي مي دارند ورباريختن اشك ا ز چشم وزدن به سرو سينه ،مي خواهند،توشه اي ازاين محافل برگيرند وخرج آخرت خويش سازند. گرچه براي بسياري از مومنان محافل ومجالس مروج ومتعارف امر مطبوع ودلپذيري است وليكن براي نسل هاي تشنه اي كنوني كه دنيارا از منظر ديگري مي نگرند وهجوم فرهنگ هاي گونا گون رخنه اي جدي در باور هاي شان ايجاد كرده است تدوير اين گونه مجالس چنگي به دل ان نمي زندوهم چنان آنا ن كه كثيري از گفتمان هاي تاريخي را با ارزش هاي دنياي جديد به داوري مي نشينند  نه تنها بر گزاري چنين محافلي نمي تواند چنگ دردل هاي آنان افگند و تاملي را بر انگيزد ؛ علاوه برآن سخن راني ها ، محافل ومجالس سنتي روضه خواني براي امام  وبه سروسينه زدن ها ي متعارف نيز نمي توانندپيام قيام كربلا رادريابند؛ بويژه براي نسل جوان كشور ما كه سه دهه اي گذشته را به جنگ وخشونت سپري كرده اند وبه نام دين  وخدا بسا خشونت ورزي هاي عنيفي كه ا تفاق افتاده است پرداختن شكل گرايانه به قيام امام راهيچ بر نمي تابند.       ازيك سو وقتي ناهنجاري هاي فكري واخلاقي فراواني   را مي نگرندو ازسوي ديگر هجوم فرهنگ هاي غير بومي را از طريق رسا نه هاي صوتي وتصويري مشاده مي كنند حالت اشفتگي مضاعفي بدانان دست مي دهد ؛ اين آشفتگي هاي دل ازار  راوارايه الگو هايي كه مطرح است جبران كنند وزدنگي خويش را لبا‌آن سامان دهند      مجالس روضه خواني وسينه زني هاي سنتي نه تنها روح وروان نسل كنوني كشور رارضا نمي كند بلكه پرسش هاي زيادي را در اذهان وانديشه هاي آنان خلق مي نمايد واز خود مي پرسند كه امام حسين براي آنها ونسل بعد ازان ها چه پيامي را بر جاي گذاشته است و چگونه مي توانند پيام امام را ار لابلاي تاريخ بشنوند وزندگي خويش را با ان پيام جلاوصفا بخشند؟
ادامه نوشته

سردي روابط ميان كرزي واوباما (به بهانه سفر اوباما به افغانستان

 

    اوايل هفته اي جاري بود كه اوباما رئيس جمهور ايالات متحده امريكاَُُ بدون اعلام قبلي وارد افغانستان شد ودر يك فرصت چهار ساعتهف صرف با سربازان امريكايي ديدار وگفت وگو كرد. اوباما روحيه سر بازان امريكايي را ستود واز فداكاري واز خود گذري انها در مبارزه با تروريزم تمجيد كرد. اين آمدوشد كوتاه،خشم مقام هاي بلند رتبه اي كشور مارا بر انگيخت وحتا برخي اظهار داشتند كه آن سفر بدون اعلام قبلي صورت گرفته وحتا از رواديد اقاي اوباما نيز اظهار بي خبربي كرد ندكه درزير اين احساس آشكارخشم نهاني نيز ديده مي شد .

   برخي رسانه ها گفتند ونوشتند كه ديدار نكردن اوباما با مقام هاي افغانستان ناشي از خرابي شرايط جوي در كشور بوده ومقام هاي امريكايي نخواسته اند كه ريسك كنند ورئيس جمهور خويش را در هواي غبار آلود كابل در قصر همتاي افغاني آن انتقال دهند. گرچه مقام هاي افغانستان آن اظهارات را رد كردند وشرايط جوي را براي پرواز چرخ بال هاب امريكايي مساعد توصيف كردند ؛اما لحن سخن گفتن مقام هاي افغنستان وامريكا در يك سال گذشته فضاي سياي ميان دو كشور را چنان آلوده كرده است كه هيچ پرنده اي دراين فضا به پرواز درنخواهد آمد، لذا قبل ازان كه فضاي جوي ا پرواز طياره ي اوباما را مانع شده باشد، شرايط نامساعد روحي ورواني دو طرف ووجود لايه اي از ابر هاي سياه بي اعتمادي مانعي براي ديدار شده است.
ادامه نوشته

حکومت وبحران آفرینی

   هم زمان با روي کار آمدن حزب دموکرات در ایالات متحده امریکا وپیروزی آقای اوباما وکنار رفتن شرکای آقای کرزی  از كاخ سفيد،تنش درروابط افغانستان وایالات متحده ای امریکا اغاز گردید ؛برزبان راندن فساد بی حد وحصر در حکومت اقای کرزی از سوی وزیر خارجه ای ایالات متحده امریکا ،بی کفایت خواندن حکومت اقای کرزی از سوی برخی سناتور های آن کشوروهم چنان سخنان تهدید آمیز آقای کرزی در جواب مقام های خارجی بویژه ایالات متحده امریکا سر اغاز تنش هایی بود كه درروابط ميان افغانستان ومجامع حهاني اعمق بيشتر يافت .گرچه حكومت افغانستان در موقعيتي نيست كه بتواند با كشور هاي بزرگي همانند ايالات منتحده اي امريكا ازدر دشمني در ايد؛ اما از آن جايي كه زمام داران كشور ما فاقد عقلانيت سياسي هستند وهميشه احساسات شان بر عقلانيت شان رجحان داشته است  تا هنوز برهمان مركب احساسات سواراند وبه سوي نا كجا آباد مي رانند؛پاي اين مركب لنگ يه سنگ عقل گير خواهد افتاد ورماماران كشوررا متوجه خود وراهي كه در پيش گرفته اند خواهد نمود يا آن كه خود واين مردم فلك زده وبد بخت را به چاهي خواهد افگند وبارديگر چوب نا داني هاي زمام داران كم خرد خويش را خواهند خورد . فرا خواندن چهار عضو ارشد کمیسیون انتخابات وکمیسیون شکایات انتخاباتی بيش ازآن كه يك مسئله اي داخلي باشد  در ادامه ای روابط تنش آلودمیان حکومت ونهاد های بین المللی تفسير وتحليل مي گردد؛ زيرابعد از اعلام نتایج اولیه ي انتخابات از سوی کمیسیون انتخابات ونحوه ای رسیدگي به شکایات های انتخاباتی اقاي كرزي نارضايتي خويش را اعلام داشت واين در حالي بود كه نمايندگي ساز مان ملل متحد نحوه اي رسيدگي را مورد تاكيد قرار دادد وهم چنان ساير كشور ها نيز از نحوه مواجهه با تخلف هاي انتخاباتي حمايت كرند؛اما حذف شدن تعدادي از اطرافيان اقاي كرزي از ليست نهايي برندگان انتخابات گويا كاسه صبراورارا لبريز كرده است واين بار كوشيده است از طريق مراجعه به داد ستاني به خواسته هاي خويش دست يابد وافرادي را كه خذف شده است دوباره بر گرداند.البته اين بار اول نيست كه اقاي كرزي دست به مداخله در امور نهاد هاي ديگر مي زند
ادامه نوشته

صداي پاي استبداد                                    نوشته شده در سال 1387

" بارها سخنان آقاي خرم را از يكي از رسانه ها مي شنيدم كه ايشان بسيار با لحن عاميانه فرمايش مي فرمود كه «بيادر آزادي بيان حرف مفت است» هر گاهي كه اين سخنان نافرهيخته و فاقد عقلانيت دموكراتيك را مي شنودم، در حيرت فرو مي رفتم كه چگونه در يك رژيم مدعي مردمي سخناني چنان كريه و عاري از هرگونه بار معنايي و ارزشي به زبان رانده مي شود وليكن واكنشي در خور آن سخن ابراز نمي گردد، چرا آقاي كرزي به توبيخ آن وزير كابينه‌ي خود نمي پردازد؟ آخر نه آنست كه آزادي و عدالت دو ياران هم پيمان و مترادف اند، هركه آن ندارد حقا كه اين ندارد، چگونه مي شود حكومتي كه از عدالت دم بزند، اما آزادي را تحقير كند، مگر آزادي متاع بي بهايي است كه به هر بهانه‌ي او را در زنجير كنند، هركه آزادي را مفت بنگارد حقا عدالت و عدالت ورزي را نيز سخن مفت و فاقد معنا تلقي خواهد كرد، حكومتي وجود داشته باشد كه درآن آزادي و عدالت سخنان مفت باشد، آن حكومت چه نوع حكومتي خواهد بود؟ آزادي حق انسان امروز است، ستاندن آزادي از يك جامعه به معناي نفي حق زيست انساني همان جامعه است، چگونه مي توان حق حيات براي جامعه قايل بود ولي آزادي را از او گرفت؟
ادامه نوشته

اضلاع ناکام در افغانستان نوشته شده در سال 1367

هفت سال قبل وقتی پای قدرت های بزرگ جهان در افغانستان باز شد، بسیاری از تحلیل گران آن را یک فرصت و یک غنیمت تاریخی برای مردم می دانستند، زیرا بعد از برچیده شدن بساط استعمار انگلیس در اوایل قرن بیست، هیچ قدرتی با این انگیزه وبا این شعار در افغانستان حضور نیافته بودند، قدرت هایی که از یکسو مجوز سازمان های بین المللی را با خود داشت، از سوی دیگر شعار های مطبوع و دلنوازی مطرح میکردند، برای اکثریت مردم دلپذیر بود به بسط دموکراسی، پشتیبانی از نهاد های دموکراتیک جامعه ی مدنی، بازسازی و … هم شعار هایی دلفریب بود که ازجانب این قدرت ها مطرح گشته بود، اما گذشت زمان نشان داد که نیروهای خارجی ضلعی از مثلثی شده اند که افغانستان را در محاق فرو برده است، اولین ضلع این مثلث، دولت افغانستان است که بازهم به تایید و تاکید جامعه جهانی و سازمانس بوجود آمد و مردم با خوشبینی مفرط به آن می نگریستند، اما ناتوانی و عدم درایت سیاسی آن باعث شد که متأسفانه گرهی عمده از کار این ملک و ملت گشوده نشود و افغانستان به سوی قهقرا حرکت کند، کمک های بین المللی حیف و میل شد بدون آن که در جای مناسب و مطلوب به مصرف برسد، بازسازی زیربناهای اقتصادی کشور که از اولویت های کاری دولت های بعد از جنگ شمرده می شود، متأسفانه در افغانستان به فراموشی سپرده شد و حتا طرح و پلانی نیز در این راه وجود نداشته و ندارد؛ به طور مثال در مدت سی سال جنگ، اساسی ترین و استراتیژیک ترین عنصر حیات اقتصادی در کشور یعنی تولید برق از کار افتاده یا آن که فعالیت آن به حداقل کاهش یافته بود، بر دولت بعد از جنگ سزاوار بود تا قدم های جدی ای را در این راستا بر می داشت و بازسازی و نوسازی آن ها را در اولویت های کاری خویش قرار می داد
ادامه نوشته

ترکیه ونا شکیبایی سکولارها نوشته شده دز سال 1388

ازوقتي تمدن غرب به كشورهاي شرقي ومسلمان رخنه و نفوذ كرد، تلاش هايي از جانب كشورهاي اسلامي صورت مي‏گرفت تا راه ورود برخي مفاهيم ومقولات غربي گرفته شود، اين واكنش بسيار گسترده و فراگير بود، هم نيروهاي سنتي ديني در صدد مقابله با آن پديده هابودند وهم روشنفكران وتحصيل كردگاني كه در غرب تحصيل كرده بودند وغرب را خوب مي شناختند، شايد سيدجمال از پيش قراولان ‏و از نخستين شرقياني بود كه شرنگ استعمار را در كام خويش احساس كرده بود و دنياي اسلام را به اتحاد دعوت مي‌كرد تا در برابر استعمارگران قيام كنند، اين فرياد آزادي بخش ورساي او البته جامه ي واقعيت نپوشيد، مسلمان ها به اتحادي كه - خواست او بود دست نيافتند، اما آن صدا هاخاموش نيز نشد، بعد از او هر مصلحي كه پا به ميدان گذاشت به نحوي سخنان او را تكرار كرد، يا به شكل وگونه‏ي ديگر. در كشورهاي مسلمان علامه اقبال لاهوري به صورت فرهنگي وفلسفي در مقابله با مفاهيم غربي پرداخت و غرب را بيماري خواند كه با وجود داشت دم مسيحايي بيمارتر شده است،

ازمن اي بادصبا گوي به داناي فرنگ

عقل چون بال گشودست گرفتارتر است

سخن اين نيست كه اعجاز مسيحا داري

سخن اين است كه بيمار تو بيمار تر است

ادامه نوشته

انسان سياسي و سياست انساني  نوشته شده سال 1388

"  وقتي به تعاريف سياست مي نگري، به واقعيت عيني جامعه‌ي خود مي نگري به يك پارادوكس لاينحل گرفتار مي آيي و به اين مي انديشي كه آنچه سياست و قدرت سياسي ناميده مي شود در اين جامعه وجود دارد، يا آن كه سياست به معناي ماكياولي آن و صرف براي رسيدن به قدرت و ماندن برسرير آن تعريف مي گردد. يا آنكه معاني‌ديگري نيز براي سياست تعريف مي شود.

سياست به معناي مصطلح آن در علوم سياسي عبارت است از سامان دادن به وضعيت اجتماعي، سياسي و اقتصادي يك جامعه و براي اين سامان دهي نيازمند اقتدار سياسي است كه حكومت هاي مدرن معمولاً از طريق رفراندوم يا انتخابات آزاد بدست مي آورند، شايد در نظام هاي ليبرال غربي اصلي بر برآوردن نيازمندي هاي مادي يك جامعه از اصول برين زمامداران و سياست مداران باشد، وليكن در نظام هايي كه ادعاي ديني بودن و پاي بندي به ارزش انساني ديگر را دارند، اين سياست، بار سنگين تري را بردوش مي كشند بدين معنا كه حاكمان علاوه برآن كه بايد در صدد تامين نيازمندي هاي مادي مردم باشند بستر و زمينه‌ي رشد فكري و فرهنگي مردم را نيز فراهم آورند، اين وظيفه و مسؤوليت برعهده‌ي همه‌ي نظام هاي سياسي است كه پاي بند به اصول و ارزش هاي ملي و ديني است، قابل گفتن است كه دعوت مردم به دين از اولويت هاي سياسي حاكمان به حساب نمي آيد و ليكن مبارزه با ضد ارزش ها و عوامل هنجار شكن از وظايف دولت ها است، همان گونه كه گسترش ناامني، توانمندي هاي مادي و اقتصادي مردم را مستحيل و ناتوان مي سازد بسي ناامني ها نيز هست كه تشويش و نگراني هاي رواني را ايجاد مي كند، اگر ناامني به معناي مصطلح آن مخل رشد و توسعه است، ناامني هاي مختل كننده رواني آدمي بسي گسترده و فراگير است كه بايد شناسايي شود و با آن برخورد صورت گيرد
ادامه نوشته

انتخابات؛ فصل گسست‌ها و پيوست ها  نوشته شده در 1388

"   در دنياي سياست، پيوست ها و گسست ها امر دوراز انتظاري نيست، و ليكن داراي ضابطه و هنجار است كه هم بازيگران سياست   مي دانند كه با چه كسي سنخيت فكري و سياسي دارند و هم به نحوي مردم پيش بيني مي كنند و انتظار آن را مي برند؛ اما درافغانستان هيچ چيز قابل پيش بيني نيست، مرز ميان موافق و مخالف به تاري مويي بند است، هرلحظه ممكن است گسسته شود دشمنان ديروز دوستان امروز شوند و دوستان دشمن يا حد اقل رقيب ديگري. اين گونه بازي هاي سياسي از دو اصل سر چشمه مي گيرد، اول آن كه بازيگران سياسي در كشور داراي هيچ مبناي فكري و انديشه گي نيستند، صرف بر اساس داشته هاي مادي و اقتصادي آماس كرده اند يا ميراث داران زمان گذشته اند كه آنهم بنا بر مصالح و مقتضاي روزگار به آن جا رسيده اند، دوم نگاه به قدرت است، آدمي كه قدرت را وسيله مي داند براي بهتر و بيشتر خدمت كردن به مردم با وسواس و دقت فراوان با آن برخورد مي كند و مي كوشند در وادي نيفتند كه آنها را از خدمت گزاري به مردم باز دارد، آناني نام نيك را افتخار خويش مي شمارند و اين ضابطه را در بازي هاي سياسي خويش نيز رعايت مي نمايند؛ اما در افغانستان بازيگران سياسي چنان خاشاكي اسير باد قدرت اند، از هر سو بار وزيد به آن سو در مي غلطند، گسست مارشال فهيم از ياران قديم و جديد و پيوستن او به تيم آقاي كرزي حكايت از بازي هاي مضحك و خاشاك صفتانه دارد، اگر مارشال در مقام منتقد دولت نبود و در چند سال گذشته انواع اتهام را به دولت وارد نياورده بود، رفتن به تيم كرزي يك امر ناموجهي جلوه نمي كرد زيرا بسياري از هم سنخان او در كنار كرزي هستند و كسي هم سخن ناروايي بر آنان نگفته است، اما رفتن مارشال معلوم مي دارد كه در پشت سر آنهمه انتقاد هيچ انديشه و فكري وجود نداشته و هيچ انگيزه قوي و نيرومندي او را وادار به آن انتقاد ها نمي كرده است، صرف دست يابي به قدرت او را واداشته بود كه در صف منتقدان دولت كرزي قرار گيرد و مترصد بود تا چراغ سبزي نشان داده شود و او چهار نعل به سوي قدرت موهوم بتازد
ادامه نوشته

روزه واهمیت آن در هنجار مند کردن انسان

   در يك ديد كلي باديدن برنامه هاي كه از راديو ها و تلويزيون ها پخش مي شود اين ذهنيت ايجاد مي شود كه دست اندركاران رسانه ها به اين ماه چندان توجه ندارند، شايد هر شب چندين بار از رسانه هاي كشور در باره رمضان صحبت مي شود،‌ماه رمضان ماه مهماني خدا، ماه رمضان ماه نزول قرآن و ... اما هيچ گاه برنامه هاي مدون و قابل قبول از سوي رسانه ها پخش نمي شود تا رمضان را در ارتباط با اوضاع و احوال كنوني كشور تفسير كند و فرهنگ ديني مردم تقويت شود.

همين جمعه رمضان گاه مهماني خدا اگر درست بيان شود و تفسير گردد و اعمالي كه در اين ماه مي تواندايشان با انجام آن بيشتر به ياد خدا افتد از پليدي ها و ناپاكي ها دوري گزيند،‌راهها سازندگي روحي و رواني مردم تشريح شود بي ترديد اثرات مثبت و ماندگاري بر اخلاق اجتماعي مردم خواهد گذاشت و زمينه هاي بسياري از ناهنجاري ها برچيده خواهد گشت،‌در رمضان آنچه پيش از همه مي توان به آن پي برد مقام پرشكوه انسان در نزد خداوند(ج) است،‌وقتي ايشان خاكي مورد توجه خداوند باشد و خداوند به هر بهانه اي بخواهد تا ايشان مقام بلند خويش را دريابد و برخوان رحمت الهي بنشيند،‌معنايش آنست كه اين انسان قدر خويش را بداند و از فرامين الهي سرنپيچد، حلال هاي خداوند را حلال بشمارد و ا

رشوه ستاندن،‌مال مردم به زور گرفتن، در حق مردم ظلم كردن،‌كم فروشي كردن،‌قيمت فروشي و غبن در معامله از كارهاي وام ور است كه خداوند بندگانش را از آن نهي كرده اند، اگر همين ها هركدام بارها و بارها از سوي رسانه ها تكرار شود و با الفاظ گوناگون و با شيوه هاي متفاوت به كار رود با اطمينان برروح و روان مردم تاثير خواهد گذاشت و زمينه هاي اعتلاي اخلاقي مردم فراهم خواهد شد، و ليكن متأسفانه نه تنها رسانه هاي (اكثر) نه تنها توجه جدي به اين امور ندارند كه روز به روز بر مقدار سريال هاي مبتذل و رسواي خود افزوده اند و در ماه رمضان كه ماه مهماني خدا است،‌متأسفانه بعد از هر آگاهي رمضاني سريال ها و فلم هاي مبتذل هنري به نمايش در مي‌آيد، آدم روزه داري كه بعد از يك روز تشنه گي و گرسنگي به سر سفره افطار مي نشيند،‌به جاي آن كه در فوايد روحي و جسمي روزه سخني بشنود، سريالهاي تولسي و پرينا امثال آن را مي بينند، ديدن آن سريال ها نه تنها بر خلاف روح روزه داري يك انسان روزه دار است كه تاثير هاي مخرب و ويرانگر اخلاقي نيز به جاي مي گذارد.

بهرحال اگر اراده بر اين باشد كه خشونت،‌ درنده خويي، بد اخلاقي و ساير فساد از اين جامعه رخت بربندد و جامعه به سوي ملامت قدم بردارد، علاوه بر ساير تمصيلات،‌رسانه هاي جمعي كشور نيز بايد در اين جهت برنامه ريزي كنند و هدايت گر مردم به سوي خوبي ها و نيكي باشد، حال مسئوليت اين كار به دوش كيست، و چه كسي بايد رسانه هارا وادار كند، آيا بازهم بايد دوست را متوجه دانست؛ و تمام زشتي ها را به دوش دولت افگند يا آن كه اصحاب رسانه ها را نيز مورد شماتت قرار داد و اكثر آنان را انسان هاي بي درد و فاقد شعور ديني خواند كه نه خود باور به ارزش هاي ديني دارند و نه حتا به ديده و عقيده هاي مردم احترام مي گزارند،‌بايد راههاي مقابله با آنان پيدا شود كه بدون توسل به خشونت آنان روح روان اعتقادات مذهبي مردم به بازي نگيرند با باور هاي ديني و اعتقادي مردم تجارت نكنند، گرچه نصيحت هاي اخلاقي به گوش اين بي خبران از خلق و خدا فرو نخواهد رفت،‌اين مروجان منكر به كار خويش دوام خواهد بخشيد و ليكن اميدواريم دردمندان اين جامعه تمهيداتي بيند شيند و راه مقابله با اين هنجار ستيزان را خود بيابندز حرام هاي او پرهيز كند

معرفی ونقد کتاب گفتمان دینی در افغانستان اثر:عبدالحفیظ منصور بخش دوم وپایانی

 مقاله ی دیگر این مجموعه"جانمایه ی کثرت گرایی دینی که در واقع دفاع ازاندیشه های مونو مالیستی نويسنده است در رد پلورالیسم. يكي ديگر از مقاله هاي اين نقد گفتمان ديني در افغانستان است كه از مقاله های مهم آن كتاب، شمرده مي شود که نام کتاب نیز از آن بر گرفته شده، يكي از مطلب هاي بسیار طولانی كتاب است؛ خوانندگان باید خود بخوانند و تحلیل کنند و با دید نقادانه به آن بنگرند ،زیرا درزيرعنوان اين مطلب موضوع هاي زیادی آمده است که هر کدام می تواند قابل تحلیل باشد .

در مقاله ي هشتم اين مجموعه سخن از" نسبت دين وآزادي" رفته است ،نويسنده براين نكته تمر كز نموده است كه در گذشته هارابطه ي اسلام و متدينان رابطه ي تسليم ورضا بود اما اكنون اين رابطه به مشاجره تغيير پيدا كرده است
ادامه نوشته

  نامزد های انتخابات ایران وشعار های آن  نوشته شده در سال 1388

"   روز جمعه 22 جوزای سال جاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می گردد، اولین انتخابات یا همه پرسی در دوازدهم حمل 1358 صورت گرفت در آن همه پرسی اکثریت قاطع مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند، در آن زمان چند گزینه پیش روی مردم قرار داشت. جمهوری اسلامی، جمهوری دموکراتیک اسلامی و... که رهبر وقت ایران آیت الله خمینی تاکید کرده بود که فقط جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم، ومردم به تبعیت از رهبر انقلاب خودبه جمهوری اسلامی رای دادند.

با استقرار جمهوری اسلامی، هرازگاهی انتخاباتی برای تعیین رئیس جمهور، انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی، انتخابات شورای شهرو انتخابات مجلس خبرگان رهبری برگزار می شود.

انتخاباتی که در سال جاری برگزار می‏شود، دهمین انتخابات ریاست جمهوری درآن کشوراست، بعد از انتخابات سال 1376 که در آن آقای خاتمی به پیروزی رسید، تا انتخابات کنونی تفاوت هایی فراوانی یافته است، بدین معنا که قبل از انتخابات آقای خاتمی بیشترین شعارهای انتخاب بر محوریت اعتقادات و باور کاندیداها به مبانی و اصول ولایت فقیه، کفر ستیزی و مکتبی بودن می چرخید، یعنی وقتی از مردم نظر خواهی صورت می گرفت، بیشتر مردم کسانی را ارجح می شمردند که به مبانی و اصول جمهوری اسلامی باورمند باشند، اگر به مسایل اقتصادی، رفاه و توسعه‏ی کشور نیز اشاره ی صورت می گرفت در فروع خواست های مردم قرار داشت، اما به قدرت رسیدن آقای خاتمی و شعارهایی که اومطرح کرد، فصل جدیدی در گفتمان های انتخاباتی ایران بوجود آمد و خواست های مردم نیزبا شعار های انتخابانی تغییر یافت
ادامه نوشته

معرفی ونقد گفتمان دینی در افغانستان؛ اثر عبدالحفیظ منصور

 

" اشاره!

ازاول به این امراشاره می کنم که قصد برآن است که این کتاب به صورت مبسوط تر معرفی شود و تا خوانندگان قبل از آن که به خواندن مبسوط مطالب و مقاله های آن بپردازند، ذهنیتی نسبت به موضوعات آن کتاب داشته باشند، بنابر این عزم بر نقد این کتاب نیست تا برخی نه پندارند که همکاران پیام مجاهد به خاطر بازار گرمی، هم می بُرند وهم می دوزند؛ ونقد اين كتاب را واگذار مي كنيم به پژوهشگران كشور و درهمین جا از فرهیخته گان و فرزانه گان دعوت می نماييم تا با نقدهای عالمانه و کاوشگرانه ی خود بازار نقد و نقادی را در عرصه ي فرهنگ و اندیشه گرم سازند، نقد و نقادی از سیاست و حکومت گرچه ممدوح ومطلوب است ولیکن نباید ونشاید همه ی اذهان و اندیشه ها بدان سوي رود وسیاست خود "بندی" برگرد اندیشه ها وافکار بوجود آورد
ادامه نوشته

سفر اوباما به هند و پيام هاي آن به پاكستان

سفر سه روزه باراك اوباما رئيس جمهور امريكا به هندوستان و قرار دادهاي اقتصادي مليارد دالري او با مقام هاي آن كشور، خبري بود كه بسياري از رسانه هاي داخلي و بين المللي بدان پرداختند و از چشم اندازهاي گوناگون مورد تحليل و بررسي قرار دادند.

گرچه سفر اقاي اوباما يك سفر اقتصادي عنوان شده است؛ وليكن مسايل سياسي نيز د رآن وجه برجسته اي داشت ؛حتا برخي رسانه هاي گروهي بخش سياسي آن سفر را بسي بر پر اهميت تر يافتند .آنچه بخش سياسي سفر آقاي اوبامارا، متمايز ساخت ،حركت هاو سخنان نمادين سياسي او بود كه از جانب او ظهور و بروز يافت، اقامت او در يكي از هوتل هاي مجلل مبمئي هندوستان كه دو سال قبل توسط شبكه هاي تروريستي به آتش كشيده شده بود و در آن رخداد بيش از صدو پنجاه نفر كشته شد، يكي از نمادهاي روشن و پيام واضح اوباما به شبكه هاي جهاني تروريستي وحاميان آن بود. علاوه بر آن آقاي اوباما هندوستان را يكي از قدرت هاي بزرگ جهاني دانست كه به سرعت راه ترقي و پيشرفت را طي مي كند و هم چنان اوباما هندوستان را يكي از كشورهاي متحد امريكا درامر مبارزه با تروريزم عنوان كرد و اضافه نمود كه ايالات متحده در كنار هندوستان قرار خواهد داشت،‌مهم ترين مسأله اي كه باز هم توجه محافل رسانه اي رابه خود جلب كرد، حمايت اوباما از هند براي عضويت در شوراي امنيت سازمان ملل متحد است؛ تا كنون شوراي امنيت سازمان ملل متحد داراي پنج عضو دايمي است كه هر كدام داراي حق و تو مي باشند و اين حق ويژه توانسته است بر تصميم گيري هاي جهاني تاثير گذار باشد
ادامه نوشته

مرز ازادی بیان ت کجاست؟"

 در مثنوي شريف حضرت مولانا داستان موسي و شبان را شايد بسياري ها شنيده باشند تمام محور داستان آنست كه شبان خداوند كريم را با ذهنيت شباني خود توصيف و حمد مي كرد مثلاً مي گفت:

توكجايي تا شوم من چاكرت

چارقت دوزم كنم شانه سرت

آن داستان داراي درونمايه عرفاني و كلامي است كه ما را مجال بحث درآن نيست اما سخن ما از يادكرد آن داستان اينست كه تمام مقولات و مفاهيم بلند انساني وقتي باذهن كودكانه تفسير مي شوند ناگزير رنگ و بوي ذهنيت كودكان را مي گيرند و از بلندي و مرتبت آن فرو كاسته مي شود. از مفاهيم بسيار فاخر و فخيم دنياي مدرن امروز يكي هم آزادي بيان و آزادي رسانه هاست
ادامه نوشته