حکومت وبحران آفرینی
به هر حال اصل اساسي آنست كه حكومت مي خواهد به هر بهانه ي بحران بيافريند.پرسشی که مطرح می گردد آنست که ایا حکومت نمی تواند دشواری های داخلی را بدون بحران آفرينی حل کند؛ دو م این که این گونه بحران آفرينی ها چقدر خواهد توانست اقای کرزی را به مقصد نزدیک سازد ؟
كار شناسان بدين باور اند كه حكومت هاي نا كار آمد وضعيف براي سر پوش گذاشتن به نا كارآمدي ها وضعف هاي خود مي كوشند با فرا فگني ،توجه مردم را به سوي ديگري معطوف كند، استفاده از واژه ها وكلمات پر طمطراق براي گمراه كردن افكار عمومي است .وحدت ملي از همان واژگاني است كه سران حكومت ها براي سر پوش نهادن به حس قوم گرايانه ي خود ازان سود مي برند . حكومت افغانستان نيز در همان جايگاه حكومت هاي ضعيف ونا كار آمد قرار دارد؛ وقتي كميسيون انتخابات ايجاد شد وصلاحيت هايي نيز براي آن تعريف گشت حكومت ملزم ومكلف است كه به صلاحيت ها ي تعريف شده احترام نهد وتصاميم آن را مورد تاييد قراردهد وقتي كار كرد كميسيوني از سوي ايجاد كنندگان آن مورد تاييد قرار نداشته باشد وهمواره مانعي بر سر راه آن ايجاد گردد؛بدين معنا است كه دراين كشور هيچ نهادي از سوء استفاده وفساد بري نيست وقتي هيچ نهادي بيرون از دايره اي فساد تعريف نشود چگونه مي توان بر نهاد هاي قضايي كشور اعتماد كرد وخاطيان ومجرمان را به مجرمان ديگر سپردو چگونه مي توان نجاست را با نجاسات پاك كرد؟لذاتصميم هاي حكومت را مي توان يك نوع وقت كشي وجلو گيري از تدوير مجلس نمايندگان دانست وهم چنان لجاجت با نهاد هاي بين المللي شمرد كه به نحوي از كار كرد كميسيون انتخابات اظهار رضايت كرده بودند.
اما اين كه اقاي كرزي بتواند با ايجاد بحران به مقاصد خويش نزديك شود جاي ترديد وجوددارد. هم مردم افغانستان وهم مجامع جهاني از ضعف ها ونا كارآمدي هاي حكومت افغانستان آگاهي دارند ومي دانند كه در طي ده سال گذشته اين حكومت نتوانسته است به مطالبان وخواسته هاي بحق مردم توجه جدي نمايد هرروز كه مي گذرد دامنه اي نا امني بي كاري، فساد بيشتر مي شود امروز به جرات مي توان ادعا كرد كه هيچ نهادي دراين كشور وجودندارد كه دامن در فساد نيالوده باشد واين فساد به صورت تصاعدي هرروز بيش از روز ديگر دامن دستگاه هاي دولتي را مي گيرد وحكومت نيز نه مي تواند از فساد رو به گسترش جلو گيري كند هر قدر دامنه اي بحران وتنش ،افزايش يابد دامنه اي فساد نيز بيشتر وبيشتر مي گردد بنا براين ايجاد بحران در كشور به هر بها وبهانه اي در حقيقت مجال وميدان دادن به فاسدان وفساد است واگر واقعا دولت افغانستانمي خواهد كاري نيكي انجام دهد، اولتر ازهمه بايد در صدد كاهشدادن به تنش هاي خود ومجامع حهاني باشدو درست است كه حكومت حافظ جان و مال مردم است وبايد نسبت به كشتار مردم حساسيت داشته باشد؛ اما بايد دانست كه اين گونه حساسيت ها به چه قيمتي تمام مي شود. هر قدر تنتش درروابط حكومت ومجامع جهاني افزايش يايد اين مردم افغانستان است كه ضررخواهند كردو توهم انديشي است اگر اقاي كرزي بدين پندار باشد كه مي تواند جاي كشور هاي غربي را به كشور هاي ديگر پر كند ومنافع خويش را از طرق ديگر بدستاورد.ازسوي حكومت بايد بداند-كه مي داند- كه اين مردم گله هاي گوسفند نيستند كه هرروز اقاي كرزي دريك بازار به معامله بگذارد وهر كه بهاي بيشتر داد بدان بفروشد.گاهي اقاي كرزي اظهار داشته است كه ما منافع خويش از راه هاي ديگر تامين مي كنيم . اين گونه خن راندن به بازي هاي كودكانه شبعت بيشتر دارد تا به سخنان يك رئيس جمهوريك كشور در حال بحران . گرچه زمان زيادي سپري شده است وبسا از امكانات از دست مردم ما بيرون شده است وليكن باز هم مردم افغانستان خواهان تلاش هاي جدي دولت مي باشند تا وضعيت زندگي شان تغير پيدا كند واقاي كرزي بايد بداندكه بدون درايت وكارداني حكومت ها هيچ گاه منافع ملي ما تامين نخواهد شد بنابراين به جاي آن كه روي به سوي قبله ي ديگري آوري واز خداي ديگري حاجت بخواهي لازم است در نحوه ي روابط تجديد نظر كني وعقل خود را رهبر خود قراردهي.