در بخش نخست این نوشته به پی آمد های منفی زود هنگا آن تصمیم اشارت رفت وهم چنان از صاحبان قلم واندیشه در خواست شد که پی آمد های این گونه رفتار های تمامیت خواهانه را تذکر دهند تا کشور به سوی خشونت بیشتر نرود؛ زیرا دردید نگارنده آن چه از سوی مقام های قضایی کشور انجام شد نه جلو گیری از تخطی ها وتقلب ها بلکه با انگیزه های سیاسی انجام یافته بود که بدون درک شرایط کشور صورت گرفت . گرچه جناب رئیس جمهور با نمایندگان منتخب مردم صحبت کرد و به آنان وعده سپرد که هر وقت آنها بخواهند مجلس را افتاح خواهند کرد ؛ اما بررغم این گونه وعده ها بر خی گفته های او چند پهلو واز شفافیت کامل بر خوردار نبود لذا بیم آن می رود که اقای کرزی هم به میخ بزند وهم به نعل، هم به نماینگان مردم وعده دهد وهم  چراغی سبزی به مقام های قضایی کشور نشان دهد .لذا نگارنده لازم می داند درادامه مطلب به این امر بپردازد که عملکرد ناسخته مقام های قضایی کشور که از سوی مقام های سیاسی نیز تایید می گردد عواقب خطر ناک دراز مدتی نیز برای کشور بوجود خواهد آورد که همانا  تمامیت ارضی وسلامت جغرافیایی کشور است . برای سلامت کشور هر نهاد سیاسی وقومی باید تلاش ورزد واین تلاش همگانی در هر شرایط وزمان امر مطبوع ولازمی است؛ اما دشواری های کنونی ،هشیاری بیشتری را می طلبد ودرک این دشواری برای مسئولان کشور از اهمیت بسیاری بر خودار است.اگر سیاست مداران کشوربداند که بسیاری از بازی های سیاسی با وجود این کشور وجغرافیا شکل می گیرد وبرای تداوم بازی ها هم باید میدان بازی را حفظ کنند وهم بازی های خودرا سامان متمدنانه  دهند بی تردید تصمیم های شان از صورت ومطلوبیت بیشتر وبهتری بر خوردار خواهد بود.

وقتی از زمان وشرایط سخن گفته می شود غرض آنست که سیاست مداران بدین امر توجه کنند که این زمان با شرایط وزمان چهل سال یا سی سال  قبل تفاوت ماهوی دارد. ودرک این تفاوت  وتصمیم براساس آن درک ،می تواند سلامت وسعادت ملی مارا بیمه کند ونگاه های منفی نسبت به بسیاری از مقولات وگفتمان های سیاسی را تغیر دهد. اگر سیاست مدارن درک کنند که مردم ما آگاهی بیشتری یافته اند وتوان بیشتری برای اظهار اراده یافته اند .پتانسیل های فروانی وجود دارد که از برگشت به دوره ی ماضی جلو گیری می کند تصمیم ها نسبت به بسیاری از روند ها تغیر خواهد کرد. امروز زمان ظاهر شاه نیست که داود بر کرسی صدارت تکیه زده باشد ومردم را ملزم کند که فلان زبان ملی را بیاموزید وگرنه در فلان سمت دولتی دست نخواهی یافت . اگر در گذشته برای ما زبان ملی تعریف کرده بودند وامروز از بان ملی خبری واثری نیست به جای از زبان های رسمی سخن گفته می شودو اگر در گذشته کسی یا کسانی بدون داشتن لیاقت وشایستگی به مقام های سیاسی واجرایی دست می یافتند امروز شرایط به گونه ای است که مسئولان برای پایین آوردن میزان فساد دست به ایجاد رقابت های آزاد می زنند نا افراد شایسته را به سمت های شایسته بگارند تا راندمان اجرای کار ها سرعت گیرد. اگر در گذشته کورس زبان تدویر می گردید که ماموران دولت زبان ملی یاد گیرند امروز کورس هایی دایر می گردد تا ماموران وکارمندان دولت زبان های بین المللی بیاموزند، اگر چهل سال پیش ماموران دولت مجبوربودند نامه نگاری اداری به زبان پشتورا بیاموزند ؛اماامروز می کوشند تایپ با کامپیوتر را یاد داشته باشند .اگر دیروز هر ظلمی بر مردم صورت می گرفت کسی را یارای دم بر آوردن نبود ؛اما امروزمشاجره زن وشوهر از رسانه های بین المللی نشر می گردد ودر مجموع هیچ چیزی از زیر ذره بین رسا نه های گروهی پنهان نمی ماند. در گذشته اگر کثیری از مردم ظلم واستبداد وتمامیت خواهی از سوی حکومت را مقدرتقدیر خود می دانستند امروز اما به این می اندیشند که اگر در سر زمینی حقوق مساوی نداشته باشند وهمیشه کسانی به نام قوم اکثریت، بر گرده ای آنها حاکم باشد بهتر که در صدد تجزیه باشند تا بتوانند به حقوق شان دست پیدا کنند در حالی که زمینه های خارجی نیز دارد. اگر درگذشته سخن ملای محل وآخوند قریه میلاک حق و باطل شمرده می شد؛ اما امروز سخنا ن حضرت مولوی وآیتالله مورد تردید قرار می گیرد.

زمانی که محقق نسب به اقای محسنی خطاب کردکه او بی سواد است گذشته ازاین که آن سخن درست بود یا نبود خبر ازاین می داد که مشروعیت های سنتی در هم شکسته است وسازه ی اتوریته های سنتی ترک برداشته است .دیگر کسی کورکورانه پشت سر کسی حرکت نخواهد کرد وسخن کسی را بی دلیل نخواهد شنید.زبان محقق نسب بسته شد؛اما جرات محقق نسب از میان نرفت وتردید ها وتشکیک ها نسبت به اتوریته های سنتی هم چنان پای بر جا است. نقد های فراوانی که بر احوال شخصیه تشیع وارد گردید معنای جز این نداشت که جرات اخلاقی در میان نسل جدید هم چنان باقی است.امروز بزرگی با سخنان بزرگ سنجیده می شود نه بر عکس. سال گذشته وقتی اظهارات اقای مجددی نسبت به ریاست جمهوری اقای کرزی این همه مورد تمسخر واستهزای رسانه های گروهی قرار گرفت ورسا نه ها ده ها مطلب در باره ای نویشتند ویرای آن بود که زمان تغیر پیدا کرده است ، اسطوره ها شکسته است داوری ها براساس اتوریته های صورت نمی گیرد.اگرمقام های حکومتی حال خودرا با زمان داوود خان یا ظاهر خان به سنجش گیرند بی تردید زمان کنونی ومطالبات واقتضای این زمان را بیشتر درک خواهد کرد واز پای فشاری بر بسیاری از مقولات صرف نظر خواهند نمود.عدم درک این زمان  شرایط واقتضای آن آن باعث می گردد که حکومت تصامیم کج ومعوجی را اتخاذ کنند وبه جای آن که از نا هنجاری ها بکاهند آن را اشفته تر می سازند.

لب مطلب آنست که اگر گروه های قومی بدین اندیشه باشند که بتوانند حکومت قومی براساس حکومت های گذشته بوجود اورند مانند آنست که به طمع حفظ شراب کوزه را می شکنند وبه جای حاکمیت یک قوم کل جغرافیارا در معرض خطر قرار می دهند.لذا بر دولت مردان وشخص رئیس جمهور کشور است که برای حفظ این جغرافیا واصلاح میدان بازی وایجاد بازیگران مطلوب به بهانه های واهی- روند هایی که تایید آن اندک بهبودی به وضعیت کشورایجاد می کند-مخالف نوزرند وبدانند که گذشته با حال تفاوت های ماهوی دارد دیگر زمان حاکمیت قوم گذشته است دیگر زمان تحمیل اراده ای قومی برقوم دیگر سپری شده است .حکومت های قومی نه تنها چنگ به دل نمی زند بلکه صورت زشت ،نامطلوب ونا مطبوعی دارد. اگر وضعیت کنونی به تحلیل وبررسی گرفته شود از میان عوامل گونا گون نمی توان عامل حکومت های اقتدار گرای قومی را نادیده گرفت..تجربه نشان می دهد  شد که حکومت قومی منجر به وحدت ملی نگردید.زمانی که فضای سیاسی کشور باز شد وگرو های سیاسی توانستند از هوای آزادی تنفس کنند حرکت قهقرایی قومیت، بار دیگر شتاب گرفت. .بنابراین حکومت به جای آن که به هر بهانه ای بخواهد در صدد حاکمیت یک قوم باشد وبرای اقتدار بیشتر به هر بهانه  ی در برابرانتخابات ونتایج آن  قرار گیرد بهتر است حد اقل هارا در نظر گیرد وبر آن صحه گذار تا به به تدریج روندی ایجاد گردد که حد اقل نسل های بعدی بتوانند در سایه یک حکومت مطلوب ودموکراتیک زندگی کنند .