چگونه مي توان به توسعه‌ي اجتماعي، سياسي خود را ملزم دانست ولي آزادي را مفت خواند، مگر توسعه بدون توسعه فكري و فرهنگي امكان مي يابد، و توسعه‌ي فرهنگي جز از طريق گردش آزاد اطلاعات و آزادي انديشه ها و فكر به وجود مي آيد، آناني كه آزادي را «مفت» مي دانند به اين انديشيده اند كه به نحوي سد راه تكامل اجتماعي انسان جامعه مي شوند؟

در تحليل هاي تاريخي همه‌ي انديشمندان معترف اند كه علت اساسي عدم رشد و توسعه‌ي مطلوب جامعه‌ي ما فقدان آزادي هاي مدني بوده است، هركه در اين كشور سربلند كرده است تا پرده از روي واقعيت هاي پنهان بردارد و سيستم گردش آزاد اطلاعات را سامان دهد با هزاران ترفند در قيد افتاده اند و در نتيجه ما امروز گرفتار ترين مردم دنيا هستيم؟

در تحليل هاي آن وزير محترم نمي توان با هيچ منطقي خود را قانع ساخت، اما حركت زمان و وقوع وقايع و رخداد ها معناي سخن آن وزير را آشكار ساخت، كه آن گفته ها پيش قراولي بوده از جانب حكومت كنوني، تا زنجير هاي ضخيم تري فراهم آورد تا دهن آزادي خواهان و حقيقت گويان را ببندد. سناريو با فراخواندن خبرنگار تلويزيون آريانا به امنيت آغاز يافت، جرم او آنست كه اسرار حكومت را هويدا كرده است و پرده دوم اين سناريو مطرح شدن آزادي بيان در كابينه‌ي آقاي كرزي است و در آنجا تصميم گرفته مي شود كه بايد محدوديت هايي اعمال كرد، منابع مالي رسانه ها ارزيابي شود و... دليل اين كار چيست؟

آنچه يكي از مسؤولان دولتي اعلام كرده است، آنست كه برخي رسانه ها در جهت قوم گرايي، نژادپرستي، و... عمل مي كند و باعث دوري و گسست اقوام را فراهم مي آورد.

اگر انصاف به خرج داده شود و عملكرد دولت و رسانه هاي دولتي مورد ارزيابي قرار گيرد، آشكار خواهد شد اگر رسانه ها در جهت گسست اقوام گام برداشته باشند، آنهم رسانه هاي حكومتي از جمله راديو، تلويزيون آنست، وقتي استعمال واژه هاي زبان فارسي در تلويزيون دولتي جرم دانسته مي شود و افرادي به آن اتهام از آن اداره اخراج مي گردد، اين حركت، يك حركت ملي دانسته مي شود؟ آيا اعضاي كابينه دولت كرزي از وزير فرهنگ خود پرسيده اند كه چرا مبادرت به اين كار كرده است؟

آيا اعضاي كابينه‌ي كرزي از وزير خرم پرسيدند كه براي بيرون كردن و راندن نجيب روشن از هر اهرمي سود جست حتا حريم رسانه‌ي به اصطلاح ملي را شكست با نيروي نظامي داخل اداره‌ي تلويزيون شد تا اهداف خويش را عملي سازد، آن حركت هاي تنگ نظرانه‌ي وزير فرهنگ در چه جهت بوده در جهت ملي بود يا ضد ملي؟

مقرري هايي كه در ادارات دولتي صورت مي‌گيرد بند وبست هايي كه وجود دارد، تباني هاي پشت پرده‌اي كه وجود دارد متأسفانه همه خبر از حركت هاي فاشيستي و در جهت گسست اقوام و قبايل ساكن در اين كشور حركت مي كند چرا كابينه‌ي دولت دموكراتيك(!) يك بار بحث جدي نكرده است تا راه هاي مبارزه با آن را بيابد؟

چرا آقاي كرزي وقتي مي بيند كه جمع كثيري از فرهنگيان خارج و داخل افغاني، عملكرد وزير بي فرهنگ او را مورد نكوهش قرار دادند، ده ها مقاله در روزنامه ها، مجلات و سايت هاي متعلق به جامعه‌ي افغانستان نوشتند و پرده از روي بي فرهنگي او برداشتند، رئيس جمهور با همه‌ي آن با بي تفاوتي برخورد كرد، حاضر نشد از خرم سلب صلاحيت كند و مانند ثابت، او را هم كار بركنار مي نمود، تا فرهنگيان و اهل قلم اين كشور باور مي كردند كه واقعاً كابينه‌ي كرزي در جهت منافع ملي، و همگرايي گام بر مي دارد، وقتي ديده مي شود كه اولين گام ها را خود دولت در جهت گسست ملي برداشته است،‌ قومگراها وقبيله سالاران را برعناصر ملي ترجيح داده است براين ادعاي دولت افغانستان چگونه مي شود اعتماد كرد و به اين باور داشت!

واقعيت آنست كه در اين گفته ها و اظهار نظرها واقعيت هاي ديگري نهفته است، و از كاسه‌ي بزرگي فقط نيم كاسه‌ي آن آشكار است و كاسه‌ي بزرگتري در زير اين نيم كاسه است كه به تدريج آشكار مي گردد.

اگر دولت آقاي كرزي قبول مي كرد كه در پيشگاه مردم عذر تقصير مي برد، و مي گفت كه در اين سالهايي چند حركت هايي ما ناكام بوده و در جهت منافع ملي و همگرايي ملي حركت نكرده ايم، براي مردم ملموس و مقبول تر قابل فهم تر بود تا آنكه جلسه‌اي اعضاي حكومت تشكيل شود و تصميم گرفته شود كه لجامي بر دهن رسانه ها بزنيد، تا كوس رسوايي ما بيش از اين به صدا در نيايد، دولتي كه بعد از هفت سال حكومت كوچه هاي پايتخت را نتوانسته است پاك كند، چگونه ادعاي كلان تري مطرح مي كند؟ و از همگرايي ملي و... سخن مي گويد كه هيچ باوري به آن وجود ندارد، دارد خود غرق در منجلابي آن سياست و عملكرد هاست.

به هرحال آنچه تحليل گران پيش بيني مي كنند به اين حركت فرماليته اولين گام مي دانند و نه آخرين، زيرا آقاي كرزي مي خواهد رئيس جمهور شود، و اين رياست جمهوري هم وقتي ممكن و ميسر مي شود كه واقعيت مكتوم نگهداشته شود، فساد اداري، ناكارآيي حكومت در عرصه هاي مختلف به محاق رود، و رسانه ها از آن سخن به ميان نكشند، واگر اسراري هويدا گشت و واقعيت هاي تلخ و دردناكي پشت پرده باز گفته شد، آقاي كرزي رئيس جمهور نخواهد شد! مشكل عمده و اساسي همين است كه آقاي كرزي با هزار فند و فريب در صدد بالابردن اتوريته‌ي سياسي خويش است، اين در حالي است كه اقوام جنوب و شرق كه از تبار آقاي كرزي است با او مي جنگند و سايه‌ي او را با تير مي زنند و براي او دندان مي جوند، رهبر ازبيك ها مدت ها مي شود كه زير فشارهاي دولت قرار گرفته، هزاره ها نيز به تشيع و تدفين جنازه‌ هاي كشته شده در بهسود مشغول اند و با آن تشيع در واقع آخرين باورهاي خود نسبت به حكومت كرزي را دفن مي كنند، تنفر و انزجار خويش را از سياست و عملكرد اين حكومت ابراز مي دارند تاجيك ها نيز كه با انواع گوناگون تقيدها مواجه اند، دولت ملي(!) و وابستگان آن مي كوشد با هزاران ترفند وجاهت شخصيت هاي تاجيك تبار را زير سوال برده مورد آخر آن آقاي لطيف پدرام است كه به جرم اتهام واهي آن گونه خرد مي شود. پس آقاي كرزي از حركت كدام طرف كدام عناصر ملي انتخاب خواهد شد و به چه اميدي خود را كانديدا خواهد كرد و با چه آرزويي كمر بسته است كه رسانه ها را محدود كند، پيشنهاد ما به دولت كرزي آنست كه بيشتر از اين به رنج مردم نيفزايد، اگر نمي توانيد خدمتي انجام دهيد كاري نكنيد كه باعث گسست هاي بيشتري را شود، تصميم هايي كه براي ماندن گرفته ايد، مانند آب در هاون كوبيدن است، اگر انتخابات عادلانه‌ي صورت گيرد، شما هرگز به قدرت دست نخواهيد يافت و بهتر است كه يك سال باقي مانده عمر سياسي قدرت را در صدد بالا بردن وجهه‌ي خويش باشيد و بعد از رفتن شما مردم، رحمت حق را نثار شما و دولت شما كند نه آن كه نفرين و لعنت بر شما وياران شما بفرستد