الغای نتایج انتخابات انگیزه ها وپی آمد ها
گرچه بر چسپ قوم گرایی زدن به اقای کرزی واورا متهم داشتن برهیچ دلیلی استوار نیست ؛اما اطرافیان اقای کرزی ومشاورین نزدیک ااو همواره از سوی رسانه های گروهی به قوم گرایی ونژاد پرستی متهم شده اند وآقای کرزی بررغم نا باوری به اصول قومی نیز به آن ملزم وپای بند مانده است؛ لذا الغای نتایج انتخابات با انگیزه های قومی - سیاسی صورت گرفته است عکسالعمل اقای کرز نسبت به نتایج انتخابات در ولایت غزنی بدون شک با انگیزه های قومی صورت گرفت ووحدت ملی پوششی بود برای آن گونه اظهارات . هنگام اظهارآن سخنان نیز برخی تحلیل های مطبوعاتی ،حاکی ازآن بود که راه نیافتن نامزد های قوم پشتون در ولایت غزنی، باعث گردید که اقای کرزی آن گونه بر افروخته شود و آن گونه سخنان را ابراز دارد .حال انگیزه های آن گونه اظهارات از خود آقای کرزی بود یا آن که توسط اطرافیان ومشاوران اوالقا شده بود ؛دراصل رویکرد تغیری ایجاد نمی کند ومی توان گفت که انگیزه ای اوصرف قومی بود وهیچ دلیل دیگری را نمی توان بر بطلان آن اقامه کرد .
دلیل دیگر ی در ابطال انتخابات می تواند موثر باشد واقای کرزی سخت ازان بیم داشت ودارد، راه یافتن برخی چهره های مطرح ومورد قبول جامعه ای افغانستان ؛اما نا مطلوب از نظر اقای کرز ی است . لطیف پدرام وحفیظ منصور از چهره های مطرح ومخالف اقای کرزی در چند سال گذشته بوده است که در سطوح گونا گون فکری وسیاسی اعمال وافکار کرزی وحکومت او را مورد نقد قرار داده است. رئیس جمهور ضعیف ونا کارآمد افغانستان توقع داشت که با تن دادن به انتخابات مجلس نمایندگان افراد تابع وفاقد صلاحیت بیشتری به مجلس راه پیدا کند وبا لب گشودن اقای کرز ی همه در حال آماده باش قرار گیرند ودر نتیجه مجلس آینده بدون هیچ چالشی تابع بی چون وچرای سیاست های رئیس جمهور باشد ، بنابراین می توان گفت که انگیزه ای اساسی داد ستانی کشور در حقیقت در جهت تحقق انگیزه های آقای کرزی وبرپایه ای دلایلی استواراست که آن دلایل را می توان این گونه بر شمرد.
یک،جلو گیری ازراه یابی افرد خبره ومنتقد حکومت از دلایل عمده ی حکومت از الغای انتخابات می تواند باشد .ازآن جایی که دولت اقای کرزی از ضعف مفرطی رنج می برد وجود افرادآگاه در مجلس اینده، موانع جدی ای رافراره حکومت قرار خواهدد داد.گرچه در مجلس گذشته نیز افرادی بودند که پرده از بسی راز های فساد حکومت برداشتند؛ اما چون سازمان یافته وهمراه با راهکار های مدون نبودندحکومت می کوشید با ترفند هایی ان سخنان را جدی تلقی نکند؛ اما اینک که می بیند افراد مخالف بیشتری در مجلس آینده حضور خواهند یافت واز جایگاه بلند سیاسی نیز برخوردار می باشند حکومت را وداشته است مکری پیشه کند تا مخالفان را ازفتن به مجلس باز دارد؛ لذا حکومت مجبور شده است به بهانه ای تقلب انتخاباتی ،افراد زبده وزبر دست اما مخالف حکومت را ازسر راه خود بردارد.البته حکومت های ضعیف می کوشند ازهر اهرمی سود جویند تا مورد توجه قرار گیرند ،حکومت اقای کرزی بر اساس ضعف وفتوری که با آن مواجه است باچالش های عمده ای داخلی وخارجی مواجه بوده است اما چون مرجع قوی تر وقدرت مند تری وجود نداشته است، مجامع جهانی نیز از روی ناگزیری کوشیده است با حکومت ازراه تعامل وهم کاری دراید وحکومت راخیرالموجودین بداند؛ اما زمانی که مجلس نمایندگان کشور بتواند مقام وموقعیت یک مجلس تمام عیار را احراز کند واز قوت وقدرت واقعی وقانونی بر خوردار باشد القاات وفشار های حکومت براو کار گر نیفتد ؛بی شک جایگاه واقعی خویش را در محافل خارجی پیدا خواهد کرد ومجامع جهانی با مجلس نمایندگان تعامل بیشتر خواهد کرد بنابرآن اقای کرزی برای پوشانیدن ضعف ونا کار آمدی های خود از یک سوومورد توجه قرار داشتن ازسوی دیگر می کوشد قبل ازان که کارد به استخوان برسد از برهنه شدن آن جلو گیری کند مخالفت با مجلسی که هنوز تشکیل نشده است مخالفت با نقطه های قدرت وقوتی است که مجلس اینده خواهد داشت .
وقتی اقای کرزی بازی های سیاسی را براساس قومیت مطرح می کند ودر خفا عناصر پشتون تباررا وادار می سازد که به بهانه ای تقلب دست به تظاهرات بزندد وکار کرد کمیسیون انتخابات وکمیسیون سمع شکایات انتخابات را زیر سوال ببرد معنای آن آنست که اقای کرزی می کوشدهم کمیسیون انتخابات را زیر سوال ببرد وهم بازی های سیاسی را از صورت سیاسی -مدنی به صورت سیاسی-قومی در آورد وهم از نفوذ وراه یابی افراد خبره واگاه جلو گیری کره دباشد.
انگیزه ای دیگری که می تواند سبب الغای نتایج انتخابات شده باشد ؛بیم ازاشکار شدن بسیاری از فساد هایی است که حکومت اقای کرز بدان آلوده است ؛ گرچه تا هنوز برخی عناصر وافرادمجلس گذشته ،فساد موجود دردستگاه حکومت کرزی را افشا وبر ملا کرده است اما ازآن جایی که آن عناصر در اقلیت بوده اند، صدای شان گوشی را نه خراشیده وطنین آن تا دور تر ها نرسیده است ؛اما افرادی که در مجلس اینده حضور خواهند یافت برای اقای کرزی درد سر ساز خواهند شد. گرچه مقام وموقیعیت کرزی به شدت کاهش یافته است وامروز از اتوریته ی لازم بر خوردار نیست نه در محافل سیاسی داخلی از موقف وجایگاه لازم را دارد ونه در محافل بین المللی از وجهه ای بر خوردار است؛ لذا آمدن عناصر منتقد دولت می تواند موقعیت اقای کرزی رابیش ازاین دشوار سازد. اگر کرزی روی عناصر قومی تکیه می کند واز نبود آن دیگ سینه ای آن به جوش می اید قبل ازان که چهره ای قوم گرایانه ای اورا بر ملا سازد، پرده ازاین راز بر می دارد که او با تکیه کردن بر عناصر قومی می کوشد طرفدارانی راکه در مجلس اینده پیدا کند که به طرفداری ازاو بر نقاط منفی آو سر پوش بگذار تا کوس رسوایی فسادحکومت او بیش زاین به صدادر نیاید.
اما پیآمدها :دراین که در انتخابات مجلس نمایندگان تقلب صورت گرفته است، هیچ تردید وجود ندارد ؛اما تلاش هایی که در جهت کاستن از تقلب ها صورت گرفت تا مجلس آینده حد اقل از تقلب هارا داشته باشد ،باید حکومت به جای مواضع منفی و نادیده انگاشتن همه ی زحمات ،از کمیسیون مربوط اظهار سپاس وتشکر می کرد نه آن که تمام تلاش های آنان را نا دیده می انگاشت وتمام روند را ملغی اعلام می کرد.بنابراین اولین پی آمد منفی آنست که تقلب به عنوان یک روند پذیرفته می شودودولت خود به عنوان یک نهاد تقلب گستر شناخته می گردد.الغای نتایج انتخابات وقتی از داد ستانی کل کشور اعلام می گردد که نمایندگی های ساز مان ملل متحد در کابل از روند پی گیری های تقلب های انتخاباتی ابراز رضایت کرده بود وحتا دردیداری که با کرزی داشته است روند موجود را مطلوب خوانده بودولیکن زمانی که دولت همه تلاش هار نادیده می گیرد معنای جزاین ندارد که حکومت خود از بانیان وعاملان تقلب است . اگر قبل ازان این اتهام به کرزی وارد بود که براساس تقلب مسند ریاست جمهوری را اشغال کرده است، با اعلام مواضع دادستان کشور این نکته بیشتر بر جسته وعمده می شود که حکومت نه تنها بر اساس تقلب بوجود آمده است بلکه خود عامل تقلب نیز شمرده می گردد وقتی که حکومتی بااین اوصاف شناخته شود چه مایه اعتبار واهمیت خواهد داشت .اگر حکومت می خواست آبرویی برای خود کمایی کند وخودر از بار بسیاری از اتهام رها سازد نه تنها از کمیسیون مربوط انتخابات حمایت می کرد بلکه تلاش می ورزید تابر یافته های آن تاکید گذارد.
پیآمد دوم آنست که ا گر مواضع داد ستان از سوی حکومت نیز مورد تایید قرار گیرد ورئیس جمهورکرزی ازان حمایت کند بی تردید تنش های درروابط افغانستان وجامعه ی جهانی ادامه خواهد یافت ودولت اقای کرزی هم چنان به عنوان یک حکومت فاسد شناخته خواهد شد. هیچ کسی باور نمی کند که حکومتی که خود بر بنیاد تقلب بوجود آمده است ولیکن اکنون نسبت به تقلب این همه حساسیت ورزد وروندی را که با هزینه های گزاف ایجاد شده است مورد تردید قرارد هد .
پی آمد سوم آنست که حکومت خود ایجاد کننده ی خشونت وچالش زایی شناخته خواهد شد.در چند ماه گذشته این اتهام نسبت به دولت وجودداشت که ایجاد راهپیمایی ها واخلال دررفت و آمد های درون شهری وبیرون شهری از سوی دولت سازماندهی می شود ؛اما ازان جایی که امنیت شهر ها مستقیما به خود حکومت بر می گردد، بسیاری آن را بر نمی تابیدند ولیکن اعلام مواضع داد ستانی کشور معلوم داشت که حکومت خود در ایجاد آن آشوب ها نقش داشته است ومی کوشیده است با جو سازی ها،زمینه های اعلام مواضع جدید را آماده سازد .شکل گرفتن این گونه دید گاه نسبت به حکومت چه جایگاهی برای حکومت دراذهان عمومی برجای خواهد گذاشت؟ این نگارنده از وصف آن جایگاه عاجز است ؛اما می توان گفت ،نفرت انگیز ترین حالت برای حکومت ها وقتی است که راستی ودرستی ان از سوی مردم کشور مورد تردید قرار گیرد.
آن چه بر شمردیم پی آمد های منفی زود هنگام آن اعلام مواضع است وبی تردید پی امد های دراز مدت آن بسی خطر ناک تر وجان کاه تر خواهد بود .دولت مردان به این پندار نباشند که با پاک کردن صورت مسئله ، مسئله را حل شده بپند ارند. نه این دولت توانایی دارد که با نیرو ی نظامی به سراغ مردم برودودهان مردم را بازور ببندد واز عوارض وعواقب آن جلوگیری کند ونه هم قدرت وتوان استدلال، که با دلیل تراشی سر پوشی روی عمل خود قرار دهد ،بنابراین نگارنده باور براین دارد که اگر حکومت نسبت به اعلام مواضع خویش تجدید نظر نکند؛ اینده ای کشور را به مخاطره ای جدی مواجه خواهد ساخت. وتمام اهل قلم ، روز نامه نگاران باید این خطر را به گوش حکومت برسانند که مواضع ساده لوحانه ای آن دیر یازودیک پارچگی کشوررا در معرض خطر خواهد داد . بنابراین حکومت به جای اقتدار قومی به این اندیشه باشد که چگونه می تواند افغانستان را حفظ کندتایک پارچگی آن تثبیت شود وقتی حکومت به عنوان یک نهاد قانونی ترویج کننده ای واگرایی ها باشد از دیگران چه انتظاری می توان داشت ؟ دانستن موقعیت کنونی برای همه دشهروندان یک کشور لازم است؛ اما برای حکومت ها دانستن آن یک اصل شمرده می شودلذا بر دولت است که موقعیت کشوررا بشناسد آنگاه تصمیم گیرد.
خبر لغو نتایج انتخابات مجلس نمایندگان از سوی داد ستانی کل کشور(لوی سارنوالی)باز تاب وسیعی در رسانه های داخلی وخارجی یافت. گرچه اعلام این خبر امر غیر مترقبه ای نبود با زمینه سازی های مکرری که انجام یافته بود، برخی منتظر چنین اعلامی بودند اما توجه به وضعیت شکننده ای کشور وچالش های فراوانی که وجوددارد بیشتر مردم انتظار می بردند که حکومت با هشیاری بیشتری بر خورد کند وخودرا بدست خود به چاه نیندازد اما ازآن جایی جاکمان افغانستان از عقل حساب گربر خوردار نبوده اند ازانان انتظاری جزاین نمی توان داشت؛اما زمیده سازی ها کدام بود؟
زمانی که اقای کرزی نتایج انتخابات در ولایت غزنی را نپذیرفت وآن نتایج را خلاف وحدت ملی در کشور به حساب آورد، زمانی که شکایت های انتخاباتی از صورت معمول خویش خارج گشت وپای در حریم نهاد های نا عادلانه ای عدلی وقضایی گذاشت ،واز هنگامی که حکومت از حضور نیرو های مخالف حکومت اظهار بیم کرد این گمانه تقویت گردیده بود که ممکن است انتخابات ونتایج آن از روند عادی ومعمولی خارج شود وبه صورت ابزار های دست حکومت قرار گیرد. بااین اوصاف می توان گفت که تمام انگیزه هازالغو انتخابات نه نگرانی ازخدشه دار شدن وحدت ملی ، که انگیزه های سیاسی ای بود که محمل ووسیله ای ا برای نیات سیاسی بود که دردست حکومت قرار گرفت اما پرسشی که مطرح می گردد آنست که ایا با این ابزار های نا کار آمد ونا موزون می توان اغراض ومقاصد سیاسی را کتمان کرد یا آن که این جامه آن قدر مندرس وفرسوده است که با هیچ سوزنی رفو نمی شود؟
واقعیت آنست که جو آلوده ای که وجوددارد بسیاری از انگیزه های سیاسی با نا م وعنوان های موجه وعوام فریبانه ودر لفافه بسی از الفاظ وعناوین دهن پرکن صورت می گیردوبسیاری از انگیزه بدوی کودکانه جامه،ی رنگین مدرن می پوشدف قوم گرایی مفرط ومستهجن در قالب وحدت ملی عرضه می گرددو فاشیست های قومی همانند کبکی سر درزیر برف پنهان می دارند بدین تصور که دیگران آنا ن را نمی بینند سر درزیر برف نادانی خود فرو می برندو
گرچه بر چسپ قوم گرا زدن به اقای کرزی واورا متهم داشتن برهیچ دلیلی استوار نیست اما اطرافیان اقای کرزی ومشاورین نزدیک ااو همواره از سوی رسانه های گروهی به قوم گرایی ونژاد پرستی متهم شده است وآقای کرزی بررغم نا باوری به اصول قومی نیز به آن ملزم وپای بند مانده است؛ لذا الغای نتایج انتخابات با انگیزه های قومی - سیاسی صورت گرفته است عکسالعمل اقای کرز نسبت به نتایج انتخابات در ولایت غزنی بدون شک با انگیزه های قومی صورت گرفت ووحدت ملی پوششی بود برای آن گونه اظهارات . هنگام اظهارآن سخنان نیز برخی تحلیل های مطبوعاتی ،حاکی ااآن بود که راه نیافتن نامزد های قوم پشتوندر ولایت غزنی باعث گردید که اقای کرزی آن گونه بر افروخته شود که آن گونه سخنان را ابراز دارد .حال انگیزه های آن گونه اظهارات از خود آقای کرزی بود یا آن که توسط اطرافیان ومشاوران اوالقا شده بود ؛دراصل رویکرد تغیری ایجاد نمی کند ومی توان گفت که انگیزه ای اوصرف قومی بود وهیچ دلیل دیگری را نمی توانر بطلان آن اقامه کرد .
دلیل دیگر ی در ابطال انتخابات می تواند موثر باشد واقای کرزی سخت ازان بیم داشت ودارد، راه یافتن برخی چهره های مطرح ومورد قبول جامعه ای افغانستان ؛اما نا مطلوب از نظر اقای کرز ی است . لطیف پدرام وحفیظ منصور از چهره های مطرح ومخالف اقای کرزی در چند سال گذشته بوده است که در سطوح گونا گون فکری وسیاسی اعمال وافکار کرزیوحکومت او را مورد نقد قرار داده است. رئیس جمهور ضعیف ونا کارآمد افغانستان توقع داشت که با تن دادن به انتخابات مجلس نمایندگان افراد تابع وفاقد صلاحیت بیشتری به مجلس راه پیدا کند وبا لب گشودن اقای کرز ی همه در حال آماده باش قرار گیرند ودر نتیجه مجلس آینده بدون هیچ چالشی تابع بی چون وچرای سیاست های رئیس جمهور باشد ،پس بنابراین می توان گفت که انگیزه ای اساسی داد ستانی کشور در حقیقت در جهت تحقق انگیزه های آقای کرزی وبرپایه ای دلایلی استواراست که آن دلایل را می توان این گونه بر شمرد.
یک،نگرانی ازراه یابی افرد خبره ومنتقد حکومت از دلایل عمده ی اقای کرزی از مجلس اینده است .ازآن جایی که دولت اقای کرزی از ضعف مفرطی رنج می برد وجود افرادآگاه در مجلس اینده، موانع جدی ای رافراره حکومت قرار خواهدد دادگرچه در مجلس گذشته نیز افرادی بودند مه پرده از بسی راز های فساد حکومت برداشتند؛ اما چون سازمان یافته وهمراه با راهکار های مدون نبودندحکومت می کوشید با ترفند هایی ان سخنان را جدی تلقی نکند؛ اما اینک که می بیند افراد مخالف بیشتری در مجلس آینده حضور خواهند یافت واز جایگاه بلند سیاسی نیز برخوردار می باشند حکومت را وداشته است مکری پیشه کند تا مخالفان را ازفتن به مجلس باز دارد؛ لذا حکومت مجبور شده است به بهانه ای تقلب ادر انتخابات ،افراد زبده وزبر دست اما مخالف حکومت را ازسر راه خود بردارد.البته حکومت های ضعیف می کوشند از اهرمی سود جویند تا مورد توجه قرار گیرند ،حکومت اقای کرزی بر اساس ضعف وفتوری که با آن مواجه است باچالش های عمده ای داخلی وخارجی مواجه بوده است ازآن جایی که مرجع قوی تر وقدرت مند تری وجود نداشته است، مجامع جهانی نیز از روی ناگزیری کوشیده است با حکومت ازراه تعامل وهم کاری دراید وحکومت راخیرالموجودین بدان اما زمانی که مجلس نمایندگان کشور بتواند مقام وموقعیت یک مجلس تمام عیار را احراز کند واز قوت وقدرت واقعی وقانونی بر خوردار باشد القاات وفشار های حکومت براو کار گر نیفتد ؛بی شک جایگاه واقعی خویش را در محافل خارجی پیدا خواهد کرد ومجامع جهانیبا مجلس نمایندگان تعامل بیشتر خواهد کرد بنابرآن اقای کرزی برای پوشانیدن ضعف ونا کار آمدی های خود از یک سوومورد توجه قرار داشتن ازسوی دیگر می کوشد قبل ازان که کارد به استخوان برسد از برهنه شدن آن جلو گیری کند مخالفت با مجلسی که هنوز تشکیل نشده است مخالفت با نقطه های قدرت وقوتی است که مجلس اینده خواهد داشت .
وقتی اقای کرزی بازی های سیاسی را براساس قومیت مطرح می کند ودر خفا عناصر پشتون تباررا وادار می سازد که به بهانه ای تقلب دست به تظاهرات بزندد وکار کرد کمیسیون انتخابات وکمیسیون سمع شکایات انتخابات را زیر سوال ببرند معنای آن آنست که اقای کرزی هم می کوشدهم کمیسیون انتخابات را زیر سوال ببرد وهم بازی های سیاسی را از صورت سیاسی -مدنی به صورت
سیاسی-قومی در آورد وهم از نفوذ وراه یابی افراد خبره واگاه جلو گیری کره دباشد.
انگیزه ای دیگری که می تواند سبب الغای نتایج انتخابات شده باشد ؛بیم ازاشکار شدن بسیاری از فساد هایی است که حکومت اقای کرز بدان آلوده است ؛ گرچه تا هنوز برخی عناصر وافرادمجلس گذشته ،فساد موجود دردستگاه حکومت کرزی را افشا وبر ملا کرده است اما ازآن جایی که آن عناصر در اقلیت بوده اند، صدای شان گوشی را نه خراشیده وطنین آن تا دور تر ها نرسیده است ؛اما افرادی که در مجلس اینده حضور خواهند یافت برای اقای کرزی درد سر ساز خواهند شد. گرچه مقام وموقیعیت کرزی به شدت کاهش یافته است وامروز از اتوریته ی لازم بر خوردار نیست نه در محافل سیاسی داخلی از موقف وجایگاه لازم بر خوردار است ونه در محافل بین المللی از وجهه ای بر خوردار است؛ لذا آمدن عناصر منتقد دولت می تواند موقعیت اقای کرزی رابیش ازاین دشوار سازد. اگر کرزی روی عناصر قومی تکیه می کند واز نبود آن دیگ سینه ای آن به جوش می اید قبل ازان که چهره ای قوم گرایانه ای اورا بر ملا سازد، پرده ازاین راز بر می دارد که او با تکیه کردن بر عناصر قومی می کوشد طرفدارانی که در مجلس اینده پیدا کند که به طرفداری ازاو بر نقاط منفی آو سر پوش بگذار نتا کوس رسوایی حکومت او بیش زاین به صدادر نیاید.
اما پیآمدها :دراین که در انتخابات مجلس نمایندگان تقلب صورت گرفته است، هیچ تردید وجود ندارد ؛اما تلاش هایی که در جهت کاستن از تقلب ها صورت گرفت تا مجلس آینده حد اقل از تقلب هارا داشته باشد ،باید حکومت به جای مواضع منفی و نادیده انگاشتن همه ی زحمات از کمیسیون مربوط اظهار سپاس وتشکر می کرد نه آن که تمام تلاش های آنان را نا دیده می انگاشت وتمام روند را ملغی اعلام می کرد.بنابراین اولین پی آمد منفی آنست که تقلب به عنوان یک روند پذیرفته می شودودولت خود به عنوان یک نهاد تقلب گستر شناخته می می گردد.الغای نتایج انتخابات وقتی از داد ستانی کل کشور اعلام می گردد که نمایندگی های ساز مان ملل متحد در کابل از روند پی گیری های تقلب های انتخاباتی ابراز رضایت کرده بود وحتا دردیداری که با کرزی داشته است روند موجود را مطلوب خواهنده بودولیکن زمانی که دولت همه تلاش هار نادیده می گیرد معنای جزاین ندارد که حکومت خود از بانیان وعاملان تقلب است . اگر قبل ازان این اتهام به کرزی وارد بود که براساس تقلب مسند ریاست جمهوری را اشغال کرده است، با اعلام مواضع دادستان کشور این نکته بیشتر بر جسته وعمده می شود که حکومت نه تنها بر اساس تقلب بوجود آمده است بلکه خود عامل تقلب نیز شمرده می گردد وقتی که حکومتی بااین اوصاف شناخته شود چه مایه اعتبار واهمیت خواهد داشت .اگر حکومت می خواست آبرویی برای خود کمایی کند وخودر از بار بسیاری از اتهام رها سازد نه تنها از کمیسیون مربوط انتخابات حمایت می کرد بلکه تلاش می ورزید تابر یافته های آن تاکید گذارد.
پیآمد دوم آنست که ا گر مواضع داد ستان از سوی حکومت نیز مورد تایید قرار گیرد ورئیس جمهورکرزی ازان حمایت کند بی نردید تنش های درروابط افغانستان وجامعه ی جهانی ادامه خواهد یافت ودولت اقای کرزی هم چنان به عنوان یک حکومت فاسد شناخته خواهد شد هیچ کسی باور نمی کند که حکومتی که خود بر بنیاد تقلب بوجود آمده است ولیکن اکنون نسبت به تقلب این همه حساسیت ورزد وروندی را که با هزینه های گزاف ایجاد شده است مورد تردید قرارد هد .
پی آمد سوم آنست که حکومت خود ایجاد کننده ی خشونت وچالش زایی شناخته خواهد شد.در چند ماه گذشته این اتهام نسبت به دولت وجودداشت که ایجاد راهپیمایی ها واخلال دررفت و آمد های درون شهری وبیرون شهری از سوی دولت سازماندهی می شود ؛اما ازان جایی که امنیت شهر ها مستقیما به خود حکومت بر می گردد، بسیاری آن را بر نمی تابیدند ولیکن اعلام واضع داد ستانی کشور معلوم داشت که حکومت خود در ایجاد آن آشوب ها نقش داشته است ومی کوشیده است با جو سازی ها،زمینه های اعلام مواضع جدید را آماده سازد .شکل گرفتن این گونه دید گاه نسبت به حکومت چه جایگاهی برای حکومت دراذهان عمومی به برجای خواهد گذاشت؟ این نگارنده از وصف آن جایگاه عاجز است ؛اما می توان گفت ،نفرت انگیز ترین حالت برای حکومت ها وقتی است که راستی ودرستی ان از سوی مردم آن کشور مورد تردید قرار گییرد.
آن چه بر شمردیم پی آمد های منفی زود هنگام آن اعلام مواضع است وبی تردید پی امد های دراز مدت آن بسی خطر ناک تر وجان کاه تر خواهد بود .دولت مردان به این پندار نباشند که با پاک کردن صورت مسئله ، مسئله را حل شده بپند ارند. نه این دولت توانایی دارد که با نیرو ی نظامی به سراغ مردم برودودهان مردم را بازور ببندد واز عوارض وعواقب آن جلوگیری کند ونه هم قدرت وتوان استدلال، که با دلیل تراشی سر پوشی روی عمل خود قرار دهد ،بنابراین نگارنده باور براین دارد که اگر حکومت نسبت به اعلام مواضع خویش تجدید نظر نکند؛ اینده ای کشور را به مخاطره ای جدی مواجه خواهد ساخت. وتمام اهل قلم ، روز نامه نگاران ب باید این خطر را به گوش حکومت برسانند که مواضع ساده لوحانه ای آن دیر یازودیک پارچگی کشوررا در معرض خطر خواهد داد . بنابراین حکومت به جای اقتدار قومی به این اندیشه باشد که چگونه می تواند افغانستان را حفظ کندتایک پارچگی آن تثبیت شود وقتی حکومت به عنوان یک نهاد قانونی ترویج کننده ای واگرایی ها باشد از دیگران چه انتظاری می توان داشت ؟ دانستن موقعیت کنونی برای همه دشهروندان یک کشور لازم است؛ اما برای حکومت ها دانستن آن یک اصل شمرده می شودلذا بر دولت است که موقعیت کشوررا بشناسد آنگاه تصامیم مهمی اتخاذ کند.