؟ اين نسل در پي آن هستند ومي خواهند بدانند كه پيام نهضت حسيني براي نسل كنوني چه بوده است ،آيا وقتي امام صادق گفته است كه هرزميني كربلا وهرروز عاشوار است معناي آن اينست كه هرروز به سرو سينه بايد زود ودست ازتلاش وكوشش برداشت ايا با بر گزاري اين گونه مجالس مي توان به هدف امام حسين ونزديك شدوسخنان امام صادق را واقعيت بخشيد ؟ آيا ميان قيام امام حسين وكاهش ناهنجاري هاي اخلاقي مي توان نسبتي بر قرار كرد يا نه ان كه امام حسين همانند پرنده اي بلند پروازي  بوده است در آسمان ها سير مي كرده است ،قيام اورا با زمنيان كاري ونسبتي نيست ؟ امااز آن جايي كه امام حسين امام بوده است وصاحب كرامت، قيام او بي شك براي ايجاد يك حكومت مطلوب بوده  وايجاد جامعه اي بهنجاراورا باما ومارا با او كاري ونسبتي هست،لذا ما چگونه مي توانيم ازان قيام درس گيريم وآن را درزندگي خود به كار ببنديم ؟  دريك جامعه اي نا هنجار كه تمام وجوه زندگي ما تحت تاثير جنگ هاي سي ساله قراردارد مي توان با سينه زني وافراط گري آن چناني جامعه اي خويش را از نا هنجاري نجات داد يا نه آن كه قيام امام يك پيام جاودانه داشته است كه متا سفانه شكل گرايي هاي كنوني اي كه در جهان اسلام ودر ميان شيعه ها حاكم شده است آن پيام جاودانه را در سايه قرارداده است وامروز از نهضت امام حسين جز به سرو سينه زدن ومراسم مضحكي را راه آنداختن چيزي فراتر وبر تر باقي نمانده است. در يك جامعه ي بهنجار كه نهاد هاي ديني وفكري داده هاي مطلوبي دارند ومتناسب با آن بازدهي مطلوبي نيزديده مي شودوميان داده ها وبازدهي داد وستد متناسب وموزون وجود دارد ،شايد پرداختن به شكل ها امر نا مطلوبي نباشد و هيچ گاه اين گونه پرسش ها ايجاد نشود؛ زيرا ميان توليدات فكري وفرهنگي وبازدهي آن تعادلي وجوددارد  اگر به شكل وصورت هاي آن قيام پرداخته مي شود به محتواي وسيرت آن نيز به قدري لازم توجه صورت مي گيرد كه وجوه كنوني آين گونه مجالس با شيوه هاي مطلوب وموزون تحقيقات علمي پوشش داده مي شود ؛اما جاي تاسف اين جاست كه درجامعه ي همانند جامعه ما تمام دين وارزش هاي ديني به همين اشكال وصور خلاصه مي شود تمام سيرت هاي ديني به صورت هاي بي محتوا درامده است. عمل به اين صورت ها همانند پرداختن به صورت هاي ارزش هاي اجتماعي غير ديني است، تا وقتي آن مناسبت وجود دارد هياهويي از گوشه اي بگوش مي رسد ،اما باگذشت  زمان خاك فراموشي بر صورت آن ريخته مي شود، انگار نه امام حسين امامي بوده ونه هم نهضت ا وبراي ما درسي داده است. درده سال گذشته وهجوم تبليغات حجيم رسانه هاي خارجي نبودو توازن تبليغاتي ميا ن توليد كنند گان فرهنگ ديني وفرهنگ هاي گونا گون،وهم چنان شكل گرايي افراطي وبدن حساب وكتاب ؛نا هنجاري هاي جامعه اي ما بسي افزايش يافته وشكاف عميق تري ميان ارزش هاي اجتماعي  رايج وارزش هاي ديني بوجود آورده است.

واقعيت تلخ آنست كه   جامعه اي مااز نا هنجاري فرهنگي ونا بساني هاي اخلاقي رنج مي برد ،اگر راهكارهاي اخلاقي مبتني بر دين نيز ارايه شده است ؛متا سفانه توام با ريز بيني هاي روان شناختي جامعه اي ما نبوده است؛ بهمين خاطر اثر كمتري بر جاي نهاده ؛لذا براي سامان دادن به وضع اخلاقي، آگاهان جامعه ومتدينان وصاحب نظران ديني بايد رويكرد جديد ي  را نسبت به باز خواني حوادث تاريخي در پيش گيرند و قرائتي راارايه دهند كه نياز مندي هاي روحي ورواني آن جامعه را مرفوع سازد در غير آن صورت نمي توان بر آن نا هنجاري ها چيره شد ويك جامعه ي هنجار مند بوجود آورد. البته درهمين جا قابل يا آوري است كه وقتي از ايجاد جامعه هنجار مند سخن مي رودبدين معنا نيست كه با مهندسي اجتماعي وبا تبليغات ايدو لوژيك مي توان جامعه اي  را طراحي كرد وآن گاه ساخت بلكه منظور آنست كه ميان تبليغات رسانه هاي خارجي ومبلغان فرهنگ غير ديني از يك سو ومبلغان دين وارزش هاي ديني فاصيله اي عميقي وجوددارد. اين فاصيله هارا مي توان در ابزار هاي آنان ديد وهم در شيوه هاي تبليغي آنان. تبليغات عالمان ديني بيشتر بر نفي ونهي استوار است،تجربه نشان داده است كه تاكيد بر اين دو پايه بازدهي مطلوب وموزوني نداشته است وقتي كه نفي ونهي صورت مي گيرد بايد راهكار هاي مثبتي نيز ارايه شود اولين گام آنست كه عالمان ديني ميان شكل گرايي  وپيام ديني وارزش هاي آن واز جمله قيام امام حسين تميز نهند؛   

 بدين معنا كه هرحا ثه ي تاريخي دو صورت دارد يكي،شكل ظاهر آن حادثه است كه در برش محدود زماني شكل مي گيرد وختم مي شود وديگري پيام آنست كه در محدوده اي زمان باقي نمي ماند .حادثه عاشورا نيز با اين پادارايم قابل تحليل است .ما به لحاظ عقلي ونقلي نمي توانيم حادثه عاشورارا بيافرينيم ،آن حادثه همان گونه كه گفته اند يك استثنا در تاريخ اسلام بوده است" لا يومه كيومك يا حسين " به سرو سينه زدن ها وابراز احساسات ولعن وطعن فرستادن به قاتلان ومتوليان آن حادثه غم انگيز وبسنده كردن دراين حدود، همان شكل گرايي ودور شدن از پيام آن قيام است.بي ترديد جامعه امروز ونسل جوان نمي تواند با شكل گرايي آن حادثه ، با هنجاري هاي اجتماعي وبادخود فراموشي هايدنياي رنگارنگ كنوني بستيزد و در مجموع در بهنجار سازي اخلاقي جامعه اي خود تاثير گذار باشد .ازعاشواري حسيني _همانند هر حادثه اي تاريخي - تا هنوز تبين هاي متفاتي صورت گرفته است ؛اما آن چه مهم است آنست كه بايد از ميان تبين ها ي گونا گون آن را كه متنناسب به وضعيت فرهنگي ماست بر جسته ساخته شود وروي ان درنگ صورت گيرد  تا ميزان تاثير گذاري آن بيشتر باشد.

     از ميان تبين هاي گواگون مي توان بر دو تبين درنگ بيشتر كرد آن دو تبين يكي بيان يا خوانشي است كه ميان روضه خوان ها معمول متداول است اين كه از امام حسين يك شخصيت اسطوره اي ارايه مي دهند كه هنگام با تولد آن  حضرت، پيامبر بزرگ اسلام ازان حادثه اي غم انگيز خبر داد ؛اين كه وقتي حضرت متولد شد، پيامبر عزيز اسلام زير گلوي اورا مي بوسيد واز حادثه اي كه در انتظار او بود با اطرافيان خويش گفت وگو مي كرد وسفارش مي نمود كه در روز حادثه اورا تنها رها نكنند، يار وهمراه او باشند يا آن كه درروز قيام امام حسين پادشاه جنيان بر امام حسين ظاهر گشت واز امام خواست كمك وهم ياري آنان را در جنگ با يزيد بپذيرد،اما اما م حسين ياري آنان را نپذيرفت وبه تنهايي وبا سپاه اندك به سراغ لشكر ابن زياد رفت وسر انجام در جنگ با يزيد به شهادت رسيد  وپيش بيني هاي پيامبر عزيز اسلام به واقعيت پيوست وشخصيت ملكوتي امام حسين همان گونه كه از غيب آمده بوده وبه غيب هم بر گشت وكساني ديگري آمدمند به خون خواهي امام قيام كردند برخي عاملان وقاتلان امام را كشتند اما دود مان بني اميه هم چنان بر قدرت باقي ماندند. آن حادثه عظيم با قرائت اسطوره اي فقط مي تواند بر احساسات پيروان امام تاثير داشته باشد واز آنان اشك چشم وسوز دل گيرد؛ اما اين كه پيام جاودانه اي ازآن بتوان در يافت  كرد جاي ترديد فراوان داردو متاسفانه در شكل گرايي ها گم مي شود وهم چنان آن حادثه براي نسل جوان وجست وجو گر امروزهيچ پيامي نمي تواند داشته باشد.

  با اين قرائت وخوانش، قيام امام حسين  رامي توان اين گونه تفسير كرد كه تمام شخصيت استثنايي تاريخ اسلام بود وميراث غربت را از پدر گرامي خويش به ارث برده بود.وبر اساس پيش بيني هاي پيامبر قيام كرد وسر انجام هم به به شهادت رسيد.اين رويكرد صرف  براي روضه خان ها مي تواند مورد توجه  باشد كه دل مردم را بسوزانند وچشمان مردم پر ازاشك سازند ؛اما نسل كنوني  براي حسيني ماندن وحسيني بودن وطرح زندگي براساس ايده واآرمان امام به تبين واقعي تر وانساني تر قيام اما م ضرورت دارد وهر قدرقيام امام آسماني تر وغير قابل دسترس تبين گردد به همان پيمانه، ميزان پيروي از امام وسامان دهي زندگي براساس زندگي امام كاهش مي يابد وهر قدر قيام كربلا زميني تر وانساني تر بيان گردد وپيام نهفته در آن قيان بر جسته تر گردد نسل جوان رغبت بيشتر خواهند كرد وبا قيام امام خود  راهم سنخ وهمراه خواهند ديد .

   احياگران ديني  وقتي قيام امام حسين رامورد توجه قرارداده است نظر به همين پيام جاودانه اي آن داشته است ،اگر برسر روضه خوان ها نهيب زده است كه روضه هاي دروغ مي خوانند تا اشك مردم را بگيرند وپيام آن قيام را فرو بگذارند نظر به همين ابعاد سازندگي اخلاقي آن پيام داشته اندكه بيذ شك همين گونه است

 ارايه كنوني از نهضت امام حسين نه تنها پيام سازندگي براي نسل كنوني مسلمان ندارد كه چه بسا تخدير كننده ومشكل آفرين نيز است . كثيري از شيعه ها، صورت هويتي به قيام امام حسين داده اند اين گونه ارايه نيز از بار معنوي ومحتواي انساني آن حادثه بزرگ تاريخ بشر واسلام كاسته است.سينه زني ها روضه خواني ها ومراسم هاي پر تجملي كه در جوامع شيعه از نهضت حسيني ارايه مي شود ،كمتر سنخيت وهم گامي با قيام عاشورا دارد .اما قرائت انساني از نهضت عاشورا چيست؟

   قرائت انساني از قيام عاشورا همانست كه عقلانيت  انسان بر تابد؛ اما حسين پرورده اي دامان پر مهر اسلام وپيام آور بزرگ آن بود .اسلام شناس متبحربود، زير وبم هاي دين اسلام را بيش از هر كسي ديگر مي شناخت وبراي  بر پايي يك حكومتذعادلانه  ي ديني بيش از همه درايت ولياقت داشت هر گاه قدرت را بدست مي گرفت عدالتي را دنبال مي كرد كه پدرش حضرت علي به آن االتزام وپاي بندي داشت .اگر در حكومت علي درآوردن خلخال از پاي زن يهودي ان همه اورا بر آشفته بود ودر حكومت امام حسين نيز آن روش پي گرفته مي شد در حكومت او نيز با بي عدالتي ها مبارزه صورت مي گرفت ومتجاوزان به حقوق انساني مردم  را در قيدو بند بيشتر قرار مي داد  ومتجاوزان مجالي براي جولان كمتر مي شدتاعدالت را بر هم زند وجامعه را به سوي بي عدالتي سوق دهند.

 امام به يزيد بيعت نكرد تا به نسل خود ونسل هاي بعد از خود بفهماند كه مدعي حكومت عدل نمي تواند با ظالمان وحاكمان غاضب ازدر دوستي درآيد ودست بيعت به سوي كسي بگشايد كه حق مسلم مردم را ناديده مي انگارد .

 اما م دست رد به سينه اي دعوت يزيد زد تا اين پيام را دهد كه حاكم مسلمان غير ازان مدلي است كه يزيدارايه داده است ومي دهد.  سر انجام امام حسين قيام كرد تا بفهماند كه گاهي براي بدست‌اوردن حق بايد بهاي سنگين پرداخت وبراي آگاهي يافتن جامعه از حق خود بايد قيام كرد وبهترين وبا ارزش متاع زندگي يعني جان خويش را بايد فدا نمود واين پيام بعد از گذشت چهارده قرن هنوز طنين انداز است ونسل هاي امروز وفردا بايد اين پيام را دريافت دارند اگر امام صادق (ع)هرماه را محرم گفته است وهرروز را عاشورا به معناي آن نيست كه جمعي به پا خيزند وسرو صورت خود بزنند وهي روضه هاي دروغ بخوانند وبه تعبير مرحوم دكتر شريعتي از خون امام مواد تخدير كننده درست كنند بلكه قيام امام حسين براي احياي ارزش هاي انساني بود اين كه بايد ظلم واجحاف ودروغ ُُرياكاري   رانپذيرفت وبا اخلاق انساني كه همان مبارزه با ظلم است بر ظالمان  شوريد ؛ازاين جهت است كه مسلمان وغير مسلمان اورا الگوي زندگي خويش يه حساب مي آورند ومي كوشند قيام حق خواهانه اي اما م را زنده نگاه دارند وسر مشق راه خويش قرار دهند .