حق انتخاب در چنبره ای تکالیف

   انتخاب کردن یک حق است، حقی که  بر فلسفه ای جدید وانسان شناسی جدید استوار است.  این حق ازاین پیش فرض نشات می گیردکه انسان ها به طور عموم در هر مقام وموقعیتی که باشند بازهم انسانند ودارای ذهنیت های محدود ومقهور ومجبور به جبر های گونا گون ؛برای این که امور خویش رادرست سامان دهند باید به عقل جمعی مرا جعه کنند تا حکومتی که تشکیل می دهند از ضعف ها ونا کار ایی های کم تری برخوردار باشد وبتواند اموراجتماعی را به نیکویی سامان دهند؛اما از ان جایی که هرفرد خود نمی تواند در عرصه ی سیاست وحکومت داری حضور یابند نا گزیر است که نمایندگانی را بر گزیند تا امردفاع از حق شان را بدوش گیرند وبرای تامین منافع شان تلاش ورزند.

ادامه نوشته

انتخابات؛ حق مدني يا تكليف ديني؟

   هر مفهومي درچهار چوب يك مجموعه ي گفتماني شكل مي گيرد به گونه اي كه بدون دانستن و فهم آن گفتمان، آن مفهوم نيز فهم نمي شود، اگر كسي بخواهد آن مفهوم راازان گفتمان جداسازد و در يك چهارچوب گفتماني ديگري انتقال دهد چنانست كه آن مفهوم را ميان انسان هاي چند قرن قبل برده است، اگر انساني از قرن سيزده زنده شود و با ابزار هاي جديد از جمله موتر(ماشین)مواجه شود، با آن چگونه معامله خواهد كرد، بي ترديد وسيله وچماقي خواهد گرفت و بر سر و صورت اين ديوآهني خواهد كوبيد تا شر آن رااز خود دوركند.مفاهيم  نيزچنانست كه بدون فهم گفتمان غالب زما نه ي او، و هم شكل گيري  گفتمان هايي كه آن مفهوم در چهارچوب آن شكل گرفته است. معناي آن بدست نخواهد آمد. اين مقدمه را گفتم تا قصه ي انتخابات در كشور را واگويم كه انتخابات در كشور ما قصه ي غريبي است، بررغم گذشت زمان و سپري شدن و تجربه ي چند انتخابات هنوز جايگاه خويش را به عنوان يك مفهوم مدرن باز نيافته است.

ادامه نوشته

كنفرانس كابل و اميدها

كنفرانس كابل تا چند روز ديگر تدوير مي يابد، دراين كنفرانس بيش از شصت كشور جهان اشتراك خواهد كرد وطرح هاي تدوين شده از سوي كشور ما را مورد تحليل و ارزيابي قرار خواهند داد. عمده ترين خواست دولت افغانستان آنست كه مجامع جهاني پنجاه درصد كمك هاي خويش را به دولت افغانستان بپردازند تا دولت در ارائه خدمت به مردم افغانستان و ترميم و بازسازي زيرساخت اقتصادي كشور دست باز داشته باشد ؛گفته مي شود كه اولين اولويت دولت افغانستان ارائه طرح انرژي ملي است كه قرار است برق مورد نياز كشور در داخل افغانستان توليد و توزيع گردد، دومين اولويت ايجاد راه هاي مواصلاتي در كشور است كه نبود راه ها باعث گرديده كه افغانستان تجربه ي توسعه اقتصادي را هرگز نداشته باشد.

ادامه نوشته

ملیشه سازی تجربه ی ناکام

اتغیر فرماندهی امریکا در افغانستان ،برخی رسانه های ایالات متحده ای امریکا از تغیر راهبرد امریکا در قبال افغنستان  خبر دادند ؛اما اشکار نبود که منظور ازاین تغیر راهبرد چیست وراهبرد جدید آن کشو چه خواهد بود ؟

 اما آمدن جنرال پتراوس ومذاکرات مفصل  او باحامد کرزی  رئیس جمهور کشورمشخص گردید که منظور از تغیر راهبرد استفاده از حربه های فرسوده اربکی برای معضل کنونی در کشور است؛ گرچه فرماندهان ایالات متحده امریکا بیشتر موفقیت های امریکا در عرا ق را مد نظر دارند وبدین تصور هستند که با استفاده از تجربه ی عراق وبا ایجاد ملیشه سازی، حرکت ماشین جنگی  طالبان را از حرکت  باز دارند ،براساس این تصور طرح اربکی سازی یا ملیشه سازی را به اقای کرزی پیش نهاد کرده اند  وگرچه گفته می شود که این طرح از سوی آقا کرزی پذیرفته نشده است ولیکن مشخص نشده است که آقای کرزی این طرح را بنابر چه دلیلی رد کرده است اگر کرزی با این طرح موافقت می نمود نیز این طرح تجربه ای ناکامی است که در گذشته های تاریخی افانستان نتایج مثبتی ازآن بدست نیامده است.

ادامه نوشته

انتخابات و چشم انداز آينده

رسم بر آن است كه در پايان هر راه، رهروان و ناظران هردو مي نشينند، راه طي شده را  مورد ارزيابي و تحليل قرار مي دهند، تنسته ایدکه داشواري ها فراه روي آنها چه بوده و چه چگونه مي توانسته اند راه روند تا هزينه هاي كم تري را تحمل كنند و شايسته تر و مطلوب تر به مقصد برسند. مقصدي كه در انتهاي راه درنظر گرفته شده است آيا تناسب باتوان راهروان داشته است يانه؟

ادامه نوشته

كشمكش خارجي ها ودولت افغانستان براي چه؟

 هم زمان با تغير فر ماندهي نظامي امريكا در افغانستان برخي رسانه هاي امريكا از تغير راهبرد امريكا درافغانسان خبر دادند ، آن روز نامه از قول يكي از مقام هاي امريكايي نوشته است كه امريكا بايد نسبت به برخي كار ها توجه بيشتر ميداشت كه به آن توجه نكرده است آن روز نامه از جمله موردي كه ياد مي كند عدم توجه به پديده ي  دولت سازي در افغانستان است ؛ كه بعد از نه سال حضور پر رنگ امريكا در افغانستان هنور اين كشور از داشتن يك حكومت نا كار آمد وفاسد رنج مي برد ؛ گويا امريكايي ها به اين نتيجه رسيده اند كه با بودن حکومتي نا كار آمد به مقاصدي كه براي خو.د تعريف كرده اند دست نمي يابند البته مي توان اين اظهار نظر هار ا نا خرسنندي از جنرال چهار ستاره ي امركاي مك كريستال  نيز به حساب اورد اوكه در جنگ آوري زبان زد عام بود وقتي به افغانستان به سمت فر ماندهي نيرو ها ي آن كشور قرار گرفت بدون كدام توجيه منطقي مواضع غير شفاف اقاي كرزي را تاييد كرد واز توهم صلح با طالبان حمايت كرد بدون اين كه ميزان صلح خواهي طالبان را ارزيابي كرده باشد  .
ادامه نوشته

ليسه ي عالي با خيمه هاي پاره پاره

 

چشم ديدي ازيك ليسه در كابل                                                      بخش سوم وآخر

  از چه مي گفتم از خانمي كه وجود وحضورش دران مكتب مرا شگفت رده كرده بود وبا آن اوصاف وزيبايي به خود گفتم  شايد امده باشد تا درس فروتني دهد اما نه بر خلاف پندارم او نيز همانند بسياري از خوش صورتان وزيبا سيرتان گاهي گوشه اي چشمي به آن خاك آلودگان مي افگند تا با تدوير مجلسي وبر گزاري سيميناري بتواند هم كمكي به وزارت معارف كشور باشد هم خود از قبل آن پولي فراهم آورد .آخرفعلا بسياري از كمك كننده ها براي كساني پول مي دهند كه آن پروژه داشته باشد اماده ه تدويرآن  باشد؛  به نظرم آن خانم نيز ازهمان ها بودبه هر حال من اجازه مي خواهم كه با او مصاحبه اي انجام دهم البته از مذير ليسه نيز كمي هراس دارم كه مانعم نشود.ر لذا همانگونه كه ازاو اجازه مي گيرم تا مصاحبه كنم همين طور از مدير نيز اجازهمي گيرم.خانم كه از دووازده پاس ها شكايت داشت وگفته بود كه پيش نهاد داه است كه دووازده پاس ها از كاتب اخراج شوند دانستم كه بالاتر از ليسه درس خوانده وشايد فوق ليسانسي دارد ازاو سوال مي كنم كه غرض از متود(شيوه) جديد چيست و دروزارت معارف چگونه تعريف مي شو
ادامه نوشته

تغير استراتژي امريكا وپي امد ه!ا

 

 در پي تغير فرماندهي نيرو هاي امريكايي در افغانستان خبرها حاكي است كه استراتژي ايالات ايالات متحدامريكا در قبال جنگ افغانستان تغير خواهد كرد؛ يكي از روز نامه هاي امريكايي نوشته است كه اوباما قصد دارد با تغير فرماندهي جنگ تغيرات مهمي در استراتژي امريكا در افغانستان بوجود آورد، آن روز نامه هم چنان مي افزايد كه :ما كاري راكه بايد در قبال افغانستان انجام مي داديم، نداده ايم .آن روز نامه منظور ازان كار هايي را كه بايد انجام مي داد ،عبارت از توجه به دولت سازي يا كار هاي سياسي در قبال افغانستان مي داند آن اظهارات بدين معنا است كه جنرال مك كريستال  دراين جهت حركت نكرده است ويا اين كه امريكا به نحو اشكاروبه صورت تلويحي از حكومت كرزي ناراضي است.  البته اين بار اول نيست كه مقام هاي امريكايي سخن از راهبرد جديد امريكا در قبال افغانستان مي گويند؛ زماني كه مك كريستال به عنوان فرمانده نيرو هاي امريكايي وارد افغانستان گرديد نيز سخن از تغير مهم در سياست امريكا در قبال افغانستان  گفته مي شد  ودر آن روزها برخي نشريه ها عنوان داشتند كه بعد ازاين اب خوش از حلقوم طالبان فرو نخواهد رفت
ادامه نوشته

حکومت قومی وشیوه های دموکراتیک

هفته ای گذشته تعدادی از وزاری کابینه ای اقای کرزی به مجلس نمایندگان کشور معرفی گردید،وبرخی نامزدوزیران که تعلق به قوم هزاره داشتند رای لازم را بدست نیاوردند ودر نتیجه از رفتن به کابینه بازماندند.

  برخی ازنمایندگان آن قوم درآن جلسه براشفت وده ها فحش وناسزارا نثار نمایندگان در آن مجلس کرد البته واکنش ها به مین جا ختم نگردید؛ بلکه حاج محمد محقق نیز بیانیه ای را در یکی از روز نامه منتشر کرد ورای نیاوردن هزاره ها راحاصل تبانی رئیس جمهور ورئییس  مجلس  نمایندگان خواند وآن را به به مردم هزاره تسلیت گفت البته قابل یاد آوری است که این ها واکنش های مقدماتی ااست که تا هنوز به چشم آمده است  ممکن است واکنش های دیگری نیز در قبال داشته باشد .

  گرچه این بار اول نیست  که چنین اتفاقی می افتد ونامزد وزیران قوم هزاره رای  لازم برای رسیدن به چوکی وزارت نمی آورند ؛اماوقتی به علل وریشه های های این امر پرداخته شود پاسخ های گونا گون می توان بدست اورد ؛ اما زیر بنایی ترین واساسی ترین پاسخ آن را باید  با نگاه ازبیرون بدست اورد ؛شیوه ها یی که در کشور ما برای رسیدن به قدرت مد نظر قرار می گیرد مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد. شعار هایی که مطرح می گردد مورد باز بینی  واقع شود .آن که در مجلس نمایندگن نشسته اند یا در کرسی های قدرت دولتی تکیه زده اند چنان سر گرم بازی اند که نمی دانند ونمی توانند تحلیل کنند وریشه های این فرایند را مورد ارزیابی قرار دهند که

   چرا در میان کاندید وزیران گونا گون نامزد وزیران هزاره رای نمی آورند؟  

متهم کردن این گروه یا آن گروه این شخص یا ان شخص را ه به جایی نمی برد ومشکل را حل نمی کند زیرا ؛ بازیگران قدرت سیاسی در کشور همانند کسانی هستند که بر سر شاخه نشسته اند وبن شاخه را می برند که دراین صورت شاخه قطع خواهندشدبه زمین خواهد افتاد .آن که خود به بریدن شاخه مشغول اند نباید انتظار داشته باشند که جان به سلامت ببرند.

  باید توجه داشتهکه در افغانستان حکومت رنگ قومی دارد رئیس حکومت نیز وقتی به قدرت رسید، کوشید مولفه های قومی را برجسته سازد، مشارکت ملی را به مشارکت قومی تنزل داد قبل ازان که روی نخبگان سیاسی تاکید بگذارد روی سران قومی تاکید نهاد،این گونه حکومت راهکار مخصوص خودرا می طلبد وروش های فراخور خودرا می خواهد؛ زیرا درروش قومی نمی توان ازروش های دموکراتیک ومردم سالاز سود جست و پارلمان را راه مناسب رسیدن به قدرت دانست.

.آنچه امروز در کشور ما جریان دارد یک حالت پارادکسیکال است . لازمه حکوکت قومی آنست که سران قومی گردهم آیند وچوکی های قدرت را به تناسب شعاع قومی(که یکی از منفورترین شعار است) تقسیم کنند؛هیچ لزومی ندار که نامزد وزیری وجودداشته باشدوباز آن را حکومت به مجلس بفرستد وروی آن رای گیری صورت گیرد که دراین صورت وبا این فرایند یک هدف  قومی با شیوه ای دموکراتیک پیموده می شود؛ که ذاتا ناهم خوان ونا هماهنگ است ؛اما اگر سران قومی باور مند به پارلمان می باشندومی خواهند بازی های سیاسی ازاین طریق صورت گیرد واین بازی نیز رونق ورواج پذیرد باید  گفتمان های خودرا عوض کنند وگفتمان فراخور آن را بیابند، وآن گفتمان ،گفتمان شهروندی است .راه دست یابی به قدرت را به صورت دیگر تعریف کنند هریک خودرا صاحب قوم خویش ندانند وقوم را وسیله رسیدن به قدرت ننشمارند، بر عقل مردم تکیه کنند نه بر احساسات مردم وآنا ن که شعار قومیت سر می دهند واحساسات مردم دست مایه ای رسیدن به قدرت می دانند هیچ گاه راه به جایی نمی برند. حادثه ای زشت بهسودبا کوچی ها مطرح می شود ،به جای آن که به ارگا نهای حکومتی ارجاع داده شود وراه حل را ازحکومت خواسته شودسران  قوم خود  در صحنه حضور می یابند گاه به نماز می ایستند وگاهی هم روزه می گیرند، این اتش از هر سو افروخته شود نا گزیر اولتر از همه افروزنده درآن می سوزد. متاسفنه رهبران نادان وکم خرد جامه ی قومیت را چنان تنگ دوخته اند که هیچ کس را دران جایی نیست این جامه تنگ چگونه برای دیگران قابل قبول باشد. وقتی که داد قومی بلند می شود لازمه ای این کار اندکی از خود گذری است ایا این سران برای مصالح هزاره از حزب خویش می گذرند؟

  آنچه که امروز دیده می شود برایند یک حرکت قومی است که نتایج خودرا آشکار می سازد، ومدعیان رهبری می دانند که عقلانیت سیاسی که لازمه یک حکومت دموکراتیک است بر خوردار نیستند، پس بگذارند که نسل دیگر با اندیشه ای منسجم تری با دیدشهروندی  مردم افغانستان وحقوق مردم بنگرند وازاین قاعده، بازی را اغاز کنند.

  اگر سران اقوام بر گرد قومیت خویش نگردندو مشکل قوم راازدید گاه ملی حل کنند وخودرا همه کاره قوم نپندارند، قوم گله ی  گوسفند نیست که انان شبانی آن را بدوش گرفته باشند؛ رهبران قوم معمولا دیگران به آدم بودن قبول ندارند وهمین بینش کج باعث گردیده است که همیشه نسبت به قوم احساس تملک کنند نه اظهار تعلق.

  امروز وقتی نخبگان هزاره ازرفتن به کابینه باز می مانند نتیجه کم عقلی وبی خردی کسانی است که خودرا به عنوان رهبر برمردم هزاراه تحمیل کرده است؛ تا وقتی که مردم خود عقل خویش را به کار نیدازند ومتکی به رهبران کم خرد باشند تجربه های تلخ تری تکرار خواهد گشت. هر قومی اگر خواسته باشند با ساید اقوام رفتار مسالمت جویانه داشته باشد باید تکه داران قومی را به یک سو نهند وبه آنها بفهمانند که تاریخ مصرف آنها منقضی شده است . در اخیر براین نکته تاکید می گذارم که دست یابی به قدرت از طریق پارلمان آنست که باید روش ها ومنش ها  تغیر یابد شعار های قومی به شعار های شهروندی تبدیل گردد ، از قومیت این همه سوی استاده نشود.

  متا سفنه در چند سال گذشته بررغم ساختار های فاسد گذشته وناهم گونی هایی که در تاریخ کشور وجود داشته است یکی از عوامل تشدید قومیت ها وجود همین رهبران بی ایمان به همه چیز بوده است ، این ها خود جحاب خود اند وباید ازسرراه مردم برداشته شو.ند تا وقتی این ها باشند  از میزان اشقفتگی این کشور کاسته نخواهد شد.

لیسه عالی باخیمه های پاره پاره

 چشم دیدی از یک لیسه در کابل                                   بخش دوم

 بعد از گذراز چند کوچه پس کوچه، داخل محوطه ی وسیع لیسه می شوم؛ راهی ه از  دروازه ورودی تا تعمیرلیسه کشیده شده است همانند راه بیرونی  خراب و پرازپستی وبلندی است، موتر سیکلت دوستم به اهستگی حرکت می کند اما حرکت بطی موتر سیکلت این هشدار را به من می دهد که این رخش توان حمل دو نفر را ندارد  نا گزیرپیاده می شوم  وراه  را پیاده طی می کنم ؛نزدیک خیمه ها یی پاره پاره ی می شوم که دو طرف راه بازو به بازوی هم قرار گرفته اند و شباهت فراوان به خیمه های کوچی ها داردکه بر اثر بالا وپایین کردن خیمه پاره پاره شده باشد  ؛خیمه ها هم پاره پاره هستند وهم چرک وخاک الود؛ نزدیک تر می شوم سمت راست راهرو، خیمه  مانندی فراز امده است که انبوه کودکان داخل آن می لولند، اول تصور می کنم که شاید یک صنف باشد اما وقتی نزدیک می شوم تخته های زیادی را می بینم که برروی چوب کوبیده شده است، پی می برم که زیر یک خیمه چندین صنف قرار دار

ادامه نوشته

 لیسه های عالی؟!! چشم دیدی ازیک لیسه در کابل                                 بخش اول

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4    روز های شنبه برای بسیاری ها روز ی پر از شور ونشاط و سر زندگی است؛خیلی ها لطف وصفا واستراحت جمعه را از سر می گذرانند تا برای یک هفته ی پر کار وپرتلاش آمادگی بگیرند؛ اما برای من شنبه نیز همانند بسیاری از روز ها کسل کننده است ؛ نه جمعه ی پر نشاطی وجود دارد ونه هم شنبه ی پر امیدی. آنان که روزی لاف رفاقت می زدند ونرد دوستی می باختند پاک بیگانه گشته اند نه جمعه می بینم تا به دیدن شان دل خوش باشم ونه هم شنبه که چشم به دیدار شان بگشایم  و اینک جریده می روند تاسیاهی سایه اش نیز آشکارنشود. 

ادامه نوشته

مجلس نمایندگان و دست آورد هاي پنج سال

   هفته ي گذشته روزهاي پاياني دوره كاري مجلس نمايندگان كشور بود، پنج سال پيش بود كه آن مجلس با شور و شعف مسرت فراوان شروع به كاركرد، سه سال  واندي حكومت ضعيف آقاي كرزي و برآورده نشدن بسياري از مطاليات مردم باعث گشته بود.كه شروع به كار مجلس توأم با شعف و نشاط باشد، همه ي توجه ها به كاركرد مجلس معطوف گشته بود و اميدوار بودند كه تجربه هاي سرد و سنگين حكومت آقاي كرزي بار ديگر تكرار نگردد

ادامه نوشته

باورهاي جديد به داوري جديد خواهد انجاميد؟

درهفته گذشته يك موسسه تحقيقاتي انگليسي به نام LSE اعلام كرد كه سازمان استخباراتي پاكستان بيش از حد تصور با طالبان همكاري دارند، محققان آن موسسه اظهار داشته اند كه آنها در اوايل سال روان با برخي سران طالبان ملاقات داشته اند، و طي گفت و شنودي  از سران طالبان شنيده اند كه مقام هاي سازمان" آي اس آي" در جلسات شوراي رهبري طالبان شركت مي جويند.پخش اين گزارش واكنش هاي گونا گوني را بر انگيخت ؛اما واقعيت آنست  كه موسسه ي انگليس نبايد افتخار كشف آن را از آن خود بداند و بدان مباهي و مبتهج باشد كه كار خارق العاده اي انجام داده است، بلكه آن واقعيت از بديهي هاي ذهني هر روز نامه نگار يا محقق افغاني  وحتا روزنامه نگاران آزاد انديش پاكستاني همانند احمد رشيد است؛ بنابراين پي بردن به آن نه افشاي رازي است نه كشف حقيقتي.

ادامه نوشته

  چه كاسه اي زير نيم كاسه است؟

 خبر حمله ي طالبان افغاني به آن سوي مرز وبه اسارت گرفتن تعدادي از سربازان اردوي پاكستان از طرف برخي رسانه هاي خارجي نشر شد، گرچه دولت پاكستان نيز مدعي بوده است كه سربازانش ناپديد شده اند با آنهم اين خبر چندان جدي تلقي نه گرديد و واكنش مثبت ويا منفي اي در قبال نداشت، اما به نظر نمي رسد كه اين خبر چنان بي اهميت باشد كه از كنار آن به آساني بتوان گذشت، وكاسه اي را درزير اين نيم كاسه نتوانست پيدا كرد
ادامه نوشته